استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

روایاتی از حضرت جواد الائمه علیه السلام

به مناسبت میلاد مبارک امام محمد بن علی الجواد سلام الله علیهما، استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امام جواد سلام الله علیه (۱۹۵-۲۲۰ ق) امام نهم شیعیان اثناعشری است. کنیه حضرت، «ابوجعفر ثانی»، و «جواد» و «ابن الرضا» از القاب مشهور ایشان است. ملقب شدن حضرت علیه السلام به «جواد» به دلیل کثرت بخشش و احسان ایشان بوده است.

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: امام جواد علیه السلام ۱۷ سال امامت کردند که با حکومت مأمون عباسی و معتصم عباسی همزمان بوده است. بر اساس نقل بیشتر منابع، امام جواد (ع) در آخر ذی ‌القعده سال ۲۲۰ق در ۲۵ سالگی مسموم و به شهادت رسیدند. در میان امامان شیعه، ایشان جوان‌ ترین امام در هنگام شهادت بوده است.

 

وی افزود: سنّ کمِ حضرت سلام الله علیه در هنگام امامت (هشت سالگی)، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا (ع)، در امامت ایشان او تردید کنند؛ برخی عبدالله بن موسی علیه السلام و عده‌ ای احمد بن موسی علیه السلام، شاهچراغ را امام خواندند و گروهی به واقفیه پیوستند؛ اما بیشتر آنان امامت حضرت (ع) را پذیرفتند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: ارتباط امام جواد (ع) با شیعیان، بیشتر از طریق وکیلانش و به شکل نامه ‌نگاری انجام می ‌گرفت. در دوره امامت او فرقه‌ های اهل حدیث، زیدیه، واقفیه و غلات فعالیت داشتند. امام جواد (ع)، شیعیان را از عقاید آنان آگاه می ‌کردند و از نماز خواندن پشت سر آنها نهی و غالیان را لعن می‌ نمودند.

 

وی اضافه نمود: مناظرات علمی امام جواد (ع) با عالمان فرقه‌ های اسلامی در مسائل کلامی، همچون جایگاه شیخین (دو خلیفه اول) و مسئله ‌های فقهی مانند حکم قطع کردن دست دزد و احکام حج، از مناظرات معروف امامان معصوم دانسته شده است.

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: گفته شده است به جهت سن کم امام و تحت کنترل بودن او، حدود ۲۵۰ حدیث از او روایت شده است. شمار راویان و اصحاب او نیز از ۱۱۵ تا ۱۹۳ تن گفته شده است. احمد بن ابی نصر بزنطی و صفوان بن یحیی و عبدالعظیم حسنی از جمله اصحاب امام بودند.

 

وی افزود: مناقب و کرامات متعددی برای حضرت جواد (ع) نقل شده است. سخن گفتن هنگام تولد، طی الارض، شفا دادن بیماران و استجابت دعا از جمله کرامات وی شمرده شده است. عالمان اهل سنت، امام جواد (ع) را مورد احترام شمرده و شخصیت علمی و معنوی او را ستوده‌ اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام محمدِ تقی (ع) در دوران امامت خود چندین بار با برخی از فقیهان دربار عباسی مناظره کرده اند. گزارش‌ های تاریخی حاکی از آن است که برخی از این مناظره ‌ها به درخواست درباریان مأمون و معتصم و با هدف آزمایش پیشوای نهم شیعیان انجام می ‌گرفته و نتیجه آن باعث شگفتی و تحسین حاضران می ‌شده است.

 

وی اضافه نمود: منابع، ۹ مناظره و گفتگو از جوادالأئمه گزارش کرده‌ اند که چهار مورد آنها با یحیی بن اکثم و یک مورد با احمد بن ابی ‌داوود، قاضی القضاتهای بغداد، بوده است. همچنین گفتگوهایی از وی با عبدالله بن موسی، ابوهاشم جعفری، عبدالعظیم حسنی و معتصم نیز گزارش شده است. موضوع این گفتگوها مباحث فقهی مربوط به حج، طلاق، حد سرقت و مباحثی دیگر همچون ویژگی یاران امام دوازدهم، فضایلی که برای دو خلیفه اول (شیخین) نقل شده، و اسماء و صفات خدا بوده است.

 

مناظره درباره مسئله فقهی

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: از مناظرات مهم امام محمد تقی (ع) که در زمان مأمون عباسی در بغداد صورت گرفت، مناظره با یحیی بن اکثم، فقیه دربار عباسی، بود. بنابر برخی منابع شیعه، علت وقوع این مناظره، اعتراض سران عباسی به پیشنهاد ازدواج او با ام الفضل از سوی مأمون بود. مأمون برای اثبات درستی تصمیم خویش، به آنان پیشنهاد کرد تا جوادالأئمه (ع) را بیازمایند. آنان پذیرفتند و برای آزمودن آن حضرت، جلسه مناظره‌ای ترتیب دادند. یحیی در مناظره، نخست مسئله‌ ای فقهی درباره شخص مُحرمی که حیوانی را شکار کرده، مطرح ساخت. امام جواد (ع)، با مطرح کردن وجوه گوناگون برای مسئله، از یحیی بن اکثم پرسیدند منظور وی کدام وجه است. یحیی بن اکثم در جواب درماند. سپس خود امام جواد (ع)، مسئله را با صورت‌ های مختلف آن پاسخ گفت. درباریان و علمای عباسی پس از شنیدن جواب امام، بر تبحر او در فقه اعتراف کردند. گفته‌ اند که مأمون پس از مناظره گفت: خدای را بر این نعمت سپاسگزارم که آنچه من اندیشیده بودم، همان شد.

 

مناظره درباره خلفا

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به نقل منابع روایی شیعه، امام محمد تقی (ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اکثم درباره فضایل ابوبکر و عمر مناظره کرد. یحیی خطاب به او گفت: جبرئیل از طرف خدا به رسولش گفت: از ابوبکر سؤال کن، آیا او از من راضی است؟ من که از او راضی هستم.

امام پاسخ داد: من منکر فضل ابوبکر نیستم؛ اما کسی که این روایت را نقل کرده، باید به احادیث دیگری که از پیامبر (ص) وارد شده، توجه کند و آن اینکه پیامبر (ص) فرمود: هنگامی که حدیثی از طرف من به شما می‌ رسد، آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید. اگر موافق با آن بود، بپذیرید و اگر نبود، قبول نکنید؛ زیرا دروغگویان و جعل ‌کنندگان حدیث زیاد خواهند شد.

 سپس امام فرمود: این حدیث با قرآن موافقت ندارد؛ زیرا خداوند در قرآن می ‌فرماید «وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ؛ ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم»، آیا خداوند از راضی بودن یا نبودن ابوبکر آگاهی نداشت که از او می‌ پرسد؟

پس از آن یحیی درباره روایت «مَثَل ابوبکر و عمر در زمین همانند جبرئیل و میکائیل در آسمان است»، سؤال کرد. حضرت امام جوادالأئمه سلام الله علیه فرمود: محتوای این روایت صحیح نیست؛ زیرا جبرئیل و میکائیل همواره بندگی خدا را کرده و لحظه‌ ای مرتکب گناه نشده‌ اند، در حالی که ابوبکر و عمر پیش از آنکه اسلام بیاورند، سال‌ های طولانی مُشرک بوده‌ اند.

 

قطع دست دزد

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: در زمان سکونت جوادالأئمه (ع) در بغداد، درباره اینکه دست دزد از کجا باید قطع شود، بین فقهای اهل سنت اختلاف پیش آمد. برخی می ‌گفتند از مچ باید قطع گردد و برخی دیگر قطع آن را از آرنج می ‌دانستند. معتصم از امام جواد (ع) خواست تا نظر خود را بیان کند. جوادالأئمه از معتصم خواست او را از پاسخ معاف دارد؛ اما خلیفه اصرار کرد و امام گفت: فقط انگشتان دزد قطع می‌ شود و بقیه دست باقی می ‌ماند. امام جواد (ع) دلیل خود را آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِله فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً» عنوان کردند. معتصم جواب امام را پسندید و دستور داد تا انگشتان دزد را قطع کنند. برخی بر این باورند این حادثه سبب ترویج جایگاه امامت در بین مردم شد.

 

کلام امام جواد علیه السلام

استاد ناصر ابراهیمی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به برخی از روایات از امام جواد (ع) پرداخت

«مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْیَتْهُ الْمَصادِرُ» هرکس موقعیت شناس نباشد جریانات، او را مى‌رباید و هلاک خواهد شد. (بحار‌الانوار، ج ۶۸، ص  ۳۴۰)

 

وی افزود: امام جواد (ع) فرمود: «مَنْ عَتَبَ مِنْ غَیْرِ ارْتِیابٍ أعْتَبَ مِنْ غَیْرِ اسْتِعْتابٍ» سرزنش کردن دیگران بدون علت و دلیل، سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت، درحالى‌که رضایت آنان نیز کسب نخواهد کرد. (بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۱)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از حضرت (ع) روایت شده است: «أفْضَلُ الْعِبادَةِ الاْخْلاصُ» با فضیلتترین و ارزشمندترین عبادت‌ ها آن است که خالص و بدون ریا باشد. (بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۲۴۵)

 

وی اضافه نمود: از حضرت علیه السلام روایت شده است: «عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ» عزت مومن در بى‌نیازى و طمع نداشتن به مال و زندگى دیگران است. (بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۱۰۹)

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: کلینی رحمت الله علیه در کافی این روایت را از حضرت علیه السلام آورده است: «مَنْ خَطَبَ إلَیْکُمْ فَرَضیتُمْ دینَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إلاّ تَفْعَلُوهُ تَکْنُ فِتْنَةٌ فِى الاْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرْ» هر که به خواستگارى دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتدارى او مطمئن مى‌باشید با او موافقت کنید، وگرنه سبب فتنه و فساد بزرگى بر روى زمین خواهید شد. (کافی، ج ۵، ص ۳۴۷)

 

وی اضافه نمود: از حضرت علیه السلام روایت شده است: «مَنِ انْقادَ إلَى الطُّمَأنینَةِ قَبْلَ الْخِیَرَةِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَکَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُغْضِبَةِ» هرکس بدون اطمینان نسبت به جوانب (هر کارى، فرمانى، حرکتى و...) مطیع و پذیراى آن شود، خود را در معرض هلاکت قرار داده و نتیجه ‌اى جز خشم و عصبانیت نخواهد گرفت. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۴)

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: مجلسی رحمت الله علیه در بحارالانوار این روایت را از حضرت علیه السلام آورده است: «عَلَّمَ رَسُولُ اللّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله عَلّیا علیه‌السلام ألْفَ کَلِمَةٍ، کُلُّ کَلِمَةٍ یَفْتَحُ ألْفُ کَلِمَةٍ» حضرت رسول (ص) یک هزار کلمه به امام على (ع) تعلیم داد که از هر کلمه‌ اى هزار باب علم و مسئله فرعى باز مى‌ شود. (بحار الانوار، ج ۴۰، ص ۱۳۴)

 

وی افزود: امام جواد (ع) فرمود: «مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أکْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالأجَلِ، وَ حَیاتُهُ بِالْبِرِّ أکْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمْرِ» فرا رسیدن مرگ انسان‌ ها، به ‌جهت معصیت و گناه، بیشتر است تا مرگ طبیعى و عادى، همچنین حیات و زندگى به ‌وسیله نیکى و احسان به دیگران بیشتر و بهتر است از عمر بى‌ نتیجه. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۸۳)

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: مجلسی رحمت الله علیه در بحارالانوار این روایت را از حضرت علیه السلام آورده است: «لَنْ یَسْتَکْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَةَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَلَنْ یُهْلِکَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ.» بنده ‌ای حقیقت ایمان را نمى ‌یابد، مگر آنکه دین و احکام الهى را در همه جهات بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد؛ و کسى هلاک و بدبخت نمى‌ گردد، مگر آنکه هوا‌ها و خواسته‌ هاى نفسانى خود را بر احکام الهى مقدّم نماید. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۸۱)

 

وی اضافه نمود: از حضرت علیه السلام روایت شده است: «لَنْ یَسْتَکْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَةَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَلَنْ یُهْلِکَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ» بنده‌ ای حقیقت ایمان را نمى‌ یابد، مگر آنکه دین و احکام الهى را در همه جهات بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد؛ و کسى هلاک و بدبخت نمى‌ گردد، مگر آنکه هوا‌ها و خواسته‌ هاى نفسانى خود را بر احکام الهى مقدّم نماید. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۸۱)

 

وی افزود: امام جواد (ع) فرمود «الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْکَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما اعَزَّهُ اللّهُ، وَمَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ.» امر به معروف و نهى از منکر دو مخلوق الهى است، هر که آن‌ها را یارى و اجرا کند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى‌ گیرد و هر که آنها را ترک و رها گرداند، مورد خذلان و عقاب قرار مى ‌گیرد. (وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۲۴)

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: علامه مجلسی رحمت الله علیه در بحارالانوار این روایت را از حضرت علیه السلام آورده است:

«ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْبٍ سَلیمٍ.» سه خصلت جلب محبّت مى‌کند: انصاف در معاشرت با مردم، هم‌دردى در مشکلات آنها، همراه و همدم شدن با معنویات. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۸۲)

 

وی اضافه نمود: از حضرت علیه السلام روایت شده است: «التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ» شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران کردن گناه نسبت به همان گناه و تصمیم جدى بر اینکه دیگر مرتکب آن گناه نشود. (کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۴۹)

 

وی افزود: امام جواد (ع) فرمود: «مَنْ زارَ قَبْرَ اخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَ قَرَأَ: «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّاتٍ، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْکْبَرِ.» هر کس بر بالین قبر مؤمنى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مبارکه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختی‌هاى صحراى محشر در امان قرار مى‌ گیرد. (وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۲۷)

/270/260/20/
 

ش, 11/23/1400 - 21:28