به مناسبت فرا رسیدن چهل و سومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، استاد هادی غزلاوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «انقلاب اسلامی» پراخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قرآن کریم می فرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ۚ مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ» بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز می دهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس درباره رفیقتان [محمّد که عمری با پاکی، امانت، صدق و درستی در میان شما زندگی کرده است] بیندیشید که هیچ گونه جنونی ندارد، او برای شما از عذاب سختی که پیش روست، جز بیم دهنده ای نیست. (سبأ: 46)
وی افزود: یکی از مهمترین حرکت های بشر در جهان هستی، که اتفاق می افتد، یا به جهت حق است یا به جهت باطل. خداوند در این زمان، که از الطاف بزرگ خداوند سبحان است، ما را در زمان غیبت امام زمان علیه السلام قرار داد. دوم اینکه حرکت نتیجه هزاران عالم دینی را در انقلاب اسلامی به ما نشان داده است. سوم اینکه در این حرکتی که در زمان ما به نام «انقلاب اسلامی» انجام شد، دو جهت را باید در نظر بگیریم: «حاکم عادل» و «مردم سالاری»
استاد غزلاوی خاطرنشان کرد: در اینجا ارتباط آنها را بررسی می کنیم و به بیان علما بزرگ، که استوانه های هدایت برای رسیدن به امام معصوم و انبیاء و خداوند سبحان هستند، نگاه می کنیم، به عنوان مثال در جواهر الکلام، وقتی حاکم عادل را می خواهد تعریف کند، مسأله «ولایت فقیه» را یک اصل مسلم می داند: (جواهر الکلام، ج 16، ص 178؛ ج 40، ص 190، ج 21، ص 397)صاحب جواهر، ولایت فقیه را به عنوان یکی از امور مسلم و قطعی و ضروری معرفی می کند و می گوید: نیاز به دلیل ندارد. استوانه های مکتب بر آن حکم کردند و صاحب جواهر مقداری از کلامش را این بیان می کند: «منکر ولایت فقیه طعم شیرین فقه را نچشیده است» اگر آراء علمای دو قرن قبل و دو قرن بعد از صاحب جواهر را هم بررسی کنیم، می بینیم که همه علما بر «ولایت فقیه» اتفاق نظر دارند. این موضوع بحثی نیست که بشود در آن خدشه کرد.
وی اضافه نمود: صاحب جواهر در ادامه مصداق حاکم عادل را معرفی می کند؛ نخستین عادل، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، دوم امامان معصوم علیهم السلام؛ بعد بیان می کند که در ایام غیبت امام عصر علیه السلام، فقیهان به عنوان نائب عام امام علیه السلام مصداق حاکم عادل هستند. در اینجا در یک طرف حاکم عادل نیاز است و در طرف دیگر، «الناس» و مردم تا اینکه این هیئت حکومت اسلامی تشکیل بشود. و از الطاف الهی است که ما چنین حکومت اسلامی را که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمان خودش تشکیل داد و امام علی علیه السلام، تا رسید به امام حسین علیه السلام که از باب امر به معروف و نهی از منکر به فکر حکومتی بود تا امر به معروف و نهی از منکر در جامعه جاری بکند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در اینجا یک بحثی فقهی است که به «امر به معروف و نهی از منکر» واجب مطلقه می گویند و مشروط به هیچ چیزی نیست؛ به عبارت دیگر از شرایط انجام تکلیف، قدرت است، اگر قدرت نباشد، تکلیف ساقط است؛ اگر قدرت در میان باشد، که در فرض ما «ولی و حاکم عادل»، عاجز نیست؛ پس امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب است؛ مقدمه امر به معروف ونهی از منکر هم باید تحصیل بکند؛ و آن، «ولایت بالفعل» است.
وی افزود: این ولایت بالفعل همان گونه که صاحب جواهر می گوید: «شرط واجب است» و نه اینکه شرط وجوب باشد. یعنی برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر انجام بشود، باید قیام کرد، تشکیل حکومت بدهیم تا ولایت فعلی داشته باشیم، وقتی تشکیل حکومت اسلامی داد، مقدمه آماده شد، و بعد از آن، امر به معروف و نهی از منکر اجرا می شود.
استاد هادی غزلاوی خاطرنشان کرد: اصل مسیر چنین است و حواشی که اتفاق می افتد، هیچ گاه مسیر اهل بیت غلیهم السلام تغییر نمی کند ؛ نظر امام خمینی رحمت الله علیه هم چنین است؛ قیام کردند؛ حکومت را تشکیل دادند؛ نه اینکه منتظر حرکت و قیام خودِ مردم باشند؛ بله! امام علی علیه السلام در خطبه شقشقیه می فرماید: « قیام الحجه بوجود الناصر» وجود ناصر، برای ولایت، واجب است؛ اگر ناصر باشد، برای فقیه واجب است تا برای تحصیل ولایت قیام بکند؛ و در زمان ما اینچنین مطلبی برای ما عیان شد و آشکارا بیان گردید.
وی اضافه نمود: اما یک بار دیگر به این آیه شریفه از سوره سبأ نگاه کنیم: « قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ۚ مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ» بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز می دهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس درباره رفیقتان [محمّد که عمری با پاکی، امانت، صدق و درستی در میان شما زندگی کرده است] بیندیشید که هیچ گونه جنونی ندارد، او برای شما از عذاب سختی که پیش روست، جز بیم دهنده ای نیست. (سبأ: 46)
وی افزود: تفسیر نورالثقلین، از جمله تفاسیر روایی است؛ که در ذیل این آیه شریفه این روایات را بیان کرده است:
87- حدثنا جعفر بن أحمد قال حدثنا عبد الكريم بن عبد الرحيم عن محمد بن على عن محمد بن الفضيل عن أبي حمزة الثمالي قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن قوله عز و جل: قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ قال: انما أعظكم بولاية على هي الواحدة التي قال الله عز و جل.
«88- في أصول الكافي الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن الوشا عن محمد بن الفضيل عن أبي حمزة قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن قوله تعالى: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» فقال: انما أعظكم بولاية على عليه السلام هي الواحدة التي قال الله تبارك و تعالى «إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ».
89- في كتاب الاحتجاج للطبرسي رحمه الله عن أمير المؤمنين عليه السلام حديث طويل و فيه و اما قوله: «إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» فان الله جل ذكره أنزل عزائم الشرائع و آيات الفرائض في أوقات مختلفة فكان أول ما قيدهم به الإقرار بالوحدانية و الربوبية و الشهادة بان الا اله الا الله، فلما أقروا بذلك تلاه بالإقرار لنبيه صلى الله عليه و آله بالنبوة و الشهادة له بالرسالة، فلما انقادوا لذلك فرض عليهم الصلوة ثم الصوم ثم الحج ثم الجهاد ثم الزكاة ثم الصدقات و ما يجرى مجراها من مال الفيء، فقال المنافقون: هل بقي لربك علينا بعد الذي فرض علينا شيء آخر يفترضه فتذكره لتسكن أنفسنا الى انه لم يبق غيره؟
فأنزل الله في ذلك: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» يعنى الولاية فانزل الله: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ».
90- في كتاب المناقب لابن شهر آشوب الباقر و الصادق عليهما السلام في قوله تعالى: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» قال: الولاية ان تقوموا لله مثنى قال: الائمة و ذريتهما».
استاد غزلاوی خاطرنشا کرد: کسی بالله قیام کند، در مسیر حکومت پیغمبر اکرم و اهل بیت علیهم السلام باشد، مسیر، مسیر امیرالمؤمنین علیه السلام است. در روایتی دیگر می خوانیم که مقصود از «مثنی» یعنی طاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و مقصود از «فرادی» یعنی اطاعت از امام های از ذریه ایشان که بعد از ایشان می آیند. در تفسیر فرات کوفی آمده است:
« «470»- فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ مُعَنْعَناً عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ [تَبَارَكَ وَ] تَعَالَى قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ قَالَ يَعْنِي الْوَلَايَةَ [بِالْوَلَايَةِ] فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَمَّا نَصَبَهُ لِلنَّاسِ فَقَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ ارْتَابَ النَّاسُ وَ قَالُوا إِنَّ مُحَمَّداً لَيَدْعُونَا فِي كُلِّ وَقْتٍ إِلَى أَمْرٍ جَدِيدٍ وَ قَدْ بَدَأَنَا بِأَهْلِ بَيْتِهِ يُمَلِّكُهُمْ رِقَابَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ [تَعَالَى] عَلَى نَبِيِّهِ [عَلَيْهِ] يَا مُحَمَّدُ قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ فَقَدْ أَدَّيْتُ إِلَيْكُمْ مَا افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ رَبُّكُمْ أَمَّا مَثْنَى فَيْعِني [يَعْنِي] طَاعَةَ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ [ع] وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ فُرادى فَيَعْنِي طَاعَةَ الْإِمَامِ مِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مِنْ بَعْدِهِ [بَعْدِهِمَا].
وی افزود: مرحوم آیت الله سعیدی، پدر امام جمعه موقت قم، می گوید: در درس امام حاضر بودیم؛ امام هر هفته چهارشنبه (یا روز دیگری) یک نکته اخلاقی می گفتند؛ آن روز نگفتند. آیت الله سعیدی پافشاری می کنند که امام یک نکته ای به ما بگویید. شما هر هفته نکته ای را می گفتید. امام هم این آیه شریفه را به عنوان نکته اخلاقی بیان می کنند.
وی در ادامه بیان کرد: برای تشکیل حکومت اسلامی، نقش مردم هم حائز اهمیت است؛ در کلام امام امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره شده که وجود ناصر برای قیام حجت لازم است؛ اگر نگاه کنیم در آیه 11 وقتی انسان ظلم و ستم را ببیند، وقتی آه مظلوم را ببیند، این دو رکن هم بود که امیرالمؤمنین به میدان آمد و حکومت را تشکیل داد؛ به خاطر اینکه دفاع از مظلوم کند و در مقابل با ظالم بایستند. همین کار را نظام کنونی جمهوری اسلامی دنبال می کند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: ما دو نوع حکومت داریم؛ انبیاء وائمه مستقیما عدالت را اجرا می کنند. گاهی اجرای عدالت ممکن نیست؛ می آیند و زمینه اجرای عدالت را ایجاد می کنند.
وی افزود: در انقلاب اسلامی هم زمینه عدل شد، به خاطر وجود ولایت فقیه است و دوم، حضور مردم؛ همان طور که این آیه شریفه به آن اشاره دارد: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» اگر مردم خودشان بخواهند و دور هم جمع بشوند، مانند بنی اسرائیل دنبال منجی بگردند، منجی که در طول اهل بیت علیهم السلام، آن حاکم عادل است، موجب نصرت این مردم می شود. و بالعکس اگر برگردند، در چاه مذلت گیر می کنند.
استاد هادی غزلاوی در بخش پایانی گفتگو که به مناسبت چهل و سومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، انجام گرفت، خاطرنشان کرد: بحث را با این روایت زیبا از امام رضا علیه السلام به پایان می بریم. علامه مجلسی رحمت الله علیه در بحار الانوار، جلد 6، صفحه 57 این روایت از امام رضا علیه السلام را به نقل از حسین بن سعید مکفوف بیان کرده است.
« 6- شي، تفسير العياشي عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ الْمَكْفُوفِ كَتَبَ إِلَيْهِ فِي كِتَابٍ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا سَيِّدِي عَلِّمْ مَوْلَاكَ مَا لَا يُقْبَلُ لِقَائِلِهِ دَعْوَةٌ وَ مَا لَا يُؤَخَّرُ لِفَاعِلِهِ دَعْوَةٌ وَ مَا حَدُّ الِاسْتِغْفَارِ الَّذِي وُعِدَ عَلَيْهِ نُوحٌ وَ الِاسْتِغْفَارِ الَّذِي لَا يُعَذَّبُ قَائِلُهُ وَ كَيْفَ يُلْفَظُ بِهِمَا وَ مَا مَعْنَى قَوْلِهِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ قَوْلِهِ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي وَ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ كَيْفَ تَغْيِيرُ الْقَوْمِ مَا بِأَنْفُسِهِمْ حَتَّى يُغَيِّرَ مَا بِأَنْفُسِهِمْ فَكَتَبَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ كَافَأَكُمُ اللَّهُ عَنِّي بِتَضْعِيفِ الثَّوَابِ وَ الْجَزَاءِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ وَ عَلَيْكُمْ جَمِيعاً السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ الِاسْتِغْفَارُ أَلْفٌ وَ التَّوَكُّلُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ أَمَّا قَوْلُهُ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ مَنْ قَالَ بِالْإِمَامَةِ وَ اتَّبَعَ أَمْرَكُمْ بِحُسْنِ طَاعَتِهِمْ وَ أَمَّا التَّغَيُّرُ إِنَّهُ لَا يُسِيءُ إِلَيْهِمْ حَتَّى يَتَوَلَّوْا ذَلِكَ بِأَنْفُسِهِمْ بِخَطَايَاهُمْ وَ ارْتِكَابِهِمْ مَا نُهِيَ عَنْهُ وَ كَتَبَ بِخَطِّهِ.»
/270/260/20/