استاد مهدوی دامغانی:

امامت، منتصب از جانب خداوند است

به مناسبت میلاد پرنور و سرور امام الموحدین، یعسوب الدین، امیرالمؤمنین، وصیّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام، استاد علی دامغانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان گوشه ای از فضایل حضرت علیه السلام پرداخت.

 

وی افزود: اساسی  ترین نقطه اعتقادی مذهب تشیع، این نقطه است که قائل هستند امامت منصبی است که از ناحیه خداوند تعالی اختیار می شود و خدای تعالی امام را نصب می کند و جعل می نماید. و احدی در این مقوله دخالتی ندارد؛ حتی شخص شخیص خاتم الانبیاء فقط مبلغ مسأله امامت است؛ او هیچ گونه دخالت آخری در منصب امامت ندارد. مسأله، مسأله انتخاب و جعل توسط حضرت حقّ  جلّ اسمه است.

 

استاد مهدوی خاطرنشان کرد: این بیان در آیاتت متعدده، نصوص وارده از قرآن مجید و از روایات عدیده به ما چنین مطلبی رسیده است. یکی از این آیات، در سوره مبارکه قصص بوده است: «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُون‏» (القصص: 68) «و ربّک یخلق ما یشاء و یختار» پروردگار تو است که هر چه بخواهد، خلق می کند و هر چه بخواهد اختیار و انتخاب می کند. «ما لهم الخیره» برای مردم در این موضوع اختیاری و انتخابی نیست.

 

وی اضافه نمود: صاحب کتاب تفسیر قمی در ذیل این آیه شریفه روایت می کند: «و قوله: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ قال يختار الله الإمام و ليس لهم أن يختاروا» (تفسير القمي؛ ج ‏2؛ ص 143)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در حدیث دیگر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم «یختار محمدا و اهل بیته» اوست که پیغمبر را انتخاب کرد و اوست که اهل بیت پیغمبر را بر منصب امامت نصب و اختیار نمود.

 

استاد علی مهدوی دامغانی خاطرنشان کرد: آیات از این قبیل بسیار است؛ به عنوان مثال، این آیه شریفه از سوره مبارکه مائده که می فرماید:  تبلیغ کن و به مردم برسان که اگر مسأله امامت را تبلیغ نکنی، خلافت علی بن ابی طالب را بیان نکنی، گویا که هیچ رسالتت را انجام نداده ای. «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين‏» (مائده: 67)

 

وی اضافه نمود: گاهی اوقات یک شخص را ابرای ریاست یک مرکز علمی، برای مدت معین، در یک مکان محدود، نتخاب می کنند، این شخص باید بر علوم مختلفه احاطه داشته باشد، معرفتی نسبت به دانشمندان و فضلایی که در آن علومی که می خواهد در آن دار العلم و مرکز علمی این علم نشر پیدا کند و در آنجا تعلم و تعلیم صورت بگیرد. یک شخص عادی نمی تواند به صرف اینکه پسر یا شوهر فلانی است، در یک مرکز علمی نصب بشود، بلکه باید سلسله مراتب را دیده باشد تا بتواند در کار خودش موفق باشد؛ و الا هیچ موفقیتی نیست، باید آشنایی کامل داشته باشد؛ باید اشخاص عالم و دانشمندان و فضلا در رشته های مختلف را بشناسد؛ آنگاه بتواند برنامه ای را تدوین کند تا موجب پیشرفت و ترقی شود؛ و الا موجب قهقرا می گردد.

 

وی افزود: اگر عقل ما برای یک دوره زمانی محدود و برای یک محدوده مکانی چنین حکم می کند، و اینکه اگر چنین اتفاقی نبود، خلاف عقل و عقلا رفتار کرده ایم که می کنیم، اگر ذات حضرت قدوس قرار باشد انتخاب کند، چه انتخابی! انتخابی که موجب ترقی فکر بشریت و موجب هدایت انسانی که اشرف مخلوقات است، بشود، هدایتگری کند، نه در قشر خاص و نه برای یک زمان معین و خاص، بلکه این زمان برود تا جایی که «لیظهره علی الدین کلّه ولو کره المشرکون»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آن خدا با آن بصیرتی که دارد،

 خدایی که این ذات حضرت قدوس ازلی است، یعنی ابتدایی ندارد، او ابدی است، یعنی انتهایی ندارد،

خدایی که او سرمدی است، نه ابتدایی دارد و نه انتهایی دارد،

 قادر مطلق، بر همه چیز قدرت و احاطه دارد،

این ذات حضرت حق که اکبر و بزرگتر است ازاینکه توصیف کسی او را شامل شود. کسی نمی تواند او را توصیف کند که «الله اکبر من أن یوصف»

 این خدا با این احاطه اش، آن وقتی که همه آسمان ها و زمین را در شش شبانه روز خلق کرد، و هیچ گونه خستگی و ناراحتی بر ما وارد نشد. «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوب‏»  (ق: 38)

آن خدای احدی، احد واحد صمدی که اوست که «وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيم‏» خلقت این آسمان ها یک بحث است، نگاهداری و حفظش هم برای ما زحمتی ندارد و گَردی بر دامان ما نمی نشیند.

آن خدایی که فقط تسبیح و تنزیه فقط اختصاص به او دارد؛ هیچ نقصی بر او وارد نیست،

 آن خدایی که هیچ حدی بر او وارد نیست و او پاک و منزه از هر نقصی است. خدایی که هر حمدی و ستایشی فقط مخصوص ذات قدوس است و هر کس ستایشی  می شود، به واسطه نعمتی است که از جانب خدای عزّ اسمه به آن شخص عطا شده است، و الا مطلق حمد فقط از آنِ خدا است؛

مطلق ستایش فقط مخصوص ذات کبریایی حضرت حق است که «اذا اراد الله لشیء ان یقول له کن فیکون» هر چه را که بخواهد، ایجاد می کند

خدایی که هر چه را که بخواهد، محو می کند که «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب‏» (الرعد: 39)

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم

وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم

مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر

ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم

 

استاد علی مهدوی دامغانی خاطرنشان کرد: این خدا اگر خواسته باشد وصیّ و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که اشرف مخلوقات الهی است را انتخاب کند، چگونه و چه کسی را انتخاب می کند؟ پیامبری که «ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليما» (الأحزاب: 40)

 

وی افزود: پیامبر انتخاب خدای متعال است «اقرأ باسم ربّک الذی خلق خلق الانسان من علق» «یا ایها المدثر قم فأنذر و ربّک فکبّر و ثیابک فطهّر» آن کسی که پیغمبرش را انتخاب کرد، باید کسی که متناسب با این انتخاب اول است و شأنش متناسب شأن رسول اکرم باشد، اتخاب کند، او باید مثل رسول اکرم و بلکه نفس نفیس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را انتخاب کند.و غیر از این معنا ندارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در سوره ص خداوند متعال به شیطان می فرماید: «قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالين‏» (ص: 75) عالین چه کسانی بودند که وظیفه سجده نداشتند؟ پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ می دهند: منظور از عالین، همان نورهایی بودند که قبل از حضرت آدم خلق شده بودند.

«7- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: كُنَّا جُلُوساً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذْ أَقْبَلَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِإِبْلِيسَ‏ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ‏ فَمَنْ هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ الَّذِي هُوَ أَعْلَى مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ

كُنَّا فِي سُرَادِقِ الْعَرْشِ نُسَبِّحُ اللَّهَ وَ تُسَبِّحُ الْمَلَائِكَةُ بِتَسْبِيحِنَا قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ بِأَلْفَيْ عَامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ أَنْ يَسْجُدُوا لَهُ وَ لَمْ يَأْمُرْنَا بِالسُّجُودِ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ إِلَّا إِبْلِيسَ فَإِنَّهُ أَبَى وَ لَمْ يَسْجُدْ

فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ‏ عَنَى مِنْ هَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ الْمَكْتُوبَةِ أَسْمَاؤُهُمْ فِي سُرَادِقِ‏ الْعَرْشِ فَنَحْنُ بَابُ اللَّهِ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ بِنَا يَهْتَدِي الْمُهْتَدِي فَمَنْ أَحَبَّنَا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ أَسْكَنَهُ جَنَّتَهُ وَ مَنْ أَبْغَضَنَا أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ أَسْكَنَهُ نَارَهُ وَ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَ مَوْلِدُهُ»   (ابن بابويه، محمد بن على، فضائل الشيعة - تهران، چاپ: اول، بى تا؛ ص 8)

 

وی افزود: اگر آن انوار مقدسه نبودند، سجده بر آدمی در کار نبود. آدم بین آب و گل بود؛ خلقت نوری آنها از اول مورد انتخاب ذات حضرت قدوس است؛ «أنا و علی من شجرة واحده و سائر الناس من شجر شتی» این است؛ در خلقت نوری ائمه اطهار و نبی مکرم روایات فراوان وجود دارد؛  آیا در آیه های قرآن هم آیه ای بر آن خلقت نوری اشاره دارد؟ بله! همین فقره «أ استکبرت ام کنت من العالین»

 

استاد مهدوی  دامغانی خاطرنشان کرد: یه دیگری که بر نصب پیامبر و نصب امیرالمؤمنین و ائمه خدا به جانشینی رسول اکرم دارد، این آیه شریفه است: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏» (المائدة: 55) فریقین گفته اند این آیه درباره امیرالمؤمنین علیه السلام است.

برو ای گدای مسکین درِ خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

وی افزود: حتی اگر در ذیل این آیه شریفه روایتی هم از فریقین ندااشتیم، باز هم به تنهایی این آیه شریفه بر مطلب دلالت دارد. آیه شریفه نیازی به روایتی ندارد؛ چون در مذاهب اربعه بلکه در کل اربعه ما حکمی نداریم که در حال رکوع کسی زکات بدهد که به خاطر استحباب زکات در حال رکوع یا وجوب اداء زکات در حال رکوع، چنین تعریف و تمجیدی کرده، او را بگوییم کلی منحصر به فرد است و امیرالمؤمنین تنها  کسی است که مقصود خداوند تبارک و تعالی است. اصلا چنین حکمی را نداریم که در حال رکوع کسی زکات بدهد، آن هم خاتم و انگشتر. در هیچ کدام از فرق اسلامی چنین حکمی نیامده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از اینکه ذات اقدس ربوبی بدون اینکه چنین حکمی در این مقوله باشد، بیان می کند که «خدا ولیّ شما است، پیامبر ولی شما است، و آن کسی که در حال رکوع انگشتر به عنوان زکات می دهد» مشخص می شود که شخص خاصّی را بیان می کند. نه اینکه کلّی منحصر به فرد باشد و آن را به صورت کلی بیان کرده باشد و روایات خواسته باشند این کلی را در امیرالمؤمنین منحصر کند، خیر! خود این آیه شریفه به تنهایی بدون استفاده از روایات دلالت دارد که این منصب، منصب ولایت، خاصّ امیرالمؤمنین علیه السلام است که «انما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمنون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»

 

استاد علی مهدوی دامغانی خاطرنشان کرد: من در حیرتم از فراوانی آیات و روایات که دلالت بر نصب امامت امیرالمؤمنین علیه السلام دارد و کسانی به خاطر آنکه حبّ دیگری را در دل دارند، همه این دلایل را توجیه می کنند و کنار می گذارند؛ و بجای علی علیه السلام کسی را می گذارند که مسائلی را بلد نبود و می گوید: «همه شما فهمیده تر هستید از من، حتی آن پیرزن هایی که در پشت پرده نشستند.»

 

وی اضافه نمود: آیه دیگر آیه اولوالامر است؛ «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» بشر آزاد است؛ به او کرامت آزادی داده است؛ اطاعت به چه معنا است؟ خدا می فرماید: من خالق شما هستم؛ پس از من اطاعت کنید. از رسول من و صاحبان امر اطاعت کنید. اولی الامر کیست؟ آیا هر کس رئیس شد، اولوالامر است؟ در این دوره، در آن مملکت، در آن مملکت، هر کس امر را در دست گرفت، ولیّ امر است؟ و خدا به این بیان دستور داده است؟! آیا این اولیاء امر ظاهری به خطا روند؟! آیا تاریخ اشتباهات امر گذشته را تحلیل نمی کنند؟ که فلان شخص با همه محاسنی که داشت، چگونه به خطا رفت و مردم  را به ضلالت کشید؟! بحثی در روشن بودن آن نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آیا بخدا به شما دستور می دهد از کسانی که بشریت را به ضلالت می کشند و خطا می کنند، اطاعت کنیم؟! آیا خدا اقرار به جهل می کند؟! باز اگر اطیعوا یک بار دیگر تکرار می شد، می شد اولوالامر بودن حاکمان جاهل را پذیرفت؛ هر جا دیدید که امر صحیحی را بیان کرد، از او اطاعت کنید و هر جا دیدید که امر اشتباهی را می گوید، از او اطاعت نکنید.

ولی «اطیعوا» برای رسول و اولوا الامر یک مرتبه بیان شده است. «اطیعوا الرسول و اولی الامر» هر گونه که از پیامبر اطاعت می کنید، همان گونه از اولوالامر اطاعت کن. پس معلوم می شود که این اولوالامر باید دارای عصمت باشد و هیچ گونه شائبه ای از خطا و نسیان در خود نداشته باشد. این اولوالامر است که مقصود ذات حضرت حقّ است که «من یطع الرسول فقد اطاع الله» «و من یعص الله و رسولَه» اطاعت خود و رسولش را و معصیت خود و معصیت رسولش را در کنار هم قرار می دهد. اینجا هم که اطاعت اولوالامر عین اطاعت از پیغمبر است و مخالفت با اولوالامر عین مخالفت با پیغمبر است، پس اولوالامر باید از مقام عصمت برخوردار باشد، و او کسی نیست جز امیرالمؤمنین.

/270/260/20/

د, 11/25/1400 - 13:58