استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «مباحث حقوقی خانواده» پرداخت.
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از مباحثی که باید در موضوع خانواده روشن بشود، مباحث حقوقی خانواده است؛ در جلسات قبل، به عوامل استحکام خانواده، عوامل تزلزل ساختمان خانواده مباحثی مطرح شد؛ اما حقوق و وظایفی هم در داخل خانواده برای زوجین در اسلام جعل شده است و خداوند متعال این حقوق را جعل کرده است.
وی افزود: شاید حقوقی را که اسلام برای زوجین جعل کرده است، در دنیای معاصر برای بعضی تفکرات، قابل فهم نباشد. ما وظیفه داریم این مباحث را تبیین کنیم و در تبیین این مباحث از علوم مختلف استفاده کنیم. در این جلسه به عنوان مقدمه نکاتی را برای تحلیل حقوق خانواده در اسلام بیان می کنیم.
نکته اول:
استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: اولین نکته ای که باید مورد بررسی قرار بگیرد، خانواده نهادی است که با اختیار طرفین تشکیل می شود. بر اساس اسلام، اجبار در خانواده محکوم است و کسی نباید با اجبار به تشکیل خانواده سوق داد؛ از این رو رضایت هر دو مهم است؛ اگر زوج و زوجه در تشکیل خانواده رضایت نداشته باشند، این عقد و این نکاح از لحاظ شرعی تحقق نمی گیرد. پس اجبار و اکراه در تحقق خانواده هم شرعا درست نیست و هم از لحاظ آثاری که موجب می شود، مسأله مضرّی است. به همین خاطر اینکه در بعضی جملات، علیه اسلام تبلیغ می کنند که «اسلام خانواده را به اجبار می خواهد تشکیل بدهد» اینگونه نیست؛ دو شخص بالغ به اختیار خودشان خانواده را تشکیل می دهند.
وی اضافه نمود: یک تعهد اختیاری متقابل است. پس هر دو نسبت به هم حقوقی و وظایفی متقابل دارند. منویّاتی که هر دو طرف دارند، تا حدی است که حلالی حرام نشود و خلاف شرع تحقق نیابد؛ و با رعایت این حدود می توانند به عنوان شرط ضمن عقد مطرح کنند. اگر خانم می خواهد تحصیل کند، می تواند شرط تحصیل را در داخل ضمن عقدش مطرح کند؛ یعنی تعهد متقابل، معنایش این نیست که تمام شروط بسته شده است، شروطش بعضی وقت ها باز است، مگر آنکه حلالی را حرام کند یا آنکه خلاف شرع است، آن را شرط کند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پس منشأ حقوق خانواده تعهد متقابلی است که زوج و زوجه به هم می دهند و می توانند در این تعهد متقابل، شروطی را که با ماهیت نکاح مخالف نباشد و شروطی که حلالی را حرام و حرامی را حلال نکند، مطرح کند.
نکته دوم:
استاد محمد باقر ساعی ور خاط نشان کرد: بحث عدالت با مساوات باید جدا بشود. اگر بخواهیم حقوق خانواده را متوجه بشویم، باید این دو مفهوم را درک کنیم؛ و الا همیشه دچار تناقض خواهیم شد. تساوی یعنی به هر دو شبیه هم حقّ دادن؛ عدالت، یعنی هر کدام را با توجه به نقشش و نیازش حق دادن؛ حق، منشأ عدالت، نیاز تکوینی و نقش فرد در آن نهاد است. حقی که به او داده می شود؛ اما تساوی به منشأ نیازش و به نقشش نگاه نمی کند.
وی افزود: سلول های انسان، اعضای بدن انسان، مختلف است؛ بعضی از آنها ضعیف است و برخی از آنها محکم است؛ استخوان ها محکم است و چشم ضعیف است؛ هر کدام به تناسب نقش و نیازی که دارند، حالت متناسبت خود را دارند؛ حقوق در خانواده هم بر اساس نقش و نیازی است که در خانواده دارند؛ تنظیم شده است. و این یعنی عدالت؛ پس اگر مثل مکاتب فمنیستی، همه این حقوق را برای هر دو مساوی و مشابه معنا کنیم، نهاد خانواده بر اساس نقش هایی که در خانواده باید داشته باشند، تنظیم نمی شود. بر اساس یک هوس هایی که خیالی است، تنظیم می شود. پس فرق است بین عدالت و تساوی.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به همین خاطر بعضی از مکاتب فمنیستی می گویند «در حقوق اسلام، به خانم ظلم می شود» اما باید در نظر داشت که در مقابل ظلم، عدالت است، نه تساوی؛ و به این ترتیب می گویند حالا که در اسلام به زن ظلم می شود، باید تساوی را برقرار کنند و مشابه باشد، این، خود تناقض است؛ وقتی ظلم می شود، باید عدالت باشد، نه تساوی..
نکته سوم:
استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم حقوق خانواده را به خوبی متوجه بشویم، باید به مکتب و منشور نگاه کنیم؛ و الا اگر به صورت اجزای پراکنده و درهم نگاه کنیم، به طور طبیعی به تناقض می رسیم. اگر یک دکمه از یک پیراهن را برداریم و آن را برای مردم شرح بدهیم، ناقص شرح داده می شود؛ می گویند چرا دکمه بزرگ ساخته نشده است، کوچک ساخته شده است؛ اما اگر به تناسب با پیراهن شرح داده شود، می بینیم که اندازه ساخته شده است و متناسب با جایگاه خودش است. پس باید به حقوق خانواده در قالب یک مکتب به آن نگاه کرد.
وی اضافه نمود در جایی نفقه را بر عهده مرد گذاشته است؛ و در مقابل وجوب نفقه و وجوب مهریه، دو مسأله را هم بر عهده خانم گذاشته است؛ وجوب تمکین و وجوب اذن در خروج از خانه؛ این امر، در قبال آن است؛ و اینها را اگر با هم نگاه نکنیم، کار درست دیده نمی شود. در هیچ جای اسلام نمی بینیم که خانم مسئولیت مالی داشته باشد؛ مگر نسبت به خودش؛ اگر خانم تنها است و عاقل و بالغ است، نسبت به خودش نفقه است؛ یک خانم واجب النفقه ندارد. حتی در بحث دیه، خانم مطرح نیست که دیه را جمع کند. اسلام بر او مسئولیت ملی نگذاشته است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خودش یک بحث است که چرا اینگونه بوده و مسئولیت مالی بر او نیست. شاید گفت: خود مادر بودن، شغل مقدسی است و نباید تحقیر بشود؛ چون بر خانم مسئولیت مالی نیست، دیه هم به مسئولیت مالی بر می گردد؛ در بحث ارث هم به این برمی گردد که انسان مالی را که به دست آورده، چگونه خارج خواهد کرد، چون مسئولیت مالی ندارد، در عمل برای خودش است؛ اما اگر یک مرد هر چه به دست بیاورد، هم برای خودش هم برای کسانی است که واجب النفقه او هستند. مرد در خانواده مسئول مالی در خانواده است؛ امور مالی بر عهده او است؛ به این معنا نیست که اگر زنی کار کند، چرا دیه او نسف است؛ نصف بودن دیه برای زن برای آن است که زن مسئولیت مالی ندارد. دیه در مقابل جان نیست، دیه در مقابل بدن نیست؛ جان انسان طبق قرآن مساوی با جان تمام انسان ها است؛ دیه در مقابل بدن انسان هم نیست؛ عنوان «خون بها» عنوان اشتباهی است؛ از این رو دیه در مقابل مسئولیت مالی است. بحث مکتب وار دیدن و منشوری نگاه کردن از نکات مهم است که باید بررسی شود.
نکته چهارم
وی افزود :تا وقتی که بحث ارزش انسانی را با بحث تفاوت نقش ها جدا نکنیم، به خلط و تناقض می رسیم . اگر در مدرسه یا فردی معاون و دیگری مدیر مدرسه است، با توجه به تفاوت نقش ها هر کس یک مسئولیت دارد. آیا هر کس که مدیر است، انسان تر است؟ آیا ارزش انسانی به این کار و تخصص داده می شود یا طبق استعداد و تخصص و نقشی که باید داشته باشد، به او یک وظیفه ای داده می شود؛ وظیفه دادن طبق استعداد فرد، معنایش این نیست که او انسان تر است و آن انسانیت کمتری دارد. اصلا این بحث تقسیم نقش ها بحث اخلاقی نیست.
نکته پنجم:
استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: اسلام، خود خانواده را مرحله ای از رشد فردی انسان می داند؛ انسان باید در دنیا رشد کند و مرحله ای از رشدش هم تشکیل خانواده است؛ از جنبه خانواده، خود خانواده منشأ آرامش است. از لحاظ اجتماعی هم یک جامعه سالم، وابسته به یک خانواده سالم است؛ پس خانواده یک نهاد مقدس در اسلام است. پس خانواده هم از جنبه فردی، هم خانوادگی هم اجتماعی یک نهاد مقدس است.
وی افزود: این نهاد مقدس نباید خراب بشود؛ امروزه بعضی مکاتب فمنیستی و امانیستی بر این تأکید دارند که اگر نخواستند، جدا می شوند و اگر خواستند، زندگی می کنند؛ انگار خانواده یک ازدواج سفید است و یک دوست پسری و دوست دختری است و هر بار که بخواهند، این رابطه را قطع می کنند. این تفکر به خاطر افراط در آزادی است. بعضی از اوقات خواسته های انسان ریشه هوس و شهوانی دارد. بعضی وقت ها خواسته های انسان ریشه اش غضب عجولانه است؛ ممکن است با یک توصیه و مشاوره و با یک تزکیه در خودش و با یک تربیت درست، مسأله را حل کنند. به همین خاطر به این راحتی خانواده را خراب کردن، به بهانه آزادی به خانواده و استحکام خانواده ضربه وارد کردن، از اهداف اسلام به دور است. بر اساس دیدگاه اسلامی ویران شدن بنای خانواده موجب دور شدن از رحمت الهی است.
نکته ششم
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امروزه بعضی اصطلاحات در جامعه ما سطحی معنا می شود و بدون تحقیق قضاوت می شود؛ البته غیر از تحلیل های سطحی، اغراضی هم در میان است تا هجوم فرهنگی در دین بشود. بعضی اصطلاحات که به صورت سطحی بیان می شود و در نتیجه نتیجه بد از آن گرفته می شود را مورد بررسی قرار می دهیم.
وی اضافه نمود: بحث ولایت پدر بر فرزند؛ به این معنا بیان گردیده که فرزند برای پدر است؛ با اینکه نگهداری و مسئولیت فرزند با پدر است، نه اینکه فرزند را به پدر داده باشند؛ هیچ فرزندی را از مادر و پدر حقیقی نمی شود جدا کرد و منعی از ملاقات فرزند با مادرش هم نمی شود انجام داد؛ اما به خاطر اینکه خانم، مسئولیت مالی پیدا نکند، گفتند مسئولیت با پدر است؛ آن هم تا سنّ بلوغ است؛ که بعد از آن، فرزند، خودش انتخاب می کند. این نگهداری فرزند، بد معنا شده است؛ یعنی انگار پدر برای نگهداری فرزند لحاظ شده؛ و مادر اصلا در اسلام در این قضیه در نظر هم گرفته نشده است؛ با اینکه هم پدر و هم مادر در نظر گرفته شده است و مسئولیت مالی نگهداری فرزند، بر پدر قرار داده شده است. وظیفه است که به پدر داده شده، نه حق را؛ اینجا بحث حقّ نیست.
استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: یکی دیگر از موارد، بحث اهمیت مادر بودن است که برخی مغرضانه یا جاهلانه تحریف می کنند و منظور نامناسب از آن را برداشت کرده، انتشار می دهند. می گویند: اسلام که می گوید به مادر بودن اهمیت بدهد، یعنی انگار خانم باید در آشپزخانه بماند اسلام می گوید: اگر خانم در خانه کار کرد، حق دارد تا دستمزد بگیرد. درست است که اسلام همیشه با حقوق اداره نمی شود، بلکه با اخلاق و رحمت و مودت اداره می شود، اما از لحاظ حقوقی این حق را دارد.
وی افزود: اسلام به خانواده و مادر در خانواده اهمیت می دهد و برای حفظ آن توصیه کرده، چون نقش مادر در تربیت فرزند، بی بدیل است. پدر نمی تواند نقش مادر را در تربیت فرزند انجام بدهد. حتی نقش همسر در خانواده حائز اهمیت است؛ آن نقشی که محبت و عشق را در خانواده پرورش می دهد، مرکزیت آن با خانم است.؛ آن را با تحریف معنا کرده اند و یک معنای بردگی برای آن گذاشته اند و از آن نتیجه گرفتند که اسلام به خانواده اهمیت نداده است؛ با اینکه هیچ دینی به اندازه دین مبین اسلام، به زن اهمیت نداده است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرده است: در روایتی بیان شده است: «الجنة تحت اقدام الأمهات» ؛اسلام می گوید از گام های مادر است که فرزندان به بهشت می روند و از فعالیت مادری است که فرزند به بهشت می رود؛ نقش مادری با هیچ کار کردن دیگری قابل قیاس نیست؛ البته معنایش این نیست که زن نباید در بیرون از خانه کار کند و این حق را ندارد، بلکه معنایش آن است که نقش مادری با نقش های دیگر و با کار کردن زن در سر کار، قابل مقایسه نیست و در درجه نخست اهمیت را دارد.
/270/260/20/