استاد مصطفی احدی نسب، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «خدمات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به بشریت» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره آل عمران، آیه 103 می فرماید:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راه های متفرّق نروید، و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دل های شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید، و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای (راهنمایی) شما بیان می کند، باشد که هدایت شوید.
وی افزود: آیه شریفه می فرماید: منظور از «کنتم ...» صرفا اعراب زمان جاهلیت نبوده است، برای همه انسان ها اینچنین است که اگر پیامبری در میان آنها نباشد، چنین روحیه ای دارند؛ بنابراین فقط اختصاص به زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ندارد.
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: یکی از مغالطه هایی که امروزه شاهد آن هستیم که انجام می دهند، و البته از زمان های قبل هم بوده، این است که عرب را در مقابل فارس قرار می دهند؛ وقتی مسلمان ها به ایران حمله کردند، مسلمان ها در مقابل فارس بودند، نه اعراب در مقابل اسلام؛ این مغالطه ای است که بحث «تعصب قومی» را ایجاد کنند..
وی افزود: در بین ایرانی ها این را ترویج می کنند که اعراب به ایران حمله کردند، کتابخانه ها را آتش کشیدند؛ زن های ایران را به اسارت گرفتند؛ برعکس مطلب را در بین اعراب انتشار می دهند و می گویند: ایرانی ها مجوس هستند؛ خدا را قبول ندارند؛ و ... بنابراین هر دو توطئه است. در بین عرب ها به نحوی تعصب را برمی انگیزند؛ و در بین ایرانی ها به گونه ای دیگر این کار را می کنند. اگر ما کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بالای منبرها بیان می کنیم، کلامی است که پیامبر گرامی اسلام از جانب خدای متعال بیان کرده است. در حقیقت، ما عرب را در نظر نمی گیریم؛ بلکه ما «اسلام» را قبول کرده ایم. فرق است بین شعاری که مربوط به عرب جاهلی باشد و شعاری که مربوط به پیامبر گرامی اسلام باشد. این است آن نقطه کلیدی که متأسفانه رعایت نمی شود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی از شعارهایی که عرب های زمان جاهلیت سر می دادند، این بود: «انصر اخاک ظالما کان او مظلوما» برادرت را یاری کن؛ چه ظالم باشد و چه مظلوم باشد. این شعار از نظر اسلام مطرود است و ما آن را قبول نداریم. وقتی اسلام آمد، شعار اسلام این شد: «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا»
وی اضافه نمود: پس معیار فرق کرد؛ معیار اعراب جاهلی، قوم و قبیله بود و می گفت: برادرت را ولو ظالم باشد، یاری برسان. ولی با آمدن اسلام، منطق تغییر کرد. پس ما نمی گوییم «عرب بر عجم برتری دارد»؛ ما شعار اسلام را بر سرِ دست گرفته ایم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حتی قبل از رسیدن به مقام پیامبری، در پیمان «حلف الفضول» شرکت کردند و تا آخر عمر مبارکشان به این پیمان، افتخار می کردند. اسلام این است.
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: شعار عرب جاهلیت، جهل و خرافه بود؛ پرستش بت ها، کشتن فرزندان برای بت ها، یا به خاطر ترس از فقر، یا برای فرار از ننگ، و همین طور، جنگ و خون ریزی که در میان قبایل اعراب جاهلی، بود.. این منطق اعراب جاهلی است؛ اما با آمدن اسلام، منطق تغییر کرد؛ امیر مؤمنان در خطبه 26 نهج البلاغه می فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ [تَعَالَى] بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ، مُنِيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ، الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ.» خداوند، محمد صلى اللّه عليه و آله را مبعوث داشت كه بيم دهنده جهانيان باشد و امين وحى او. و شما اى جماعت عرب ها، پيش از آن، بدترين آيين را داشتيد و در بدترين جاي ها به سر مى برديد و در زمين هاى سنگلاخ و ناهموار مى زيستيد و با مارهاى سخت و كرّ همخانه بوديد. آبى تيره و ناگوار مى نوشيديد و طعامى درشت و خشن مى خورديد و خون يكديگر مى ريختيد و از خويش و پيوند بريده بوديد. بتان در ميان شما برپا بودند و خود غرقه گناه بوديد. خداوند، محمد (صلى اللّه عليه و آله) را مبعوث داشت كه بيم دهنده جهانيان باشد و امين وحى او. و شما اى جماعت عرب ها، پيش از آن، بدترين آيين را داشتيد و در بدترين جاي ها به سر مى برديد و در زمين هاى سنگلاخ و ناهموار مى زيستيد و با مارهاى سخت و كرّ همخانه بوديد. آبى تيره و ناگوار مى نوشيديد و طعامى درشت و خشن مى خورديد و خون يكديگر مى ريختيد و از خويش و پيوند بريده بوديد. بتان در ميان شما برپا بودند و خود غرقه گناه بوديد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: منطق عرب قبل از اسلام این بود که امیر مؤمنان علیه السلام معرفی می کند؛ پس ما هم از عرب جاهلی پیروی نمی کنیم و با آنها مخالفیم. ما هیچگاه نگفتیم که عرب پرست هستیم. منطق ما، منطق اسلام است؛ و با منطق عرب جاهلی نباید مخلوط بشود.
وی افزود: شعار عرب قبل از اسلام این بود که اگر کسی یک نفر را از یک قبیله ای می کشت، با کشتن چند نفر تلافی می کردند. جنگی قبل از اسلام به نام «جنگ فجار» بوده است که یک نفر، شخصی را از یک قبیله ای به بهانه ای می کشد؛ آنها به تلافی چند نفر را می کشند؛ دوباره به این قبیله به تلافی حمله می شود؛ دوباره و دوباره و به این ترتیب، این جنگ ها سال ها به طول می انجامد. اما در مقابل، منطق اسلام این است:
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿۳۲﴾
از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده روى مى كنند (۳۲)
چنین منطقی، منطق اسلام ست و نه منطق عرب؛ اسلام می گوید:
« وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» ای عاقلان، حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر (از قتل یکدیگر) بپرهیزید. (بقره: 179)
وی افزود: اسلام می گوید: قصاص این است که یک نفر در مقابل یک نفر؛ آن هم اگر مظلومانه کشته شود؛ باز می فرماید: اگر صاحبان ببخشند، بهتر است؛ و در ادامه می فرماید: نتیجه قانون قصاص، حیات جامعه است. پس اسلام، قصاص را آورد. اسلام می گوید:
«وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا» و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده، مکشید؛ مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود، و کسی که خونش به مظلومی و ناحق ریخته شود، ما به ولیّ او حکومت و تسلط (بر قاتل) دادیم پس (در مقام انتقام) آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما مؤید و منصور خواهد بود.
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: اسراف در قتل همان منطق جاهلیت بود که بجای یک نفر، چند نفر را می کشتند. بنابراین منطق اسلام با منطق عرب، زمین تا آسمان، تفاوت دارد؛ البته این، فقط منطق عرب نیست؛ در زمان ما در جوامع غربی، ریشه جنگ جهانی اول، که به دنباله آن، جنگ جهانی دوم هم پیش آمد، همان منطق غلطی است که در بین اعراب زمان جاهلیت بود.
وی افزود: در سال 1914 میلادی، 28 ژوئن، ولیعهد اتریش با همسرش برای تفریح از ماشین خودشان پیاده شدند، توسط یک جوانی صربستانی که وابسته به یک نهاد زیرزمینی شوروی بود، ترور شدند؛ در اینجا بود که آلمان و اتریش علیه روسیه متحد شدند. یعنی به بهانه اینکه ولیعهد اتریش توسط روسیه کشته شد، آلمان با اتریش متحد شدند. روسیه هم با انگلیس متحد شد؛ بعدها هم فرانسه با انگلیس متحد شدند؛ عثمانی ها هم با آلمان متحد شدند؛ متحدین و متفقین به جان هم افتادند و 13 میلیون نفر به خاک و خون کشیده شدند. این همان منطق بر اساس منطق فجار اعراف جاهلیت است.
وی اضافه نمود: اسلام آمد و با این منطق مخالفت کرد و این شعار را سر داد: «و لکم فی القصاص حیاة یا اولوا الالباب» قصاص، هم یک رفتار پسندیده و هم عقلایی است؛ چون اگر قصاص نباشد، ممکن است باعث نابودی حیات اجتماعی بشر بشود. چون انسان ها نسبت به قاتل افراد بیگناه ساکت نمی نشینند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامهم بیان کرد: شعار اعراب تفاخر به جنس عرب بود؛ اسلام این شعار را برداشت و این شعار با برپا کرد:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد؛ در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى ترديد خداوند داناى آگاه است. (حجرات: 13)
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: خطاب آیه به مردم است و نه تنها مسلمان ها؛ برتری به تقوا ست؛ عرب بر عجم، فی نفسه برتری ندارد؛ این منطق اسلام است؛ برخلاف منطق عرب جاهلیت، که البته متأسفانه هنوز هم این منطق دیده می شود. ادیان دیگر هم مانند یهودیان، مسیحیان و مجوس دچار انحراف در عقیده بودند؛ اسلام آمد و آنها را از انحراف نجات داد.
وی افزود: وقتی اسلام آمد افراد از جاهای مختلف به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گرایش پیدا کردند. سلمان از فارس، بلال از حبشه، صهیب از روم، اویس قرنی از یمن، و ... به این ترتیب، از جای جای سرزمین های گوناگون مسلمان شدند؛ سلمان فارسی، زرتشتی بود، مسیحی شد، سرانجام به اسلام رسید. خودش می گوید: «انا سلمان بن عبدالله، کنت ضالا فهدانی الله عزوجل بمحمد، کنت عائلا فاغنانی الله بمحمد و کنت مملوکا فاعتقنی الله بمحمد»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سلمان تا آنجا رسید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سلمان منّا اهل البیت»؛ با آمدن نور اسلام همه کسانی که انصاف داشتند، به آن گرایش پیدا کردند؛ درست است که پیغمبر ما عرب زبان است و با زبان قومش صحبت می کند اما «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهی و (از عذابش) بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.
وی افزود: خداوند متعال در سوره مدثر می فرماید: «... وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ»؛ چند آیه بعد، در آیه 36 می فرماید: «نذیرا للبشر» اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، انذار دهنده هستند که هستند، برای همه بشریت انذاردهنده هستند.
وی افزود: پس ما یک شعار عرب داریم، یک شعار اسلام داریم؛ شعار اسلام تا ابد می درخشد؛ همه انسان ها به شعار اسلام افتخار می کنند؛ شعارهای در سازمان ملل حاکی از همین نکته است. بنابراین حمله مسلمان ها به ایران، با حمله عرب به عجم متفاوت است. امیر مؤمنان علیه السلام درباره حمله مسلمان ها به ایران می فرماید: «حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْیَافِهمْ» آگاهى خودرا بر شمشیرها حمل مى کنند؛ یعنی با بصیرت می جنگیدند.
وی اضافه نمود: جنگ ایران و اعراب نبود؛ جنگ ایران و اسلام بود؛ منطق اسلام بود که ایرانی ها را تسلیم کرد؛ ایرانی ها از روی اعتقاد، به اسلام گرایش پیدا کردند؛ نه از روی ترس و تعصب؛ ایرانی هیچگاه نسببت به اعتقادات باطل تسلیم نمی شدند. ما در تاریخ جنگ مغول را داشتیم؛ شمشیر مغول ها بر گرده ما از شمشیر مسلمان ها تیزتر بود؛ ویرانی های مغول ها بیششتر بود؛ اما ایرانی اعتقاد مغول ها را قبول نکردند؛ اگر پذیرش اسلام توسط ایرانی ها از ترس بود، چرا با همین ترس و بر اساس همین منطق، دین مغول ها را قبول نکردند. برعکس، مغول ها توسط دانشمندان ایرانی، همانند علامه حلی و خواجه نصیرالدین طوسی، شیعه می شوند. بنابراین منطق اسلام بود که پیروز شد، و نه سلاح.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دلیل دیگر خدمات بی منتی است که ایرانی ها به اسلام کرده اند؛ خدماتی که ایرانی ها در طول تاریخ، به اسلام کردند، خلوص ایرانی ها در پذیرش اسلام را تأیید می کند؛ هیچ گاه نمی توان با زور، مردم را به این خدمات گسترده مجبور کرد. تعداد علمایی که خدمات فراوانی به اسلام کردند، اکثرا غیر عرب بودند. اگر اسلام آوردن ایرانی ها به خاطر اجبار عرب ها بود، آیا این اجبار در طول تاریخ هم وجود داشت؟ اگر جواب منفی است، دلیل این همه خدمات فراوان ایرانی ها به اسلام به چه دلیل بود، یر از خدمت صادقانه و از روی پذیرش؛ پذیرش منطق اسلام. معلوم می شود که این منطق، منطق درستی بود.
وی افزود: دشمن می خواهد از این منطق انتقام بگیرد. منطقی که بر پایه امام حسین و انتظار منجی موعود است. دو خط سرخ و سبز که جهان را خواهد گرفت. دشمن می خواهد از اشاعه این منطق در جهان جلوگیری کند؛ اما
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد. (صف: 8)
/270/260/20/