به مناسبت مبعث پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، استاد سید مهدی شیرازی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه، 4 هدف را برای بعثت انبیاء ذکر فرمودند. خدای تبارک و تعالی انبیای الهی را پی در پی فرستاد تا این چهار کار انجام بگیرد.
«فبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ [تَتَتَابَعُ] تَتَابَعُ عَلَيْهِم ...» پس خداوند رسولانش را برانگيخت، و پيامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسيل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمت هاى فراموش شده او را به يادشان آرند، و با ارائه دلايل بر آنان اتمام حجّت كنند، و نيروهاى پنهان عقول آنان را برانگيزانند، و نشانه هاى الهى را به آنان بنمايانند: از اين بلند آسمان كه بالاى سرشان افراشته، و زمين كه گهواره زير پايشان نهاده، و معيشت هايى كه آنان را زنده مى دارد، و اجل هايى كه ايشان را به دست مرگ مى سپارد، و ناگواري هايى كه آنان را به پيرى مى نشاند، و حوادثى كه به دنبال هم بر آنان هجوم مى آورد. (نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ ص 43)
استاد شیرازی خاطرنشان کرد: هدف از بعثت همه انبیا و پیامبر گرامی اسلام، یک کلمه است، و آن اینکه انسان را به انسانیت خودش برگرداند؛ «توجه دادن به انسانیت»، یعنی ببیند با وجود شباهت هایی که بین انسان و حیوان وجود دارد، اما به واسطه «اختیار» و «عقل» از حیوان متمایز می شود. امتیاز انسان، بر حیوان، آن است که با عقلش می تواند انتخاب صحیح داشته باشد و اگر عقلش را به درستی به کار نبرد، انتخاب نادرستی انجام می دهد.
وی افزود: از این رو هدف اصلی بعثت انبیاء آن است که عقلانیت انسان را رشد بدهد و انسان را به عقلانیتش برگرداند. قرآن کریم هم می فرماید: «أفلا تعقلون» یا در جای دیگر می فرماید: «یا اولوا الالباب» همه به عقلانیت برمی گردد. اگر عقلانیت بر انسان حکم فرما باشد، به خودش اجازه نمی دهد که چیزی را با دست خودش بسازد، و یا با توهم خودش تصور بکند و بعد بگوید که «این، خدای من است یا واسطه بین من و خدا است.» چرا که این مطلب، با هیچ عقلی سازگار نیست.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر من بخواهم عقلم را حاکم بر خودم قرار بدهم، می فهمم که بین من و حیوان تفاوت زیادی برقرار است و تفاوت، جوهری است؛ بنابراین تمام تلاشم این است که خودم را در حیوانیت خودم محدود نکنم و فراتر از حیوانیت قرار بدهم؛ اگر این شد، در تمام ابعاد، صرفا جنبه های حیوانی و غرایز بر او اصالت پیدا نمی کند؛ اگر من با عقلم بفهمم که من فراتر از حیوان هستم، حیوانیت بر من محوریت پیدا نمی کند.
وی در ادامه بیان کرد: اعتقاد صحیح این است که موضوع رابطه بین زن و مرد، به عنوان دو جنسی که به عنوان انسان مطرح هستند، اختصاصی به ادیان و اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام و فرهنگ ایرانی ندارد؛ آنچه که می فهمیم، این است که انسان که با عقلانیت، خودش را غیر از حیوان می بیند، با انسانیت خودش رابطه بین دو جنس زن و مرد را متفاوت از رابطه دو جنس نر و ماده در حیوان قرار می دهد؛ صرفا رابطه نر و مادگی نیست؛ انسان با عقلانیتش می فهمد که رابطه بین زن و مرد، صرفا جنبه حیوانی و غریزی که مشترک بین انسان و حیوان است، نیست؛ چیزی که نتیجه اش صرفا تولید مثل است؛ بلکه انسان می بیند که مطلب فراتر از آن ست.
وی افزود: آنچه که در خلقت دو جنسی آفریدن انسان مدّ نظر گرفته شده، آن آرامشی است که انسان به وسیله ارتباط با جنس مخالف پیدا می کند. می گوییم این آرامشی که هست و این رابطه دو جنس نسبت به همدیگر، باید در قالب و چارچوب انسانی باشد. ازدواج، رابطه انسانی بین دو جنس است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در همه اقوام و در تمام فرهنگ ها، هر کسی با هر اعتقادی و با هر فرهنگی که تصور می شود، در طول تاریخ بشر، رابطه ای را بین زن و مرد، به عنوان زن و شوهر و ازدواج تعریف کرده اند. البته شاید غیر از رابطه ازدواج و زن و شوهری، رابطه دیگری هم وجود داشته باشد؛ اما رابطه تعریف شده، به عنوان ازدواج هم وجود دارد؛ حتی کسانی که خدا را قبول ندارند، ازدواج در آنها وجود دارد؛ ولو اینکه در کیفیت ازدواج، تفاوت ها وجود داشته باشد.
وی اضافه نمود: مشرکان قبل از بعثت رسول مکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم ازدواج داشته اند. اسلام به کسانی از مشرکان که زن و شوهر بوده اند و اسلام می آوردند، نمی گفت که نیاز به عقدی جدید است! همان ازدواج قبلی ادامه پیدا می کند. پس این رابطه ازدواج، یک رابطه صرفا دینی نیست، بلکه یک رابطه انسانی بین زن و مرد است.
استاد شیرازی خاطرنشان کرد: اگر هر کسی بخواهد ازدواج را کمرنگ کند، طبیعتا با این تعریفی که بیان شد، انسانیت را می خواهد کمرنگ کند؛ یعنی انسان را به حیوانیت برگرداند؛ همان گونه که در حیوان، ازدواج، بلکه دین، معنا ندارد؛ ازدواج در انسان ها است که معنا دارد.
وی در ادامه بیان کرد: ازدواج، یک رابطه بین زن و مرد است که متعهدانه است و دارای مسئولیت است و همچنین، قانونمند است؛ در هر جامعه ای یک روابط خاصّ خود را دارد؛ ازدواج یعنی این! ازدواج در انسان است که شکل پیدا می کند. اما برخی تحت اباحه گری یا ازدواج سفید، حرف هایی را می زنند؛ اینها توجه داشته باشند که نتیجه حرف، آن است که انسان را از انسانیت خارج می کند و به حیوانیت برمی گردد. و حال اینکه انسان با عقل خودش می فهمد که با حیوان متفاوت است. اگر من در همه ابعاد خودم را متفاوت از حیوان بدانم، در این قضیه هم خودم را با حیوان متفاوت می دانم.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم تصریح کرد: آنچه که انبیاء آورده اند، برای این است که آن بعد عقلانی انسان را به او تذکر بدهند. حضرت امیر علیه السلام در بیان از علت بعثت انبیاء می فرماید: «و یثیروا لهم دفائن العقول» یعنی گنج های پنهانی عقل ها را برای آنها آشکار کنند. من با عقلم می توانم درک کنم که با حیوان متفاوت هستم. ازدواج هم برخاسته از عقل است.
وی افزود: من اعتقادم این است که در درجه اول، بایستی در جامعه این مطلب جا بیفتد که رابطه زن و مرد در قالب ازدواج، قبل از اینکه یک رابطه شرعی و یا فرهنگی یا آداب و رسوم و از این قبیل باشد، یک رابطه انسانی بین دو جنس است و نتیجه اش هم آرامشی است که همه ما به دنبال آن هستیم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی اثبات شد که این رابطه، یک رابطه انسانی است، اسلام بر اساس واقعیت هایی که در جوامع بشری است، احکامش را بیان می کند. اسلام، یک دین فردگرا نیست؛ از این رو وقتی مقایسه می کنیم، می بینیم که احکام اسلام به صورتی است که در هر شرایطی قابلیت اجرا را دارد.
استاد سید مهدی شیرازی خاطرنشان کرد: در همایشی شرکت کرده بودم؛ نماینده ای از زرتشتیان صحبتی داشت؛ یکی از مطالبش این بود که در آیین زرتشت، چون ازدواج، پیوند مقدس آسمانی است، از این رو نه قابل گسست و نه قابل تکرار است؛ یعنی بر اساس آیین زرتشت، نه طلاق است و نه اینکه یک مرد بتواند چند زن داشته باشد. خودش می گفت: با توجه به شرایط کنونی که بعضی ازدواج ها با عشق های خیابانی صورت می گیرد، به مشکل برمی خورند؛ و چون طلاق در آیین زرتشت نیست، موبدان به این فکر هستند که آیا می شود راه چاره ای بجویند؟
من در آنجا متوجه شدم که اسلام تا چقدر برای همه شرایط فکر کرده است. با وجود اینکه طلاق را مبغوضترین حلال می داند، با این حال این را به عنوان دستور و یک حکم قرار داده است که اگر یک ازدواج شکل گرفت، و به هر دلیلی قابلیت ادامه پیدا کردن را نداشت، اسلام شرایطی را برای گسست این رابطه متعهدانه قرار داد و طلاق را امضا نمود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: می گوییم ازدواج یک رابطه متعهدانه و قانونمند است که برخوردار از پایداری نسبی است؛ یعنی نمی گوییم پایداری صد در صد باشد و اصلا طلاق نباشد. این مطلب یکی از امتیازاتی است که در اسلام است. اعتقاد دارم اگر اسلام را بر اساس همان حقیقتی که دارد، برای جامعه مطرح بکنیم، خیلی راحت قبول می کنند؛ چون با فطرت و عقلانیت انسان کاملا سازگار است.
وی افزود: در همان همایش، یکی از شرکت کننده ها پرسشی چالشی در رابطه با چند همسری و ازدواج موقت مطرح کرد. به ایشان گفتم ازدواج، یک رابطه انسانی بین زن و مرد است؛ نه فقط برای ارضای غریزه، بلکه برای رسیدن به آرامش است؛ چنانچه در قرآن کریم می خوانیم: «و جعل بینهم مودة و رحمة» دوستی و مهربانی را خدا بین زن و مرد با ازدواج قرار می دهد؛ پس ازدواج، رابطه ای است که همراه با دوستی و مهربانی و با عشق است، و نتیجه اش هم آرامش است.
با توجه به اینکه اسلام دینی بر اساس واقعیت ها است، هر کسی از ما خانم هایی را می بینیم که در شرایطی قرار دارند که جوان و مرد مجرد به خواستگاری دخترشان نمی آید. این یک واقعیت است. یک واقعیت است که برخی نمی توانند در ازدواجی که صورت گرفت، سازگاری داشته باشند؛ از این رو طلاق قرار داده شده است.
برای شرایطی که هیچ جوان مجردی به خواستگاری یک خانم در شرایط ازدواج نمی رود، سؤال این است که آیا این خانم به واسطه قهر روزگار، باید مجبور باشد و به آن آرامشی که با رابطه زناشویی است، محروم باشد؟ قطعا این نیست.
اسلام برای چنین شرایطی راهکار قرار داده است؛ و آن اینکه اگر مردی همسر دیگری دارد، صادقانه از این زن، خواستگاری کرد و به هر دلیلی، این خانم، احساس کرد که در کنار این مرد می تواند به آرامش برسد، اسلام واجب نکرده است که حتما قبول کند. اسلام می گوید شما اگر فکر می کنی که می توانی با این مرد به آرامش برسی، می توانی قبول کنی؛ و می توانی قبول هم نکنی.
استاد سید مهدی شیرازی خاطرنشان کرد: مسأله چند همسری و ازدواج موقت هم همانند طلاق از احکام مترقی اسلام است. شما تصور کنید که اسلام، این رابطه بین زن و مرد را متعهدانه و به این شکل، که قانونمند و انسانی قرار داده است، بعد عده ای با اباحه گری، رابطه بین زن و مرد را به شکل نامحدود و غیر متعهدانه و خارج از چارچوبی که به عنوان رابطه انسانی است، خیلی راحت می پذیرند و تشویق و ترغیب می کنند.
وی افزود: اگر واقعا رابطه زن و مرد باید منحصر باشد، چرا در جوامع غربی، یک مرد نمی تواند چند همسر داشته باشد؛ ولی با چندین زن می تواند رابطه آن هم نامحدود داشته باشد. اگر خارج از آن چارچوب انسانی بود، آزاد هستند که با زن های متعدد رابطه داشته باشد و زن هم با مردهای متعدد رابطه داشته باشد، اما اگر قرار شد در قالب ازدواج باشد، هر زن و هر مرد تنها با یک جنس مخالف ارتباط داشته باشد. نشان می دهد که در آنجا مسأله، مسأله دیگری است؛ چون پابندی آن چارچوب انسانی رابطه بین مرد و زن ندارند، از این رو در آن بخش آزادشان، آزاد گذاشتند و هیچ محدودیتی قائل نیستند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آنچه که در جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد و تبلیغ «ازدواج سفید» شد، قطعا پذیرفته نیست؛ آن هم در جامعه ای با فرهنگ کهن و پیشینه ای آنچنانی، فرهنگی که در طول تاریخ خود، عفیفانه و عفت مندانه زندگی کرده است؛ چیزی که تخت جمشید، می تواند گواه آن باشد. عفت و نگاه انسانی به جنس مخالف، در جامعه ما ریشه دار است.
وی افزود: من بعید می دانم که کسی، صرف نظر از جنبه دینی، با توجه به هویت ملی و آن نگاه انسانی، برای رابطه بین زن و مرد، خارج از چارچوب ازدواج، بخواهد حرفی را بزند. بگوید بچه ای که به واسطه عشق به دنیا آمد، ولو در قالب ازدواج نبوده باشد، حلال زاده است!! در تمام جوامع این چنین رابطه ای و چنین تولدی، تقبیح شده است، و اسلام حکم خاصّ نسبت به آن دارد. کسانی که تبلیغ ازدواج سفید می کنند، حتی توجه به بعد انسانی انسان هم ندارد، چه برسد به بعد دینی و فرهنگی.
استاد سید مهدی شیرازی در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: آنچه فقیهان درباره عقود معاطاتی مطرح می فرمایند، در جایی است که تمام ارکان عقد موجود باشد و قصد نتیجه عقد را هم داشته باشند؛ تنها کاستی که دارد این است که لفظی که به عنوان صیغه عقد مطرح است، خوانده نشده است. دراین صورت است که برخی از فقیهان معتقدند عقد محقق شده است و تمام آثار عقد هم بر آن بار می شود.
وی اضافه نمود: اما آنچه که در جشنواره مطرح شد که «دو نفر نامزد باشند، غیر از صیغه عشقی که بینشان بوده، آنقدر حرمت دارد که بچه ای به وجود می آید، به نظر من حلال زاده است» گرچه برداشت از نامزدی ممکن است این باشد که همه قرار و توافقات صورت گرفته و تنها اجرای صیغه عقد به زمان دیگری واگذار شده است، اما چون در دوران نامزدی غالبا طرفین تعهدی نسبت به هم ندارند، نه شرعا و نه قانونا و در ازدواج چه با خواندن صیغه و چه معاطاتی باید تمام تعهدات شرعی و قانونی نسبت به هم وجود داشته باشد. از این رو سخن مطرح شده کاملا با ماهیت رابطه دوستی سازگار است که مشروعیت ندارد، نه رابطه زناشویی حتی اگر نکاح معاطاتی را بپذیریم.
/270/260/20/