استاد مهدی خراسانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «نقش فرهنگ در ایجاد جهش تولید» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی ایران، اصطلاحی شده است برای دگرگونی شَدید و ناگهانی، در مسائل و موضوعات مختلف، اعم از انقلاب صنعتی، انقلاب فرهنگی، انقلاب اجتماعی، انقلاب فکری و حتی انقلاب معنوی، یعنی آیا این انقلاب اسلامی توانسته است در مردم، در کنار انقلاب سیاسی و اجتماعی، انقلاب معنوی را رقم بزند؟ من نظرم این است که بله! موفق بوده است. استنادم به همین جواب های مقام معظم رهبری است که در سخنرانی های مختلف، به حضور جوانان در اعتکاف ها، مراسم شب احیا، مراسم دهه محرم و صفر و ... اشاره و استناد کردند.
وی افزود: مسأله کوچکی نیست که دو ماه محرم و صفر، هر شب جوانان ما در جلسات شرکت کنند. شاید در بقیه ایام سال نباشند؛ این نبودن هم به خاطر مشاغلی است که دارند و گرفتاری هایی است که به صورت روزمره دامن مردم را گرفته است؛ به هر حال این جوان باید زندگی اش را اداره بکند؛ به هر حال، حضور جوانان در عرصه های اجتماعی مذهبی انکارناپذیر است.
استاد خراسانی خاطرنشان کرد: در عرصه های فردی هم ما شاهد انقلاب معنوی هستیم؛ شاخصه هایی مانند «نماز خواندن»، «دروغ نگفتن» و ... از جمله شاخصه های فردی دین داری می تواند قلمداد بشود. بسیار مطلوب است که کسی دروغ نگوید؛ محرمات را مطلقا ترک کند و واجبات را مطلقا عمل بکند؛ نسبت به تمام شئونات یک انسان مکلّف، ملتزم باشد.
وی تأکید کرد: بیانات گذشته در جای خود محفوظ و صحیح، اما آیا انقلاب در جا انداختنِ این نکته که مثلا، «ربا حرام است» و «جهاد و شهادت خوب و پسندیده است» مؤثر نبوده است؟ امروزه نسبت به ربا و نزول در تمام جامعه ما، به صورت عمومی، جبهه گرفته شده است؛ مراجع محترم، مردم، متدینین، کسبه بازاری، نسبت به گرفتنِ نزول، دادنِ نزول، موضع گرفتند و حرمتش را قطعی می دانند و به عوامل اجرایی که ممکن است منتسب به حکومت هم باشند، فشار می آورند که این شکل از معاملات، مصداق ربا و نزول است و نباید این کار بشود؛ آیا انقلاب در تشکیل این هیمنه کلی نسبت به طرد و ابراز انزجار از یک عمل حرام، مؤثر نبوده است؟!
وی افزود: از سوی دیگر، آیا انقلاب اسلامی نتوانسته است امور مطلوبی همانند «جهاد»، «شهادت» و ... را در بین عموم مردم، امری مطلوب و پسندیده جلوه دهد و این مطلب را برای مردم جا بیندازد؟! قطعا توانسته است. ما در جامعه نمی بینیم کسی با آن موضوعی همانند «شهادت» مخالفت کند؛ حتی کسی که شاید منِ طلبه، بر اساس معیارهای شرعی، ظاهرش را نپسندم.
استاد مهدی خراسانی خاطرنشان کرد: با توجه به مطالب فوق، ادعای من این است که «انقلاب اسلامی در گسترش معنویت در بین آحاد مردم موفق عمل کرده است.» البته این موفقیت ممکن است نسبی باشد؛ ممکن است این موفقیت عمومی هم نباشد؛ اینها باید بررسی بشود؛ یا با تحقیق میدانی، یا با حضور در بین مردم، یا با تعریف چند شاخصه؛ و ببینیم کدام شاخصه و فاکتور، موجود است و کدام نیست. اما در کلیات، نظرم بر این است که این اتفاق، افتاده است.
وی اضافه نمود: البته تأکیدم بر این نکته است که معنویتمان، دائر مدار اسلام است؛ و آن معنویتی مدّ نظرمان است که اسلام آن را تأیید می کند؛ بله! ممکن است معنویت، معنویت کاذب و مادی باشد؛ منظور از معنویت مادی، یعنی معناهایی درست کرده اند که بنیادهایش در مادیات است؛ آنچه که در نحله های فکری و عملی مختلف این را می بینیم که به عنوان عرفان نوظهور جلوه کرده است و بین مردم شیوع هم دارند؛ حرف هایی می زنند و عملی انجام می دهند؛ اما مورد تأیید اسلام نیست.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: زمانی که ملاک را اسلام قرار دادیم، می بینیم لایه های معنویت در حکومت داری خودش را نشان می دهد؛ چیزی که قبلا نبود. توجه ویژه به عدالت و حفاظت از بیت المال را در نظر بگیرید؛ اگر سابقا کسی دزدی می کرد و می بُرد و می خورد، از مواهب حکومت برخوردار می شد، یا کسی جرأت بیان نداشت یا کسی برخورد نمی کرد، یا آن مسئول خودش را محقّ می دانست؛ اما با توجه به استقرار یک حکومت دینی، مردم از حکّام و دست اندرکاران دولت، از مجریان، از مسئولان، این توقع را دارند که اولا عادل باشند، ثانیا نسبت به بیت المال، حساسیت وجود دارد؛ یعنی اگر کسی بیشتر از حدّ شرعی و قانونی بخواهد دخل و تصرف کند، مورد بازخواست قرار می گیرد. هم دولت و مجلس و قوه قضاییه تمهیداتی برای برخورد با آن به کار می برند؛ هم صدای مردم بلند می شود. این اتفاق چیزی است که در قبل از انقلاب نبود؛ کسی جرأت نداشت که نسبت به وزیر، سخنی اینچنینی بگوید؛ و یا حتی آن مسئول خودش را محقّ می دانست.
استاد مهدی خراسانی خاطرنشان کرد: اگر معنویت را محدود کنیم به اعمال فردی، منظور همان مؤمن متدین گوشه گیر در خانه مصداق پیدا می کند که اعمال فردی را انجام می دهد و به مستحبات ماه رجب هم می رسد؛ اما آیا معنویات در سطوح عمومی نیز نباید تعمیم داده شود؟ به گونه ای که همه مردم را مشمول خود کند، این امر بسیار پسندیده ای است. اگر اوج معنویت گرایی را می توان در دفاع مقدس مشاهده نمود.
وی افزود: ما بیست و دوم بهمن را پشت سر گذاشتیم؛ و روایت است که «حبّ الوطن من الإیمان» و این امر، پسندیده است که انسان، وطن خودش را دوست داشته باشد. اما به تعبیر آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله، جوان هایی که برای جبهه های نبرد می رفتند، روی پیشانی بند خود، «زنده باد ایران» می نوشتند یا «یا ثارالله» و «یا حسین»؟! قطعا برای مملکت و خاک و ناموس و حفاظت از مرزهای جغرافیایی کشوری به نام ایران رفته است؛ اما معنویت هم بی تأثیر نیست؛ بلکه آن چه نقش اساسی بازی می کند، «معنویت» است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی می گویند اینگونه هم نبوده که در جبهه جنگ تحمیلی، تا این اندازه معنویت گسترده بوده باشد؛ اتفاقا باید گفت: آنها که رفتند و مجاهده کردند و تعریف و تألیف کردند، مبنی بر این است که در وضعیت دفاع مقدس ما، معنویت خیلی رشد دارد؛ باید به این نکته هم توجه داشت که صحبت از معنویت در میانه جنگ است؛ در حالی که طبیعت جنگ، خشونت است. انسان طبعا از خشونت فراری است؛ اگر از جایی عبور کند و ببیند که دو نفر با هم دعوا دارند، انسان فراری است و از جایی می خواهد عبور کند که درگیری نبیند؛ طبیعت جنگ، خشونت است؛ اما هم در جنگ های صدر اسلام، مانند بدر و احد، و هم در ادامه در عاشورای حسینی، جنگ را سرشار از معنویت می بینیم.
وی اضافه نمود: در عاشورا آن صحنه های سخیف جسارت به اهل بیت را به آن دلیل تحمل می کند که حماسه های معنوی است که در عاشورا اتفاق می افتد؛ به تمسک به ولایت است که در آنجا اتفاق می افتد؛ شخصیتی مانند حرّ بن یزید ریاحی در خدمت حضرت قرار می گیرد و شهید می شود. آن پیرمرد یا آن جوان نصرانی در صف یاران حسین علیه السلام قرار می گیرد. چه چیزی نسبت به جنگ آنقدر جدی می کند که به حضرت عرض می کند اگر هزار بار من را بکشند و قطعه قطعه کنند و بسوزانند و خاکستر من را به باد بدهند و دوباره من را زنده کنند؛ باز هم دست از حسین بر نمی دارد؛ چه باعث می شود این کلام را بگوید؟ معنویت و عشق به امام حسین علیه السلام. این معنویت در رزمندگان ما هم بوده است؛ همین معنویت موجب شد که زخمی شدند؛ شهید شدند؛ آزاده شدند؛ حتی امروزه در مدافعان حرم مشاهده کردیم.
استاد خراسانی خاطرنشان کرد: آن چیزی که از عوامل انقلاب اسلامی بود و در حدوث انقلاب اسلامی نقش جدی داشت، معنویتی بود که از خودِ علما و مراجع و از امام دیدند؛ امامی که مجتهد مسلم جامع الشرایطی بود که زعامت را پذیرفت و در مقابل منکری که از حکومت سر می زند، ایستاده است؛ و در مقابل منکر ایستادن و امر به معروف کردن و نهی از منکر کردن، خودش مصداقی از معنویت است؛ همه متدینین و مؤمنین پشت سرِ امام می ایستند.
وی افزود: کسی ممکن است حتی آنچنان هم نگاه معنوی ایمانی فردی ندارد؛ اما در مقابل منکر عمومی یک دولت خائن و یک حکومت فاسد، همراه امام می ایستند و مبارزه می کند؛ شاهد بودیم که معنویت اجتماعی اسلام غلبه پیدا کرد بر فردی که ممکن است تقیدات فردی او ضعیف باشد؛ اما آن نگاه عمومی اسلام را که حاکمیت دین در اجتماع و جامعه، امر به معروف عمومی، خیلی متفاوت است با اینکه در کوچه پس کوچه ای، خانمی حجاب درست نداشته باشد، یا فلان شخص در مغازه اش، خمر بفروشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عده ای نزد امام رفتند و گفتند: مردم به مسجد بیایند و کاباره ها و مشروب فروشی ها تعطیل بشود؛ اما امام فرمود: «شاه باید برود» این امر، خیلی مهم است؛ وقتی منکر اصلی و عامل منکرات دفع بشود، آن وقت می توانیم امر به معروف عمومی کنیم؛ اما وقتی منکر عمومی داریم، هر چه هم امر به معروف فردی کنیم، جواب نمی دهد؛ وقتی جامعه را فساد و بی اخلاقی و دروغ و فحشا گرفته است، اگر به یک فرد بگوییم مو را بپوشان، یا مشروب نفروش، یا اثر نمی گذارد یا اثر محدود می گذارد؛ چون آن فرد در چرخه قرار می گیرد و همان فعل را انجام می دهد.
وی افزود: عامل اصلی مانع معنویت عمومی یعنی شاه کنار گذاشته شد و پایه های یک حکومت را بر اساس اسلام قرار دادیم و بعد، معارف را در جامعه به صورت عمومی نشر دادیم؛ از این به بعد، اگر کسی خواست حجاب داشته باشد، معارض ندارد و کسی با او مقابله نمی کند؛ اگر خواستید هیئت برگزار کنید و مسجد بروید و جشن و شادی میلاد ائمه برگزار کنید و اگر خواستید احیاء و اعتکاف برگزار کنید و اگر خواستید نسبت به دروغ فلان مسئول جامعه فریاد بزنید، مانع وجود ندارد. آن وقتی می توان جرأت پیدا کرد که بگوییم «دروغ نگو» که در فضای عمومی جامعه، معنویتی اتفاق افتاده باشد که دروغ را بد بداند؛ حال اگر دروغ را خوب بداند یا فساد را خوب بداند، یا نسبت به فساد ساکت و خنثی باشد، آن زمان نمی توان فریاد دادخواهی بلند کرد.
استاد مهدی خراسانی خاطرنشان کرد: امروز مراجع معظم ما نکات خود را بیان می دارند و توصیه های خودشان را دارند؛ در زمان شاه حتی امر به معروف فردی هم به آسانی نمی توانست انجام بگیرد؛ چه برسد به امر به معروف در سطح های بالاتر! ما یادمان نرفته که ظالمان حاکم غدار، مرحوم آیت الله بافقی را چگونه زیر چکمه های خودشان گرفتند؛ به این خاطر که به حضور بی حجاب های پرده در، در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها اعتراض نموده بود. رضاخان به استاندار دستور نداد که با ایشان مقابله کند؛ خودش از مرکز به قم آمد و ایشان را زیر کتک گرفت که چرا به خانواده من گفتی حجاب داشته باش!
وی اضافه نمود: امر، خیلی متفاوت است از اینکه معنویت را عمومی در نظر بگیریم. البته که ممکن است مشکلات وجود داشته باشد. مقام معظم رهبری در دیدارشان با نیروهای هوایی ارتش بیان کردند: اگر یک حکومتی بگوید ایرادی ندارد، این بیان نشدنی است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بلکه ممکن است در گسترش معنویت، یک جایی اشکالی وجود داشته باشد؛ اما درست نیست به خاطر یک نقیصه، کل قضیه را نادیده بگیریم. روی آوردن به معنویت و خداخواهی و حق جویی، هم رمز پیروزی انقلاب اسلامی است و هم انقلاب اسلامی در گسترش حق جویی و خدا خواهی موفق بوده است.
وی افزود: از امام خمینی رحمت الله علیه در سخنرانی های زیادی نقل شده است اگر بخواهید عزت و استقلال و هویتی دینی و حتی ملی یک کشور را نگاه بدارید، تنها راه آن حفظ معنویت و اخلاص است. ایشان می فرمود: «مردمی می توانند مملکت خود را نجات بدهند که معنویت داشته باشند.» معنویت همان روحیه ای است که در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم هم روی داده بود.
استاد مهدی خراسانی خاطرنشان کرد: باید بدانیم که از معنویت به دنبال چه هستیم؟ آیا از معنویت به دنبال آن هستیم که مانند حشرات روی آب راه برویم یا چشمی ببیند و گوشی بشنود و فعلی انجام بدهد که ممکن است خودشان حجاب نورانی باشند؟ یا به دنبال حق جویی و احیای «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» و به دنبال «لیخرجکم من الظلمات الی النور»
/270/260/20/