استاد خزائلی نجف آبادی مطرح کرد؛

پاسخ به توجیه برخی اباحه گری ها

استاد محمد علی خزائلی نجف آبادی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «برخی از اباحه گری در جامعه» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحثی که به مقتضای زمان و مسائل جاری لازم دیدم تا مطرح بشود و در اولویت است، مسأله «اباحه گری» است. که متأسفانه برخی از آن موارد در ایران رایج شده است. البته مسأله اباحه گری در غرب جای تعجب ندارد؛ چه اینکه دینشان مسیحیت تحریف شده است و ترویج از اباحه گری و بی دینی افراد می کنند؛ هر چند دامان عیسی مسیح علیه السلام از این امر، منزه بوده است و به تعبیر قرآن کریم، حضرت عیسی روح الله، «حصور» بوده است. در سوره آل عمران می خوانیم:

«فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحين‏» (آل عمران: 39)

 

استاد خزائلی در ادامه بیان کرد: به طور کلی در اسلام، قائل به احکام خمسه هستیم؛ «واجب و حرام و مستحب و مکروه و مباح» مباح یعنی هیچ مصلحت لازمه و غیر لازمه ای بر فعل و ترک آن، وجود ندارد؛ فعل و ترکش مساوی است. متأسفانه امروزه عده ای واجبات و محرمات را نادیده گرفتند و مستحبات که فعلش راجح است و مکروهات که ترکش راجح است را نادیده گرفتند و اباحه را به همه تصمیم ها و کارها تعمیم داده اند و با همه چیز با نگاه اباحه گری برخورد می کنند.

 

وی افزود: البته دین اسلام در مواردی، قائل به اباحه شده است و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دین اسلام دین سمحه و سهله است؛ یعنی دین آسان است و سخت نیست. خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در آنجایی که از جبرئیل امین نیز عبور کردند و با ذات مقدس ربوبی تنها شدند، آیات پایانی سوره بقره نازل گردید:

«آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير (285) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ (286) »

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: منظور از «اصر» تکالیف شاقّ و سخت است. در گذشته تکلیف ها خیلی سخت و مشکل بود؛ دین اسلام، دینی راحت و عملی و قابل اجرا است؛ اگر بعضی سخت گیری ها و نظراتی که خودمان برای خودمان درست می کنیم، برای اسلام باشد؛ ساز و برگ ها را از اسلام ندانیم؛ اصل اسلام دین راحتی است.شاعر می گوید:

بس که ببندند بر او ساز و برگ

گر تو ببینی نشناسیش باز

 

وی در ادامه بیان کرد: امروزه اباحه گری خود را در رابطه با حجاب و عفاف نشان می دهد؛ قبلا مربوط به بانوان بوده است و امروزه برای همه جوان ها گسترش پیدا کرده است؛ نوع لباسشان، آرایششان، حرکات و برخوردهایشان و موی سرشان به حالتی غرب زده تبدیل شده است و به گونه ای رفتار می شود که گویی تمایزی بین زن و مرد نیست. در عروسی ها می گویند: «یک شب که هزار شب نمی شود» و خیلی مسائل در آنجا اجرا می شود؛ متأسفانه حتی بعضی افراد که ادعای مذهب هم می کنند، تحت تأثیر جوّ قرار می گیرند و اصالت خودشان را نادیده می گیرند

 

استاد خزائلی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از مظاهر اباحه گری آن است که مرزها از هم تفکیک نمی شود؛ مرز خوب و بد و حرام و حلال؛ خیلی از مردم هم از روی جهالت و بی خبری حرف هایی می زنند؛ مثلا می گویند: «چه فرق می کند که صیغه عقد خوانده بشود یا خوانده نشود» البته ما بیع معاطاتی داریم که صیغه نمی خواهد؛ این را عقلا امضا می کنند؛ اما صیغه معاطاتی برای ازدواج، اصلا رایج نبوده که بگوییم مورد امضای شارع قرار گرفته باشد. این حرفی که بیان می کنند، چیز غلطی است و متأسفانه برخی هم به دنبال آن هستند و توجه ندارند فرزندی که به وجود می آید، فرزند ناخلف و نامشروع است.

 

وی افزود: مصادیق دیگری هم در جامعه  پیدا کرده است؛ اخیرا عده ای در جامعه شروع به بیان حرف هایی کردند تا برای دل خوش کردن عده ی حرف های نابابی می زنند؛ نمی توانیم اسمشان را «فتوا دادن» بگذاریم؛ آنها که فقیه و اهل نظر دادن نیستند تا نظرشان عالمانه و فقیهانه باشد؛ آنها از روی برداشت های غلطی که دارند، تحت تأثیر جوّ قرار می گیرند و همین، سبب می شود که حرف هایی بزنند و حرف هایشان رسانه ای بشود. در حالی که حقیقت، غیر از آن است. مثلا در موضوع «کلب» که تازه بحث می کنند که آیا از نظر اسلام، پاک است یا نجس است.

 

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی که به آیات و روایات، رساله و مکاسب شیخ انصاری و شرایع محقق مراجعه می کنیم، پیدا می کنیم که نشد حتی یک فقیه شیعه بیان بدارد که کلب، پاک است و نجس نیست. اگر هم  از قول شیخ صدوق بیانی اینچنینی نقل شده است، قابلیت توجیه دارد؛ نمی گوید سگ پاک است؛ می گوید: «اگر سگ از آب کر آب خورد، چون آب، کر است، نجس نمی شود» بنابراین نباید دلخوش باشیم به عده ای و مجوزی برای کارشان درست کنیم.

 

وی  اضافه نمود: سابق بر این نظرشان بر این بود که اگر گنجشک، یا کلب یا حیوان دیگری در چاه بیفتد، باید فلان تعداد دلو از چاه آب بکشیم تا باقی آب پاک بشود؛ مرحوم محقق حلی اعلی الله مقامه الشریف در تحقیقاتشان به این نتیجه رسیدند که این تعداد بیان شده از سوی فقهای سابق بر خودش، موضوعیت ندارد؛ تنها شاید این تعداد دلو آب کشیدن، مستحب باشد؛ نه واجب؛ همین که رنگ و بو و مزه نجاست نداشت، پاک است؛ نه اینکه تعبد بر تعداد مشخص باشد؛ بر فرض هم که آن تعداد دلو آب کشیدیم، باز هم رنگ و بوی نجاست داشت، باز هم آن آب نجس است؛ اما اگر تعداد کمتری هم از آن آّب کشیدیم، اما رنگ و بو و مزه نجاست نبود، آن آب پاک است. کلام قدما به این اعتبار بود که معمولا با آن تعداد آب کشیدن موجب می شد که نجاست از بین برود، از این رو این تعداد را بیان کردند.

مرحوم  محقق وقتی به این نتیجه رسید، با خود فکر کرد که شاید در خانه خودم یک چاهی هست، شاید به خاطر این چاه در نظرم تأثیر داشته باشد؛ که شاید در این چاه بخواهد گربه ای یا حیوان دیگری بیفتد، بخواهم نگویم که کشیدن فلان آب واجب است تا پاک بشود، پس بنابر این نفع شخصی من باعث شده باشد که این نظر را بدهم .

از این رو دستور داد تا آن چاه را ببندند و پُر کنند و از استفاده بیاندازند؛ از آن به بعد، بی هیچ زمینه قبلی به ادله شرعی رجوع کند تا دریابد نظر اسلام چیست.

 

این استاد برجسته  حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اینچنین باید بود؛ و الا اگر ما ببینیم که نظر اشخاص چیست و یا اگر ببینیم نفع شخصی افراد در چیست، و نام آن را نظر فقهی بگذاریم، این که نظر فقهی نمی شود. واقعا یک خیانت بزرگی به اسلام است؛ هر کسی نباید این حق را به خود بدهد که وارد مباحث مربوط به فقاهت بشود.

 

استاد محمد علی خزائلی خاطرنشان کرد: در قرآن آمده است: «إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ‏» (بقره: 173) بعضی به این آیه تمسک می کنند که آیه صرفا میته، خون و گوشت خنزیر و آنچه که به غیر خدا سر بریده می شود را محل بحث قرار داد و نامی از سگ نبرده است؛ از این رو دالّ بر پاک بودن سگ است.

یا آیه دیگر را بیان می کنند: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون» (بقرة: 219)

 

وی افزود: آیه اول که بیان می کند چند چیز حرام است؛ حرفش فاسد نیست؛ این آیه یک سری از محرمات را برشمرده است؛ ما کتاب و سنت را کنار هم می گذاریم؛ ما حدیث ثقلین را داریم؛ موارد دیگر از محرمات و نجاسات در روایات بیان شده است. در روایات به روشنی بیان شده است که سگ نجس است و گوشتش حرام است؛ اگر منفعت نداشته باشد، خرید و فروشش جایز نیست.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: آیه بعد هم می گوید: خمر و  میسر هم در آن، اثم کبیر است؛ البته منافعی هم دارد؛ اما در مجموع که حساب کنیم، مضراتش بیشتر از منافعش است؛ برخی برای سگ به سگ اصحاب کهف، کلب بستان و غیره اشاره می دهند؛ اما منفعت داشتن دلیل نمی شود بر اینکه سگ پاک باشد. این ملازمه وجود ندارد؛ و برخی بر اثر کم سوادی بین منفعت و حلّیت و بین منفعت و پاک بودن ملازمه ایجاد می کنند! ممکن است یک چیزی منفعت هم داشته باشد، اما حلّیت و طهارت نداشته باشد. مانند خون، که منفعت هم دارد، اما پاک نیست.

 

استاد خزائلی خاطرنشان کرد: کسی نمی تواند به این دو آیه استناد کند؛ البته سگ موجود وفاداری است؛ اما در کنار آن، مضرات فراوان و بزرگی هم می تواند داشته باشد؛ هاری را سگ انتقال می دهد. چرا می گویند وقتی سگ، ظرفی را لیسید، باید خاک مال کرد و شست. حتی چیزهای نجس دیگر را تنها می گویند تنها یک بار در آب کر شسته بشود، کفایت می کند؛ اما برای سگ می گویند دو بار باید شسته شود؛ خاکمال هم بشود. این موارد را چگونه نادیده بگیریم؟ حتی به اطباء هم رجوع کنیم، تأیید می کنند.

 

وی اضافه نمود: عده ای متأسفانه حرفی از آنها شنیده می شود که به نظرم مطالعه شان در اسلام خیلی کم است؛ آنها باید خدمت اساتید می بودند؛ حتی در لباس سیادت و روحانیت، حرف های بی اساس می زنند؛ کار آدم های لاابالی که با سگ زندگی می کنند را توجیه می کنند و غافل هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خیلی از عوامل هست که ما به آنها توجه نداریم؛ بعضی به آیه 4 از سوره مائده که مربوط به صید سگ شکاری است، استناد می کنند و می گویند: این شکار، با وجود اینکه صید یک سگ است، پاک است؛ چون آیه می فرماید: «کلوا». آیه شریفه می فرماید:

«یسـئلونک ماذا احلّ لهم قل احلّ لکم الطیّباـت و ما علمتم من الجوارح مکلّبین تعلّمونهنّ ممّا علّمکم الله فکلوا ممّا امسکن علیکم و اذکروا اسم الله علیه و اتّقوا الله انّ الله سریع الحساب» (مائده: 4)

 

وی افزود: به کسانی که از این آیه شریفه چنین نظری را استنباط کرده اند باید گفت: «کلوا» که در این آیه شریفه آمده است، نسبت به طهارت و نجاست اطلاق ندارد؛ بلکه این آیه فعلا در صدد و در مقام آن است که سگی که صید می کند، و البته با شرایط خاص خود، اصل خوردن این صید، حلال می شود؛ از جمله شرایط آن است که صاحب سگ، با بسم الله گفتن، سگ را راهی کرده  باشد؛ یا اگر صیدی که سگ شکاری آن را برای صاحبش آورد، هنوز زنده بود، آن را ذبح گرداند و ... اما نمی گوید که صید پاک است. هیچ ملازمه ای وجود ندارد. نیاز به تتبع و فهم است.

 

استاد خزائلی خاطرنشان کرد: من در درس استاد عزیزمان، آیت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله علیه شرکت داشتم و ایشان به همین مطلب اشاره داشتند که عده ای می گویند که بعضی تمسک می کنند که «کلوا مما امسکن» پس صید و موضعی که سگ آن را گاز گرفته است، پاک است. ایشان فرمودند: آیه از این حیث اطلاق ندارد؛ بلکه ما تمسک به اطلاق کنیم؛ از آن حیثی که شارع یا برهان یا مولا در مقام بیان است.
/270/260/20/

پ, 12/05/1400 - 18:52