استاد شیرازی مطرح کرد؛

لزوم تبیین خط انسانیت برای جامعه هنری

استاد سید مهدی شیرازی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بررسی ابعاد گوناگون فرهنگ پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: چندین سال قبل در یکی از دانشگاه ها سخنرانی داشتم؛ این کلام مقام معظم رهبری را مورد بحث قرار دادم که فرمود: «به نظر من، فرهنگ، در نظام ما مظلوم واقع شده است» اعتقادم این است که در طول این چهل و سه سال بعد از انقلاب، در دو حوزه رنگ و بوی دین و اسلام را به صورت حقیقی ندیدیم؛ یکی در حوزه فرهنگ  و دیگری در حوزه اقتصاد. این دو حوزه، بسیار تأثیرگزار است.

 

وی افزود: وقتی به روایات مراجعه می کنیم، می بینیم که روی لقمه حلال، بسیار تأکید شده است؛ لقمه حلال، نطفه حلال را به دنبال دارد؛ آن انسانیت را در انسان برجسته می  کند؛ آن حقیقت انسانی را در انسان، حفظ می کند. اگر واقعا این دو حوزه را از اول انقلاب بیش از آنچه شده، توجه می کردیم، اوضاع بهتری داشتیم. ما متأسفانه در بخشی از فرهنگ موجود در کشور، شاهد ظهور فرهنگ های نامناسب هستیم که به فرهنگ حیوانیت گرایش دارد.

 

استاد سید مهدی شیرازی خاطرنشان کرد: یکی از نمادهای به اصطلاح برخی از کشورهای دارای تمدن غربی و غیر غربی آن است که در برخی از نقاط، برهنه بشوند؛ این عمل یعنی به حقیقت حیوانیت بازگشتن؛ انسان مانند حیوان بدون پوشش به دنیا می آید؛ همان طور که حیوان هم بدون پوشش به دنیا می آید؛ اینکه من به عنوان یکی از جلوه های تمدن و فرهنگ غرب و امثال آن، به این سمت بروم که اینگونه بشود و به سمت برهنگی بروند، بازگشت انسان به حیوانیت است؛ ما به نوچگان تمدن غیر اسلامی باید بفهمانیم که آخرین حدّی که شما برای خودتان ترسیم می کنید، حیوانیت محض است.  به هر حال، انسان، اگر انسان است، از حیوان بودن متنفر است. کلام حضرت امام رحمت الله علیه در بهشت زهرا را همیشه مدّ نظر دارم؛ به زیبایی خطاب به ارتشیان، فرمودند: «آقای ارتشی ما می خواهیم تو مستقل باشی؛ ما می  خواهیم تو آقا باشی. تو خودت نمی خواهی که آقا باشی.؟!»

 

وی اضافه نمود: البته هستند کسانی که آنقدر بی هویت می شوند که حتی قلاده بر گردن خود می گذارند و صدای سگ از خود در می آورند؛ اما اکثریت جامعه بشری، و کسانی که حتی جلوه اباحه گری هم دارند، در این حد نمی پذیرند که خودشان را به حیوان تنزل بدهند؛ خودش را به حیوان تنزل نمی دهد؛ ما به عنوان افرادی که مبلغ اسلام هستیم، به این افراد می گوییم: ما می خواهیم شما انسان باشید؛ ما می خواهیم که جامعه، جامعه انسانی و اسلامی باشد؛ نه آنکه جامعه، فرهنگ تمدنی را الگوی خود قرار دهد که سرانجام آن تمدن، رسیدن به صفات حیوانیت است؛ آخر این تمدن، کاباره ها و حیوانیت است. آیا می خواهید به حیوانیت برگردید؟ آیا می خواهید مانند حیوان رابطه داشته باشید؟!

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این نوچه های فرهنگ فساد، باید بدانند هر چه بیشتر در این فرهنگ تقلا کنند، یک درجه به حیوانیت نزدیک تر شده اند. بسیار شرم آور است که انسان به حدی از حیوانی بشود که هنر انسان این باشد که خودش را برهنه تر بکند و آخرش هم این باشد که برهنه صد در صد بشود؛ و در مقابل، حیوان را لباس بپوشانند. این عقلانیت است؟! اگر برهنگی درست است، چرا حیوان را می پوشانند؟ اگر درست نیست، چرا برهنگی را تبلیغ می کنند؟!

 

وی افزود: اگر تبلیغ درست و تبیین صحیح داشته باشیم، شاید همه افرادی که غرب زده اند، و در دام فرهنگ فاسد حیوانی افتاده اندف هدایت نشوند، اما جامعه درست می شود. نه آنکه صرفا بعد مذهبی و دینی درست کنیم؛ بلکه بگوییم اگر ادیان الهی تا این حال تأکید دارند که صرفا رابطه انسانی باشد، چون می خواهد در انسان، انسانیت حرف اول را بزند. اسلام به عنوان دین آخر و تحریف نشده و جاوید، برای مواردی که خارج این چارچوب رابطه برقرار می کنند، مجازات قرار داده تا حداکثر تلاش را برای حفظ رابطه انسانی داشته باشد. آیا این هنر است که بیایید آنقدر این رابطه را رها کنید و رها کنید؟! آخر این رها شدن تا کجا است؟ ارتباط زن و مرد نامحرم در فیلم ها تبلیغ می شود که با یک معاشقه لفظی ممکن است باشد، آخرش کجا است؟! آیا جز حیوانیت است؟!

 

استاد شیرازی خاطرنشان کرد: هر مقدار که این رابطه آزادتر شد، به حیوانیت نزدیک تر شدند؛ باید این را برای جامعه جا بیندازیم. اگر این مطلب جا افتاد، مردم می فهمند؛ چون حیوان را می بینند. می بینند که این رابطه بین آنها یک رابطه کاملا آزاد است. اصلا در عالم حیوانات محرم و نامحرم وجود ندارد؛ در انسان است که محرم نامحرم و پدر و مادر و خواهر و محرم و نامحرم تعریف می شود. هر چه که رابطه زن و مرد را باز بگذارند، آخرش به حیوانیت ختم می شود.

 

وی اضافه نمود: خدا، انسان آفریده است؛ اگر هم خداوند متعال پیامبرانی را ارسال فرموده است، برای آن است که انسان را به انسانیت خودش برگرداند. خدا از ما می خواهد تا انسان باشیم. انسانیت انسان با محوریت عقل و اختیار است؛ چون عقل و اختیار، امتیاز انسان است. در هیچ موجود دیگری این امتیاز جمع نشده است.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر ما این باور را داریم که دین در تمام حوزه ها نظریه دارد و اگر این باور را داریم که در عصر غیبت، وظیفه تبلیغ دین، بر عهده روحانیت هست که هست، اگر نگاهمان این باشد که روحانیت بخواهد در تمام شؤون، بخواهد در مقام اجرا، مستقیما ورود پیدا بکند، از وظیفه اصلی خودش باز می ماند. روحانیت باید خط بدهد. هنرمند هنرش را به آن خطّی که روحانیت برایش ترسیم کرده است، حرکت بدهد. و آن خط چیزی نیست جز «برجسته کردن هنر انسانیت در هنر»؛ این هنرمندی نیست که من در هنر خود را یله و رها کنم. اینکه من حجابم را بردارم، که هنرمندی نیست؛ جوامع غربی به نهایت نتیجه آن رسیده اند. روحانیت خط فکری می دهد.  

 

 

وی افزود: در جنگ تحمیلی کسانی که به عنوان فرماندهان سپاه پاسداران بودند، اینگونه نبود که روحانی فرمانده یک لشکر یا گردان باشد؛ بلکه روحانیت خط می داد؛ آنها با خطی که از روحانیت می گرفتند، کار را  ادامه می دادند؛ اما روحانی لزوما فرمانده لشکر نبوده است؛ اگر چه خودِ روحانی هم به عنوان رزمنده حضور داشته است. اگر امام فرمانده کل قوا بودند، به این معنا نیست که خودشان هم نقشه عملیات را طراحی کرده باشند؛ صرفا خط می دادند و فرماندهان این خط را دنبال می کردند.

 

استاد شیرازی خاطرنشان کرد: امام با کلامش شیرازه ارتشی نظام شاهنشاهی را از هم پاشید که گفت: «آقای ارتشی من می خواهم تو آقای خودت باشی؛ تو نمی خواهی آقا باشی؟!» همین منطق را می توان برای هنرمندان، عوامل تولید و بازیگر تبیین کنیم که «ای هنرمندان! ما می خواهیم شما از حیوانیت دور بشوید و انسان بشوید و انسانیت را در قالب هنر شکل بدهید؛ شما نمی خواهید انسان باشید؟ می خواهید به سمت حیوانیت بروید؟!» شاید اینگونه نباشد که همه این خط را قبول کنند؛ اما قطعا بسیاری از هنرمندان این خط را می پذیرند، که این گونه هم هست.

 

وی اضافه نمود: اگر روحانیت با تبیین همین خطی که بیان شد، کار را پیش ببرند، هدف از بعثت انبیای الهی تحقق پیدا می کند؛ همان هدفی که امیرالمؤمنین علیه السلام اینگونه تبیین کرده اند:

«وَ اصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ، أَخَذَ عَلَى الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اجْتَالَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ؛ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ [تَتَتَابَعُ] تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لَازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ، رُسُلٌ لَا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَ لَا كَثْرَةُ الْمُكَذِّبِينَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلَى ذَلِكَ نَسَلَتِ الْقُرُونُ و مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ الْأَبْنَاءُ.» خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت كه هر چه را كه به آنها وحى مى شود، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند، به هنگامى كه بيشتر مردم، پيمانى را كه با خدا بسته بودند، شكسته بودند و حق پرستش او ادا نكرده بودند و براى او در عبادت شريكانى قرار داده بودند و شيطانها از شناخت خداوند، منحرفشان كرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوندى بريده بودند.  پس پيامبران را به ميانشان بفرستاد. پيامبران از پى يكديگر بيامدند تا از مردم بخواهند كه آن عهد را كه خلقتشان بر آن سرشته شده، به جاى آرند و نعمت او را كه از ياد برده اند، فرا ياد آورند و از آنان حجّت گيرند كه رسالت حق به آنان رسيده است و خردهاشان را كه در پرده غفلت، مستور گشته، برانگيزند.  و نشانه هاى قدرتش را كه بر سقف بلند آسمان آشكار است به آنها بنمايانند و هم آنچه را كه بر روى زمين است و آنچه را كه سبب حياتشان يا موجب مرگشان مى شود به آنان بشناسانند و از سختيها و مرارتهايى كه پيرشان مى كند يا حوادثى كه بر سرشان مى تازد، آگاهشان سازند.  خداوند بندگان خود را از رسالت پيامبران، بى نصيب نساخت بلكه همواره بر آنان، كتاب فرو فرستاد و برهان و دليل راستى و درستى آيين خويش را بر ايشان آشكار ساخت و راه راست و روشن را خود در پيش پايشان بگشود.  پيامبران را اندك بودن ياران، در كار سست نكرد و فراوانى تكذيب كنندگان و دروغ انگاران، از عزم جزم خود باز نداشت. براى برخى كه پيشين بودند، نام پيامبرانى را كه زان سپس خواهند آمد، گفته بود و برخى را كه پسين بودند، به پيامبران پيشين شناسانده بود. قرنها بدين منوال گذشت و روزگاران سپرى شد. پدران به ديار نيستى رفتند و فرزندان جاى ايشان بگرفتند.

/270/260/20/

ج, 12/06/1400 - 14:43