بازگشت به قم
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: مرحوم والد در سال 71 به قم بازگشتند. پس از ورود به قم، آن مرحوم به فعالیت های سابق خویش بازگشتند؛ چون ابتدای سال تحصیلی بود، اعلام درس خارج فقه و اصول کردند؛ ابتدا در منزل و بعد به اصرار حجة الاسلام مرحوم شیخ الأسلام، مدیر مدرسه آیت الله گلپایگانی در آن مدرسه وارد می گردند؛ مدرسه ای که مرکز اصلی دروس خارج و سطح حوزه محسوب می شد. زیر گنبد ساعت 10 الی 11 اصول و 11 الی 12 فقه، که اصول را از بحث قطع شروع نمودند و فقه را از ابتدای بحث صلاة که همگی ضبط گردیده است؛ عده ای از فضلای حوزه به استقبال درس ایشان رفتند.
وی افزود: روضه هفتگی را روزهای پنجشنبه در همان منزل گذر جدا ادامه دادند که منبری آن نیز به صورت ثابت تا سالیان سال (سال 88) حجة الاسلام و المسلمین نظری منفرد بود و برخی مواقع که ایشان در قم نبودند، از وعاظ مشهوری مثل حجج اسلام آل طه، یثربی، اشراقی، خسروی و... استفاده می گردید. ضمناً پس از مدتی در تمامی ایام شهادت ها و تولدها و اعیاد مراسم ویژه برگزار می شد و روضه صبحگاهی دهه محرم نیز از اول تا دوازدهم برقرار بود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در سال 1373 و پس از ارتحال آیت الله گلپایگانی، عده ای از مقلدین ایشان به مرحوم ابوی رجوع نمودند؛ از این رو ایشان از آقای حاج سید مرتضی خاتمی درخواست کردند که حواشی عروه را بر رساله آیت الله بروجردی تطبیق کنند؛ و رساله ای به نام ایشان چاپ گردید؛ گرچه خود ایشان فرمودند نیاز به ذکر القاب نیست؛ اما چون رساله را دیگری چاپ کرده بود، القاب آمده بود. به زودی چاپ اول رساله تمام شد و چاپ دوم با اصلاحات کلی و قرائت آن نزد ابوی توسط اخوی و انجام اصطلاحات چاپ شد و پس از آن قبل از ایام حج مناسک و آداب حج نیز چاپ شد.
وی افزود: تعداد زیادی از مؤمنین در خوانسار و اراک و تهران، آبادان و پاکستان، الیگودرز، اصفهان و شیراز و... برخی نقاط دیگر از ایشان تقلید می کردند؛ البته این، در حالی بود که ایشان هیچ تبلیغی را اجازه نمی دادند؛ و حتی عکسی که در خوانسار چاپ شود، نیز حاضر نشدند که از وجوهات مخارج آن پرداخت شود و خود مردم و برخی دیگر بانی گردیدند.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: کم کم تقسیمی استانی و شهرستانی ابوی شروع شد و وجوهاتی را که می رسید، تماماً صرف طلاب می نمودند؛ مقسّم ایشان آقای سید مجتبی غضنفری بود.
وی اضافه نمود: به تدریج جلسات درس ایشان در مدرسه آیت الله گلپایگانی و بعد دارالشفاء شلوغ و شلوغ تر می شد که بر اثر عمل پا دیگر مقدور به حرکت نبودند؛ از این رو درس از سال 75 به منزل و بیرونی منتقل شد؛ اما معظم له با همه کسالت در جلسه درس حاضر و تا چند ماه قبل از فوت، یعنی اواخر سال 79 به درس ادامه دادند. و در همین مدت اقامت در قم، فضلای زیادی از درس ایشان استفاده نمود. ضمناً مباحث علمی نیز روزهای پنجشنبه معمولاً پس از روضه انجام می شد.
وی افزود: البته پس از سال 75 که در فروردین آن عمل پا به جهت رفع مشکل درد زانو و موفقیت آمیز نبود و سِیر بیماری های ایشان، یکی پس از دیگری به فوت ایشان در مهر 80 منجر شد؛ دیگر آن حال سابق را نداشتند و کمتر اینگونه مباحث پیگیری می شد.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: آن مرحوم در مدت اقامت در قم هر سال معمولاً از اواخر خرداد تا اواخر شهریور به خوانسار می رفتند و در آنجا در منزلی که تهیه شده بود، در منطقه چهار باغ مسکن می گزیدند و در این مدت گرچه منزل در حاشیه شهر بود، اما همواره عده ای از متدینین و مسؤولین و طلاب و فضلا به دیدن ایشان می شتافتند.
وی اضافه نمود: مرحوم والد تابستان ها به خوانسار می رفتند و حتی برخی مسؤولین کشوری نیز به آنجا می آمدند و با ایشان دیدار داشتند؛ مانند جناب حجت الاسلام محمدی گلپایگانی که معمولاً هر ماه به والد سر می زد و جویای احوالات ایشان از سوی مقام معظم رهبری می شد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علاقه مرحوم والد به خوانسار زیاد بود؛ به گونه ای که وصیت شفاهی نموده بودند در صورتی که در قم جای مناسبی برای دفن پیدا نشده، ایشان را به خوانسار منتقل و در کنار قبور پدر و جدشان به خاک سپرده شدند که البته چنین نشد. مرحوم والد در این سال های آخر، بیشتر به مباحث علمی و مراجعات و جوابگویی استفائات مقلدین می پرداختند.
نظرات و خاطرهها
1ـ در مورد سخاوت امام خمینی میفرمودند اوائل انقلاب که ایشان به قم آمدند با چند تن از دوستان به دیدن ایشان رفتیم همان موقع یکی از مقلدین ایشان مقدار زیادی پول به عنوان وجوهات داخل کیسهای کرده بود و به آن مرحوم داد. در ضمن مباحث در مورد گرفتاری با یکی از فضلای حوزه که از دوستان مرحوم ابوی بود صحبت به میان میآید که مرحوم امام همهی وجه را بدون اینکه بدانند چقدر است یا جدا کننده برای آن شخص تحویل ابوی میدهند.
در مورد ارتباط مرحوم امام ایشان نقل میکردند موقعی که از نجف به قم آمدم (اوایل دههی سی شمسی) شروع به درس خارج کردم، مرحوم امام در جایی گفته بودند این نمیشود که هرکس از نجف آمد درس خارج شروع کند ظاهراً مرادشان امثال مرحوم ابوی بوده است اما پس از مدتی با یکدیگر آشنا میشوند و مرحوم امام گاهی به روضه پنجشنبههای ابوی هم میآمدند و مرحوم سید مصطفی بیشتر و در مباحث علمی آن مشارکت میکرده است.
ایشان میگفتند شخصی از اصفهان قبل از انقلاب به نجف میرود و دیداری هم با امام داشته است در آنجا خود را معرفی میکند که من از اقوام آقای خوانساری هستم، امام میگویند: «آقای خوانساری خودمان را میگویی»، مرحوم ابوی این را بارها نقل مینمودند و از محبت امام به خودشان خوشنود بودند.
مرحوم ابوی مکاتباتی نیز در زمان قبل انقلاب با مرحوم امام داشتهاند که نمونه جواب و دستخط امام موجود است .
در مورد امام فرمودند: در دوران غیبت کبری فقیهی نظیر ایشان سراغ ندارم که در ذیل عکس از ایشان در اوایل دههی شصت چاپ و منتشر گردید.
در قضیه دیگر مرحوم عطاری که نماینده اراک در مجلس اوایل دههی شصت بود به دیدن امام در جماران می رود که حساب خمسی خود را به ایشان تحویل دهد امام میگویند مگر شما اراک نیستید بروید وجوهات خود را به آقای خوانساری بدهید.
قضیه دیگر این که در سال 60 یا 61 مرحوم ابوی متوجه میشوند که مسجدی در ابتدای بازار اراک زمان رضاخان توسط چندین نفر غصب شده و تبدیل به مغازه گردیده است و سند نیز گرفتهاند شهود عدولی شهادت دادند که این مکان مسجد بوده است و حتی آثار مسجد هنوز در قسمتی از مغازهها موجود است، این مغازه بستنی و شیرینی فروشی شده است در بهترین نقاط اراک، مرحوم ابوی در ابتدا مالک آن مغازهها خواستند که به دست خود مغازهها را تحویل دهد اما چون سند داشت امتناع نمود ابوی با برخی قضات دادگستری نیز صحبت کردند آنها گفته بودند از طریق عادی امکان ندارد یا بسیار سخت است مرحوم ابوی حتی با شهید بهشتی نیز تلفنی صحبت کرده بودند او قول داده بود اما مسأله از نظر قانونی مشکل بوده بنابراین ابوی در خطبهها مطرح نموده و هشدار میدهند که اگر مسأله حل نشود من از اراک میروم هفته بعد روز قدس آخر رمضان بوده که مردم متوجه میشود که آیت ... خوانساری به حالت قهر از اراک خارج شدهاند به دفتر امام اطلاع میدهند همان جا امام دستور میدهد به رادیو و تلوزیون اعلام کنند که آیت ... خوانساری هر کجا هستند به اراک برگردند مردم نیز مغازهها را تخلیه و وسائل بستنی فروشی را سالم به او تحویل میدهد و مرحوم آقا نیز به اراک برمیگردند و پس از تخریب مغازهها بنای مسجد زیبایی در مراکز شهر اراک گذارده میشود که اکنون معروف به مسجد قدس است و در سال 1363 افتتاح شده و مرحوم والد سالها نماز مغرب و عشاء شخصاً در آن اقامه میکردند که تا زمان حضورشان در اراک در سال 1371 ادامه داشت و در مناسبتهایی نیز مجالس اهل بیت در آن برگزار میشد و هم اکنون نیز بحمدالله با رونق است یکی از شعرای اراک نیز به نام بشیر اراکی شعری در مورد این قضیه میسراید که بر سر در آن مسجد با کاشی نقش بسته است البته بنده چندین سال است که به اراک نرفتهام.
در قضیه بندجیم و تقسیم اراضی نیز مرحوم ابوی مخالف شدید بودند حتی مدتی با آیات مشکینی و جنتی روابط خوبی نداشتند و به خدمت امام میرسند و اعتراض شدید خود را اعلام میکند که در نامهای نیز به آیت... خادمی اصفهانی رئیس حوزه اصفهان منعکس شده است و مرحوم امام در حسینیه جماران بدان اشاره و تقسیم اراضی را موقوف مینمایند.
مرحوم ابوی میگفتند که پس از اینکه امام از زندان آزاد شدند عدهای از مدرسین به دیدن ایشان میروند من جمله مرحوم والد و به امام میگویند که مردم در راه شما جانفشانیها کردند و کذ و کذا اما امام با تواضع فرموده بودند که خیر اینها برای من نبود برای اسلام بود و فرموده بودند اوضاع حکومت آنقدر فاسد است که لازم نبود علی بلند شود تا مردم پشت سر او را ببینند اگر ... هم بود مرد علیه آنها قیام میکردند.
در مورد قضیه کتاب شهید جاوید به قلم صالحی نجف آبادی که ابتدای آن آقای منتظری و آقای مشکینی تقریظ مینویسند پس از مخالفت بزرگان حوزه آیت ... مشکینی تقریظ خود را پس میگیرند به این علت که به مطالب کتاب آگاهی کامل نداشتهاند اما آیت ... منتظری چنین نمیکنند یکی از مخالفان شدید این کتاب مرحوم آیت ... سید ابوالحسن شمس آبادی عالم بزرگ اصفهان دوست ابوی بوده است که در جلسه در منزل والد بین ایشان و آیت ... منتظری بحث شدید در میگیرد و آیت ... شمس آبادی از آقای منتظری میخواهد که تقریظ خود را مثل آیت ... مشکینی پس بگیرد اما آیت ... منتظری استنکاف میکند و بهانه میآورد که اگر من تقریط را پس بگیرم عدهای، صالحی نجف آبادی را میکشند باز آیت ... شمس آبادی اصرار مینماید که آقای منتظری میگوید من دیگه پسش نمیگیرم.
/270/260/20/