استاد جعفری مطرح کرد؛

ابوطالب، حامی پیامبر و مسلمان ها و یکی از عوامل استحکام اسلام

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد ارتحال ابوطالب علیه السلام، استاد علی جعفری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان برخی از مناقب این شخصیت برجسته اسلام پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای  گفتگو خاطرنشان کرد: در رابطه با زندگانی ابوطالب باید گفت مخالفین بسیاری از حقایق را نادیده گرفته اند و حتی در رابطه با ایمان حضرت، تردید کرده اند. روایتی را که از نظر شیعه روایت مجعولی است، در مذمت حضرت جعل کرده اند، دالّ بر این نکته که ابوطالب (معاذ الله) ایمان نداشته اند. اما وقتی زندگانی آن بزرگوار را بررسی می کنیم و احادیث و روایت هایی را که از پیامبر گرامی اسلام، صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام در رابطه با فضایل و شخصیت آن بزرگوار مطالعه می کنیم، هیچ شبهه ای و شکی در ایمان ابوطالب علیه السلام برای انسان باقی نمی ماند.

 

وی افزود: ابوطالب از شخصیت های بزرگ قریش بوده است که مدتی را به عنوان سقایة الحاج، به حُجّاج خدمت می کردند. ایشان یگانه حامی  پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از بعثت ایشان بودند. حتی ما روایت هایی را داریم در آن زمان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمدند، اتفاقات عجیبی در دنیا اتفاق افتاد؛ یک زمانی فاطمه بنت اسد خدمت ابوطالب رسید که چنین وقایعی اتفاق افتاده است؛ اما حضرت ابوطالب علیه السلام به صورت کاملا عادی با آن برخورد کردند؛ به گونه ای که انگار از قبل می دانستند. در بعضی از روایت ها آمده است که حتی به فاطمه بنت اسد بشارت دادند که ولیّ و جانشین این شخص بعد از 30 سال به دنیا خواهد آمد که آن، فرزندشان خواهد بود. این روایت، دلیل بر این است که ابوطالب ایمان کامل داشتند؛ نه تنها صحبت از بت پرستی ایشان سخن باطلی است، بلکه باید گفت ایشان معتقد به ادیان الهی و ابراهیمی بوده اند و هیچ لحظه بتی را نپرستیدند.

 

استاد جعفری خاطرنشان کرد: شیعه اعتقاد دارد که نسل ائمه معصومین علیهم السلام هیچ گاه در صلب کسی  که مشرک به خدا بوده باشد، قرار نمی گیرد. ابوطالب علیه السلام در واقع، پدربزرگ دوازده امام معصوم علیهم السلام است. در اعتقاد شیعه هیچ تردیدی در ایمان ابوطالب علیه السلام وجود ندارد؛ اما باز هم می توانیم چند مورد را به عنوان دلیل بیاوریم.

 

وی اضافه نمود: در سوره ممتحنه آیه ای نازل شده که دستور می داد بعد از این، رابطه زوجیت بین مسلمان ها و کفار باید برداشته بشود و اتفاقا مورخین اهل سنت قبول دارند که فاطمه بنت اسد مسلمان بوده است؛ ولو در ایمان ابوطالب شک و تردید کرده اند، اما در اسلام فاطمه بنت اسد اتفاق وجود دارد؛ اما زمانی که این آیه نازل می شود، فاطمه بنت اسد تا آخرین روزهای حیات ابوطالب در کنار او بودند؛ و این، خود، بهترین دلیل بر ایمان ابوطالب بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دلیل دیگر بر ایمان ابوطالب آثاری است که از او به جا مانده است. ما از آثار علمی و ادبی یک شخص نیز می توانیم به ایمان آن شخص پی ببریم. وقتی اشعار و قصاید ابوطالب را می بینیم، دلالت بر ایمان قوی و محکم آن حضرت دارد، و در می یابیم که ابوطالب نه تنها به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بلکه به دیگر پیامبران الهی نیز ایمان داشته است.

 

وی افزود: در یکی از قصیده ها در اوصاف فرزند برادرش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به صراحت می گوید: محمد صلی الله علیه و آله و  سلم، موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام و پیامبر خدا هستند. از این بیان معلوم می شود که ابوطالب قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، به رسالت دیگر پیامبران الهی اعتقاد داشته است. پس معلوم  می شود که معتقد به خدا بوده و هم معتقد به فرستادگان و رسولان الهی، و سخن از بت پرستی ایشان، سخن کاملا باطلی است.

 

استاد علی جعفری خاطرنشان کرد: از ایشان در دورانی سخن می گوییم که  آثار بت پرستان و شعرای آنها در نعت لات و هبل و عزّی معلوم است. اما ابوطالب در اوصاف فرزند برادرش آن چنان با شکوه می سراید؛ این، خود دلیل بر اسلام و پیروی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ایمان ایشان است.

 

وی افزود: ابن اسحاق مى ‌گوید: بعد از نزول سوره مسد، آن زمانى که قریش علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم ‌پیمان شدند، ابو طالب گفت:

ألم تعلموا أنّا وجدنا محمداً

 رسولاً کموسى خط فی أولّ الکتب

فلسنا وربّ البیت نُسلم أحمداً

لعزّاءَ من عضّ الزمان ولا کربِ

آیا نمى ‌دانید ما محمد را پیامبرى مانند موسى یافتیم که به پیامبرى او در اول همه کتاب‌ ها به نام او تصریح شده است. به خداى کعبه قسم! ما پیامبر را به خاطر سختى‌ ها و مشکلات با (بت) عزا عوض نمى ‌کنیم. (محمد بن إسحاق بن یسار، سیرة ابن إسحاق، ج ۲، ص ۱۳۸)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حاکم با سند خود از ابن اسحاق نقل مى ‌کند: «عن ابن إسحاق قال: قال أبو طالب أبیاتا للنجاشی یحضّه على حسن جوارهم و الدفع عنهم

لیعلم خیار الناس أنّ محمدا

 وزیر لموسى والمسیح ابن مریم

أتانا بهدی مثل ما أتیا به

 فکلٌّ بأمر الله یهدی ویعصم

ابوطالب ابیاتى براى نجاشى سرود که او را به نیکى با پناهندگان و دفاع از آنان دعوت کرده بود: باید بداند که بهترین مردم، حضرت محمد است و او وزیر موسى و حضرت مسیح است. براى ما هدایتى آورد، مانند هدایتى که آن دو آورده‌ اند، پس هر کدام از آنها به امر و فرمان خدا هدایت مى ‌کند و حفظ مى ‌شود. (النیشابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم، المستدرک على الصحیحین، ج۲، ص۶۸۰)

 

وی افزود:  ابوالحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر مشهور به الأزدی البلخی در تفسیر مقاتل بن سلیمان جلد ۱، صفحه ۳۴۲ به اشعاری از ابوطالب اشاره می کند و می ‌نویسد:

وَاللَّهِ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ بِجَمْعِهِمْ

 حَتَّى أُوَسَّدَ فِی التُّرَابِ دَفِیناً

فَاصْدَعْ بِأَمْرِکَ مَا عَلَیْکَ غَضَاضَةٌ

 وَأَبْشِرْ وَقَرَّ بِذَاکَ مِنْکَ عُیُوناً

وَدَعَوْتَنِی وَ ذَکَرْتَ أَنَّکَ نَاصِحِی

فَلَقَدْ صدَقْتَ وَ کُنْتَ قَبْلُ أَمِیناً

وَ ذَکَرْتَ دِیناً قَدْ عَلِمْتُ بِأَنَّهُ

مِنْ خَیْرِ أَدْیَانِ الْبَرِیَّةِ دِینا

فرزند برادرم! قریش هرگز به تو دست نخواهند یافت تا روزى که در زیر خاک دفن شوم، دست از یارى تو بر نخواهم داشت، به آنچه مأمورى آشکار کن، از هیچ چیز مترس و بشارت ده و چشم  ‌ها را روشن ساز، مرا به آیین خود خواندى و مى ‏دانم تو راستگو و در دعوت خود امین و درستکارى، حقا که دین «محمد» از بهترین دین ‌ها است.

 

وی در ادامه بیان کرد: در همان زمانی که مسلمان ها در اختناق هستند، تنها حامی  پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. ابوطالب علیه السلام هم نسبت به پیامبر و هم  نسبت به مسلمان های صدر اسلام حمایت کرده است که نشان دهنده ایمان ایشان است. برخی می گویند که حمایت ابوطالب از رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم به خاطر «عصبیّت قومی» بوده است که در آن زمان حاکم بوده است؛ اما در جواب باید گفت این عصبیت قومی تا آنجا است که جان فرزندان و عزیزان را در خطر نیندازد؛ اما در تاریخ می خوانیم که ابوطالب علیه السلام در بسیاری از موارد، با جان عزیزان و فرزندانشان بود که از جان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حمایت کردند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: ابوطالب در آن تنگنای اقتصادی و اجتماعی در ایام محاصره حضرت صلی الله علیه و آله و سلم، به فرزندش علی علیه السلام دستور می دادند تا شب ها به جای حضرت بخوابند؛ ابوطالب حاضر بوده است که اگر قرار بر کشته شدن است، فرزندانش کشته بشوند، اما به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آسیبی نرسد. همین نکته عمق ایمان ابوطالب را می رساند.

 

وی افزود: دلیل دیگر بر ایمان ابوطالب، عقیده دوستان و نزدیکان آن حضرت به ایمان حضرت به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است. ما داریم که وقتی ابوطالب علیه السلام از دنیا رفت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در عزای عموی بزرگوارش گریست و او را همانند یک مسلمان دفن کرد.

از حضرت امام باقر علیه السلام درباره اینکه مردم مى گویند ابوطالب در گودالى از آتش است، سؤال شد، فرمود: «لو وضع إیمان أبی طالب فی کفّة میزان وإیمان هذا الخلق فی الکفّة الاُخرى لرجح إیمانه»؛ اگر ایمان ابوطالب در یک کفّه ترازو و ایمان این مردم در کفّه دیگر قرار گیرد، ایمان او سنگین تر است

 سپس فرمود: «ألم تعلموا أنّ أمیرالمؤمنین علیّاً علیه السلام کان یأمر أن یحجّ عن عبدالله و ابنه و أبی طالب فی حیاته ثمّ أوصى فی وصیّته بالحجّ عنهم» آیا نمى دانید امیر المؤمنین على علیه السلام  در زمان حیاتش دستور مى داد که به نیابت از عبدالله و فرزندش  (در چاپى از شرح نهج البلاغة که علاّمه بر آن اعتماد کرده، این گونه آمده است، ولى در چاپ تحقیق شده کلمه «فرزندش» نیست.) و ابوطالب حجّ به جا آورند، سپس در وصیّت خود، به حجِّ از سوى آنها سفارش نمود. (شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، ج 3، ص 311؛ ج 14، ص 68، نامه 9)

 

استاد علی جعفری خاطرنشان کرد: ابوطالب نقشی اساسی در گسترش اسلام در زمان مظلومیت اسلام داشته است؛ اما متأسفانه امروز، مظلوم واقع شده است و تا زمانی که ابوطالب در مکه حیات داشتند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مکه زندگی می کردند؛ اما وقتی ابوطالب رحلت می کنند، مظلومیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر و بیشتر می شود. در همان سال هم همسر گرانقدرش ام المؤمنین سلام الله علیها از دنیا می رود و به این ترتیب، دو پشتوانه بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دست می رود. آن سال، عامل الحزن می شود؛ از آن به بعد، آزار  و اذیت ها بر پیامبر افزوده می شود؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امنیت نداشتند و وجود ابوطالب بود که این آزارها را از ایشان دور می کرد.

 

وی افزود: آزارها بعد از ابوطالب شدت می گیرد و از این رو حضرت مجبور می شوند تا به طائف بروند و البته در آنجا هم به سختی و مشقّت می افتند و آنگونه با حضرت برخورد می شود که بچه ها را تشویق می کنند تا به حضرت هجوم بیاورند؛ حضرت را سنگ می زنند و زخم بر بدن مطهرش وارد می شود. حضرت صلی الله علیه و آله و سلم مجبور می شوند به مکه برگردند؛ آن هم در تحت حمایت یکی از بزرگان مکه وارد شهر می شود. حامی او، ابوطالب در شهر نیست.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پیامبر زندگانی را در مکه برای خودش ناممکن می داند؛ از طرفی هم خداوند توسط جبرئیل به ایشان وحی می فرستند که باید مکه را ترک کند و به مکه هجرت نماید؛ چرا که حامی خود را از دست داده است.

 

وی اضافه نمود: بیست و ششم ماه رجب، مصادف با وفات آن بزرگوار است که در سال دهم بعثت رحلت فرمودند؛ گرامی بداریم و ایمان او را و سختی ها و کوشش او را در پا گرفتن اسلام، به جهانیان معرفی بکنیم. چرا که مخالفین نقصی در وجود امیرالمؤمنین علیه السلام پیدا نکردند؛ از این رو می خواهند با خدشه وارد کردن بر چهره پدر گرامی آن حضرت، به ایشان جسارت نمایند. می گویند علی علیه السلام اگر چه یک لحظه هم بت را سجده نکرد، اما پدرش ابوطالب ایمان نداشته است! در حالی که این مطلب اخیر، دروغ است.

 

استاد جعفری خاطرنشان کرد: کشارح نهج البلاغه ابن ابی الحدید می گوید: فرزند و پسر در گسترش اسلام نقش اساسی داشتند؛ پدر، ابوطالب است که در مکه حامی پیامبر و مسلمانان بوده  است. اگر ابوطالب در مکه نبود، همان 50 نفر هم در مکه مسلمان نمی شدند. ابن ابی الحدید می گوید: ابوطالب در مکه حامی مسلمان ها و موجب گسترش اسلام شد؛ اما فرزندش علی در مدینه با شمشیر زدن هایش، با جنگ ها و مبارزاتش باعث گسترش اسلام شد.

 

وی افزود: از این رو امیدوارم بتوانیم از عهده مسئولیت برآییم و حقی که ابوطالب بر گردن ما دارد را ادا نماییم.

/270/260/20/

ي, 12/08/1400 - 17:20