استاد حیدری فطرت مطرح کرد؛

پیامبر (ص) نجات دهنده مردم از «مقتسمین»

به مناسبت فرا رسیدن عید سعید مبعث، استاد مهدی حیدری فطرت از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مبعث بزرگترین عید و پیامبر گرانبهاترین هدیه ای است که خداوند متعال به بشریت داده است. در خطبه 89 نهج البلاغه از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده است:

«أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ‏ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ‏ وَ اعْتِزَامٍ‏ مِنَ الْفِتَنِ وَ انْتِشَارٍ مِنَ الْأُمُورِ وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ‏ وَ الدُّنْيَا كَاسِفَةُ النُّورِ ظَاهِرَةُ الْغُرُورِ عَلَى حِينِ اصْفِرَارٍ مِنْ وَرَقِهَا وَ إِيَاسٍ مِنْ ثَمَرِهَا وَ [إِعْوَارٍ] اغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا قَدْ دَرَسَتْ مَنَارُ الْهُدَى وَ ظَهَرَتْ أَعْلَامُ الرَّدَى فَهِيَ مُتَجَهِّمَةٌ لِأَهْلِهَا عَابِسَةٌ فِي وَجْهِ طَالِبِهَا ثَمَرُهَا الْفِتْنَةُ وَ طَعَامُهَا الْجِيفَةُ وَ شِعَارُهَا الْخَوْفُ وَ دِثَارُهَا السَّيْفُ. فَاعْتَبِرُوا عِبَادَ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا تِيكَ الَّتِي آبَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ بِهَا مُرْتَهَنُونَ‏ وَ عَلَيْهَا مُحَاسَبُونَ وَ لَعَمْرِي مَا تَقَادَمَتْ بِكُمْ وَ لَا بِهِمُ الْعُهُودُ وَ لَا خَلَتْ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمُ الْأَحْقَابُ‏ وَ الْقُرُونُ وَ مَا أَنْتُمُ الْيَوْمَ مِنْ يَوْمَ كُنْتُمْ فِي أَصْلَابِهِمْ بِبَعِيدٍ. وَ اللَّهِ مَا أَسْمَعَكُمُ الرَّسُولُ شَيْئاً إِلَّا وَ هَا أَنَا ذَا مُسْمِعُكُمُوهُ وَ مَا أَسْمَاعُكُمُ الْيَوْمَ بِدُونِ أَسْمَاعِكُمْ بِالْأَمْسِ وَ لَا شُقَّتْ لَهُمُ الْأَبْصَارُ وَ لَا جُعِلَتْ لَهُمُ الْأَفْئِدَةُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ إِلَّا وَ قَدْ أُعْطِيتُمْ مِثْلَهَا فِي هَذَا الزَّمَانِ وَ وَ اللَّهِ مَا بُصِّرْتُمْ بَعْدَهُمْ شَيْئاً جَهِلُوهُ وَ لَا أُصْفِيتُمْ بِهِ‏ وَ حُرِمُوهُ وَ لَقَدْ نَزَلَتْ بِكُمُ الْبَلِيَّةُ جَائِلًا خِطَامُهَا رِخْواً بِطَانُهَا فَلَا يَغُرَّنَّكُمْ مَا أَصْبَحَ فِيهِ أَهْلُ الْغُرُورِ فَإِنَّمَا هُوَ ظِلٌّ مَمْدُودٌ إِلَى أَجَلٍ مَعْدُود» خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در زمانى فرستاد كه رشته رسالت منقطع، و خواب غفلت ملّت ها طولانى، و فتنه ‏ها جدّى، و امور حيات از هم گسيخته، و آتش جنگها شعله ‏ور بود. نور دنيا در كسوف، و دنيا با ظهور چهره فريبنده در حال خودنمايى، برگ هاى درخت زندگى زرد، نوميدى از بارور شدن شجره حيات بر دل ها چيره، و آب زندگى فروكش كرده بود.

زمانى كه نشانه ‏هاى هدايت كهنه، علائم گمراهى نمايان بود. دنيا به اهلش روى، زشت نموده، و نسبت به خواهنده‏ اش عبوس بود. ميوه‏ اش فتنه، غذايش مردار، جامه زيرش ترس، و جامه رويش شمشير بود.

پس اى بندگان خدا پند بگيريد، و به ياد آريد عقايد و آرايى را كه پدران و برادرانتان در گرو آنند، و بر اساس آنها مورد محاسبه حق قرار گرفته ‏اند. به جانم سوگند ميان شما و آنان فاصله زيادى نيست، و سال ها و قرن ها ميان شما و آنها نگذشته، و شما در امروز از روزى كه در اصلاب آنان بوديد دور نيستيد.

به خدا قسم پيامبر چيزى را به گوش نسل گذشته شما نشنواند مگر اينكه من امروز به شما شنواندم، و گوش شما در اين زمان پست ‏تر از گوش آنان نيست، و ديده‏ هاى آنان بينا نگشت، و دلهايى براى آنان در آن زمان ها قرار داده نشد مگر اينكه در اين زمان به مانند همان چشم و دل به شما عنايت شده.

و به خدا سوگند شما بعد از آنان به چيزى بينا نشده ‏ايد كه گذشتگان آن را نمى‏ دانستند، و شما به چيزى مخصوص نگشته ‏ايد كه آنان از آن محروم شده باشند. و همانا بلا و آزمايشى بر شما فرود آمده كه مهارش مضطرب و تنگش سست است. بنابر اين آنچه فريب خوردگان از آن بهره‏مندند شما را فريب ندهد، زيرا كه فريبنده‏ها سايه‏ اى است گسترده تا زمانى معين.

 

استاد مهدی حیدری فطرت خاطرنشان کرد: امیر مؤمنان علی علیه السلام در خطبه 127 به بخشی از سیره نبوی صلی الله علیه و آله و سلم اشاره می کنند و می فرمایند: «... قَطَعَ [يَدَ] السَّارِقَ وَ جَلَدَ الزَّانِيَ غَيْرَ الْمُحْصَنِ ثُمَّ قَسَمَ عَلَيْهِمَا مِنَ الْفَيْ‏ءِ وَ نَكَحَا الْمُسْلِمَاتِ فَأَخَذَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم بِذُنُوبِهِمْ وَ أَقَامَ حَقَّ اللَّهِ فِيهِمْ وَ لَمْ يَمْنَعْهُمْ سَهْمَهُمْ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ يُخْرِجْ أَسْمَاءَهُمْ مِنْ بَيْنِ أَهْلِهِ ...» پیامبر مجازات ها را اعمال می کرد؛ اگر دست دزد را قطع می کرد، اما حقوقش را از بیت المال قطع نمی نمود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در اینجا خلط مبحث شده است؛ این که گفته اند دست دزد را قطع بکنید، آیا منظور از آن، معنای حقیقی است یا معنای مجازی مدّ نظر است؟ باید گفت معنای مجازی است که منظور است؛ یعنی کاری بکنید که دزدی صورت نگیرد؛ نه اینکه دست دزد  را قطع کنید و در فضای لایتناهی رهایش بکنید!  پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این سنت را داشت و امیرالمؤمنین علیه السلام همین سنت را در زمان حکومت خود زنده کرد.

 

استاد حیدری خاطرنشان کرد: در زمان جنگ دو قبیله سر به شورش برگشتند. هانی بن عروه به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه گزارش داد که با آنها چه کنیم؟ آیا آنها را سرکوب نماییم؟ امیر مؤمنان صلوات الله علیه فرمود: «اعلام بکنید فردا بیایند سهمیه خود را از بیت المال بگیرند و ببرند.» آمدند؛ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سهم آنها را از بیت المال داد؛ و فرمود: «بروید در حالی که می دانم شما دشمن من هستید.»

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث شد، مردم از ایشان پرسیدند اگر ما به تو ایمان بیاوریم، چه به ما می رسد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نفرمود به شما بهشت داده می شود. آنها که می گویند مردم در منجلاب فقر و بدبختی و بیماری و گرسنگی و بی خانمانی صبر کنند و در آن دست و پا بزنند، اسلام را نفهمیدند.  در اینجا خداوند فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لِإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْف‏».

به آنها که این سؤال را می کنند، یادآوری بکن، یادتان نرفته است که فاصله طولانی از مکه تا شام، در سرما و گرما، در گرسنگی و تشنگی می رفتید و می آمدید برای یک لقمه نان، اما «... فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْف‏»

 

 

وی افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این کلام خدا را بیان می کند که رفع گرسنگی و ایجاد امنیت را برای آنها به ارمغان آورده است. در اینجا اهمیت امنیت اقتصادی هویدا می شود. اسلام نفرموده است دنیا را خراب کنید و آخرت را به دست بیاورید؛ اسلام فرمود: کسی که دنیا ندارد، آخرت را هم ندارد؛ اول امنیت اقتصادی ایجاد می کنیم، بعد امنیت انتظامی. مردم گرسنه را نمی شود با مأمور نگاه داشت. نمی شود گرسنگان را در فقر نگاه بداریم، بعد بر درِ هر خانه ای یک مأمور بگذاریم، این امر خواسته اسلام نیست. چه بسا که خودِ مأمور هم دزد باشد. اول باید امنیت اقتصادی تأمین شود و بعد به فکر امنیت انتظامی باشیم. اگر امنیت اقتصادی ایجاد بشود، به دنبالش امنیت انتظامی هم خواهد بود.

 

استاد  مهدی حیدری خاطرنشان کرد شهید محمد باقر صدر در کتاب «اقتصادنا» جمله زیبایی دارد: «در جایی که عدالت اسلامی اجرا نشود، حدود و مجازات ها هم نباید اجرا بشود.»

 

وی اضافه نمود: وقتی ابوذر را به نزد خلیفه آوردند، خرمنی از پول در آنجا ریخته بود؛ دزدان بیت المال به سمت این پول ها گردن کشیده بودند؛ گفت این چقدر است؟ گفتند: چهارصد هزار از بیت المال است؛ همین مقدار هم قرار است برسد تا درباره آنها تصمیم بگیریم.

ابوذر گفت: مراقب باش تنها بین سپاهیان خود تقسیم نکنی؛ بلکه باید بین همه مردم تقسیم بشود؛ چون مال همه مردم است.

گفت: ما جانشین برحق پیامبریم. آیا حق نداریم برای این پول ها تصمیم بگیریم؟

گفت: چه کسی گفت که تو جانشین پیامبر هستی؟ علاوه بر آن، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خودش هم حقّ چنین کاری را نداشت؛ یادت می آید که شبی به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفتیم و دیدیم که ایشان خیلی ناراحت هستند. سلام کردیم جواب نداد. برگشتیم فردا رفتیم، دیدیم که خوشحال هستند. به ایشان عرض کردیم: یا رسول الله دیشب خدمت شما رسیده بودیم؛ ناراحت بودید؛ امروز الحمد لله خوشحال هستید. فرمود: علتش آن بود که دیشب 4 درهم پول از بیت المال در نزد من باقی مانده بود؛ شب شده بود و نتوانسته بودم آن پول را به نیازمندان برسانم؛ ترسیدم که شب بمیرم و این پول ها حیف و میل بشود و من نتوانم جواب بدهم.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: امیر مؤمنان صلوات الله علیه در زمان حکومت خودشان این سنت را احیا کردند؛ شب هنگام، پولی از بیت المال به نزد ایشان رسیده بود؛ دستور داد تا بین نیازمندان تقسیم بشود؛ گفتند: یا امیرالمؤمنین!ً الآن شب است و تاریک است. اجازه بدهید تا فردا تقسیم بکنیم. فرمود: اولا شما به من ضمانت می دهید که من تا فردا صبح زنده باشم؟! ثانیا آن نیازمند، نیاز جدی دارد؛ اگر که به خاطر نیازش مرد، پول به چه دردش می خورد؟» الآن است که مردم گرفتار هستند و شرمنده خانواده شان هستند؛ فردا به چه دردشان می خورد. همان جا دستور دادند تا چراغ آوردند و بیت المال را تقسیم کردند و خیالشان راحت شد.

 

وی افزود: امیر مؤمنان هر جمعه، بیت المال را تقسیم می کرد؛ کفِ بیت المال را آب و جارو می کرد؛ دو رکعت نماز در آن می خواند و می گفت: خدایا تو شاهد باش! علی یک ریال از این هفته به آن هفته نگذاشت و به دست نیازمندان رساند.

 

استاد حیدری فطرت خاطرنشان کرد: زمان قبل بعثت و اوایل بعثت، وضعیت، وخیم بود و صداها همه خفه شده بودند؛ چرا که «مقتسمی» حکمران ها بودند؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و آزادی بیان آوردند؛ در آیات پایانی سوره حجر می خوانیم:

«لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنينَ (88) وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذيرُ الْمُبينُ (89) كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمينَ (90) الَّذينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضينَ (91) فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (92) عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ (93) فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ (94) إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ (95) الَّذينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (96) وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ (97) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدينَ (98) وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ (99)»

 

وی افزود: زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کلام وحی را بیان می کرد، حکومت فاسق می گفت: «ما اختیاردار شما هستیم» برای گوش مردم هم تصمیم می گرفتند؛ می گفتند: باید در گوشتان پنبه بگذارید تا حرفی غیر از سخن ما را نشنوید. مقتسمین گروه ها تشکیل داده بودند؛ در همه جا شستشوی مغزی به مردم اجرا می کردند. برای رهبران فاسق، معجزه می ساختند؛ ظلم ظلمه را توجیه می کردند و می گفتند: فقط حرف ما را گوش بدید.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و این آیه را ابلاغ کرد: «... فَبَشِّرْ عِبادِ (17) الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏» (زمر:17 و 18) کلام حق و باطل را می شنوند؛ بعد از آن، بهترین آن را انتخاب می کنند. این امر، بشارت الهی به مردم است. آنها می گفتند حق ندارید حرف غیر از ما را گوش بدهید. خداوند این حلقه های فاسد مقتسمین را از بین برد تا مردم آزاد بشوند. این سنت جاری پیامبر و هدیه پیامبر برای بشریت بود. بشریت را از زیر بار بردگی نجات داد و جهان بشریت را آزاد کرد. بگذریم از اینکه حکومت های اسلامی همان بیراهه را رفتند؛ ولی ما باید به سنت پیامبر برگردیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کتاب ها نوشته شده است؛ اما گویی هیچ نگفته اند؛ کدام قلم است که بتواند فضایل پیامبر و اهل بیت سلام الله علیهم را بیان کند.. گنجشک کی می تواند با منقارش آب دریا را بکشد. هر چه درباره بعثت و درباره وجود مبارک پیامبر بگوییم، کافی نیست. کِی می توانیم با این زبان الکن فضایل پیامبر و سنت ایشان را، قاعده و قانون پیامبر را بیان کنیم و به گوش مردم برسانیم و به مردم بگوییم سنت پیامبر و قانون الهی این است و غیر از آن، سنت و قانون شیطان است.

 

وی اضافه نمود: امیرالمؤمنین در خطبه 216 نهج البلاغه همین سنت را زنده کرد و در مقابل کسی که در میانه سخنان حضرت، به ثناگویی و تملق از حضرت برخاسته بود، فرمود: مانند رهبران فاسق با من صحبت نکنید؛ فکر نکنید که من از انتقاد شما ناراحت می شوم؛ از انتقاد از عملکرد من خودداری نکنید؛ من را راهنمایی بکنید؛ من خودم را ایمن از خطا نمی بینم. کارکرد ما هم از خطا خالی نیست؛ بیایید و بگویید؛ من خوشحال می شوم. مانند حکومت های فاسد زبانتان را نبندید تا اینکه بیماری سرایت بکند.

«إِنَّ مِنْ حَقِّ مَنْ عَظُمَ جَلَالُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فِي نَفْسِهِ وَ جَلَّ مَوْضِعُهُ مِنْ قَلْبِهِ أَنْ يَصْغُرَ عِنْدَهُ لِعِظَمِ ذَلِكَ كُلُّ مَا سِوَاهُ وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ كَانَ كَذَلِكَ لَمَنْ عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ لَطُفَ إِحْسَانُهُ إِلَيْهِ فَإِنَّهُ لَمْ تَعْظُمْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَى أَحَدٍ إِلَّا ازْدَادَ حَقُّ اللَّهِ عَلَيْهِ عِظَماً وَ إِنَّ مِنْ‏ أَسْخَفِ‏حَالاتِ الْوُلَاةِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ أَنْ يُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ يُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْكِبْرِ وَ قَدْ كَرِهْتُ أَنْ يَكُونَ جَالَ فِي ظَنِّكُمْ أَنِّي أُحِبُّ الْإِطْرَاءَ وَ اسْتِمَاعَ الثَّنَاءِ وَ لَسْتُ بِحَمْدِ اللَّهِ كَذَلِكَ وَ لَوْ كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ يُقَالَ ذَلِكَ لَتَرَكْتُهُ انْحِطَاطاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ عَنْ تَنَاوُلِ مَا هُوَ أَحَقُّ بِهِ مِنَ الْعَظَمَةِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ رُبَّمَا اسْتَحْلَى النَّاسُ الثَّنَاءَ بَعْدَ الْبَلَاءِ فَلَا تُثْنُوا عَلَيَّ بِجَمِيلِ ثَنَاءٍ لِإِخْرَاجِي نَفْسِي إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ إِلَيْكُمْ مِنَ التَّقِيَّةِ [الْبَقِيَّةِ] فِي حُقُوقٍ لَمْ أَفْرُغْ مِنْ أَدَائِهَا وَ فَرَائِضَ لَا بُدَّ مِنْ إِمْضَائِهَا فَلَا تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَ لَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَ لَا تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ وَ لَا تَظُنُّوا بِي اسْتِثْقَالًا فِي حَقٍّ قِيلَ لِي وَ لَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِي فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ كَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي‏ فَإِنَّمَا أَنَا وَ أَنْتُمْ عَبِيدٌ مَمْلُوكُونَ لِرَبٍّ لَا رَبَّ غَيْرُهُ يَمْلِكُ مِنَّا مَا لَا نَمْلِكُ مِنْ أَنْفُسِنَا وَ أَخْرَجَنَا مِمَّا كُنَّا فِيهِ إِلَى مَا صَلَحْنَا عَلَيْهِ فَأَبْدَلَنَا بَعْدَ الضَّلَالَةِ بِالْهُدَى وَ أَعْطَانَا الْبَصِيرَةَ بَعْدَ الْعَمَى‏»

 

وی افزود: می گویند قبای ناصرالدین شاه به آتش برخورد کرده بود؛ شخصی دید؛ ولی جرأت بیان نداشت؛ شروع به مدح و ثنای پادشاه کرد؛ «السلطان بن سلطان، الخاقان بن خاقان ...» تا این تملق ها زیاد شد، قبا سوخت؛ مملکت به باد رفت؛ امیر مؤمنان می فرماید: به من مشورت بدهید؛ خرابی ها را به من گوشزد بکنید تا من آنها را اصلاح کنم؛ چرا که من در فردای قیامت مسئول هستم.

 

استاد علی حیدری فطرت خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام شب ها را نمی خوابید و روزها را کار می کرد. گفتند: این کار را ادامه بدهید، مریض می شوید. لااقل شب ها را بخواب و روزها را با کمی تفریح همراه کن. فرمود: چه کنم اگر روز بخوابم، کار مردم خراب می شود و شیرازه کشور می پاشد؛ اگر شب بخوابم، کار وجود من خراب می شوم. و آخرت نخواهم داشت.

جان های عالم به فدایتان یا رسول الله! یا امیرالمؤمنین!

/270/260/20/

 

س, 12/10/1400 - 16:48