به مناسبت بیست و هفتم ماه مبارک رجب و سالروز فرا رسیدن عید سعید مبعث خاتم المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم، استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در خطبه 131 از نهج البلاغه به روایت از حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه، حضرت ماجرای قرابتشان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اینچنین بیان کرده اند: من اولین کسی هستم که انابه کردم، شنیدم و اجابت کردم. هیچ کس جز رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم در نماز خواندن بر من سبقت نگرفت.
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ لَمْ يَسْبِقْنِي إِلَّا رَسُولُ اللَّهِ ص بِالصَّلَاةِ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ الْوَالِي عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ الْمَغَانِمِ وَ الْأَحْكَامِ وَ إِمَامَةِ الْمُسْلِمِينَ الْبَخِيلُ فَتَكُونَ فِي أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ (إفراط الشهوة و المبالغة في الحرص) وَ لَا الْجَاهِلُ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ وَ لَا الْجَافِي فَيَقْطَعَهُمْ بِجَفَائِهِ وَ لَا الْحَائِفُ (من الحيف- أي الجور و الظلم) لِلدُّوَلِ (جمع دولة بالضم: هي المال، لأنه يتداول أي ينقل من يد ليد. و المراد من يحيف في قسم الأموال فيفضّل قوما في العطاء على قوم بلا موجب للتفضيل) فَيَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لَا الْمُرْتَشِي فِي الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ يَقِفَ بِهَا دُونَ الْمَقَاطِعِ (الحدود التي عينها اللَّه لها) وَ لَا الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَيُهْلِكَ الْأُمَّة»
استاد مصطفی احدی نسب در ادامه بیان کرد: در خطبه 192 از نهج البلاغه می خوانیم:
أَنَا وَضَعْتُ فِي الصِّغَرِ بِكَلَاكِلِ الْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِيعَةَ وَ مُضَرَ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالْقَرَابَةِ الْقَرِيبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ وَضَعَنِي فِي [حَجْرِهِ] حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ [وَلِيدٌ] يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ ص مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْرٍ وَ لَقَدْ كُنْتُ مَعَهُ ص لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَيْشٍ فَقَالُوا لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدِ ادَّعَيْتَ عَظِيماً لَمْ يَدَّعِهِ آبَاؤُكَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَيْتِكَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَيْهِ وَ أَرَيْتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّكَ نَبِيٌّ وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّكَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَقَالَ ص وَ مَا تَسْأَلُونَ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّى تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَقَالَ ص إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فَإِنْ فَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ ذَلِكَ أَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَإِنِّي سَأُرِيكُمْ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّكُمْ لَا تَفِيئُونَ إِلَى خَيْرٍ وَ [أَنَ] إِنَّ فِيكُمْ مَنْ يُطْرَحُ فِي الْقَلِيبِ وَ مَنْ يُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ ص يَا أَيَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ كُنْتِ تُؤْمِنِينَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِينَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِي بِعُرُوقِكِ حَتَّى تَقِفِي بَيْنَ يَدَيَّ بِإِذْنِ اللَّهِ- [وَ الَّذِي] فَوَالَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَتْ بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِيٌّ شَدِيدٌ وَ قَصْفٌ كَقَصْفِ أَجْنِحَةِ الطَّيْرِ حَتَّى وَقَفَتْ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص مُرَفْرِفَةً وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَى مَنْكِبِي وَ كُنْتُ عَنْ يَمِينِهِ ص فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَى ذَلِكَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِكْبَاراً فَمُرْهَا فَلْيَأْتِكَ نِصْفُهَا وَ يَبْقَى نِصْفُهَا فَأَمَرَهَا بِذَلِكَ فَأَقْبَلَ إِلَيْهِ نِصْفُهَا كَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِيّاً فَكَادَتْ تَلْتَفُّ بِ بِرَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالُوا كُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْيَرْجِعْ إِلَى نِصْفِهِ كَمَا كَانَ فَأَمَرَهُ ص فَرَجَعَ فَقُلْتُ أَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِنِّي أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَةَ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى تَصْدِيقاً بِنُبُوَّتِكَ وَ إِجْلَالًا لِكَلِمَتِكَ فَقَالَ الْقَوْمُ كُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ كَذَّابٌ عَجِيبُ السِّحْرِ خَفِيفٌ فِيهِ وَ هَلْ يُصَدِّقُكَ فِي أَمْرِكَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا يَعْنُونَنِي وَ إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ يُحْيُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ وَ لَا يَغُلُّونَ وَ لَا يُفْسِدُونَ قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَل»
وی افزود: پیغمبر در غار حراء به دو موضوع فکر می کردند؛ یکی در ملکوت آسمان و زمین؛ و دیگری در وظیفه ای که به عهده ایشان است؛ وظیفه ای که باید نسبت به دین داشته باشند؛ تا اینکه در 27 رجب، فرشته وحی نازل می شود که «اقرأ بسم ربّک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرأ و ربّک الاکرم الذی علّم بالقلم علّم الانسان ما لم یعلم» آیات نخستین اشاره به علم و آگاهی و خلقت انسان است و اشاره به این است که علم و آگاهی، زیربنای اسلام است؛ آنجا که می فرماید: «علّم بالقلم» یعنی خداوند با قلم، انسان را آموزش داد آن چیزهایی را که نمی دانست تا به اسم خدا مردم را به خدا دعوت کند.
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: مهمترین معجزه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که قرآن است، بر اساس علم و آگاهی و از سنخ کلام است؛ و این، معجزه جاوید است که تا قیام قیامت باقی خواهد ماند. قرآنی که بر اساس علم و آگاهی انسان است و خداوند این نعمت را به پیغمبرش ارزانی داشته است.
وی اضافه نمود: حضرت علی علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: «تو هر چه را که من می بینم، تو هم می بینی و هر چه را که من می شنوم، تو هم می شنوی؛ الا به اینکه تو بعد از من پیامبر نیستی؛ بلکه وزیر هستی و بر خیر هستی.» البته منظور از این شنیدن و دیدن، با این چشم و گوش ظاهری نیست تا بگوییم اگر شخص سومی هم بود، آن را می دید و می شنید؛ بلکه از سنخ شنیدن ملکوتی است؛ چشم و گوش ملکوتی می خواهد تا جبرئیل را ببیند و صدای جبرئیل را بشنود. و صدای وحی را دریافت نماید. اینگونه نیست که امیرالمؤمنین با گوش و چشم عادی درک کرده باشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این مقام امیرالمؤمنین طبق حدیث منزلت است؛ «انت بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبیّ بعدی» که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در موارد زیادی از جمله این حدیث را بیان کرده است؛ از جمله در زمانی که به جنگ تبوک می رفتند. موقعیت حضرت امیر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، مانند نسبت هارون به موسی علیه السلام است؛ وقتی حضرت موسی علیه السلام به نبوت رسید، به خداوند تبارک و تعالی عرضه داشت:
«قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﴿۲۵﴾ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﴿۲۶﴾ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ﴿۲۷﴾ يَفْقَهُوا قَوْلِي ﴿۲۸﴾ وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي ﴿۲۹﴾ هَارُونَ أَخِي ﴿۳۰﴾ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ﴿۳۱﴾ وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ﴿۳۲﴾ كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا ﴿۳۳﴾ وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا ﴿۳۴﴾» گفت پروردگارا سينه ام را گشاده گردان (۲۵) و كارم را براى من آسان ساز (۲۶) و از زبانم گره بگشاى (۲۷) [تا] سخنم را بفهمند (۲۸) و براى من دستيارى از كسانم قرار ده (۲۹) هارون برادرم را (۳۰) پشتم را به او استوار كن (۳۱) و او را شريك كارم گردان (۳۲) تا تو را فراوان تسبيح گوييم (۳۳) و بسيار به ياد تو باشيم (۳۴) (سوره طه)
وی افزود: موسی علیه السلام از خداوند متعال درخواست می کند «و أشرکه فی أمری» یعنی در همان جایگاهی که حضرت موسی علیه السلام به نبوت رسید و خداوند با او صحبت می کند، هارون هم در همان جایگاه با خداوند صحبت می کند و در همان جایگاه، نبی است؛ یعنی همان مواردی که موسی علیه السلام می بیند، هارون هم شریک است؛ نه در مرتبه هایی که سایر مؤمنان به موسی علیه السلام ایمان می آورند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از این فقره از آیات در می یابیم وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «انت منّی بمنزلة هارون من موسی» یعنی همان مرتبه ای که من هستم و چیزهایی همانند جبرئیل را می بینم، تو هم می بینی و آن چیزهایی را که می شنوم، تو هم می شنوی. امیرالمؤمنین علیه السلام در چنین جایگاهی است؛ در جایگاه های بعدی است که سایرین ایمان می آورند و شهادتین می گویند. بنابراین «و أشرکه فی أمری» جایگاه مهمی است که حضرت امیر نسبت به پیغمبر دارند.
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: شیطان بعد از بعثت، گریه کرد؛ باز هم باید گفت این گریه از نوع مادی نیست که کسی بتواند بشنود. شیطان در چند مرتبه گریه کرد؛ یک مرتبه وقتی که از مقام خود سقوط کرد؛ یک مرتبه زمانی که سوره مبارکه حمد نازل شد و بار دیگر، زمانی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به مقام نبوت رسید.
وی اضافه نمود: امیرالمؤمنین علیه السلام صدای گریه شیطان را می شنود و از حضرت می پرسد، این صدای کیست و چرا گریه می کند؟ حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: این گریه، صدای گریه شیطان است و از گمراه کردن مردم به واسطه بعثت من، مأیوس شده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو بار چهره واقعی جبرئیل را دید؛ چهره ای که شرق و غرب عالم را پر کرده بود؛ اولین بار در غار حرا که به نبوت رسید و بار دیگر در زمانی که به معراج می رفت. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از غار حرا و جبل النور پایین می آمد، همه موجودات به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سلام می کردند؛ «السلام علیک یا رسول الله»
وی افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خانه می آیند و خبر نبوت خود را به خدیجه داده و او نیز این ماجرا را به اطلاع پسر عموی مسیحی خود می رساند؛ خدیجه (خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: خوشدل باش و پایمردى کن، قسم به آن خدایى که جان خدیجه به فرمان اوست، امیدوارم پیامبر این امت باشى. آنگاه برخاست و لباس (بیرون) به تن کرد و نزد پسرعموی مسیحی اش «ورقة» رفت که با تورات و انجیل و پیروانشان آشنایی کامل داشت و ماجرا را به وى گفت. ورقه گفت: «قدوس! قدوس! به خدایی که جان ورقه به فرمان اوست، اگر آنچه می گویی، راست باشد، ناموس اکبر (نزد شوهرت) آمده است (مقصود از ناموس، همان جبرئیل بود) همان ناموسی که به سوى موسى علیه السلام آمده بود، و او (محمد صلوات الله علیه و آله) پیامبر این امت است، به او بگو پایمردى کند. خدیجه پیش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و سخنان «ورقه» را به وى گفت». این خبر به نقل های مختلف و با عباراتی متفاوت، در منابع شیعه و اهل سنت ذکر شده است.
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: در کتب قبلی اجمالا آمده بود که پیامبر اسلام به نبوت می رسد؛ از این رو وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خانه آمد، حضرت خدیجه سلام الله علیها و قبل از آن، حضرت علی علیه السلام به ایشان ایمان آورده اند.
/270/260/20/