استاد احمدی منش مطرح کرد؛

گوشه هایی از سیره نبوی

به مناسبت فرا رسیدن بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، استاد اسماعیل احمدی منش از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «گوشه هایی از سیره نبوی» پرداخت.

 

سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با نوجوانان و جوانان

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از درس های ما از سیره نبوی نسبت به فرزندان و جوانان، ورزش و سرگرمی مناسب بوده است؛ در وسائل الشیعه آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دو ورزش شنا و تیراندازی توصیه می کردند.

«وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ السِّبَاحَةَ وَ الرِّمَايَة» (وسائل الشيعة، ج ‏17، ص: 331)

 

وی افزود: این ورزش ها، ورزش های هدف دار بوده است؛ مخصوصا در آن زمان، مقدمه جهاد بوده است؛ کما اینکه در کلام صاحب جواهر هم به آن اشاره شده است. البته ورزش ها، اقسام مختلفی دارند که برای سلامت بدن، مفید است؛ البته شاید برخی از  آنها ارزش آنچنانی نداشته باشد، از این رو  سفارش حضرت صلی الله علیه و آله و سلم هدفدار بوده است.

 

استاد اسماعیل احمدی منش خاطرنشان کرد: یکی دیگر از نکاتی که در سیره حضرت صلی الله علیه و آله و سلم می بینیم، نسبت به مسئولیت دادن و اعتماد کردن به جوانان بوده است؛ این نکته را بارها و بارها در سیره نبوی مشاهده می کنیم. حضرت بارها به جوانان اعتماد می فرمود؛ این کلام از حضرت است که «نصرت بالشباب» من به واسطه جوان ها یاری شدم. معلوم می شود که اقبال جوانان به ایشان از همان ابتدا بیشتر از سالخوردگان و میان سالان بوده است.

 

وی افزود: رسول الله صلى الله عليه و آله مسؤوليت هاى بزرگ فرهنگى اجتماعى نظامى را به جوانان واگذار مى كرد. پيش از هجرت حضرت به مدينه مصعب بن عمير كه نوجوانى بيش نبود، از سوى رسول الله صلى الله عليه و آله براى انجام رسالت فرهنگى و تبليغى به مدينه اعزام مى شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در بحارالانوار آمده است: «و قال رسول الله صلى الله عليه و آله لمصعب و كان فتاً حدثاً و امره رسول الله صلى الله عليه و آله بالخروج» (بحار، ج 6، ص 405؛ اسد الغابه، ج 5، ص 181، ش 4929.) همين جوان در جنگ هاى بدر و احد فرمانده و پرچمدار سپاه حق است. كه با حماسه آفرينى در جنگ احد به شهادت مى رسد.

 

استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: عتاب بن اسيد بعد از فتح مكه از سوى حضرت به عنوان والى مكه، و مسئوليت امور سياسى را به عهده گرفت؛ در حالى كه بيست و يك سال بيش ندارد و افراد بزرگتر از وى در بين صحابه فراوان وجود دارد. اين كار حضرت وقتى مورد اعتراض قرار مى گيرد، كه چرا جوان را بر بزرگسالان ترجيح داده است، حضرت بسيار متين جواب مى دهد كه ملاك مسئوليت، بزرگى سن نيست، ملاك شايستگى و فضيلت است و شايستگى و فضيلت به سن افراد نيست. هر بزرگسالى شايستگى ندارد، به تعبير ديگر سن سبب بزرگى نيست، فضيلت و شايستگى باعث بزرگى است.

«فليس الاكبر هو الافضل بل الافضل هو الاكبر» (سيره حلبى، ج 3، ص 59؛ اسد الغابه، ج 3، ص 556، ش 3532)

 

وی افزود: همين مطلب در مورد معاذ بن جبل كه 26 سال دارد مطرح است. كه ايشان به عنوان مبلغ دينى در مكه منصوب مى شود. (سيره حلبى، ج 3، ص 59) همين نكته در برگزيدن اسامه بن زيد به فرماندهى لشكرى كه بسيج عمومى عليه روميان بود، مشاهده مى شود. حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این سیره را از آغاز بعثت داشتند و تا اواخر عمر شریفشان ادامه دادند؛ فرمانده نمودن اسامه در اواخر حیات حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.  با اين كه بزرگسالان فراوان در بين آنها بود و با اين كه جنگ از اهتمام زيادى بر خوردار بود، حضرت اسامه جوانى كه 18 ساله داشت بر فرماندهى برگزيد و در جواب اعتراض برخى فرمود: ملاك سن نيست؛ ملاك شايستگى افراد است. اسامه همانند پدرش زيد شايسته اين مقام است: «انّهما لخليقان لها» (اسد الغابه، ج 1، ص 80، ش 84؛ طبقات الكبرى، ج 2، ص 374.)

 

وی اضافه نمود: اين سيره حضرت بود. گر چه بر بزرگسالان خويش آيند نبود؛ حتى تا آن مقدار از اين موضع گيرى حضرت ناراحت مى شدند! كه برخى به خاطر اين كه فرمانده لشكر جوان است، از شركت در جنگ خوددارى مى كردند. چنان كه ابو ايوب انصارى به همين خاطر از جنگ ايستاد و گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله جوانى را فرمانده لشكر قرار داده است. «انّه استعمل على الجيش رجل شاب» (اسد الغابه، ج 2، ص 96، ش 1361)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ملاک برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شایستگی بوده است؛ از این رو در یوم الدار، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام را با وجود 13 ساله بودن، به عنوان برادر، وزیر و جانشین خودشان نصب کردند؛ و در جریان غدیر خم، با وجود اینکه حضرت امیر علیه السلام در حول و حوش 30 سالگی است، به امر خدای متعال به جانشینی خود نصب کردند.

 

سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با خانواده

وی افزود: در بخش دیگری از سیره حضرت صلی الله علیه و آله و سلم سیره خانوادگی ایشان بوده است؛ وقتی به خانه می رفتند، وقتشان را به سه قسمت تقسیم می کردند؛ یک قسم برای خدا، یک قسم برای خود و  یک قسمت را هم برای خانواده اختصاص می دادند. آن قسمی که برای خودشان بود، بین خود  و مردم تقسیم می کردند و حوایج مردم را برآورده می نمودند. ایشان امیر بر جامعه بود و در این ساعت هم به فکر مردم بودند.

 

استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: ایشان با خانواده همکاری می کردند؛ با وجود اینکه به واسطه حاکم بودن، وقت آنچنانی هم در اختیار نداشتند، اما در منزل، از جزئیات هم غافل نبوده است. حضرت از وصله زدن به کفش و یا دوختن لباسشان دریغ نمی کردند. کسی اگر در می زد، خودشان در را باز می کردند.

 

وی افزود: حضرت در خانه ایرادگیر نبودند؛ نسبت به غذاهایی که می پختند، بسیار سهل الوصول بود. در مکارم الاخلاق آمده است: «و کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یأکل کل اصناف من الطعام و کان یأکل ما احل الله له» و غذاها را با خانواده می خوردند. و حتی غذا را با خادمشان می خوردند. معاشرت با خانواده به نحو احسن بوده است.

 

سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با مهمانان

استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: نکته دیگر از سیره ایشان، احترام به مهمان بوده است؛ وقتی مهمان بر ایشان وارد می شد، حضرت یک زیرپایی را حتی با اصرار هم شد، جهت تکریم مهمان از او می خواستند تا روی آن بنشیند.

 

سیره اجتماعی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سیره اجتماعی حضرت نیز قابل دقت است؛ کنترل زبان در حال خشم، یکی از سیره های ایشان بوده است. «و کان فی الرضا و الغضب لا یقول الا حقّا» در هر دو حال خوشنودی و خشم، چیزی جز حقّ نمی گفتند. هستند بسیاری از افراد که موقع خشم و غضب هر چه بر دهانشان می آید، به زبان می آورند. در حالی که پیامبر گرامی اسلام جز حقّ نمی گفتند و جسارت و بی ادبی از ایشان صادر نمی شد.

 

وی اضافه نمود: حفظ حریم ها برایشان مهم بوده است؛ رسول الله مؤدب به آداب الله بوده است؛ همان که در قرآن آمده است: «إنّک لعلی خلق عظیم». مجلس او هم بردباری و صبوری مشاهده می شد، و هم حیا. بودند کسانی که با جسارت و تند صحبت می کردند؛ حضرت با حلم و صبوری صحبت می کردند؛ و همین طور حیا و صدق و امانت در مجلس ایشان جلوه گر بوده است. در مجلسی که حضرت بود، صداها بالا نمی رفت. نهایت ادب در آن مجالس بوده است؛ لازمه اش این است که آنها تربیت شده حضرت بودند که رعایت می کردند و در چنین جلساتی حریم ها شکسته نمی شد.

 

استاد اسماعیل احمدی منش خاطرنشان کرد: حضرت صلی الله علیه و آله و سلم با اینکه عالم و دانشمند بود، تحمل دیگران را رعایت می کرد؛ کسانی که از حضرت سؤال می پرسیدند، سطح فهمشان یکسان نبود؛ برخی چند بار یک سؤال را می پرسیدند؛ ایشان بسیار صبور بود و سعی می کرد تا مطلب را به خوبی بیان کند. این امر نهایت حلم و بردباری ایشان بود؛ سریع از جواب رد نمی شد، آرام آرام بیان می کرد که جواب بر جان شنوندگان بنشیند.

/270/260/21/
 

س, 12/10/1400 - 10:43