استاد خزائلی نجف آبادی مطرح کرد؛

ایمان فاطمه بنت اسد نشانه از ایمان ابوطالب علیهما السلام

به مناسبت فرا رسیدن بیست و ششم ماه رجب و سالگرد رحلت بزرگ پشتیبان پیامبر صلی الله علی و آله و سلم در قریش، ابوطالب عمران بن عبدالمطلب سلام الله علیه، استاد حسنعلی نجف آبادی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به اثبات ایمان ابوطالب علیه السلام پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در رابطه با ابوطالب مطالب فراوانی بیان شده است و کتاب های زیادی نگاشته شده است؛ اینجانب هم به واسطه عشقی که به امیرالمؤمنین علیه السلام داشتم، کتابی را در رابطه با ایمان ابوطالب سلام الله علیه نزدیک به 35 سال پیش تنظیم کردم.

 

استاد خزائلی نجف آبادی در ادامه بیان کرد: علامه مجلسی رحمت الله علیه در بحار الانوار آورده است:

«لي، الأمالي للصدوق ابْنُ مَسْرُورٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَبْدِيِّ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ عَبَايَةَ بْنِ رِبْعِيٍّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: أَقْبَلَ‏ عَلِيُ‏ بْنُ‏ أَبِي‏ طَالِبٍ‏ علیه السلام ذَاتَ‏ يَوْمٍ‏ إِلَى‏ النَّبِيِ‏ ص‏ بَاكِياً وَ هُوَ يَقُولُ‏ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مَهْ (ليست في المصدر كلمة «مه» و هى« ما» الاستفهامية لحقتها هاء السكت) يَا عَلِيُّ ...» حضرت  رسول صلی الله علیه و آله و سلم با یک امر غیر مترقبه، یعنی گریه امیرالمؤمنین علیه السلام روبرو شد؛ و برایش ناگوار بود که گریه علی علیه السلام را مشاهده کند. «مه» اسم فعل به معنای «اسکت» است.

 

این استاد  حوزه علمیه قم اضافه نمود: حضرت امیر کلمه استرجاع را بیان می کنند؛ این آیه شریفه جهان بینی نظری و عملی انسان را نشان می دهد؛ زندگی مادی و معنوی انسان در این جمله وارد شده است؛ در حکمت 99 نهج البلاغه این روایت را از حضرت امیر علیه السلام می خوانیم: «وَ سَمِعَ رَجُلًا یَقُولُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏ فَقَالَ إِنَّ قَوْلَنَا إِنَّا لِلَّهِ‏إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْمُلْکِ وَ قَوْلَنَا وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْهُلْکِ»

 

وی افزود: در ادامه روایت می خوانیم: «... فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَاتَتْ أُمِّي فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ قَالَ فَبَكَى النَّبِيُّ صلی الله علیه و  آله و سلم؛ ثُمَّ قَالَ رَحِمَ اللَّهُ أُمَّكَ يَا عَلِيُّ أَمَا إِنَّهَا إِنْ كَانَتْ لَكَ أُمّاً فَقَدْ كَانَتْ لِي أُمّاً ...» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، فاطمه بنت اسد را مادر خود می خواند؛ چرا که آن بانوی مؤمنه به همراه ابوطالب علیه السلام سرپرستی پیامبر صلی الله علیه و  آله و سلم را از کودکی به عهده گرفته بودند.

 

استاد خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: در ادامه روایت می خوانیم: «... خُذْ عِمَامَتِي هَذِهِ وَ خُذْ ثَوْبَيَّ هَذَيْنِ فَكَفِّنْهَا فِيهِمَا وَ مُرِ النِّسَاءَ فَلْيُحْسِنَّ غُسْلَهَا وَ لَا تُخْرِجْهَا حَتَّى أَجِي‏ءَ فَإِلَيَّ أَمْرُهَا ...» گریه امیرالمؤمنین علیه السلام را در این روایت می بینیم؛ این فقره از روایت، پاسخ به وهابیت و کسانی است که برای گریه بر اموات، اشکال می گیرند. فرزندش ابراهیم از دنیا رفت؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غم از دست دادن فرزندش گریه کردند؛ اصحاب گفتند: یا رسول الله شما ما را صبر در مصائب دعوت می کنی؛ چگونه خودت گریه می کنی؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: گریه امری غیر اختیاری و امری عاطفی است.

 

وی اضافه نمود: در ادامه روایت می خوانیم: «... قَالَ وَ أَقْبَلَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم بَعْدَ سَاعَةٍ وَ أُخْرِجَتْ فَاطِمَةُ أُمُّ عَلِيٍّ علیه السلام فَصَلَّى عَلَيْهَا النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم صَلَاةً لَمْ يُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ قَبْلَهَا مِثْلَ تِلْكَ الصَّلَاةِ» اهمیت این مادر را نشان می دهد؛ می خواهیم از این روایت استفاده کنیم که عده ای از اهل سنت خواستند بگویند، پدر امیرالمؤمنین مسلمان نبوده است؛ تمام آن حرف ها و روایات، به یک روایت برمی گردد که راوی آن، یک زناکار به نام «مغیره بن شعبه» است.

 

استاد خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: در ادامه روایت می خوانیم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم چگونه برای مادر حضرت امیر علیه السلام سنگ تمام می گذارند: «... ثُمَّ كَبَّرَ عَلَيْهَا أَرْبَعِينَ تَكْبِيرَةً» حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم چهل تکبیر برای مادر امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانند که به خاطر چهل صف از ملائکه ای بود که در تشییع شرکت کرده بودند.

 

وی افزود: در ادامه روایت می خوانیم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم «ثُمَّ دَخَلَ إِلَى الْقَبْرِ فَتَمَدَّدَ فِيهِ فَلَمْ يُسْمَعْ لَهُ أَنِينٌ وَ لَا حَرَكَةٌ» اگر همین روایت را به خوبی بخوانیم و معنا کنیم، به ایمان مادر حضرت امیر علیه السلام و ایمان ابوطالب علیه السلام پی می بریم؛ حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برای فاطمه بنت اسد اینچنین به زحمت می افتند و  سنگ تمام می گذارند؛ که حکایت از ایمان فاطمه بنت اسد دارد؛ در ایمان این بانوی محترمه کسی از علمای شیعه و سنی شک ندارد و این روایت هم مؤید آن است؛ پس چگونه می توان در ایمان ابوطالب، شوهر این بانو شک کرد و او را کافر دانست، در حالی که می دانیم زنِ مسلمان نمی تواند در اختیار یک مشرک و کافر باشد؛ قرآن به صراحت آن را منع کرده است.

 

این استاد برجسته حوزه علمیه قم اضافه نمود: در ادامه روایت می خوانیم حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم «ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ ادْخُلْ يَا حَسَنُ ادْخُلْ فَدَخَلَا الْقَبْرَ فَلَمَّا فَرَغَ مِمَّا احْتَاجَ إِلَيْهِ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ اخْرُجْ يَا حَسَنُ اخْرُجْ فَخَرَجَا ثُمَّ زَحَفَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم حَتَّى صَارَ عِنْدَ رَأْسِهَا ثُمَّ قَالَ يَا فَاطِمَةُ أَنَا مُحَمَّدٌ سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لَا فَخْرَ فَإِنْ أَتَاكِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ فَسَأَلَاكِ مَنْ رَبُّكِ فَقُولِي اللَّهُ رَبِّي وَ مُحَمَّدٌ نَبِيِّي وَ الْإِسْلَامُ دِينِي وَ الْقُرْآنُ كِتَابِي وَ ابْنِي إِمَامِي وَ وَلِيِّي ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ ثَبِّتْ فَاطِمَةَ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ‏»

 

وی اضافه نمود: حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم شخصا تلقین این بانوی کریمه را انجام می دهد که حکایت از درجه بالای ایمان مادر امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ مطلبی که به واسطه تقویت در بیان «ایمان فاطمه بنت اسد»، به «ایمان ابوطالب» پی می بریم. در تلقین حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آمده است که به فاطمه بنت اسد تلقین می شود: «بگو الله پروردگار من است؛ محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر من است؛ و اسلام دین من است؛ و قرآن کتاب من است؛ و پسرم، علی، امام من و ولیّ من است. تمام اینها تأکید بر ایمان فاطمه بنت است است و اینکه حضرت امیر علیه السلام در خانواده پاک مسلمان رشد یافته است.

 

وی افزود: در ادامه روایت می خوانیم: «ثُمَّ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهَا وَ حَثَا عَلَيْهَا حَثَيَاتٍ (حثا التراب: صبه. و الحثى: ما غرف باليد من التراب و غيره) ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى فَنَفَضَهُمَا ثُمَّ قَالَ وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَقَدْ سَمِعَتْ فَاطِمَةُ تَصْفِيقَ يَمِينِي عَلَى شِمَالِي»

 

استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: در ادامه روایت می خوانیم: «فَقَامَ إِلَيْهِ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ فَقَالَ فَدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ صَلَّيْتَ عَلَيْهَا صَلَاةً لَمْ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ قَبْلَهَا مِثْلَ تِلْكَ الصَّلَاةِ

فَقَالَ يَا أَبَا الْيَقْظَانِ وَ أَهْلُ ذَلِكَ (این مادر اهل این کارها بوده است و شایسته آن بوده است) هِيَ مِنِّي (او از من است) لَقَدْ كَانَ لَهَا مِنْ أَبِي طَالِبٍ وَلَدٌ كَثِيرٌ وَ لَقَدْ كَانَ خَيْرُهُمْ كَثِيراً وَ كَانَ خَيْرُنَا قَلِيلًا فَكَانَتْ تُشْبِعُنِي وَ تُجِيعُهُمْ وَ تَكْسُونِي وَ تُعْرِيهِمْ وَ تُدَهِّنُنِي وَ تُشَعِّثُهُمْ»

 

وی افزود: در ادامه روایت می خوانیم: قَالَ فَلِمَ كَبَّرْتَ عَلَيْهَا أَرْبَعِينَ تَكْبِيرَةً يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ يَا عَمَّارُ الْتَفَتُّ عَنْ يَمِينِي فَنَظَرْتُ إِلَى أَرْبَعِينَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَكَبَّرْتُ لِكُلِّ صَفٍّ تَكْبِيرَةً

 قَالَ فَتَمَدُّدُكَ فِي الْقَبْرِ وَ لَمْ يُسْمَعْ لَكَ أَنِينٌ وَ لَا حَرَكَةٌ قَالَ إِنَّ النَّاسَ يُحْشَرُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عُرَاةً وَ لَمْ أَزَلْ أَطْلُبُ إِلَى رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَبْعَثَهَا سَتِيرَةً وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا خَرَجْتُ مِنْ قَبْرِهَا حَتَّى رَأَيْتُ مِصْبَاحَيْنِ مِنْ نُورٍ عِنْدَ رَأْسِهَا وَ مِصْبَاحَيْنِ مِنْ نُورٍ عِنْدَ يَدَيْهَا وَ مِصْبَاحَيْنِ مِنْ نُورٍ عِنْدَ رِجْلَيْهَا وَ مَلَكَيْهَا الْمُوَكَّلَيْنِ بِقَبْرِهَا يَسْتَغْفِرَانِ لَهَا إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَه» (مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق؛ ج‏ 35؛ ص 70)

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: این روایت، به مضمون دیگر، در کتب دیگر هم ذکر شده است؛ که حکایت از ایمان راسخ فاطمه بنت اسد تا لحظه رحلت دارد و به این ترتیب، ایمان ابوطالب علیه السلام هم اثبات می شود؛ چرا که خداوند متعال اجازه نداده است تا کافر، بر یک بانوی مسلمان تسلط داشته باشد.

 

وی افزود: در صفحه 77 از جلد 35 بحارالانوار روایت دیگری را می خوانیم: وقتی فاطمه بنت اسد از دنیا رفت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیراهنش را کَند و دستور دادند تا آن بانوی مکرمه را در این پیراهن کفن کنند. هم نشان از احترام است؛ و هم می خواهد عذاب را از ایشان بردارد؛ و در روایتی هم  داریم که به این واسطه بدن تا روز قیامت، سالم می ماند. طبق این فرمایش، در حال حاضر هم بدنِ مطهر فاطمه بنت اسد، باید سالم مانده باشد. 

 

استاد خزائلی خاطرنشان کرد: در بحارالانوار می خوانیم:

«ع، علل الشرائع الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَلَوِيُّ عَنْ جَدِّهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم دَفَنَ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدِ بْنِ هَاشِمٍ وَ كَانَتْ مُهَاجِرَةً مُبَايِعَةً بِالرَّوْحَاءِ مُقَابِلَ حَمَّامِ أَبِي قُطَيْعَةَ قَالَ وَ كَفَّنَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص فِي قَمِيصِهِ وَ نَزَلَ فِي قَبْرِهَا وَ تَمَرَّغَ فِي لَحْدِهَا فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ أَبِي‏ هَلَكَ‏ وَ أَنَا صَغِيرٌ فَأَخَذَتْنِي هِيَ وَ زَوْجُهَا فَكَانَا يُوَسِّعَانِ عَلَيَّ وَ يُؤْثِرَانِّي عَلَى أَوْلَادِهِمَا فَأَحْبَبْتُ أَنْ يُوَسِّعَ اللَّهُ عَلَيْهَا قَبْرَهَا» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج ‏35، ص:76)

 

این استاد برجسته حوزه علمیه قم اضافه نمود: در روایتی دیگر می خوانیم: «ع، علل الشرائع الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ عَنْ جَدِّهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدِ بْنِ هَاشِمٍ أَوْصَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم فَقَبِلَ وَصِيَّتَهَا فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَرَدْتُ أَنْ أُعْتِقَ جَارِيَتِي هَذِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا قَدَّمْتِ مِنْ خَيْرٍ فَسَتَجِدِينَهُ فَلَمَّا مَاتَتْ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهَا نَزَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قَمِيصَهُ وَ قَالَ كَفِّنُوهَا فِيهِ وَ اضْطَجَعَ فِي لَحْدِهَا فَقَالَ أَمَّا قَمِيصِي فَأَمَانٌ لَهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ أَمَّا اضْطِجَاعِي فِي قَبْرِهَا فَلِيُوَسِّعَ اللَّهُ عَلَيْهَا» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج ‏35، ص: 77)

 

استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: در روایتی دیگر می خوانیم: «در دوره ای آیات الاحکام می گفتم، فاضل مقداد در کنزالعرفان خود که آیات الاحکام اوست، در بحث تقیه، در رابطه با عمار، در ذیل آیه «و قلبه مطمئن بالایمان» این روایت را آورده است؛ ابوطالب ایمانش را پنهان کرده است؛ این روایت در بحار الانوار آمده است و منابع  دیگر هم این روایت را آورده اند:

 

 

15- مع، معاني الأخبار الْمُكَتِّبُ‏ وَ الْوَرَّاقُ وَ الْهَمْدَانِيُّ جَمِيعاً عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ آمَنَ أَبُو طَالِبٍ بِحِسَابِ الْجُمَّلِ‏ (یعنی به حساب حروف ایمان آورده است) وَ عَقَدَ بِيَدِهِ ثَلَاثَةً وَ ستّین (حضرت در رابطه با حروف جمل، شصت و سه حرف را شمرد؛ عقد به معنای بستن و شمردن؛ بند انگشتر هم عقد می گویند، از همین باب است) ثُمَّ قَالَ علیه السلام إِنَّ مَثَلَ أَبِي طَالِبٍ مَثَلُ أَصْحَابِ الْكَهْفِ أَسَرُّوا الْإِيمَانَ وَ أَظْهَرُوا الشِّرْكَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ‏ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ»

 

وی افزود: این مطلب هم ایمان ابوطالب را می رساند. ابوطالب همانند اصحاب کهف ایمان داشته است؛ ولی ایمانش را پنهان داشت؛ همان گونه که اصحاب کهف، در دوران دغیانوس ایمانشان را پنهان کردند. آنها به غار فرار کردند؛ در راه به چوپانی برخورد کردند که سگی با او بود؛ جالب این است که چوپان ایمان نیاورد و سگ ایمان آورد؛ سگ هم همراه آنها 309 سال عمر کرد؛ ولی صاحبش چوپان، ایمان نیاورد. و این درس است؛ انسان به جایی می رسد که حتی بدتر از حیوان می شود؛ و گاهی ارزش حیوان از انسان بیشتر است.

 

استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: در روایتی دیگر می خوانیم: «كا، الكافي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ أَبَا طَالِبٍ أَسْلَمَ بِحِسَابِ الْجُمَّلِ قَالَ بِكُلِّ لِسَانٍ»

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در روایت می خوانیم: « كا، الكافي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَسْلَمَ أَبُو طَالِبٍ بِحِسَابِ الْجُمَّلِ وَ عَقَدَ بِيَدِهِ ثَلَاثاً وَ سِتِّينَ»

 

وی افزود: در روایتی دیگر می خوانیم: «قب، المناقب لابن شهرآشوب تَفْسِيرُ الْوَكِيعِ قَالَ حَدَّثَنِي سُفْيَانُ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ قَالَ: وَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا مَاتَ أَبُو طَالِبٍ حَتَّى أَسْلَمَ بِلِسَانِ الْحَبَشَةِ وَ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص أَ تَفْقَهُ الْحَبَشَةَ قَالَ يَا عَمِّ إِنَّ اللَّهَ عَلَّمَنِي جَمِيعَ الْكَلَامِ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اسدن لمصافا قاطالاها يَعْنِي أَشْهَدُ مُخْلِصاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَبَكَى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَقَرَّ عَيْنِي بِأَبِي طَالِبٍ»

/270/260/20/

ي, 12/08/1400 - 04:17