استاد حلیمی مطرح کرد؛

اثبات ولایت فقیه در کلام امام خمینی بر اساس صحیحه قداح

استاد محمد حلیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ادله اثبات ولایت فقیه بر اساس دیدگاه امام خمینی (ره)» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حضرت امام خمینی سلام الله علیه 7 یا 8 روایت را در ذیل بحث ولایت پدر، تحت عنوان ولایت فقیه بحث نموده است. یکی از ادله مقبوله عمر بن حنظله بوده است که ظاهرا دلالتش تام بوده است.

 

وی افزود: یکی دیگر از روایاتی که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه مورد بحث قرار داده است، صحیحه قداح است. این روایت را من از اصول کافی یادداشت کرده ام؛ اما حضرت امام در کتاب البیع خود، تنها فقره ای را که محل نزاع بوده است را اشاره کرده است و تمام حدیث را اشاره نکرده است.

‏‏«علی بُن إبراهیم، عن أبیه، عن حمّاد بن عیسی، عنْ القَدّاحِ (عبدالله بن میمون) عَنْ أبی‏ ‏عبدِالله علیه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ الله ِصلی الله علیه و آله و سلم: ‏‏مَنْ سَلَکَ طَریقاً یَطْلُبُ فیهِ عِلْماً، سَلَکَ الله ُ بِه طَریِقاً إلَیَ‏ ‏الْجَنّهِ. و َ إنّ الْمَلائِکَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْم رِضاً بِه. وَ إنّهُ یَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْم مَنْ فِی‏ ‏السّماءِ وَ مَنْ فِی الأرْضِ حَتیَّ الْحُوتِ فی الْبَحْرِ. وَ فَضْلُ الْعالِم عَلی الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلی سایرِ‏ ‏النّجُومِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ. و إنّ الْعُلَماءَ وَرَثَةُ الأنْبِیاءِ. إِنّ الأنبِیاءَ لَمْ یُوَرَّثُوا دیناراً وَ لا دِرْهَماً؛ وَ لکِنْ وَرّثُوا‏ ‏الْعِلْمَ. فَمَنْ أَخَذَ مِنهُ، أَخَذَ بِحَظٍّ وافِرٍ.» امام صادق علیه السلام از قول پیامبر عالیقدر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می فرماید که «خداوند برای کسی که در پی‏ ‏دانش راه بپیماید، راهی به سوی بهشت می گشاید؛ و فرشتگان برای ابراز خشنودی خویش (یا‏ ‏خدا) بال و پرشان را بر دانشجو فرو می گسترند. و برای دانشجو هر که در آسمان است و هر که در‏ ‏کرۀ زمین، حتی ماهی در دریا، طلب آمرزش می کند. و برتری دانشمند بر عابد، مثل برتری ماه شب‏ ‏چهارده بر سایر ستارگان است. و براستی دانشمندان میراثبر پیامبرانند. و پیامبران هیچ گونه پولی‏ ‎‎‏به میراث نمی گذارند؛ بلکه «علم» به میراث می گذارند. بنابراین، هرکس بهره ای از علم فراگیرد،‏ ‏بهره ای شایان و فراوان برده باشد».‏ (اصول کافی؛ ج 1، ص 42، «کتاب فضل العلم»، «باب ثواب العالم و المتعلم»، حدیث 1(

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امام در کتاب البیع به این فقره استدلال نمودند بر نصب ولی فقیه در زمان غیبت استدلال نمودند که « إنّ الْعُلَماءَ وَرَثَةُ الأنْبِیاءِ»؛ علما چه چیز را از انبیاء به ارث بردند؟ حضرت امام می فرماید: یکی از از آن چیزی که از انبیاء به ارث برده اند، «ولایت عامه» است؛ انبیای الهی ولایت عامه داشته اند و همین منصب به علماء به ارث برده است. امام فرمودند: منظور از ولایت عامه آن ولایت تکوینی نیست که یک امر ذاتی است و قابل انتقال به غیر نیست؛ بلکه منظور، امر اعتباری است؛ و خلافت و سلطنت عامه منظور است. این ولایت از انبیاء به ولی فقیه یا فقهای جامع الشرایط منتقل شده است.

 

وی افزود: منصب دیگر، منصب تبیین آیات الهی است؛ وظیفه انبیای الهی آن بوده است که آیات الهی را تبیین کنند. از شؤون فقیه جامع الشرایط، تبیین آیات الهی است؛ منصب سوم، منصب قضاوت است که به «رفع منازعات و فصل خصومات» تعبیر شده است و وظیفه ای است که به ولی فقیه انتقال شده است.

 

استاد محمد حلیمی خاطرنشان کرد: ولایت عامه، تبیین آیات الهی و فصل مخاصمات و منازعات از انبیای الهی به فقهاء و ولی فقیه منتقل شده است؛ از این رو ولی فقیه در زمان غیبت وظیفه دارد به این سه بپردازد.

 

وی اضافه نمود: تعبیر حضرت امام این است؛ ایشان در کتاب البیع در بحث ولایت فقیه می فرماید: «فانّ مقتضى کون الفقهاء ورثة الأنبیاء ومنهم رسول الله صلى الله علیه وآله و سائر المرسلین الذین لهم الولایة العامة على الخلق انتقال کل ما کان لهم إلیهم، إلاّ ما ثبت أنّه غیر ممکن الانتقال، ولا شبهة فی أنّ الولایة قابلة للانتقال، کالسلطنة التی کانت عند أهل الجور موروثة خلفاً عن سلف»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: منظور از ولایت عامه انبیاء، حق تصرف در اموال، و انفس و اعراض و مغانم مسلمان ها است که به علماء و فقهاء انتقال پیدا کرده است. یعنی فقهای جامع الشرایط در زمان غیبت جانشین انبیاء در ولایت عامه و تبیین آیات و رفع منازعات و فصل خصومات است. و  حضرت امام معتقد است این ولایت عامه در انبیاء قابل انتقال است و منتقل به فقهای جامع الشرایط است.

 

استاد محمد حلیمی خاطرنشان کرد: حضرت امام می فرماید: در روز عید غدیر، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ولایت را برای علی علیه السلام جعل کرده است. عبارت «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» به یک معنا جمله خبریه است؛ و به معنای دیگر جمله انشائیه است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ولایت علی علیه السلام را به ما خبر داده است به اینکه من خبر می دهم آن ولایت را خداوند تبارک و تعالی برای علی علیه السلام نصب نموده است؛ پیامبر این مطلب را به مردم خبر داده است.

 

وی اضافه نمود: ولی احتمال هم دارد که این جمله انشائیه باشد؛ به این معنا می شود که این پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است که ولایت را برای علی بن ابی طالب علیه السلام نصب نموده اند. و جعل کردند. یعنی پیامبر اسلام فرموده باشند: «جعلت الولایة علی علیّ بن ابی طالب علیه السلام»

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امام رضوان الله علیه همین مطلب را برای صحیحه قداح دارند؛ به اینکه «ان العلماء ورثة الأنبیاء»، و ارث آن سه مورد بوده است، تمام شؤون ثلاثه ای که انبیاء داشته اند، فقها هم دارند؛ مگر آن منصب نبوت و رسالت را که به دلیل خارجی، از این بحث خارج شده است.

 

وی افزود: مطلب دیگر، ماجرای برای حضرت داود علیه السلام است؛ خداوند متعال در سوره ص، آیه 26 می فرماید:

«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ»  (و او را گفتیم که) ای داود، ما تو را در روی زمین مقام خلافت دادیم، پس میان خلق خدا به حق حکم کن و هرگز هوای نفس را پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه سازد و آنان که از راه خدا گمراه شوند چون روز حساب و قیامت را فراموش کرده‌اند به عذاب سخت معذّب خواهند شد.

 

استاد محمد حلیمی خاطرنشان کرد: در اینجا خداوند متعال خلافت را برای حضرت داود جعل نموده است؛ این خلافت هم ولایت عامه است؛ اما بر این خلافت بیان و حکم به حق را جعل نموده ست.

 

وی اضافه نمود: از این فقره استفاده می کنیم که «ان العلماء ورثة الانبیاء» همان شؤون انبیاء به فقهای جامع الشرایط انتقال می یابد؛ البته برخی اشکال کرده اند که این حدیث صحیحه قداح دلالتی بر نصب ولی فقیه در زمان غیبت ندارد؛ در صدر حدیث و ذیل حدیث از «علم» صحبت شده است و معمولا صدر و ذیل حدیث قرینه بر این مطلب می شود که علم، از انبیای الهی به علما و فقهاء منتقل شده است و علما، علم را از  انبیای الهی به ارث می برند؛ همین مقدار!

 

این استاد حوزه علمیه قم در پایان بیان کرد: حتی اگر این روایت مورد خدشه واقع بشود، اما مقبوله عمر بن حنظله به خوبی دلالت دارد بر ولایت فقهاء؛ عبارت مقبوله عمر بن حنظله این است:

«عن عمر بن حنظلة: قال سألت أبا عبْد اللَّهِ علیه السلام عنْ رجلین من أصحابنا بینهما منازعة فی دَین او میراث فتحاکما إلى السلطان وَ إلى القضاة أیحلّ ذلِکَ؟

قال: مَنْ تَحاکَمَ إلَیْهِمْ، فی حَقٍّ أَوْ باطِلٍ، فَإنَّما تَحاکَمَ إلَى الطّاغُوتِ وَ ما یُحْکَمُ لَهُ، فَإنّما یَأْخُذُهُ سُحْتاً و إنْ کانَ حَقّاً ثابِتاً لَهُ؛ لَأَنّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطّاغُوتِ وَ ما أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ. قالَ اللَّهُ تَعالى: یُریدوُنَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إلَى الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروُا انْ یَکْفُرُوا بِهِ.

قلت: فَکیف یصنعان؟

قال: یَنْظُرانِ مَنْ کانَ مِنْکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوى حَدیثَنا وَ نَظَرَ فِی حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَف أَحکامَنا... فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً. فإنّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حاکِماً. فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحکم الله و علینا رد و الراد علینا الراد علی الله و هو علی حد الشرک بالله» (حر عاملی، وسائل الشیعه، دار احیاء التراث العربی، ج ۱۸، ص ۹۹)

/270/260/21/

 

چ, 12/18/1400 - 11:59