استاد ساعی ور مطرح کرد؛

خانواده در قرآن، حقوق زن در خانواده، نقل و نقد فمنیست ها

استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «خانواده در قرآن، حقوق زن در خانواده» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در جلسات قبل مباحثی تحت عنوان حقوق زن در خانواده را مطرح کردیم؛ حقوق زن در خانواده موجب جنبش هایی در کل دنیا شده است؛ که فمنیسم از آن جمله است. اسلام طرفدار نظریه حقوق مکمل است؛ یعنی حقوقی که مساوی نیست؛ اما تناسب دارد؛ یعنی حقوقی که طبق نقش ها تنظیم شده است،

 

وی افزود: اسلام طرفدار این نظریه است. طرفدار نظریه مردسالاری کلی نیست؛ ممکن است در بخشی از وظایف و حقوق، مدیریت اجرایی بر عهده مرد باشد؛ اما به شکل کلی، ولایت زن را بر عهده مرد دادن، اتهامی است که به اسلام داده می شود؛ اتهامی است که در اثر جهالت و غرض داده می شود.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: پس یک حقوق مردسالاری و یک حقوق زن سالاری داریم؛ یک حقوق هم حقوق تساوی است؛ و نظر اسلام امر دیگری است که عبارت است از «حقوق متقابل مکمل». مبانی حقوقی که اسلام مطرح می کند، با توجه به نقش خانواده و نقش زن و مرد در خانواده است.

 

وی در ادامه بیان کرد: باید دانست که خانواده در اسلام قداست دارد و نهاد خانواده، چه در بعد تشکیل خانواده و چه در بعد بقاء آن توصیه شده است؛  سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده است؛ به همین خاطر استحکام خانواده مورد استقبال دین است.

 

این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: برخی مسائل مربوط به آن است که اسلام در رابطه با خانواده به صورت کلی مدّ نظر قرار می دهد؛ از دیدگاه اسلام، تشکیل نهاد خانواده مهم است؛ بقاء نهاد خانواده مهم است؛ در عین حال هم مانند مسیحیت تحریف شده امروزی نیست که طلاق را یک امر زشت و  یک امر ناپسند برای همیشه و به شکل اطلاع مطرح کند. یک روایت معروفی است که بیان می کند طلاق یک مبغوض حلال است؛ یعنی یک تدبیر عاقلانه نسبت به استحکام نهاد خانواده است؛ در عین حال در بن بست ها راه چاره را هم نشان داده است.

 

وی افزود: در مقابل این مسأله یک جنبشی به نام «فمنیست» ایجاد شده است؛ البته این جنبش، در اصل در غرب و فرهنگ مسیحیت ایجاد شده است؛ اما بعدا در جوامع اسلامی هم سرایت پیدا کرده است؛ باید حقیقت این جنبش روشن بشود تا زیان هایی که این تفکر در تخریب خانواده  دارد، تبیین گردد، تا خانواده ها با جملات زیبای این جنبش، ولکن در حقیقت، مخرّب، خانواده هایشان را به زوال نسپارند.

 

استاد محمد باقر ساعی ور خاطرنشان کرد: چند مسأله در بحث فمنیست باید مطرح بشود؛ مسأله نخست آن است که فمنیست موج های متفاوتی دارد؛ یعنی دارای نظریات و دیدگاه های متعددی است؛ اما جامع و قدر اشتراک این دیدگاه های متعدد در تساوی زن و مرد است. بعضی زمان ها موج هایش افراطی است و گاهی نیمه افراطی است؛ اما نقطه اشتراک آن در بحث تساوی زن و مرد است.

 

وی در ادامه بیان کرد: هدفی هم فمنیست ها ابراز می کنند، دفاع از حقوق زن معرفی شده است؛ اسلام هم دفاع از حقوق زن دارد؛ اما نه با نظریه تساوی، که تخریب و فروپاشی خانواده ها را به همراه دارد و دفاع از زن هم در آن صورت نمی گیرد؛ و در عمل، تخریب بیشتر زن هم هست. این بد فهمی از حقوق زن به جای دفاع از زن، به فروپاشی خانواده ها، بی ارزشی فرزندان و نگاه بدبینانه به خانواده، و در شکل افراطی آن، نگاه بدبینانه به مرد را به دنبال دارد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: اومانیسم، ریشه ظلم را در خانواده، مادری و همسر بودن می داند؛ یکی از نظرات مشترکشان در این است که چون زن، مادر شد، یک تکالیف و محدودیت هایی بر عهده او آمده است که نمی تواند فعالیت های آزادانه بکند و از این رو به حقّ خود نمی رسد؛ می گویند زن نباید خود را به شکل مادر و همسر طرح کند؛ از این رو یا به خانواده بدبین هستند یا معتقد هستند خانواده باید اصلاح بشود و این نهاد خانواده به این شکل نباید بماند. در نگاهشان معتقد هستند در نهاد خانواده است که مرد بر زن تسلط پیدا می کند؛ از این رو نهاد خانواده به شکل سنتی نباید بماند.

 

وی افزود: از این رو است که فمنیست ها علاقه چندانی به ازدواج ندارند؛ و مخالف نقش های ثابتی چون مادری و همسری هستند؛ در نگاهشان می گویند مادری هیچ معنایی ندارد؛ و کلمه مادری قداست ندارد؛ بلکه کلمه مادری یک عنوانی برای مورد ظلم قرار گرفتنِ زن است.

 

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: البته برخی از این نگاه افراطی عدول کردند و از مادر زیستی و مادر اجتماعی سخن می گویند و در عین حال بیان می کنند که مسئولیت تربیت فرزندان را به «دولت» بسپارید تا زن به راحتی در اجتماع مانند مرد نقش ایفا کند. یا می گویند: والدین، هر دو در کارهای مادری مشترک باشند. بعضا در میان آنها نظریاتی افراطی را شاهدیم؛ مثلا قدرت باروری زنان را باید از بین بُرد؛ این نظریه ها بیانگر فروپاشی نظام خانواده است.

 

وی اضافه نمود: جنبه بعدی برای طلاق است؛ آنها طلاق را مثبت می دانند و به گونه ای رهایی زن از هر گونه رابطه سلطه آمیز قلمداد می کنند. می گویند اگر زن ها بخواهند به نقش خودشان برسند، باید رابطه شان با مردها کم بشود یا اصلا این رابطه صورت نگیرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نهایت امر می گویند ازدواج یک رابطه شخصی خصوصی بین دو نفر است که هر آن می توانند آن را خراب کنند؛ در ادامه این مسأله، به خاطر اینکه جنسیت زن را مانع کارهای اجتماعی ندانند، می گویند در ازدواج آنچه که مهم است، رضایت است؛ از این رو جنسیت مهم نیست.

 

وی تأکید کرد: این نگاه فمنیست ها منجر می شود به دو فساد غیر قابل بخشش در اجتماع شده است:

یک. آزادی روابط جنسی در محیط خارج از خانه؛ چون فمنیست ها می گویند: بدن انسان برای خودش است

دو: تقویت همجنس گرایی به خاطر فرار از آن عقیده انحرافی؛ زیرا فکر می کنند خانواده، زن را مورد ظلم قرار می دهد.

 

استاد ساعی ور تصریح کرد: این نوع نگاه خطرناک، فروپاشی خانواده ها را سبب می شود و از جمله نتایج این نوع تفکرات، جواز سقط جنین است؛ از دیگر نتیجه این تفکرات، بد شمردن حاملگی است؛ و به این ترتیب، عنوان کودک ناخواسته جوازی برای سقط بچه های معصوم است. نتیجه دیگر این نوع نگاه، خانواده های تک والدی و فراموش شدن حقّ فرزند است.

 

وی افزود: می گویند: خانواده امر مقدسی نیست؛ فرزنددار شدن، موجب برکت در خانواده نیست؛ و عهده داری فرزند، قداست ندارد؛ مادری یک عنوان محترمی نیست؛ و اینها با این تفکرات، زمینه سازی فروپاشی خانواده ها را فراهم کرده اند؛ این تفکرات موجب شده است که خانواده های سه مدلی شکل بگیرد؛ مرد با مرد، زن با زن، و مرد با زن، آن هم در شکل بی بند و باری و به شکلی که با هر مرد و زن دیگری هم بتواند در زیر یک سقف بماند. نتیجه این تفکر، فروپاشی خانواده است.

 

نقد فمنیست

استاد ساعی ور در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: گزارش مختصری از تفکرات فمنیستی بیان شد؛ اما باید دانست که فمنیست محصول چه تفکراتی است.

وی افزود: پایه اول تفکرات فمنیستی اُمانیسم است. یک نوع تفکری که می گوید به جای اصول معنوی و الهیات، خود بشر است که باید تصمیم بگیرد و انسان، خودش عقل دارد و نیازی نیست که خدا تشریع کند. اُمانیسم خدا را در زندگی اجتماعی کنار می گذارد و جای آن، عقل جزئی انسان را جایگزین می کند؛ به عبارت دیگر، اُمانیسم، اعتقاد به انسان محوری است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دومین تفکر مؤثر در اندیشه فمنیستی، سکولاریسم است؛ آنها می گویند دین را باید از عرصه اجتماعی کنار بزنند و تنها باید در عرصه شخصی برد؛ از این رو نباید دین عهده دار قوانین اجتماعی و حقوقی بشود؛ از این  رو قوانین خدا را در مسائل خانواده و حقوق خانواده کنار می زنند.

 

وی اضافه نمود: منشأ سوم فمنیستی، تجربه گرایی است؛ می گویند: ما به وحی معتقد نیستیم. البته این نوع تفکر عریان، در جوامع اسلامی مشتری پیدا نمی کند، در جلسه بعدی عرض خواهد شد که امانیست در جوامع اسلامی به شکل اومانیست اسلامی در آمده است که باید تفکرات آن، نقل و نقد بشود. اکنون اُمانیسم در جوامع غربی را بیان می کنیم؛ تفکری که می خواهد دین را در عرصه اجتماع و عرصه زندگی خانوادگی انسان ها کنار بزنند و آن را قبول ندارند؛ می گویند ما با تجربه گرایی می خواهیم زندگی کنیم و به وحی کار نداریم.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ریشه های فمنیستی بر نسبیت گرایی استوار است؛ آنها معتقد هستند که چیز ثابتی وجود ندارد؛ قوانین ثابت و اخلاق ثابتی برای بشر تصور نمی شود. ارزش ها موقت و نسبی هستند؛ از این رو ممکن است روزی برخی از ارزش ها به ضد ارزش تبدیل بشود؛ از این رو به همجنس گرایی هنجار می گویند؛ به خانواده سنتی با همین منطق، ناهنجاری می گویند؛ به سقط جنین، ارزش می دهند.

 

وی افزود: فردگرایی یکی دیگر از ریشه های فمنیست است؛ می گویند هر فردی بر اجتماع اولویت دارد؛ یگانه معیار حقیقت، فرد است، نه خانواده و نه اجتماع و نه حق. حقیقت همان است که انسان انتخاب کرد؛ و همان، برایش ارزش می شود. این امر، تکمیل همان اُمانیست است؛ اُمانیست، انسان محوری بود؛ در اینجا نیز محور، انسان با خصوصیات فردی اش است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به این ترتیب، همه حلال ها می توانند حرام بشوند و همه حرام ها می توانند حلال بشوند؛ همه ضد ارزش ها می توانند ارزش بشوند؛ چرا که ارزش آفرین، انتخاب فرد است؛ ماوراء آن، وحی یا خرد جمعی، ارزشی ندارد؛ فرد است که ارزش می آفریند.

 

وی اضافه نمود: در مورد خانواده هم وقتی با هم زندگی می کنند، فرد، حق دارد؛ هر چند قبلا بر حقوقی متعهد شده باشد، حق دارد که این حقوق را زیر پا بگذارد. چون فرد است که اهمیت دارد، نه حقوق خانواده و نه حتی حقوق فرزند.

 

استاد محمد باقر ساعی ور خاطرنشان کرد: پایه های تفکرات فمنیستی، این مبانی فلسفی است که در غرب، بعد از دوران رنسانس ایجاد شده است. این تفکر و گمان اشتباه است که بگوییم چون در صنعت و تکنولوژی پیشرفت کردند، پس در ارزش های انسانی هم پیشرفت داشته باشند. با اینکه بی بندوباری در ارزش های انسانی، آزادی بی حدّ و مرز در روابط جنسی، بی ارزش حساب کردن ارزش های انسانی در غرب موج می زند؛ در عین حال، صنعت و تکنولوژی پیشرفت کرده است. تفکیک نکردن بین دو عرصه سبب شد که خیلی از افراد به خاطر مجذوب شدن در تکنولوژی کشورهای غربی، در گنداب بی بند و باری آزادی جنسی غرق بشوند و آن زمانی بیدار بشوند که تمامی ارزش های انسانی را هم از دست داده اند.

 

وی افزود: امانیست ها مغالطه هایی در کارهایشان انجام می دهند؛ آنها با کلمه زیبای حقوق زن می خواهند مردم را فریب بدهند؛ با اینکه دفاع از حقوق زن، منوط به نظریه تساوی زن و مرد نیست؛ تساوی زن و مرد، نظریه پوچ و بی محتوایی است؛ بلکه عدالت و تناسب حقوق زن و مرد است که نظریه ای درست و موافق با تکوین تفاوتی خلقت زن و مرد است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مغالطه دومی که بیان می کنند، مغالطه تساوی بجای عدالت است؛ باید توجه به این نکته داشت آن چیزی که ارزش انسانی دارد، عدالت است و نه تساوی.

 

وی افزود: مغالطه سومی که بیان می کنند، در مورد منشأ حق است؛ منشأ حق، انتخاب فرد نیست. اگر انسان معتقد به خالق است، منشأ حق، احکام خالق است. و حتی اگر هم انسانی معتقد به خالق نباشد، منشأ حق، عدالت است؛ و نه انتخاب فرد و خواسته های فرد. خواسته فرد را محور قرار دادن، نوعی هوس رانی است. منشأ حق یا عدالت یا خالق عدالت باید باشد؛ در هر حال منشأ حق، هوس و انتخاب فرد نمی تواند باشد؛ و  الا هر انسانی  هر چیزی را می تواند انتخاب کند؛ انتخابی که ممکن است باتلاقی برای فرد دیگر باشد.

/270/260/20/

 

 

ش, 01/06/1401 - 23:35