استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان فضایل ابوطالب، پدر امیرالمؤمنین علی علیه السلام پردخت.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: دایی من، شیخ ابوطالب مصطفایی، از علمای بزرگوار و همچنین پدر شهید بوده است؛ و علت طلبه شدن من هم به خاطر ایشان بوده است. پسرش با من طلبه بود؛ و البته سرانجام در عملیات فتح خرمشهر این جوان رشید به شهادت رسید.
شیخ ابوطالب مصطفایی از خاطرات حجّ خود، که حدود هفتاد سال پیش بود، می گفت: «من خودم را تا مزار ابوطالب علیه السلام رساندم؛ می خواستم بروم و قبر مطهر ایشان را ببوسم. شرطه هم ایستاده بود و تهدید می کرد که اگر بروی و قبر را ببوسی، با این باطوم تو را می زنم.»
دایی ما شیخ ابوطالب گفت: «اگر می خواهی، بزن؛ می ارزد که چند بار قبر حضرت ابوطالب علیه السلام را ببوسم؛ به این ترتیب قبرش را می بوسیدم و آن شرطه هم چند باطوم به من می زد.» این توفیقات نصیبت همه کس نخواهد شد.
استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: گاهی سؤال می شود که روایات مربوط به تقیه ابوطالب علیه السلام و شباهتش به اصحاب کهف را چگونه می توان در کنار روایاتی گذاشت که بر طبق آن، حضرت ابوطالب صراحتا هم در اشعار خود و هم در جای های مختلف دیگر بر ایمان خود به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره می کند.
وی افزود: احکام طبق مقتضیات زمان پیش می رود، ظهور ایمان ابوطالب هم بر اساس مقتضیات زمان بوده است. اصل ایمان ابوطالب علیه السلام، ثابت و کامل بوده است و شدّت و ضعف هم نداشته است؛ اما ظهور و مخفی کردن ایمان آن بر حسب مقتضیات زمان بوده است. آنجا که قرار بود به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آزار برسانند، و مقتضی بود، علنا اظهار ایمان و پشتیبانی از پیامبر می کردند؛ به عنوان مثال، آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به همراه علی علیه السلام و خدیجه سلام الله علیها نماز می خوانند، ابوطالب علیه السلام به فرزندش جعفر می فرماید: تا شما هم در سمت دیگر همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز بخوانید. به عبارت دیگر، ابراز ایمان می کند. هیچ تناقضی بین آنها نیست؛ طبق فراخور زمان، حضرت ابوطالب ایمانش را اظهار کرده است و موضع گیری کرد. ائمه اطهار علیهم السلام هم در بیان احکام گاهی تقیه می کردند و گاهی تقیه نمی کردند. البته بیان شده است که پنهان کاری در زمینه ایمان، مربوط به همان اوایل کار بعثت بوده است؛ و آن زمانی که قدرت نفوذ ابوطالب علیه السلام بیشتر شد، تقیه هم کنار گذاشته شد.
استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه روایت می کند: حضرت خدیجه سلام الله علیها سه روز بعد از ابوطالب علیه السلام از دنیا رفتند و به این ترتیب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن سال را سال حزن نامیدند. ابوطالب علیه السلام از دنیا رفت در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چند ماه بیش از 46 سال را گذرانده بودند.
«ص، قصص الأنبياء عليهم السلام تُوُفِّيَ أَبُو طَالِبٍ عَمُّ النَّبِيِّ وَ لَهُ صلی الله علیه و آله و سلم سِتٌّ وَ أَرْبَعُونَ سَنَةً وَ ثَمَانِيَةُ أَشْهُرٍ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ الصَّحِيحُ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ تُوُفِّيَ فِي آخِرِ السَّنَّةِ الْعَاشِرَةِ مِنْ مَبْعَثِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ثُمَّ تُوُفِّيَتْ خَدِيجَةُ بَعْدَ أَبِي طَالِبٍ بِثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فَسَمَّى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ذَلِكَ الْعَامَ عَامَ الْحُزْنِ» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج 35؛ ص 82)
استاد خزائلی خاطرنشان کرد: در روایتی دیگر می خوانیم: «وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْمُوضِحِ قَالَ تَوَاتَرَتِ الْأَخْبَارُ بِهَذِهِ الرِّوَايَةِ وَ بِغَيْرِهَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ أَبِي طَالِبٍ أَ كَانَ مُؤْمِناً فَقَالَ نَعَمْ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ هَاهُنَا قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّهُ كَافِرٌ فَقَالَ وَا عَجَبَاهْ أَ يَطْعَنُونَ عَلَى أَبِي طَالِبٍ أَوْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ قَدْ نَهَاهُ اللَّهُ أَنْ يُقِرَّ مُؤْمِنَةً مَعَ كَافِرٍ فِي غَيْرِ آيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ وَ لَا يَشُكُّ أَحَدٌ أَنَّ بِنْتَ أَسَدٍ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ السَّابِقَاتِ وَ أَنَّهَا لَمْ تَزَلْ تَحْتَ أَبِي طَالِبٍ حَتَّى مَاتَ أَبُو طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ»
وی افزود: علامه مجلسی رحمت الله علیه در ادامه می نویسد: «وَ أَخْبَرَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُعَيَّةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الدُّورْيَسْتِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ المعيدي [الْعَبْدِيِ] عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ عَبَايَةَ بْنِ رِبْعِيٍّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو طَالِبٍ لِلنَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم بِمَحْضَرٍ مِنْ قُرَيْشٍ لِيُرِيَهُمْ فَضْلَهُ يَا ابْنَ أَخِي اللَّهُ أَرْسَلَكَ قَالَ نَعَمْ قَالَ إِنَّ لِلْأَنْبِيَاءِ مُعْجِزاً وَ خَرْقَ عَادَةٍ فَأَرِنَا آيَةً قَالَ ادْعُ تِلْكَ الشَّجَرَةَ وَ قُلْ لَهَا يَقُولُ لَكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَقْبِلِي بِإِذْنِ اللَّهِ فَدَعَاهَا فَأَقْبَلَتْ حَتَّى سَجَدَتْ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ أَمَرَهَا بِالانْصِرَافِ فَانْصَرَفَتْ فَقَالَ أَبُو طَالِبٍ أَشْهَدُ أَنَّكَ صَادِقٌ ثُمَّ قَالَ لِابْنِهِ عَلِيٍّ يَا بُنَيَّ الْزَمْ ابْنَ عَمِّكَ»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: روایتی دیگر از علامه مجلسی آمده است: «وَ أَخْبَرَنِي بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي الْفَرَجِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مَسْعَدَةَ عَنْ عَمِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُعْجِبُهُ أَنْ يُرْوَى شِعْرُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَنْ يُدَوَّنَ وَ قَالَ تَعَلَّمُوهُ وَ عَلِّمُوهُ أَوْلَادَكُمْ فَإِنَّهُ كَانَ عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ فِيهِ عِلْمٌ كَثِيرٌ .
وی خاطرنشان کرد: در روایتی دیگر در بحارالانوار می خوانیم: «وَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْفَضْلِ شَاذَانُ بْنُ جَبْرَئِيلَ عَنِ الْكَرَاجُكِيِّ عَنْ طَاهِرِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُزَاحِمِ بْنِ عَبْدِ الْوَارِثِ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ الْوَاحِدِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عِيسَى قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ سَمِعْتُ الْمُهَاجِرَ مَوْلَى بَنِي نَوْفَلٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبَا طَالِبِ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ يَقُولُ حَدَّثَنِي مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله و سلم أَنَّ رَبَّهُ بَعَثَهُ بِصِلَةِ الرَّحِمِ وَ أَنْ يَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ لَا يَعْبُدَ مَعَهُ غَيْرَهُ وَ مُحَمَّدٌ عِنْدِي الصَّادِقُ الْأَمِينُ»
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم افزود: علامه مجلسی رحمت الله علیه در روایتی دیگر بیان می کند: «وَ حَدَّثَنِي بِهَذَا الْحَدِيثِ نَصْرُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ ذَاكِرِ بْنِ كَامِلٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ الْحَدَّادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَافِظِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ فَارِسَ المعبدي [الْبَرْقَعِيدِيِ] عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَرَّاجٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ الْوَاحِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبَّادٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عِيسَى عَنْ مُهَاجِرٍ مَوْلَى بَنِي نَوْفَلٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا رَافِعٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبَا طَالِبٍ يَقُولُ حَدَّثَنِي مُحَمَّدٌ ص أَنَّ اللَّهَ أَمَرَهُ بِصِلَةِ الْأَرْحَامِ وَ أَنْ يَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ لَا يَعْبُدَ مَعَهُ غَيْرَهُ وَ مُحَمَّدٌ عِنْدِي الْمُصَدَّقُ الْأَمِينُ»
وی افزود: در روایتی دیگر از بحارالانوار می خوانیم: «وَ أَخْبَرَنَا بِهِ أَيْضاً مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي الْفَرَجِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ عِيسَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ الْوَاحِدِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ الْمُهَاجِرَ مَوْلَى بَنِي نَوْفَلٍ يَقُولُ سَمِعْنَا أَبَا رَافِعٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبَا طَالِبٍ يَقُولُ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ رَبَّهُ بَعَثَهُ بِصِلَةِ الْأَرْحَامِ وَ أَنْ يَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ لَا يَعْبُدَ سِوَاهُ وَ مُحَمَّدٌ الصَّدُوقُ الْأَمِينُ»
وی افزود: در روایتی دیگر از بحارالانوار می خوانیم: «وَ أَخْبَرَنِي السَّيِّدُ عَبْدُ الْحَمِيدِ عَنْ عَبْدِ السَّمِيعِ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ هَاشِمِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ يَحْيَى بْنِ الْحَسَنِ يَرْفَعُهُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِعَقِيلِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَنَا أُحِبُّكَ يَا عَقِيلُ حُبَّيْنِ حُبّاً لَكَ وَ حُبّاً لِأَبِي طَالِبٍ لِأَنَّهُ كَانَ يُحِبُّكَ» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 35، ص: 118)
استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: نحوه مدیریت ابوطالب علیه السلام هم از اهمیت بالایی برخوردار است؛ می دانیم که هنوز برخی از بنی هاشم، مسلمان نشده بودند و تنها به خاطر غیرت قوم و قبیله ای از حضرت صلی الله علیه و آله و سلم محافظت می نمودند؛ از طرف دیگر سیادت و آقایی ابوطالب علیه السلام بر قریش، که قبیله ای که مشرک بودند، مورد پذیرش بود و آنها تا لحظات پایان عمر ابوطالب او را به عنوان رییس قبیله قریش می شناختند. از سوی دیگر، حامی بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان بود. یعنی ابوطالب علیه السلام، هم اقوام و هم مخالفان و مشرکان را مدیریت می کرد؛ و هم حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان را به عهده داشت.
وی افزود: این مدیریت بارز به خاطر عنایت و لطف و توفیق الهی بوده است؛ عامل دیگر، به خاطر ایمان و اعتقاد راسخی بود که ابوطالب علیه السلام به هدف و راه و مسیر خود داشت و اینکه بر دین پدران خودش بود؛
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از عوامل مدیریت بارز بوطالب علیه السلام غیرت ابوطالب نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. آن غیرت هم به علل دیگر اضافه می شود. این جهات سبب شده بود که ابوطالب از پیامبر دفاع کند.
وی اضافه نمود: من شنیدم آیت الله علی پناه اشتهاردی در درس اخلاق می گفت: یک روز حمزه به شکار رفته بود؛ مشرکان مکه آمدند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت کردند و شکمبه بر سر ایشان زدند. حمزه در آن روزها هنوز اسلام نیاورده بود؛ وقتی برگشت و شنید به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که برادرزاده اش بود، آزار رساندند؛ شمشیرش را برداشت و آن را از کنار سیبیل های آنها عبور داد و گفت: اگر یک بار دیگر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آزار برسانید، با همین شمشیر به حساب شما می رسانم.
استاد حسنعلی خزائلی نجف آبادی خاطرنشان کرد: این عرایض برای عرض بندگی به پیشگاه خاندان عصمت و طهارت بوده است و ان شاء الله که خداوند ما را از شفاعت اهل بیت علیهم السلام و همین طور از شفاعت ابوطالب علیه السلام محروم نفرماید؛ چنانچه از امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره مقام شفاعت پدر بزرگوارشان روایت است: «قسم به کسی که محمد را به حق به پیامبری برگزید، اگر پدرم (حضرت ابوطالب) در حق همه گناهکاران روی زمین شفاعت کند، خداوند می پذیرد.»
/270/260/20/