استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فقه فرهنگ» پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحث در فقه فرهنگ، با محوریت امر به معروف و نهی از منکر بوده است؛ فقه فرهنگ به عنوان یک موضوع نوظهور فقهی مطرح است و ما خلأهای جدی در حکم شناسی، موضوع شناسی، مصداق یابی، کیفیت اجرا و تحقق فقه فرهنگ در جامعه داریم؛ از این رو می طلبد که اساتید حوزوی به آن بپردازند؛ از جمله مهمترین مقوله ای که می توان به آن پرداخت، مقوله فقه است؛ فقهی که تکالیف و احکام افعال مکلف را بر عهده دارد و به تعبیر امام راحل بزرگوار، فقه، تئوری اداره حیات انسان است؛ چه از بعد فردی و چه از بعد اجتماعی من ار مهد الی اللحد؛ اگر نگاه ما به فقه چنین نگاهی باشد، فقه فرهنگ یکی از ابواب مهم فقهی ما خواهد بود.
وی در ادامه بیان کرد: بحث را روی عناوین سنتی دانش فقه خودمان بردیم و از منظر امر به معروف و نهی از منکر وارد فقه فرهنگ بشویم؛ چرا که حداقل ترین نگاه، آن است که امر به معروف و نهی از منکر، یکی از مدل های اجرای فقه فرهنگ است. این، حداقل ترین نگاه به باب امر به معروف و نهی از منکر می تواند باشد. اگر کلان تر نگاه کنیم، می توانیم بگوییم امر به معروف و نهی از منکر علاوه بر یک مدل اجرا و تحقق، می تواند نظریه جامع فقه فرهنگ را هم پشتیبانی کند. اگر از این بالاتر برویم، فقه فرهنگ می تواند نظام واره فرهنگ اسلام هم به شمار بیاید.
استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: امر به معروف و نهی از منکر ادبیات سنتی خودش را از قدیم دارد و مسائل و فروعات خوبی ذیل آن مطرح شده است؛ اما همچنان جا دارد تا موضوعات جدید و فروعات نوظهور را ذیل باب کلی امر به معروف و نهی از منکر مطرح کنیم.
وی افزود: در منابع فقه امر به معروف و نهی از منکر ظرفیت های زیادی به چشم می خورد؛ در قرآن، سیره، عقل و بناء عقلا؛ ظرفیت منبع در زمینه امر به معروف و نهی از منکر، ظرفیت گسترده ای است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بحثی اینچنینی که امر به معروف و نهی از منکر محور در موضوع فقه فرهنگ باشد، برای طلبه فاضل حوزه علمیه دستاوردهای مختلفی دارد. برخی از آورده های منهجی و روشی بحث فقه فرهنگ با محوریت امر به معروف و نهی از منکر را بحث می کردیم و نمونه ای از آورده را بیان کردیم.
وی در ادامه بیان کرد: یکی از آورده های این بحث می تواند احیاء منابع در امر به معروف و نهی از منکر باشد. ظرفیت قرآن، سیره اهل بیت، عقل و بناء عقلایی و سیره متشرعه در این بحث بسیار بالا است؛ و می توانیم به کمک آنها برای حکم شناسی و موضوع شناسی و اجرا و تطبیق بهره ببریم.
استاد اسدپور خاطرنشان کرد: در سیره متشرعه ما شاهد تجربه زیستی جهان اسلام از قرون اولیه تا قرون معاصر بودیم و فضا و نحوه اجرایی شدن را می توانیم بررسی کنیم؛ ما آزمون و خطاها و تجربه های مختلفی را داشتیم که می تواند برای حوزه ها آموزنده باشد.
وی افزود: می توان این امر به عنوان مدل و الگویی برای سایر ابواب باشد؛ ظرفیت کارآمدی سنجی و توجه به اغراض و مفاسد و مصالحی که مترتب بر اصل امر به معروف و نهی از منکر و نحوه تحقق اجرایی آن می تواند باشد، می تواند مورد بررسی قرار بگیرد. در مورد امر به معروف و نهی از منکر، هم اغراض و مصالح عقلی و عقلایی، و هم اغراض و مصالح تعبدی شرعی بر آن مترتب است که در لسان ادله هم بیان شده است؛ اگر ما بتوانیم اغراض و مصالح و مفاسد امر به معروف و نهی از منکر را از ادله استنباط کنیم و در سیره عقلا و سیره متشرعه که ناظر به تحقق و اجرای امر به معروف و نهی از منکر بوده و تجربه زیستی جهان اسلامی ماست، آنها را پیگیری کنیم، تا حدود زیادی می توانیم به بخش کارآمدی در فقه ارتقاء ببخشی.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: می دانیم که یکی از خلأهای جدی روشی ما در فقه و در مباحث اصولی ما، همین کارآمدی سنجی است. ما در بحث حجیت می بینیم که محور مباحث حجیت ما، فقط روی معذریت و منجزیت لدی المولی رفته است؛ و به خاطر همین، بخشی از کارآمدی و کارکردهای احکام فقهی و حقوقی خودمان را یا توجه نکردیم یا در صدد اجرا و تحقق آن نبودیم.
وی اضافه نمود: اساسا این بحث در امر به معروف و نهی از منکر می تواند ظرفیت های کارآمدسنجی و مباحث مربوط به اغراض و مفاسد و مصالح واقعیه مرتبط با احکام را تا حدی برای ما ایجاد کند و می شود در نحوه تحقق و نحوه اجرای امر به معروف و نهی از منکر لحاظ کرد.
استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: دستاورد دیگری که از این بحث می توان انتظار داشت، ظرفیت تطبیق ثابتات و متغیرات در مباحث فقهی است. به هر حال، یکی از بحث های جدی و نوظهوری که در ادبیات انقلاب اسلامی ما و در فضای روشنفکری دینی ما مورد توجه بوده است، بحث ثابتات و متغیرات در احکام فقهی است.
وی افزود: اگر امر به معروف و نهی از منکر شأن اجتماعی خودش را پیدا بکند و همین طور بحث کارآمدی و اغراض و مصالحی که بر آن مترتب است را بتوانیم در بحث امر به معروف و نهی از منکر پیگیری کنیم، کاملا مواجه می شویم با اینکه معروف ها و منکر ها در شرایط مختلف اجتماعی، اولا خودشان متغیر هستند، ثانیا ملاک ثبات و تغییر در اینها برای ما موضوعیت دارد. یعنی اصل تغییر معروف ها و منکرها برای ما مهم است و هم ملاک این تغییرها برای ما موضوعیت خواهد داشت، و همین طور اولویت سنجی آنها هم برای ما مهم است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آورده دیگری که از این بحث می توان انتظار داشت، این است که کاربرد علوم انسانی و روش های تحقیق و پژوهش جدید در حوزه علوم انسانی می تواند باعث پویایی فقه امر به معروف و نهی از منکر بشود و مدل و الگویی بشود برای اینکه بدانیم ما چگونه می توانیم از ظرفیت دانش های مدرن، از جمله علوم انسانی جدید، در حیطه فقه و فقاهت بهره ببریم.
وی اضافه نمود: برای نمونه می توان به داده های آماری نگاه کرد. حال با هر روش و با هر مبنای معرفتی که در دانش آمار می تواند به دست آمده باشد؛ یا با روش های مختلفی که تحویل داده های آماری را عهده دارد؛ (که روش های متکثری است و اگر نیازی شد، می توان آنها را بحث کنیم؛ که داده های کمّی و داده های کیفی چگونه می توانند در حوزه های انسانی به ما کمک کنند) این داده های آماری می توانند وضعیت اجتماعی ما را از لحاظ پرهیز از منکرات به ما نشان بدهد. یعنی یک وضعیت شناسی واقعی را به من می تواند نشان بدهد. این بحث هم در مصداق یابی، هم در حوزه های مربوط به نحوه اجرا و حوزه های مربوط به تزاحم ها و اهم و مهم ها می تواند خیلی جدی اثر بگذارد.
استاد اسدپور خاطرنشان کرد: به عنون مثال، همین داده های آماری را می توانیم برای اولویت دستگاه های فرهنگی کمک بگیریم؛ در مورد اینکه کدام معروف، امروز، در اولویت دستگاه های فرهنگی ما باید قرار داشته باشد، بر اساس تحلیل داده های آماری می تواند در مقام اولویت گذاری و سیاست گذاری و بررسی مدل ها و انحاء مختلف اجرا به فقیه کمک برساند. و مصداقی است از اینکه ما می توانیم از روش های پژوهش در علوم انسانی در فقه و فقه اجتماعی و فقه سیاست گذاری حاکمیتی راهگشا و افق گشا باشد.
وی افزود: معمولا این موارد را در ادبیات فقهی خودمان به آنها ادبیات ندادیم؛ این مباحث نه ادبیات اصولی مفید دارند و نه مصداق دارند. باید آرام آرام به آنها ادبیات و شکل بدهیم. حال چه در اصول و چه در فقه، البته در ادامه مصداق های عینی آن را بیشتر بحث خواهیم کرد.
استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: آورده دیگری که از این بحث می توانیم انتظار داشته باشیم، ظرفیت تطبیق نسبت بین تکالیف شرعی و حقوق اجتماعی است. نسبت بین تکلیف و حق از جایگاه مهمی برخوردار است. ما معمولا نسبت بین تکلیف و حق را در بحث های معرفتی خود به آن پرداختیم؛ که متأثر از مواجهه با حقوق مدرن بوده است؛ وقتی در فضای مدرن با مقوله حقوق آشنا شدیم، آرام آرام در سنت فقهی خودمان رفتیم ببینیم که آیا در حقوقمان بحث های فقهی داریم یا خیر. البته بعد از مشروطه این بحث به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت. و می شود گفت تا حدودی بر مبانی حکمی و کلامی خوبی پرداخت شده است؛ اما همچنان در دانش خودِ فقه و دانش خود حقوق، این پرداخت ها کمرنگ است و هنوز رونق لازم را پیدا نکرده است.
وی اضافه نمود: در امر به معروف و نهی از منکر، یک مصداق خوبی که می توانیم پیگیری کنیم، همین روابط بین تکالیف شرعی با حقوق ما است؛ حال حقوق، اعمّ از حقوق شرعی، حقوق عرفی، حقوق افراد، حقوق ساختارها، حقوق جوامع و تکالیف اینها است. یعنی کلا پدیده حقّ با پدیده تکلیف چه نسبتی دارند. چه از بعد شرعی و چه از بعد عرفی، و چه شرعی ها با عرفی ها، و در تزاحم بین اینها کدام یک باید معیار و کدام یک حاکم باشد، بحثی است که در امر به معروف و نهی از منکر با آن مواجه هستیم.
مثلا حریم خصوصی افراد و مقومه امر به معروف و نهی از منکر چه نسبتی با هم دارند. به امر به معروف و نهی از منکر می توانیم به عنوان یک تکلیف شرعی نگاه کنیم؛ و همینطور می توانیم بنای عقلا را در آن پررنگ نماییم. این امر، با حق صیانت از حریم خصوصی افراد چه نسبتی می تواند داشته باشد. البته می توان بحث تکلیف شرعی هم به میان آید؛ به عنوان مثال بحث حرمت تجسس، با وجوب حفظ حریم خصوصی، با امر به معروف و نهی از منکر و بازدارندگی منکرات در جامعه هر کدام از یک طرف می تواند مورد بحث قرار بگیرد که در تزاحم با همدیگر چه باید کرد. این ظرفیت وجود دارد که فارغ از بحث های کلامی و کلان، مقداری در بحث عینیت و مصداق یابی مورد بررسی قرار بدهیم.
کما اینکه مترتب بر مسأله حقّ و تکلیف، بحث فقه و قانون هم مطرح می شود. «قانون» بیشتر در ادبیات حقوقی است و فقه، ادبیات تکلیف محور است. از این رو نسبت بین فقه و قانون هم می شود بحث کرد؛ که کدام موضوع شناسی های فقهی و مدل های اجرایی فقهی مان را می توانیم بر اساس ادبیات حقوقی و تقینی رنگ بدهیم؛ و این فرآیند چگونه باید طی بشود؛ آیا لزوما هی چه در صنف ما به آن می رسیم، چه در موضوع، چه در اجرا و چه در تحقق به آن می رسیم، آیا لزوما بار قانونی و حقوقی هم دارد؟ یا باید فرآیندی طی بشود. اگر باید فرآیندی طی بشود، چه فرآیندی است و چگونه باید انجام بشود. این بحث هم در امر به معروف و نهی از منکر مورد بحث قرار بگیرد.
استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: یکی دیگر از آورده های بحث، ظرفیت تطبیق نظام سازی و توجه به ملاک های اهمّ از منظر شارع است. یک مدل نظام سازی را می توانیم بر اساس فقه امر به معروف و نهی از منکر طی کنیم. البته مخصوصا با آن فرضیه که امر به معروف و نهی از منکر، ظرفیت نظام سازی را در عرصه فرهنگ (حداقل) دارد. اگر این پیش فرض را پذیرفتیم، خودِ بحث امر به معروف و نهی از منکر می تواند یک بحث فقهی نظام ساز باشد تا بتواند نظام سازی را در فقه ما تطبیق بدهد؛ هم می توانیم از منظر نظامات معرفتی بحث کنیم که امر به معروف چه نظام معرفتی را در فرهنگ ایجاد خواهد کرد، هم می توانیم به معنی طراحی و ساز و کار برای اجرا و طراحی مدل برای اجرا بدانیم؛ یعنی هر دو اصطلاح نظام را در امر به معروف و نهی از منکر می توانیم پیگیری کنیم؛ هم نظام معرفتی و هم بحث طراحی مدل و ساز و کار اجرا؛ پیش فرض ما این است که می توان این نظام ها را استخراج کرد.
این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: آورده های دیگری هم می شود برای این بحث کرد، در مورد بعضی از روش شناسی ها در حوزه های مفاهیم و مصطلحات اعتباریه است. به عنوان مثال، کلید واژه امر به معروف و نهی از منکر و تمام امر به معروف ها و نهی از منکرها در واقع، یک روش شناسی مفهوم شناسی می خواهد.
وی افزود: آورده روشی در بحث فقهی ما می تواند راهگشا باشد که ما چه روشی را در مواجهه با مفاهیم قراردادی باید طی کنیم؛ چه خود امر به معروف و چه تمام معروف ها، چه خود نهی از منکر و چه تمام منکرها، اعم از اینکه قرارداد شرعی و عقلایی و عرفی و یا سیره های متشرعه باشد. یکی از بحث های روشی هم روش مواجهه با این مفاهیم و پدیده های قراردادی و اعتباری است.
استاد اسدپور خاطرنشان کرد: روش های اجرا و روش های تطبیق و تحقق عینی هم در ذیل بحث روش تحقیق ها بحث می شود؛ بحث امر به معروف و نهی از منکر و پرداخت فقهی فقه فرهنگ می تواند آورده های منهجی و روشی را برای پژوهشگران عرصه فقه داشته باشد؛ از این رو به نظر می رسد که بحث تطبیقی خوبی خواهد بود؛ و به عنوان موضوع درس خارج می تواند یک بحث تطبیقی خوب باشد که در جنبه های مختلف به عنوان کارگاه فقاهت به ما منتقل کند.
/270/260/20/