به مناسبت میلاد پر نور و سرور امام زمان علیه السلام، استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «پیامبرانی که غیبت داشته اند»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امسال با نیمه شعبان شروع شده است و ان شاء الله سال ظهور حضرت علیه السلام باشد؛ خوب است که به این سؤال بپردازیم آیا غیبت امام زمان علیه السلام تاریخچه مشابهی هم دارد؟
وی افزود: در قرآن کریم بعضی از پیامبران را نام برده اند که آنها از پیامبران بنی اسرائیل بوده اند و غیبتی داشته اند؛ از این رو سرگذشت امام زمان علیه السلام امر تازه ای نیست؛ بلکه مشابهات زیادی داشته است؛ تنها تفاوتش در طول غیبت امام زمان علیه السلام است.
استاد خندان خاطرنشان کرد: از جمله پیامبرانی که غیبت آنها بیان شده است، حضرت هود، حضرت ادریس، حضرت صالح، حضرت شعیب، حضرت ابراهیم، حضرت یوسف، حضرت موسی، حضرت سلیمان، حضرت الیاس، حضرت عزیر، حضرت یونس، حضرت عیسی علیهم السلام هستند.
غیبت حضرت ادریس علیه السلام و حضرت نوح علیه السلام
وی اضافه نمود: آغاز غیبت ها غیبت مشهوره ادریس پیامبر علیه السّلام است تا به غایتی که کار شیعیانش به جایی رسید که تهیه قوت برایشان دشوار شد و طاغوت زمانه گروهی از آنها را کشت و باقی آنها را فقیر و هراسناک نمود، سپس ادریس پیامبر ظهور کرد و به شیعیانش مژده فرج و قیام قائمی از فرزندانش را داد که آن نوح علیه السّلام بود. سپس خدای تعالی ادریس علیه السّلام را به سوی خود خواند و پیوسته شیعیان نسل اندر نسل در انتظار قیام نوح علیه السّلام بودند و عذاب سخت طواغیت را تحمّل می کردند تا آنکه نبوّت نوح علیه السّلام آشکار گردید.
غیبت حضرت هود علیه السلام
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در قرآن کریم، آیه 50 تا 59 نیز به داستان حضرت هود علیه السلام و نافرمانی پیروان را اشاره شده است. بعد از رحلت حضرت نوح علیه السلام، مؤمنان و پیروان او در انتظار حضرت هود علیه السلام بودند؛ اما غیبت هود علیه السلام طولانى شد. بسیاری از آنها ناامید شدند و به بت پرستی روی آوردند و تعداد کمی از آنها ماندند. در این زمان، حضرت هود علیه السلام ظهور کرد.
وی افزود: در بحار الانوار، جلد 11، صفحه 363 می خوانیم: «27- ك، إكمال الدين الدَّقَّاقُ عَنِ الْأَسَدِيِّ عَنِ النَّخَعِيِّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ نُوحاً ع الْوَفَاةُ دَعَا الشِّيعَةَ فَقَالَ لَهُمْ اعْلَمُوا أَنَّهُ سَتَكُونُ بَعْدِي غَيْبَةٌ تَظْهَرُ فِيهَا الطَّوَاغِيتُ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُفَرِّجُ عَنْكُمْ بِالْقَائِمِ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ هُودٌ لَهُ سَمْتٌ وَ سَكِينَةٌ وَ وَقَارٌ يُشْبِهُنِي فِي خَلْقِي وَ خُلُقِي وَ سَيُهْلِكُ اللَّهُ أَعْدَاءَكُمْ عِنْدَ ظُهُورِهِ بِالرِّيحِ فَلَمْ يَزَالُوا يَتَرَقَّبُونَ هُوداً ع وَ يَنْتَظِرُونَ ظُهُورَهُ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُ كَثِيرٍ مِنْهُمْ فَأَظْهَرَ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ نَبِيَّهُ هُوداً عِنْدَ الْيَأْسِ مِنْهُمْ وَ تَنَاهِي الْبَلَاءِ بِهِمْ وَ أَهْلَكَ الْأَعْدَاءَ بِالرِّيحِ الْعَقِيمِ الَّتِي وَصَفَهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ فَقَالَ ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ... ثُمَّ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ بِهِ بَعْدَ ذَلِكَ إِلَى أَنْ ظَهَرَ صَالِحٌ ع»
غیبت حضرت صالح علیه السلام
استاد خندان خاطرنشان کرد: در کمال الدین درباره غیبت حضرت صالح علیه السلام آمده است:
«6- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ وَ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ صَالِحاً ع غَابَ عَنْ قَوْمِهِ زَمَاناً وَ كَانَ يَوْمَ غَابَ عَنْهُمْ كَهْلًا مُبْدَحَ الْبَطْنِ حَسَنَ الْجِسْمِ وَافِرَ اللِّحْيَةِ خَمِيصَ الْبَطْنِ خَفِيفَ الْعَارِضَيْنِ مُجْتَمِعاً رَبْعَةً مِنَ الرِّجَالِ فَلَمَّا رَجَعَ إِلَى قَوْمِهِ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِصُورَتِهِ فَرَجَعَ إِلَيْهِمْ وَ هُمْ عَلَى ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ طَبَقَةٌ جَاحِدَةٌ لَا تَرْجِعُ أَبَداً وَ أُخْرَى شَاكَّةٌ فِيهِ وَ أُخْرَى عَلَى يَقِينٍ فَبَدَأَ ع حَيْثُ رَجَعَ بِالطَّبَقَةِ الشَّاكَّةِ فَقَالَ لَهُمْ أَنَا صَالِحٌ فَكَذَّبُوهُ وَ شَتَمُوهُ وَ زَجَرُوهُ وَ قَالُوا بَرِئَ اللَّهُ مِنْكَ إِنَّ صَالِحاً كَانَ فِي غَيْرِ صَورَتِك ...»
غیبت حضرت ابراهیم علیه السلام
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت ابراهیم علیه السلام در دوران نمرود بن کنعان بوده است و حتی ولادتش هم مخفیانه بوده است. در برهه ای زندگی می کردند که بسیاری از افراد ایشان را نمی شناختند؛ امام زمان علیه السلام در غیبت کبری چنین است؛ کسی به حضرت امام زمان علیه السلام نمی رسد، مگر افراد خاص؛ برای حضرت ابراهیم علیه السلام هم چنین بود.
وی اضافه نمود: شیخ صدوق رحمت الله علیه می فرماید: امّا غيبت ابراهيم خليل صلوات اللَّه عليه مانند غيبت قائم ما صلوات اللَّه عليه است و بلكه از آن عجيبتر است، زيرا خداى تعالى نشانه ابراهيم عليه السّلام را از همان هنگام كه در رحم مادرش بود نهان ساخت تا آنكه خداى تعالى به قدرت كامله خود او را از رحم به پشتش در آورد (يعنى آثار حمل در وى نمايان نبود) سپس امر ولادتش را پنهان ساخت تا وقتى كه مدّت غيبت به سر آمد.
استاد خندان خاطرنشان کرد: شیخ صدوق در بخشی از روایتی طولانی در کمال الدین می نویسد: «.... و پيوسته ابراهيم در غيبت بود و خود را نهان مىداشت و امرش را مكتوم مىكرد تا آنگاه كه ظهور كرد و فرمان خداى تعالى را آشكار نمود و خداوند قدرت خود را در باره وى نمايان ساخت، سپس دوباره غايب شد و آن وقتى بود كه پادشاه طاغى او را از شهر بيرون كرد و ابراهيم گفت: از شما و آنچه جز خدا مىخوانيد كناره مىگيرم و پروردگار خود را مىخوانم و اميدوارم با خواندن پروردگارم بدبخت نباشم و خداى تعالى فرمود: چون از آنها و آنچه كه مىپرستيدند كناره گرفت، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و همه را پيامبر ساختيم و از رحمت خود بدانها بخشيديم و براى ايشان لسان صدق علىّ قرار داديم...»
«7- حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال: كَانَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع مُنَجِّماً لِنُمْرُودَ بْنِ كَنْعَانَ وَ كَانَ نُمْرُودُ لَا يَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْيِه ....
يَزَلْ إِبْرَاهِيمُ ع فِي الْغَيْبَةِ مَخْفِيّاً لِشَخْصِهِ كَاتِماً لِأَمْرِهِ حَتَّى ظَهَرَ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ وَ أَظْهَرَ اللَّهُ قُدْرَتَهُ فِيهِ ثُمَّ غَابَ ع الْغَيْبَةَ الثَّانِيَةَ وَ ذَلِكَ حِينَ نَفَاهُ الطَّاغُوتُ عَنْ مِصْرَ فَقَالَ وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا يَعْنِى بِهِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع لِأَنَّ إِبْرَاهِيمَ قَدْ كَانَ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَجْعَلَ لَهُ لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ فَجَعَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ وَ لِإِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً.»
غیبت حضرت شعیب علیه السلام
استاد خندان در ادامه بیان کرد: حضرت شعیب علیه السلام هم از قوم خود مستور شدند؛ در بحارالانوار آمده است: «به امیر المومنین علیه السلام گفته شد برای ما حدیث نقل کنید!
فرمود: شعیب نبی علیه السلام، قوم خود را به خدا دعوت می کرد؛ تا اینکه سالخورده شد و استخوان های او ضعیف شد. آنگاه تا مدّتى كه خداوند خواست از ميان مردم غايب شد و در حالی که جوان شده بود به سوی قوم خود بازگشت و آنان را به سوی خداوند دعوت کرد. گفتند: در سالخوردگی تصدیقت نکردیم! چگونه در حال جوانی تصدیقت کنیم! و حضرت علی علیه السلام این حدیث را بر آنها تکرار می کرد.»
«[قصص الأنبياء علیهمالسلام] بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ عَنْ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ ابْنِ أَبَانٍ عَنِ ابْنِ أُورَمَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ رَاشِدٍ رَفَعَهُ[1] إِلَى عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَ: قِيلَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حَدِّثْنَا قَالَ إِنَّ شُعَيْباً النَّبِيَّ (علیه السلام) دَعَا قَوْمَهُ إِلَى اللَّهِ حَتَّى كَبِرَ سِنُّهُ وَ دَقَّ عَظْمُهُ ثُمَّ غَابَ عَنْهُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَ عَادَ إِلَيْهِمْ شَابّاً فَدَعَاهُمْ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَقَالُوا مَا صَدَّقْنَاكَ شَيْخاً فَكَيْفَ نُصَدِّقُكَ شَابّاً وَ كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يُكَرِّرُ عَلَيْهِمُ الْحَدِيثَ مِرَاراً كَثِيرَة.» (بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج 12، ص 385)
غیبت حضرت یوسف علیه السلام
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شیخ صدوق در کمال الدین می نویسد: « امّا غيبت يوسف عليه السّلام بيست سال به طول انجاميد و در اين مدّت يعقوب عليه السّلام روغن بر گيسوان نزده و سرمه نكشيده و عطر استعمال نكرده و به زنان نزديك نشده بود تا آنكه خداى تعالى پريشانى يعقوب را برطرف كرد و يوسف و برادرانش و پدر و مادر و خاله اش را به گرد يك ديگر جمع كرد.
وی افزود: سه روز اين غيبت را در چاه و چند سال آن را در زندان و باقى سنوات را در امارت بود. يوسف در مصر بود و يعقوب در فلسطين و بين آنها نه روز مسافت بود و در دوران غيبتش احوال مختلفى بر وى عارض شد. برادرانش اتّفاق كردند او را كشند، سپس او را به چاه عميقى انداختند، آنگاه او را به بهاى اندكى كه چند درهم معدود بود فروختند، بعد از آن گرفتارى زن عزيز مصر و چندين سال در زندان به سر بردن پيش آمد و سپس امير مصر گرديد و خداى تعالى اوضاع پريشان او را سامان داد و تأويل خوابش را به وى نماياند.»
استاد خندان خاطرنشان کرد: برادران یوسف علیه السلام، او را می دیدند؛ اما او را نمی شناختند؛ امام زمان علیه السالم هم در بین مردم هستند، اما مردم حضرت را نمی شناسند.
غیبت حضرت موسی علیه السلام
استاد مجتبی خندان خاطرنشان کرد: حضرت موسی علیه السلام پیامبری است که در 20 سوره از 114 سوره قرآن، داستان آن حضرت آمده است. وقتی حضرت یوسف از دنیا رفتند، پیروان و اقوام را جمع کرد و خبر آمدن حضرت موسی علیه السلام را به آنها داد و فرمود: بعد از من پیامبری اولواعزم می آید که سلسله یهودیان به وسیله او خواهد بود و پیروان زیادی در دنیا خواهد داشت؛ در کمال الدین شیخ صدوق آمده است:
« 12- وَ أَمَّا غَيْبَةُ مُوسَى النَّبِيِّ ع فَإِنَّهُ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ الْآدَمِيُّ الرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ آدَمَ النَّسَائِيُ عَنْ أَبِيهِ آدَمَ بْنِ أَبِي إِيَاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْمُبَارَكُ بْنُ فَضَالَةَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ص قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمَّا حَضَرَتْ يُوسُفَ ع الْوَفَاةُ جَمَعَ شِيعَتَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ حَدَّثَهُمْ بِشِدَّةٍ تَنَالُهُمْ يُقْتَلُ فِيهَا الرِّجَالُ وَ تُشَقُّ بُطُونُ الْحَبَالَى وَ تُذْبَحُ الْأَطْفَالُ حَتَّى يُظْهِرَ اللَّهُ الْحَقَّ فِي الْقَائِمِ مِنْ وُلْدِ لَاوَى بْنِ يَعْقُوبَ وَ هُوَ رَجُلٌ أَسْمَرُ طُوَالُ وَ نَعَتَهُ لَهُمْ بِنَعْتِهِ فَتَمَسَّكُوا بِذَلِكَ
وَ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ وَ الشِّدَّةُ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ هُمْ مُنْتَظِرُونَ قِيَامَ الْقَائِمِ أَرْبَعَ مِائَةِ سَنَةٍ حَتَّى إِذَا بُشِّرُوا بِوِلَادَتِهِ وَ رَأَوْا عَلَامَاتِ ظُهُورِهِ وَ اشْتَدَّتْ عَلَيْهِمُ الْبَلْوَى وَ حُمِلَ عَلَيْهِمْ بِالْخَشَبِ وَ الْحِجَارَةِ وَ طُلِبَ الْفَقِيهُ الَّذِي كَانُوا يَسْتَرِيحُونَ إِلَى أَحَادِيثِهِ فَاسْتَتَرَ وَ رَاسَلُوهُ ...»
وی افزود: حضرت موسی علیه السلام قبل از نبوتشان حتی مادرشان نمی دانستند که موسی علیه السلام کجا است و به وسیله خواهرش بود که اطلاع پیدا کرد؛ ما در روایت داریم که امام زمان علیه السلام در بین خواص هم گمنام هستند، چه برسد به عموم مردم.
غیبت حضرت سلیمان علیه السلام
ابن کثیر در البدایه و النهایه جلد 2 صفحه 18
استاد خندان خاطرنشان کرد: سلیمان نبی، فرزند داوود پیامبر بود. حضرت داوود علیه السلام در اواخر عمرش به دستور خداوند، حضرت سلیمان علیه السلام را به عنوان جانشین مردم انتخاب کرد؛ اما سلیمان نوجوان بود و برای همین، مردم به حضرت داوود علیه السلام اعتراض کردند که چرا نوجوانی را از میان قومی که پیران بسیار دارد، برای خلافت برگزیده است.
وی افزود: خداوند به حضرت داوود علیه السلام وحی کرد و قرار شد سلیمان و پیران قوم بنی اسرائیل، نام خودشان را بر عصایی بنویسند، در اتاقی بگذارند و درش را مُهر کنند. پیامبر کسی بود که عصایش تا صبح، برگ و میوه می داد. تا صبح، همه عصاها در خانه حضرت داوود علیه السلام قرار گرفت و مردم برای مراقبت و نگهبانی دور خانه ایشان جمع شدند. صبح فردا، مردم با دیدن عصای سبزشده ی حضرت سلیمان علیه السلام به خلافت او راضی شدند؛ امّا خداوند تقدیر دیگری رقم زده بود. او می خواست قوم بنی اسرائیل را آزمایش کند؛ برای همین حضرت سلیمان را از میان قومش غایب ساخت.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قوم بنی اسرائیل با غیبت سلیمان نبی دچار سختی ها، مشکلات و فتنه های زیادی شدند. غیبت حضرت سلیمان علیه السلام چندین سال طول کشید. او در این مدت ازدواج کرد؛ اما حتی همسرش هم نمی دانست او کیست و چه مقام و موقعیتی دارد.
/270/260/20/