به مناسبت فرا رسیدن چهارم رمضان، سالروز مرگ زیاد بن ابیه لعنة الله علیه، استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: زیاد بن ابیه در سال ۵۳ هجری در کوفه به هلاکت رسید. (نفائح العلام ۱۱۴ و ... تاریخ دمشق ۲۰۴/۱۹) در نفائح العلام آمده است: «در این روز، سنه 53 زیاد بن ابیه وفات کرد؛ چنانکه در هدایة الأنام و تحفة الأحباب و ناسخ امیر ص 827 است. در ناسخ التواریخ است که چون زیاد اراده کرد، مردم کوفه را جمع و حکم کند به برائت از علی علیه السلام، و لعن بر آن حضرت، همان روز طاعون گرفت و بعد از سه روز مرگش فرا رسید.»
وی افزود: زیاد مشهور به زیاد بن ابیه، زیاد بن اُمه، زیاد بن عبید، زیاد بن سمیه است؛ و چون پدر زیاد از کثرت معلوم نبود به او زیاد بن ابیه می گفتند. هنگامی که به معاویه پیوست، به او زیاد بن ابی سفیان گفتند و برادر معاویه شد و زنای مادر خود را قبول کرد.
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: سمیه مادر زیاد ، کنیز حارث بن کلدهْ طبیب بود. حارث او را به چراندن گوسفندان وادار کرده بود؛ ولی طبع زشت و شهوانی سمیه آنقدر در صحرا ننگ به بار آورد که حارث او را از خود راند. از آن پس سمیه اسماً خود را به عبید چوپان ثقفی چسباند و رسماً جزء فواحش طایفه درآمد و حیثیت خاندان عبید را هم لکه دار کرد.
وی افزود: برادریِ او با معاویه یکی از راه هایی بود که معاویه برای جلب زیاد به طرف خود به کار گرفت؛ او مجلسی ترتیب داد و از عدهای به عنوان شاهد در آنجا استفاده کرد که از جمله ابومریم مشروب فروش طائف بود. او برخاست و به زیاد گفت: شبی ابوسفیان به طائف آمد و از من فاحشه ای خواست. در آن شب کسی جز سمیه نبود. صبر کردیم تا رفت و آمدها کم شد. سمیه را برای او فرستادم. زیاد زنای مادر خود را قبول کرد و برادر معاویه شد. معاویه هم برای باوراندن این نسب به او، خواهرش را به خانهٔ او فرستاد و دستور داد چادر از سر بردارد چرا که محرم اوست. (الغدیر ج۱۰ ص۲۱۶-۲۲۷ ؛ بحارالانوار ۵۱۹/۳۳ و...)
وی در ادامه بیان کرد: زیاد بعد از برادری با معاویه برائت از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و قتل شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام و غارت اموال آنان را شروع کرد. دست بریدن، شکم پاره کردن، به دار آویختن، زنده به گور کردن، میل سرخ به چشمان شیعیان کشیدن، فرزندان را سر بریدن، خانه خراب کردن و آتش زدن از جمله کارهای او بود. عبدالرحمن بن حسان را به جرم محبت علی بن ابی طالب علیه السلام زنده در گور کرد. (شفاء الصدور ۳۱۵/۱ ؛ الغدیر ۱۲۱/۹ ؛ تاریخ طبری ۲۰۶/۴ ؛ تاریخ دمشق ۲۷/۸)
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در بصره و کوفه سیزده هزار نفر را به جرم شیعه بودن یا به احتمال شیعه بودن کشت و بعد به معاویه نوشت: «من تا به این حد خواسته تو را انجام دادم و این کارها با دست چپم بود. اگر حکومت حجاز به من واگذار شود، با دست راستم که بیکار است، همین عمل را انجام می دهم، تصمیم دارم از مردم عراق در مسجد بخواهم که برائت از علی علیه السلام و مدح بنی امیه را علنی نمایند. هر کس قبول نکند، او را بکشم و خانهٔ او را خراب کنم.»
چون این خبر منتشر شد، امام مجتبی علیه السلام و شیعیان نفرین کردند و بعضی امیرالمؤمنین علیه السلام را در خواب دیدند که او را نفرین کرد، و آن ملعون قبل از عملی کردن تصمیمش به مرض طاعون مبتلا شد و به درکات جحیم واصل گردید. (بحارالانوار ۲۱۴/۳۳ و....)
وی افزود: در بحار الانوار می خوانیم: «وَ ذَكَرَ الْجَاحِظُ أَنَّ قَوْماً مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ قَالُوا لِمُعَاوِيَةَ إِنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ مَا أَمَّلْتَ فَلَوْ كَفَفْتَ عَنْ لَعْنِ هَذَا الرَّجُلِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى يَرْبُوَ عَلَيْهِ الصَّغِيرُ وَ يَهْرَمَ عَلَيْهِ الْكَبِيرُ وَ لَا يَذْكُرَ لَهُ ذَاكِرٌ فَضْلًا وَ أَرَادَ زِيَادٌ أَنْ يَعْرِضَ عَلَى أَهْلِ الْكُوفَةِ الْبَرَاءَةَ مِنْ عَلِيٍّ وَ لَعْنَهُ وَ أَنْ يَقْتُلَ كُلَّ مَنِ امْتَنَعَ مِنْ ذَلِكَ وَ يُخَرِّبَ مَنْزِلَهُ فَضَرَبَهُ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ بِالطَّاعُونِ فَمَاتَ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ وَ ذَلِكَ فِي أَيَّامِ مُعَاوِيَةَ»
/270/260/22/