به مناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان و سالروز پر نور و سرور میلاد کریم اهل بیت علیهم السلام، امام ابا محمد حسن بن علی المجتبی علیهما السلام استاد سید احمد رضوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به قطره ای از اقیانوس بیکران فضایل آن حضرت علیه السلام پرداخت.
مصداق آیه مباهله
این استاد حوزه و دانشگاه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از جمله فضایل آن حضرت علیه السلام، به عنوان یکی از مصادیق اهل بیت علیهم السلام است، برای آیه مباهله است. چرا که امام مجتبی علیه السلام هم به عنوان یکی از مصادیق اهل بیت علیهم السلام، شامل فضیلت این آیه شریفه می شوند.
وی افزود: در تفاسیر علمای عامه به این نکته اشاره شده است؛ از جمله در تفسیر بیضاوی، جلد 1، صفحه 163 آمده است: «و هو دلیل علی نبوته و فضل من أتی بهم من أهل بیته» این بیان، دالّ بر فضیلت امام مجتبی علیه السلام است.
زمخشري كه از استوانههاي علمي أهل سنت است، در تفسير الكشاف، جلد ۱، صفحه ۳۷۰ وقتي به اين آيه مي رسد، مي گويد: هيچ دليلي قوي تر از اين آيه براي فضيلت أصحاب كساء نيست. «و فیه دلیل لا شیء أقوی منه علی فضل أصحاب الکساء علیهم السلام، و فیه برهان واضح علی صحة نبوة النبی صلی اللَّه علیه و سلم لأنه لم یرو أحد من موافق و لا مخالف أنهم أجابوا إلی ذلک»
حدیث ثقلین
استاد سید احمد رضوی خاطرنشان کرد: شیعه و سنی نقل کرده اند که «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی» یکی از کسانی که ثقل قرآن است، امام مجتبی علیه السلام است.
حدیث سفینة نوح
وی افزود: حدیث سفینه یکی از احادیثی است که سنی و شیعه در کتاب های خود به آن اشاره کرده است؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق» یکی از کسانی که مصداق این روایت شریفه است، امام حسن مجتبی علیه السلام است. امام مجتبی علیه السلام کشتی نجات است.
حدیث سید جوانان بهشت
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: از جمله احادیثی که در منقبت امام مجتبی علیه السلام آمده است و در منابع اهل سنت و شیعه آمده است، این حدیث شریف است که «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة». این حدیث شریف حتی از ابوبکر و عمر بن خطاب هم بیان شده است. در مجمع الزوائد هیثمی هم بر این نکته اشاره شده است.
وی افزود: وقتی می گوییم «فاطمه سیدة نساء اهل الجنة» و یا می گوییم «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة» باید بدانیم که قیامت مظهر تجلی امر الهی است؛ مقامات بهشتی و نحوه برخورد خدا با مخلوقین آن تجلی فضایل و مناقب و کارهایی است که آن بنده در دنیا انجام می دهد؛ وقتی می فرماید: فاطمه زهرا سرور زنان اهل بهشت است و حتی بر مریم با آن عظمتش سروری دارد، یعنی در دنیا هم بالاتر از مریم قدم برداشته است و رنج دیده است.
استاد رضوی خاطرنشان کرد: وقتی می فرماید: فاطمه زهرا سرور زنان اهل بهشت است، یعنی بهترین دختر، بهترین همسر، بهترین مادر، بهترین همسایه و بهترین بنده خدا بوده است؛ برای همه آنها روایت داریم.
وی اضافه نمود: وقتی می فرماید: حسن و حسین سرور جوانان بهشت است، کسی در بهشت بر اهل بهشت سروری می کند که در دنیا هم بهترین بوده باشد. معنای این روایت آن است که در دنیا در تمام ابعاد بر دیگران مقدم بوده است و در تمام ابعاد افضل بر دیگران بوده است. با وجود امام مجتبی علیه السلام نوبت به کسی دیگر نمی رسد؛ مردم آن زمانه این روایت را شنیده اند، اما باز به سراغ دیگری رفتند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء آورده است:
«حلية الأولياء وطبقات الأصفياء (4/ 139)
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ، ثنا عَبْدُ اللهِ بْنُ سُلَيْمَانَ بْنِ الْأَشْعَثِ، ح. وَحَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَوْنٍ السَّيرَافِيُّ الْمُقْرِئُ، قَالَا: ثنا أَحْمَدُ بْنُ الْمِقْدَامِ، ثنا حَكِيمُ بْنُ حِزَامٍ أَبُو سُمَيْرٍ، ثنا الْأَعْمَشُ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ يَزِيدَ التَّيْمِيِّ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: وَجَدَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ دِرْعًا لَهُ عِنْدَ يَهُودِيٍّ الْتَقَطَهَا فَعَرَّفَهَا، فَقَالَ: «دِرْعِي، سَقَطَتْ عَنْ جَمَلٍ لِي أَوْرَقَ»، فَقَالَ الْيَهُودِيُّ: دِرْعِي وَفِي يَدِي. ثُمَّ قَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ: بَيْنِي وَبَيْنَكَ قَاضِي الْمُسْلِمِينَ. فَأَتَوْا شُرَيْحًا.
فَلَمَّا رَأَى عَلِيًّا قَدْ أَقْبَلَ تَحَرَّفَ عَنْ مَوْضِعِهِ وَجَلَسَ عَلَى فِيهِ، ثُمَّ قَالَ عَلِيٌّ: لَوْ كَانَ خَصْمِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ لَسَاوَيْتُهُ فِي الْمَجْلِسِ، وَلَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «لَا تُسَاوُوهُمْ فِي الْمَجْلِسِ، وَأَلْجِئُوهُمْ إِلَى أَضْيَقِ الطُّرُقِ، فَإِنْ سَبُّوكُمْ فَاضْرِبُوهُمْ، وَإِنْ ضَرَبُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ».
ثُمَّ قَالَ شُرَيْحٌ: مَا تَشَاءُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟
قَالَ: «دِرْعِي سَقَطَتْ عَنْ جَمَلٍ لِي أَوْرَقَ، وَالْتَقَطَهَا هَذَا الْيَهُودِيُّ»
فَقَالَ شُرَيْحٌ: مَا تَقُولُ يَا يَهُودِيُّ؟ قَالَ: دِرْعِي وَفِي يَدِي.
فَقَالَ شُرَيْحٌ: صَدَقْتَ وَاللهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِنَّهَا لَدِرْعُكَ، وَلَكِنْ لَابُدَّ مِنْ شَاهِدَيْنِ، فَدَعَا قَنْبَرًا مَوْلَاهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَشَهِدَا أَنَّهَا لَدِرْعُهُ، فَقَالَ شُرَيْحٌ: أَمَّا شَهَادَةُ مَوْلَاكَ فَقَدْ أَجَزْنَاهَا، وَأَمَّا شَهَادَةُ ابْنِكَ لَكَ فَلَا نُجِيزُهَا "
فَقَالَ عَلِيٌّ: ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ، أَمَا سَمِعْتَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؟. [ص:140] قَالَ: اللهُمَّ نَعَمْ. قَالَ: أَفَلَا تُجِيزُ شَهَادَةَ سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ؟ وَاللهِ لَأُوَجِّهَنَّكَ إِلَى بَانْقِيَا تَقْضِي بَيْنَ أَهْلِهَا أَرْبَعِينَ يَوْمًا، ثُمَّ قَالَ لِلْيَهُودِيِّ: خُذِ الدِّرْعَ. فَقَالَ الْيَهُودِيُّ: أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ جَاءَ مَعِي إِلَى قَاضِي الْمُسْلِمِينَ، فَقَضَى عَلَيْهِ وَرَضِيَ، صَدَقْتَ وَاللهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّهَا لَدِرْعُكَ، سَقَطَتْ عَنْ جَمَلٍ لَكَ، الْتَقَطْتُهَا، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، فَوَهَبَهَا لَهُ عَلِيٌّ، وَأَجَازَهُ بِتِسْعِمِائَةٍ، وَقُتِلَ مَعَهُ يَوْمَ صِفِّينَ.
السِّيَاقُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَوْنٍ، وَقَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ سُلَيْمَانَ: فَقَالَ عَلِيٌّ: الدِّرْعُ لَكَ، وَهَذَا الْفَرَسُ لَكَ، وَفَرَضَ لَهُ فِي تِسْعِمِائَةٍ، ثُمَّ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ حَتَّى قُتِلَ يَوْمَ صِفِّينَ. غَرِيبٌ مِنْ حَدِيثِ الْأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ، تَفَرَّدَ بِهِ حَكِيمٌ، وَرَوَاهُ أَوْلَادُ شُرَيْحٍ عَنْهُ عَنْ عَلِيٍّ نَحْوَهُ»
(الكتاب: حلية الأولياء وطبقات الأصفياء؛ المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى: 430هـ)؛ الناشر: السعادة - بجوار محافظة مصر، 1394هـ - 1974م؛ ثم صورتها عدة دور منها- دار الكتاب العربي – بيروت؛ دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت؛ دار الكتب العلمية- بيروت (طبعة 1409هـ بدون تحقيق)؛ عدد الأجزاء: 10)
استاد رضوی خاطرنشان کرد: در این روایت خواندیم که شریح قاضی از حضرت امیر علیه السلام دو شاهد مطالبه می کند؛ به نظر ما اولین کار اشتباه و جاهلانه شریح همین است؛ چرا که امیرالمؤمنین علیه السلام اوصافی دارد و روایاتی در منقبتش است که در هیچ محکمه ای نباید از امیرالمؤمنین علیه السلام شاهد خواست؛ ما آیه تطهیر و آیه مباهله را در شأن امیرالمؤمنین علیه السلام داریم؛ چه اینکه صدها آیه و روایت در منقبت حضرت علیه السلام وجود دارد؛ جایی برای درخواست شاهد نمی ماند؛ شاهد را از کسی می خواهند که احتمال بر دروغ و یا اشتباه از او برود؛ مولا علیه السلام نه دروغ می گوید و نه اشتباه می گوید.
وی افزود: البته لازمه قاضی عادل آن است که شاهد بخواهد و لازمه عدالت آن است؛ اما شاهد برای آن است که یا دروغ می گوید یا احتمال خطا در او برود؛ اما عموم مردم آن زمان، همانند شریح قاضی این درک را نداشتند؛ از این رو حضرت علیه السلام به آن تن دادند. و این امر، از مظلومیت های امیرالمؤمنین علیه السلام است که حضرت را نشناختند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت علیه السلام قنبر غلام خود و امام حسن علیه السلام را به عنوان شاهد معرفی می کند؛ شریح شهادت قنبر را می پذیرد؛ اما شهادت امام مجتبی علیه السلام را قبول نمی کند. حضرت علی علیه السلام او را توبیخ می کنند و همین حدیث «سیدا شباب اهل الجنة» را برای او یادآوری می کند و آن را دلیل بر صدق کلام امام حسن علیه السلام بیان می دارد.
حدیث «أنا حرب لمن حاربکم ...»
استاد رضوی اضافه نمود: این روایت در مسند احمد بن حنبل است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «9698 - حَدَّثَنَا تَلِيدُ بْنُ سُلَيْمَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْحَجَّافِ، عَنْ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: نَظَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى عَلِيٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَفَاطِمَةَ، فَقَالَ: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ» (مسند أحمد ط الرسالة (15/ 436)
در روایتی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «حرب لمن حاربتم» کسی که به جنگ حسنم برود، به جنگ منِ رسول الله رفته است.
امام مجتبی علیه السلام حامل ودیعه اسرار نبوی و علوی علیهما السلام
در اصول کافی آمده است: امام باقر علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام در هنگام شهادتشان تمام اسرار و علومی را که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دریافت کرده بودند را به فرزندشان امام مجتبی علیه السلام انتقال دادند.
«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام ... ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم حَضَرَهُ الَّذِي حَضَرَ فَدَعَا عَلِيّاً فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَئْتَمِنَكَ عَلَى مَا ائْتَمَنَنِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنْ غَيْبِهِ وَ عِلْمِهِ وَ مِنْ خَلْقِهِ وَ مِنْ دِينِهِ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ فَلَمْ يُشْرِكْ وَ اللَّهِ فِيهَا يَا زِيَادُ أَحَداً مِنَ الْخَلْقِ
ثُمَّ إِنَّ عَلِيّاً ع حَضَرَهُ الَّذِي حَضَرَهُ فَدَعَا وُلْدَهُ وَ كَانُوا اثْنَيْ عَشَرَ ذَكَراً فَقَالَ لَهُمْ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَبَى إِلَّا أَنْ يَجْعَلَ فِيَّ سُنَّةً مِنْ يَعْقُوبَ وَ إِنَّ يَعْقُوبَ دَعَا وُلْدَهُ وَ كَانُوا اثْنَيْ عَشَرَ ذَكَراً فَأَخْبَرَهُمْ بِصَاحِبِهِمْ أَلَا وَ إِنِّي أُخْبِرُكُمْ بِصَاحِبِكُمْ أَلَا إِنَّ هَذَيْنِ ابْنَا رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم - الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ع فَاسْمَعُوا لَهُمَا وَ أَطِيعُوا وَ وَازِرُوهُمَا فَإِنِّي قَدِ ائْتَمَنْتُهُمَا عَلَى مَا ائْتَمَنَنِي عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مِمَّا ائْتَمَنَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ وَ مِنْ غَيْبِهِ وَ مِنْ دِينِهِ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ
فَأَوْجَبَ اللَّهُ لَهُمَا مِنْ عَلِيٍّ علیه السلام مَا أَوْجَبَ لِعَلِيٍّ علیه السلام مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم فَلَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ مِنْهُمَا فَضْلٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا بِكِبَرِهِ
وَ إِنَّ الْحُسَيْنَ كَانَ إِذَا حَضَرَ الْحَسَنُ لَمْ يَنْطِقْ فِي ذَلِكَ الْمَجْلِسِ حَتَّى يَقُومَ ثُمَّ إِنَّ الْحَسَنَ ع حَضَرَهُ الَّذِي حَضَرَهُ فَسَلَّمَ ذَلِكَ إِلَى الْحُسَيْنِ علیه السلام
ثُمَّ إِنَّ حُسَيْناً حَضَرَهُ الَّذِي حَضَرَهُ فَدَعَا ابْنَتَهُ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ بِنْتَ الْحُسَيْنِ علیه السلام فَدَفَعَ إِلَيْهَا كِتَاباً مَلْفُوفاً وَ وَصِيَّةً ظَاهِرَةً وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام مَبْطُوناً لَا يَرَوْنَ إِلَّا أَنَّهُ لِمَا بِهِ فَدَفَعَتْ فَاطِمَةُ الْكِتَابَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام ثُمَّ صَارَ وَ اللَّهِ ذَلِكَ الْكِتَابُ إِلَيْنَا» (الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 291)
وی افزود: در صفحه 298 از جلد اول اصول کافی هم همین روایت آمده است: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صلی الله علیه و آله و سلم لَمَّا حَضَرَهُ الَّذِي حَضَرَهُ قَالَ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ادْنُ مِنِّي حَتَّى أُسِرَّ إِلَيْكَ مَا أَسَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَيَّ وَ أَئْتَمِنَكَ عَلَى مَا ائْتَمَنَنِي عَلَيْهِ فَفَعَلَ.»
حدیث «حسن منّی و أنا منه ....»
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از احادیثی که به بیان فضایل امام مجتبی علیه السلام اشاره دارد، حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ «حسن منّی و أنا منه أحب الله من أحبّه»؛ ما درباره سیدالشهدا علیه السلام نیز داریم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «حسین منّی و أنا من حسین»
نقش امام حسن علیه السلام در ابقاء دین جدّ بزرگوار
استاد سید احمد رضوی خاطرنشان کرد: چرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «حسن علیه السلام از من است و من از حسن هستم»؟ باید گفت که قوام و بقاء دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از برکت حسین بن علی و حسن بن علی صلوات الله علیهما است.
وی افزود: امام مجتبی علیه السلام در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چه جایگاهی داشت؟ باید بدانیم که در بیعت رضوان، حمله به مکه، دفع برخی از شبهات و مشکلات در زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علیه السلام از امام مجتبی علیه السلام بهره می برند.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کرد: در بحث آینده ثابت خواهیم کرد که اگر امام مجتبی علیه السلام نبود، دین اسلام نمی ماند، نه اینکه اسلام با تحریف های فراوان باقی مانده باشد. بلکه حتی اسلام باقی نمی ماند؛ و همین طور به بیان پاسخ دو شبهه درباره امام مجتبی علیه السلام می پردازیم؛ و اشاره می کنیم که برخی علمای عامه به گونه ای زیرکانه به برخی از فضایل حضرت علیه السلام پرداختند؛ اما در واقع به ذمّ امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است!
/270/260/20/