استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

ازلیتِ آفریننده جهان و حدوث مخلوقات

استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ازلیتِ آفریننده جهان و حدوث مخلوقات» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حدوث و پیدایش در مقابل قِدم و ازلیت قرار دارد. حادث و پدیده، یعنی چیزی که ابتدا و آغاز دارد، در واقع، نبوده و ایجاد شده است. قدیم و ازلی یعنی آنچه که همواره بوده و فرض آغاز و ابتدا داشتن و یا ایجاد شدن برای آن نمی شود. ازلی و قدیم بودن یعنی بی زمانی.

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: حادث بودن با قدیم بودن قابل جمع نیست، یعنی نمی توان یک موجود را هم قدیم دانست و هم حادث، زیرا موجود حادث دارای ابتداء وجود است، حقیقتاً نبوده، پیدایش یافته و دارای پدید آورنده است. اما موجود قدیم و ازلی، دارای ابتدا وجود نیست، همواره وجود داشته و پدید آورنده ای ندارد.

 

وی افزود: ملاک حادث بودن و ابتداء وجود داشتنِ مخلوقات، ذات دارای اجزاء و دارای دگرگونی آنها است و به دلیل این کیفیت ذاتی است که ما حکم می کنیم که این جهانِ مخلوق، هم پدیده است و هم برای پیدایش نیاز به پدید آورنده دارد و همچنین بیان می شود که این پدید آورنده:

۱. نباید متجزی و دارای اجزاء وجودی باشد.

۲. نباید محل حوادث و دگرگونی باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بنابراین هنگامی که پدید آورنده جهان دارای "ملاک حدوث" نباشد، دیگر موجودی حادث و زمانی تلقی نمی شود، چنین موجودی نه پدید آمده است و نه خالق و آفریننده ای دارد. بلکه مصداق ازلی و قدیم است.

 

آیا مخلوقات خداوند میتوانند ازلی باشند؟

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: پاسخ این سؤال منفی است. زیرا یا ما این موجوداتی که مخلوق نامیده ایم را فعل خداوند و ایجاد شده توسط خداوند می دانیم، یعنی این موجودات حقیقتاً نبوده اند و خدا آنها را ایجاد، خلق و ابداع کرده است، که در این صورت معنا ندارد که آنها را ازلی بدانیم، زیرا معنای ازلیت با ابتدا داشتن و ایجاد شدن، در تناقض است. چیزی که همواره اَزَلاً موجود بوده است، دیگر قابل خلق شدن و ابداع شدن نیست. ذات انجام فعل و ایجاد با آغاز داشتن گره خورده و وقتی ما موجود شدن غیر از خدا را فعل و ایجاد او میدانیم دیگر محال است که آنها ازلی بوده باشند.

 

وی افزود: مورد اساسی تر اینکه ما قبل از اثبات وجود خدایِ ازلی و قدیم، بنا بر خصوصیات ذات همین جهانِ مقداری و ویژگی های آن، اثبات کردیم که این جهان حادث و دارای ابتدا وجود است و سپس بنابر این مقدمه، وجود خالق و خدایی قدیم و ازلی را ثابت کردیم، بنابراین پیش از اثبات وجود خدا، حادث و زمانمند و غیر ازلی بودن بودن تمامی موجودات غیر از خداوند، ثابت می شود.

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: حالت دوم اینکه اساسا مقصودمان از خلقتِ یک موجود یا مخلوق نامیدن او، در واقع صدور، تَرَشُح و تجلی ذات خداوند به اشکال و حالات جدید باشد. که در این صورت نه تنها ازلیت آن مخلوق ثابت نمی شود، بلکه خودِ خداوند نیز به عنوان یک پدیده مخلوق تلقی خواهد شد. زیرا در این فرض ذات خدا هم مانند اجسام و اشیاء جهان پیرامون دارای اجزاء و مقدار وجودی تلقی شده و هم دچار دگرگونی و تحول شده است و به حالاتی جدید درآمده، که در نتیجه همان "ملاک حدوث" (یعنی متجزی و متحول بودن) شامل حالش شده و جزو مخلوقات محاسبه میشود و خودش نیازمند خدا و خالقی دیگر است تا او را بیافریند.

 

استاد ناصر ابراهیمی در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: حادث و زمانمند بودن همه مخلوقات و اختصاص و انحصارِ ازلیت و قدیم بودن به ذات خداوند متعال، از ضروریات و قطعیات اسلام و مذهب حقه امامیه است و این مضمون در آیات و روایات متواتر و صریح به دست ما رسیده است و برهان و عقل نیز بر آن دلالت دارد. در ادامه، نمونه ای مختصر از شواهدِ وحیانیِ اختصاصِ ازلیت به خداوند متعال ارائه می گردد.

 

روایت اول:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام کاظم علیه السلام می فرمایند: «هو القدیم و ما سواه مخلوق محدث، تعالی عن صفات المخلوقین علوّاً کبیراً» خداوند قدیم است و جز او همه چیز مخلوق و حادث است، [خداوند] از صفات مخلوقات بسیار فراتر است.  (التوحيد ج ۱، ص ۷۶)

 

روایت دوم:

وی افزود: امام رضا علیه السلام می فرمایند: «إنّ الله المبدئ الواحد الکائن الأوّل لم یزل واحداً لا شیء معه، فرداً لا ثانی معه، لا معلوماً ولا مجهولاً ولا محکماً ولا متشابهاً ولا مذکوراً ولا منسیّاً ولا شیئا یقع علیه اسم شیء من الأشیاء غیره. ولا من وقت کان، ولا إلی وقت یکون، ولا بشیء قام، ولا إلی شیء یقوم، ولا إلی شیء استند، ولا فی شیء استکن، ذَلِكَ كُلُّهُ قَبْلَ اَلْخَلْقِ إِذْ لاَ شَيْءَ غَيْرُهُ.» همانا خداوند آفریننده واحد موجود اول، پیوسته واحد و فرد بوده است بدون اینکه با او چیز دیگری موجود باشد. نه چیزی شناخته شده، و نه چیزی ناشناخته، و نه چیزی آشکار و نه چیزی مبهم، و نه چیزی بیان شده و نه چیزی وا مانده و رها شده، و نه چیزی که بتوان نام شیء بر آن نهاد، هیچ چیز نبود غیر از خداوند، و خداوند نه ابتدای وجود داشته و نه زمان و انتهای وجود خواهد داشت، نه وجودش به چیزی قائم است، و نه تکیه گاهی دارد، و نه در چیزی جای گرفته است. اینها همه پیش از آفرینش آفریدگان است، چون چیزی غیر از خودش [خدا] نبوده است.) التوحيد ج ۱، ص ۴۱۷)

 

روایت سوم

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: امام رضا علیه السلام می فرمایند: «لِشَهَادَةِ اَلْعُقُولِ أَنَّ كُلَّ مَحْدُودٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَيْسَ بِمَخْلُوقٍ اَلْمُمْتَنِعُ مِنَ اَلْحَدَثِ هُوَ اَلْقَدِيمُ فِي اَلْأَزَلِ» زيرا عقل گواه است كه هر محدودى مخلوق است و هر مخلوقی گواه است كه او را خالقى است كه خود مخلوق نيست،‌ خالقی كه حدوث و پيدايش در او راه ندارد، و از ازل بوده و سابقۀ نيستى برايش متصوّر نيست.  )الأمالي (للمفید) ج ۱، ص ۲۵۳)

 

روایت چهارم:

وی افزود: امیرالمؤمنین علیه السلام می ‌فرمایند: «لَمْ يَخْلُقِ اَلْأَشْيَاءَ مِنْ أُصُولٍ أَزَلِيَّةٍ وَ لاَ مِنْ أَوَائِلَ أَبَدِيَّةٍ» خداوند متعال اشیاء را از مواد ازلی و ابدی نیافریده است. (نهج البلاغة ج ۱، ص ۲۳۳)

حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر می فرمایند: «ولو کان قدیماً لکان إلهاً ثانیا» و اگر(مخلوق) قدیم و ازلی بود؛ خدای دومی بود. (نهج البلاغة ج ۱، ص ۲۷۲)

 

روایت پنجم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام رضا علیه السلام می فرمایند: «إلّا بامتناع الأزلیّ أن یثنّی!» (عیون،ج ۱، ص ۱۴۹) زیرا که مُحال است ازلی تعدد پذیرد.

و می فرمایند: «ان ما لم یزل لایکون مفعولا...ان الفعل کله محدث» آنچه ازلی باشد، مخلوق نخواهد بود...همانا هر فعلی حادث و مخلوق است. )التوحيد ج ۱، ص ۴۴۱)

و ایشان می فرمایند: همانا خداوند تبارک و تعالی قدیم است، و قِدم آن صفت خداوند است که به عاقل می‌فهماند هیچ چیز قبل از او نبوده است، و هیچ چیز در جاودانگی با او نخواهد بود. پس به اختصاصی بودنِ صفت خداوند و به اقرار همگان برای ما آشکار شد که چیزی قبل از خداوند نبوده و چیزی در بقایش با او نخواهد بود، و اعتقاد کسانی که می‌پندارند قبل از او یا با وجود او چیزی بوده است باطل شد. زیرا اگر چیزی در بقا با خداوند می‌بود دیگر ممکن نبود که خداوند خالق آن چیز باشد، چه اینکه در این صورت آن چیز پیوسته با خداوند بوده است پس چگونه ممکن بود خداوند خالق چیزی باشد که همیشه با او بوده است و اگر قبل از خداوند چیزی می‌بود موجود اولی آن بود نه این، و آن اولی سزاوارتر بود که خالق این یکی باشد. (التوحيد ج ۱، ص ۱۸۶)

 

روایت ششم

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق علیه السلام می فرمایند: «فان کنت صنعتها و کانت موجوده فقد استغنیت بوجودها عن صنعها» اگر من آن را در حالی که موجود بوده است ایجاد کرده باشم، هیچ نیازی به ایجاد کردن آن نداشته ام، چرا که آن خودش موجود بوده است‌.  (التوحيد ج ۱، ص ۲۹۰)

و همچنین می فرمایند: ایجاد الموجود محال: ایجاد کردن چیزی که خودش موجود باشد محال است.  (روضة الواعظین ج ۱، ص ۳۱)

 

روایت هفتم:

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: امام جواد علیه السلام می فرمایند: «فَمَعَاذَ اَللَّهِ أَنْ يَكُونَ مَعَهُ شَيْءٌ غَيْرُهُ بَلْ كَانَ اَللَّهُ وَ لاَ خَلْقَ» پناه مي برم بخدا كه با خدا چيز ديگرى در ازل بوده باشد، بلكه خدا بود و مخلوقى نبود. (الکافي ج ۱، ص ۱۱۶)

 

 

ش, 05/01/1401 - 11:33