استاد خواجوی مطرح کرد؛

بیان از برخی صفات الهی

ه مناسبت فرا رسیدن ایام مبارک رمضان الکریم، استاد محمد تقی خواجوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «صفات الهی» پرداخت.

 

مالک یوم الدّین

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از صفت های خداوند که در سوره حمد به آن اشاره شده است، «مالک یوم الدین» خداوند خودش را نسبت به روز قیامت، مالک می داند.

 

وی افزود: چرا فرمود: «یوم الدین» هر وقت تعبیر قیامت است، به روز تعبیر شده است؛ «یوم الحسرة»، «یوم القیامة»، «یوم التغابن»؛ چرا به شب تعبیر نمی کنند؛ مولانا در اینجا تعبیر لطیفی دارد:

حق قیامت را لقب زان روز کرد

روز بنماید جمال سرخ و زرد

دنیا شب است و انسان های خوب و بد در کنار هم هستند؛ اما در قیامت، همه چیز روشن می شود و خوب ها از بدها جدا می شوند. این است که در لسان عرفا داریم: «قیامت با آمدن انبیاء شروع شده است؛ آمدن پیامبران مقدمه قیامت است؛ چون وقتی پیامبران می آیند و اوامر و نواهی را می آورند، خوب ها و بدها را از هم جدا می کنند. وقتی در سوره های مختلف به قیامت می رسیم، به یوم تعبیر می کند. مانند «یوم الدین»، «یوم الأخرة»، «یوم الحسره» و ... چرا که «روز بنماید جمال سرخ و زرد»

 

وی اضافه نمود: در مورد قیامت، خداوند لقب «مالک» را به خودش داده است. مالک، یعنی همه کاره؛ در سوره حمد، نسبت به دنیا این تعبیر را به کار نبرده است؛ اما در مورد قیامت، تعبیر به مالکیت را بیان کرده است؛ اگر من مالک این لباس باشم، همه کاره این لباس هستم و کسی نمی تواند به من ایراد بگیرد.

 

استاد خواجوی خاطرنشان کرد: در دعای کمیل از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم: «فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ أُقْسِمُ صَادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً، لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ (الْآلِمِينَ) ، وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ، وَ لَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ، يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ، وَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ» پس به عزّتت اي آقا و مولايم سوگند صادقانه مي‌ خورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاري در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان، و به درگاهت بانگ بردارم همچون بانگ آنان كه خواهان دادرسي هستند، و هر آينه به آستانت گريه كنم چونان كه مبتلا به فقدان عزيزي مي‌باشند، و صدايت مي ‌زنم: كجايي اي سرپرست مؤمنان، اي نهايت آرزوي عارفان، اي فريادرس خواهندگان فريادرس، اي محبوب دلهاي راستان، و اي معبود جهانيان

 

وی افزود: شاهد کلام من این فقره است که حضرت به خداوند عرض می کند: « لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً» یعنی همه کاره آن روز خداوند متعال است و بی اجازه او کسی نمی تواند حتی سخن به زبان جاری کند. ما در این دنیا به هر جا برسیم، می توانیم اعتراض کنیم و با اختیاری که داریم، کارهایی را انجام بدهیم. در این دنیا پسر پیامبر را با لب تشنه به شهادت رساندند؛ ولی در آن دنیا خداوند خودش را مالک یوم الدین و همه کاره معرفی می کند؛ هیچ کس بدون اذن خدا حتی حقّ حرف زدن هم نخواهد داشت.

 

معبود بودن

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: یکی از صفات الهی، معبود بودن است؛ در آیات مختلفی بحث عبادت را مطرح کرده اند؛ به عنوان مثال، در سوره مبارکه بقره می خوانیم: «يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏» (بقره: 21)

 

وی افزود: «عبد» در لغت به معنای جاده ای صاف و هموار است و در اصطلاح، عبد، کسی است که بین او و خداوند یک راه مستقیم است. خداوند خیلی راحت در قلب بنده واقعی نفوذ می کند و آنچه را که مولا به او گفت، می پذیرد و چون و چرا ندارد. به قول حافظ شیرازی آنچه را که جانان می گوید، با تمام وجود می پذیرد و عبد است و چون و  چرا نمی کند.

مزن ز چون و چرا دم که بنده مؤمن

قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت

 

استاد خواجوی خاطرنشان کرد: این عبد بودن برای بنده و معبود بودن برای خداوند، ثمره ای که دارد، به عبد می رسد؛ چون وقتی عبد خداوند را معبود قرار بدهد، سبب می شود که به مقام ربوبیت برسد. این بیان را در احادیث قدسی هم داریم که «بنده من! من را بندگی کن تا به مقام ربوبیت برسی» «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی»؛ در کلام پیامبر اسلام هم آمده است؛ «من عبد الله عبّد الله له کلّ شیء» کسی که عبادت خداوند کند و خدا را معبود خود بداند، به جایی می رسد که همه چیز تحت عبادت او خواهد بود.

 

وی اضافه نمود: جناب سعدی شیرازی در بوستان خود، این حکایت را بیان می کند: یکی از اولیای خدا سوار بر پلنگ شده بود و ماری را به دست داشت.

حکایت کنند از بزرگان دین

حقیقت شناسان عین الیقین

که صاحبدلی بر پلنگی نشست

همی راند رهوار و ماری به دست

یکی گفتش: ای مرد راه خدای

بدین ره که رفتی مرا ره نمای

چه کردی که درنده رام تو شد

نگین سعادت به نام تو شد؟

بگفت ار پلنگم زبون است و مار

وگر پیل و کرکس، شگفتی مدار

تو هم گردن از حکم داور مپیچ

که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ

چو حاکم به فرمان داور بود

خدایش نگهبان و یاور بود

محال است چون دوست دارد تو را

که در دست دشمن گذارد تو را

ره این است، روی از طریقت متاب

بنه گام و کامی که داری بیاب

نصیحت کسی سودمند آیدش

که گفتار سعدی پسند آیدش

 

استاد محمد تقی خواجوی در ادامه بیان کرد: رام شدن حیوانات وحشی برای انسان ها به خاطر آن است که نفس انسان که حالت درّنده خویی دارد، برای انسان رام شده است؛ بسیار شنیدده ایم که فلان عارف، سال ها روی خودش کار کرده است که نفس درونش، رام او شده است و به عنوان مثال، «ریا» را از دل خود پاک کرده است. یعنی گرگ و پلنگ درون خود را رام کرده است و درندگی ندارد.

 

وی افزود: مولا علی علیه السلام می فرماید: «نفس را با عبادت، ریاضت بدهید.» یعنی خدا را معبود خود قرار بدهید. معبود قرار دادن خداوند موجب می شود که انسان از حیوانیت به فرشته بودن برسد. در قرآن کریم می خوانیم: «واعبدوا ربّکم»،  نفرمود: (واعبدوا خالقکم)؛ ربّ همان است که انسان را از نقصان به کمال می رساند. از این رو معبود بودن خداوند تمرینی است که انسان را از نقصان به کمال می رساند. حافظ شیرازی اینچنین می سراید:

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر

کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

وجه خدا اگر شودت منظر نظر

زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود

در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا

باید که خاک درگه اهل هنر شوی

 

خالق و مصوّر

این استاد سطوح عالی حوزه  علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: یکی از صفات خداوند که در آیات الهی و همچنین در جوشن کبیر آمده است، این است: «هو الذی خلق الأشیاء من العدم» او کسی است که تمام عالم را از عدم به وجود آورده است. خداوند متعال در آیات قرآن بحث خلقت را به میان می کشد؛ «اعبدوا ربکم الذی خلقکم» آن خدایی را که شما را خلق کرده است، عبادت کنید.

 

وی افزود: خداوند متعال در آیات متعددی به نحوه خلقت انسان ها اشاره کرده است؛ در برخی از آیات می فرماید «من شما را از آب پست و «ماء مهین» و از یک نطفه گندیده خلق کرده ام. در بعضی آیات، خلقت انسان را به «خاک» استناد می دهد. اگر خوب دقت کنیم، می بینیم که منافاتی بین این آیات وجود ندارد. آن خاک وقتی دانه گیاه در دل او قرار گرفت، دانه گیاه، از خاک تغذیه می کند و سرسبز و علف می شود. آن حیوان و گوسفند، آن گیاه را می خورد. آن خاکی که تبدیل به گیاه شده است، بعد از اینکه وارد بدن آن گوسفند یا حیوان می شود، تبدیل به گوشت می شود. وقتی ما آن گوسفند را می خوریم، آن گوشت گوسفند وارد بدن ما می شود و در بدن ما نطفه می شود. پس می توانیم بگوییم مبدأ پیدایش انسان، نطفه است. چند صفحه عقب تر ورق بزنیم، می توانیم بگوییم انسان از خاک پدید آمده است؛ نطفه در رحم مادر قرار می گیرد.

 

استاد محمد تقی خواجوی خاطرنشان کرد: یکی از اسم های خداوند، «خالق» است. خداوند به مقتضای خلقت، مصوّر است و صورتگری می کند. یک نقاش، اگر بخواهد نقاشی کند، نیاز به نور دارد؛ در جای تاریک محض نمی شود نقاشی کرد؛ نیاز به رنگ دارد؛ نیاز به بوم نقاشی دارد. نیاز دارد تا در جای ثابتی نقاشی نماید. خداوند نقاش و مصوّری است که در رحِم مادر، جایی که نور وجود ندارد، بدون رنگ روی آب نقاشی می کند.

 

وی اضافه نمود: سعدی می فرماید: خداوند به آن نطفه که از آب پست است، صورت و چهره ای می دهد که مانند پری وش و فرشته است. آنقدر زیبا خلق کرده است!

به نام خداوند خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

....

دهد نطفه را صورتی چون پری

که کرده‌ست بر آب صورتگری؟

نهد لعل و پیروزه در صلب سنگ

گل و لعل در شاخ پیروزه‌رنگ

ز ابر افکند قطره‌ای سویِ یَم

ز صلب افکند نطفه‌ای در شکم

از آن قطره لولوی لالا کند

وز این، صورتی سروبالا کند

 

وی افزود: حافظ در ادامه شعر سعدی شیرازی می گوید باید بلند شد. باید به افتخار او دست افشانی کرد که از یک مایع بدبو و پست، یک آدم زیبا و پری وش خلق کرده است.

خیز تا بر کِلکِ آن نقاش، جان افشان کنیم.

کاین همه نقشِ عجب در گردشِ پرگار داشت

 

استاد خواجوی خاطرنشان کرد: خداوند متعال این تذکر را به همه ما می دهد تا برای ما تلنگری باشد؛ ای بنده! من که از یک نطفه بدبو تو را آنقدر زیبا خلق نمودم، اگر روح خودت را به من بسپاری و وجودت را به من بسپاری، آن روحی که درنده خو است، آن روح را به مقام فرشته بودن می رسانم.

 

وی افزود: پس خداوند به اقتضای رحمتش، خالق است. این خلقت، زیرمجموعه آن رحمت الهی است؛ چون رحمتش شامل حال همه موجودات می شود؛ از این رو به اقتضای رحمت، خالق است و مصوّر که یکی از اسم های خدا است، به مقتضای خالق بودن است؛ چون خداوند خالق است، مصور نیز می باشد.

/270/260/20/
 

د, 01/22/1401 - 13:10