به مناسبت فرا رسیدن نیمه ماه رمضان الکریم و سالروز میلاد پرنور و سرور امام مجتبی علیه السلام، استاد علی جعفری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان برخی از فضایل آن امام همام پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمه ماه رمضان الکریم، در سال سوم هجری قمری در مدینه منوره و در خانه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها چشم به دنیا گشود.
وی افزود: طبق نقلی تاریخی نام این فرزند را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جانب پروردگار عالم انتخاب کردند. همان طور که ائمه معصومین ما منتسب از طرف خداوند متعال هستند؛ از جمله امام حسن مجتبی علیه السلام اینچنین است.
دوران خست زندگانی حضرت
استاد جعفری خاطرنشان کرد: زندگانی این امام همام را می توان در چهار دوره تقسیم کرد. دوره نخست، هفت سال نخست حیات حضرت بوده است که در آن زمان، رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها را درک کرده اند و می توان گفت امام حسن مجتبی علیه السلام تربیت یافته دامان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است؛ و حضرت بسیار به امام مجتبی علیه السلام علاقه داشتند.
وی افزود: احادیث فراوانی در منقبت امام حسن مجتبی علیه السلام در کتب شیعه و سنی به دست ما رسیده است. در کتب روایی آمده است که حضرت بسیار می فرمودند: «الحسن و الحسین ابنای من احبّهما أحبّنی و من أحبّنی أحبّ الله»
استاد جعفری خاطرنشان کرد: در روایت آمده است: «رَوَى زَاذَانُ عَنْ سَلْمَانَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَقُولُ فِي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام: اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُمَا فَأَحِبَّهُمَا وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمَا» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 2؛ ص 27؛ رواه الترمذي في سننه 5: 656/ ذ ح 3769 عن أسامة بن زيد، و ابن الأثير في أسد الغابة 2: 11، و المتقي الهندي في كنز العمّال 13: 666/ 37697، و رواه ابن عساكر عن مسند حصين بن عوف الخثعمي في تاريخ دمشق- ترجمة الإمام الحسين عليه السلام-: 95 بدون جملة (و أحبّ من احبهما) فراجع هوامش الكتاب)
وی افزود: در روایت آمده است: «وَ قَالَ علیه السلام مَنْ أَحَبَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ علیه السلام أَحْبَبْتُهُ وَ مَنْ أَحْبَبْتُهُ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ مَنْ أَبْغَضَهُمَا أَبْغَضْتُهُ وَ مَنْ أَبْغَضْتُهُ أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ اللَّهُ خَلَّدَهُ فِي النَّار» (ذكره الحاكم النيسابوريّ في مستدركه 3: 666 باختلاف يسير، و ابن عساكر في تاريخ دمشق- ترجمة الإمام الحسين عليه السلام-: 97/ 131 و 98/ 132، و الكنجي الشافعي في كفاية الطالب: 422، و المتقي الهندي في كنز العمّال 12: 119، و نقله العلّامة المجلسي في البحار 43: 275/ 42)
در حدیثی شریف از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «وَ قَالَ ع: إِنَّ ابْنَيَّ هَذَيْنِ رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا» (ذكره البخاري في الصحاح 5: 33، باختلاف يسير، و الترمذي في سننه 5: 656/ 3770، و ابن عساكر في تاريخ دمشق- ترجمة الإمام الحسين عليه السلام-: 38- 39/ 58- 60، و ابن الأثير في أسد الغابة 2: 19، و ابن الصباغ في الفصول المهمة: 154، و المتقي الهندي في كنز العمّال 12: 113، و نقله العلّامة المجلسي في البحار 43: 275/ 42.)
در روایتی آمده است: «وَ رَوَى زِرُّ بْنُ حُبَيْشٍ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم يُصَلِّي فَجَاءَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیهما السلام فَارْتَدَفَاهُ فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ أَخَذَهُمَا أَخْذاً رَفِيقاً فَلَمَّا عَادَ عَادَا فَلَمَّا انْصَرَفَ أَجْلَسَ هَذَا عَلَى فَخِذِهِ وَ هَذَا عَلَى فَخِذِهِ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّنِي فَلْيُحِبَّ هَذَيْنِ» (روى نحوه البيهقيّ في سننه 2: 263، و ابن عساكر في تاريخ دمشق- ترجمة الامام. الحسين عليه السلام-: 83/ 116، و محبّ الدين الطبريّ في ذخائر العقبى: 131 و 132، و المتقي الهندي في كنز العمّال 12: 121 مختصرا، و نقله العلّامة المجلسي في البحار 43:275/ 43؛ مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد - قم، چاپ: اول، 1413 ق.)
وی افزود: در حدیث شریفی از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: « پيامبر صلي الله عليه و آله : الحَسَنُ و الحُسَينُ إمامانِ قاما أو قَعَدا» (مناقب آل أبى طالب، ج 2، ص 138)
دوران دوم زندگانی حضرت
استاد جعفری خاطرنشان کرد: بعد از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دوران دوم زندگانی امام حسن علیه السلام آغاز می گردد؛ دورانی که حدود 30 سال دیگر در کنار پدر بزرگوار بودند؛ ایامی که بخش بزرگی از آن به ایام خانه نشینی امیر مؤمنان علیه السلام سپری شد؛ ایامی که امام مجتبی علیه السلام نیز به همراه پدر بزرگوارشان بارها استدلال کردند و بر احقاق حقّ پایمال شده پدر پای فشردند.
وی اضافه نمود: بخشی دیگر در ایام حکومت امیر مؤمنان علیه السلام بوده است؛ در جنگ های تحمیلی بر امیر مؤمنان علیه السلام نقش اساسی و کلیدی را امام مجتبی علیه السلام ایفا کرده اند. از جمله در جنگ جمل، از خود شجاعت های فراوان نشان دادند. در بعضی منابع تعبیر شده است که «در جنگ جمل، فاتح اصلی نبرد، امام حسن مجتبی علیه السلام بوده اند»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام مجتبی علیه السلام در جنگ صفین نیز نقش اساسی ایفا نمودند و نیرو جمع کردند؛ در جنگ نهروان نیز ما نقش مؤثر حضرت را شاهد هستیم. در آن حکومت پنج ساله امیر المؤمنین علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام در کنار پدر بزرگوارشان ایستادند و از فرماندهان نبرد بودند.
دوره سوم زندگانی حضرت
وی افزود: دوران سوم، دورانی شش ماهه است که بعد از شهادت امام امیرالمؤمنین علیه السلام آغاز شده است و امامت ایشان همراه با حاکمیت ادامه یافت. در این ایام که به نبرد با معاویه سپری شده است، سرانجام به صلح کشید.
دوران چهارم زندگانی حضرت
استاد علی جعفری در ادامه بیان کرد: دوران ده ساله بعد از صلح با معاویه، دوران خانه نشینی حضرت علیه السلام در مدینه منوره است.
اخلاق، خصایص و فضایل امام مجتبی علیه السلام
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: ماه مبارک رمضان و بهار قرآن است؛ یکی از صفات شایسته و نیک امام حسن مجتبی سلام الله علیه
همنشینی با قرآن بوده است. ایشان با صوت زیبایی که داشتند، قرآن را به زیبایی قرائت می کردند؛ به مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می رفتند و علاوه بر قرآن، امت اسلامی را به تدبر و تفکر در قرآن توصیه می کردند.
وی افزود: یکی از فضایل حضرت را می توان مهربانی حضرت با بندگان خداوند به حساب آورد؛ حضرت با عامه مردم بسیار خوش رفتار بودند؛ مخصوصا با کنیزان و غلامان بسیار خوش رفتار بودند؛ حتی با حیوانات نیز برخورد مهربانانه ای داشتند. در روایت آمده است حضرت غذا میل می کردند؛ حیوانی در پیش روی ایشان بود؛ یک لقمه میل می کردند و یک لقمه را برای حیوان می انداختند.
استاد جعفری خاطرنشان کرد: یکی از مسائلی که می توان درباره حضرت نام برد، گذشت و چشم پوشی ایشان بوده است؛ داستان معروفی را در کتب تاریخی نقل کرده اند؛ مرد شامی به مدینه آمده است؛ اولین بار که اسلام وارد شام شده است، اسلام حقیقی نبوده است؛ بلکه اسلام اموی بوده است؛ اسلامی بوده است که در ضدیت با امیرالمؤمنین و خاندان رسالت بوده اند؛ چون اولین حاکم شام، یزید بن ابی سفیان، فرزند بزرگ ابوسفیان بوده است و بعد از مرگ یزید بن ابی سفیان، معاویه بن ابی سفیان حاکم شام شده است؛ اینها مردم را علیه امیرالمؤمنین علیه السلام تحریک می کردند. به این ترتیب، اسلام آن منطقه، اسلام حقیقی نبوده است و مردم، با اسلام حقیقی آشنایی نداشته اند.
وی افزود: تنها دو مرتبه با اسلام حقیقی آشنا شدند؛ یک مرتبه زمانی بود که ابوذر رحمت الله علیه توسط خلیفه به شام تبعید شد؛ در آنجا آنقدر فعالیت کرد که مجبور شدند او را به مدینه برگردانند و این بار به ربذه تبعید شد و به شهادت رسید. در بار دوم زمانی بود که اسرای اهل بیت علیهم السلام به شام پا گذاشتند و مردم شام، خطبه های حضرت زینب سلام الله علیها و امام سجاد علیه السلام را شنیدند و به این ترتیب با خاندان رسالت علیهم السلام آشنا شدند. و الا تا آن روز، مردم شام، بنی امیه را صاحب فضایل می دانستند. هنوز هم در بین برادران اهل سنت، اشخاصی غیر از امرالمؤمنین علیه السلام را ملقب به «صدّیق» و «فاروق» می دانند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آن مرد شامی در كوچه هاى مدينه به حضرت رسيد و بدون تأمل، شروع به دشنام دادن و ناسزا گفتن به حضرت كرد.
حضرت سكوت كرده، تا آن مرد شامی عقده هایش را خالى کند؛ سپس فرمودند: «من فكر مى كنم تو در اين شهر غريب باشى و امر بر تو مشتبه شده؛ اگر منزل ندارى، منزل ما متعلق به تو است، اگر بدهكارى من قبول مى كنم كه بدهى تو را بدهم، اگر گرسنه اى تو را سير مى كنم».
چنان حضرت با او برخورد كردند كه اصلا در فكرش خطور نمى كرد. چنان مجذوب شد كه گفت: يابن رسول الله اگر قبل از اين ملاقات به من مى گفتند، بدترين افراد زير اين آسمان كيست؟ تو را و پدرت را معرفى مى كردم؛ ولى الآن به عنوان نيك ترين افراد معرفى مى كنم، او چنان شیفته اخلاق آن حضرت شد كه تا در مدينه بود، در منزل حضرت و سر سفره آن حضرت بود.
«وَ رَوَى ابْنُ عَائِشَةَ قَالَ: دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ الْمَدِينَةَ فَرَأَى رَجُلًا رَاكِباً بَغْلَةً حَسَنَةً قَالَ لَمْ أَرَ أَحْسَنَ مِنْهُ فَمَالَ قَلْبِي إِلَيْهِ فَسَأَلْتُ عَنْهُ فَقِيلَ لِي إِنَّهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیهما السلام فَامْتَلَأَ قَلْبِي غَيْظاً وَ حَنَقاً وَ حَسَداً أَنْ يَكُونَ لِعَلِيٍّ علیه السلام وَلَدٌ مِثْلُهُ فَقُمْتُ إِلَيْهِ فَقُلْتُ أَنْتَ ابْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ
فَقَالَ أَنَا ابْنُهُ
فَقُلْتُ أَنْتَ ابْنُ مَنْ وَ مَنْ وَ مَنْ وَ جَعَلْتُ أَشْتِمُهُ وَ أَنَالُ مِنْهُ وَ مِنْ أَبِيهِ وَ هُوَ سَاكِتٌ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْهُ فَلَمَّا انْقَضَى كَلَامِي ضَحِكَ وَ قَالَ أَحْسَبُكَ غَرِيباً شَامِيّاً فَقُلْتُ أَجَلْ فَقَالَ فَمِلْ مَعِي إِنِ احْتَجْتَ إِلَى مَنْزِلٍ أَنْزَلْنَاكَ وَ إِلَى مَالٍ أَرْفَدْنَاكَ وَ إِلَى حَاجَةٍ عَاوَنَّاكَ فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْهُ وَ عَجِبْتُ مِنْ كَرَمِ أَخْلَاقِهِ فَانْصَرَفْتُ وَ قَدْ صِرْتُ أُحِبُّهُ مَا لَا أُحِبُّ أَحَداً غَيْرَهُ» (اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) - تبريز، چاپ: اول، 1381ق؛ ج 1، ص 561)
استاد علی جعفری خاطرنشان کرد: از جمله اوصاف حضرت علیه السلام، فروتنی حضرت بوده است؛ ایشان همانند جدّ بزرگوارشان بدون هیچ تکبر روی زمین می نشستند و با مستضعفین هم سفره می شدند. روزی حضرت علیه السلام بر اسبی سوار بودند و از محلی عبور می کردند. دیدند عده ای از فقرا روی زمین نشسته بودند و غذایی تناول می کردند. حضرت را تعارف کردند؛ حضرت علیه السلام بدون هیچ تکبری از اسب پیاده شند و در کنار آنها روی زمین نشستند و از آن نان خشک سخت که آنها می خوردند، خوردند. بعد از اطعام غذا آنها را به خانه خود دعوت کردند و آنها را مهمان نمودند.
وی افزود: یکی دیگر از خصایص حضرت علیه السلام، مهمان نوازی ایشان بوده است؛ حتی برای کسانی که ایشان را نمی شناختند. حتی با دشمنانش هم اینچنین بودند؛ نمونه اش همان مرد شامی بود که با وجود جسارت ها، باز او را مهمان خود کردند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از خصایص حضرت علیه السلام، حلم و بردباری حضرت علیه السلام بوده است. ایشان بعد از صلح با معاویه حتی از طرف دوستانش مورد عتاب قرار می گرفتند؛ برخی از آنها به حضرت می گفتند: «السلام علیک یا مضلّ المؤمنین»
وی اضافه نمود: در روز تشییع آن حضرت، مروان بن حکم یکی از دشمنان اصلی امام حسن و امام علی علیهما السلام گریه می کرد؛ می گفت: به خدا قسم امروز کسی را در خاک می سپاریم که حلم و بردباری اش از این کوه های احد سنگین تر بوده است.
استاد جعفری خاطرنشان کرد: بخشندگی حضرت علیه السلام هم نمونه بود. حضرت دو مرتبه تمام دارایی اش را بین فقرا تقسیم کردند و سه مرتبه تمام دارایی اش را با فقرا نصف کردند.
وی افزود: از اوصاف حضرت علیه السلام خوش خلقی بوده است که همه را مجذوب اخلاق خوب خود می کردند.
/270/260/20/