استاد خادم الذاکرین مطرح کرد؛

بیان از سه ویژگی امام مجتبی علیه السلام

به مناسبت سالروز ولادت پر نور و سرور کریم اهل بیت امام حسن بن علی علیهما السلام، استاد اکبر خادم الذاکرین از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع ....

 

این استاد حوزه و دانشگاه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در کلامی از امام حسن مجتبی علیه السلام می خوانیم: «اذا أَرَدتَ عِزّاً بلاعشیرةٍ، و هَیبةً بلاسلطانٍ، فاخرُج مِن ذُلِّ معصیة اللّه الی عزِّ طاعة اللّه» (بحارالانوار، ج 44، ص 139.( اگر خواستار عزّت بدون داشتن قوم و خویش، و طالب شکوه بدون سلطنتی، از ذلّت نافرمانی خدا به سوی عزّت اطاعت او حرکت کن!

 

وی افزود: در جاهلیت اینگونه بود که  هر چه عشیره و طایفه بیشتر بود، عزت آن شخص بیشتر بوده است. حتی گاهی بر این مسأله مشاجره می کردند؛ تا اینکه یک طایفه به خاطر اینکه در این مسابقه فخرفروشی و کسب عزت عقب نماند، به تعداد مُرده های قبیله شان در قبرستان استناد می کردند که به این ترتیب، جمعیت آنها با حساب تعداد مرده ها از قبیله طرف مقابل بیشتر است. از این رو سوره تکاثر نازل گردید

 

استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: سوره تکاثر در همین رابطه نازل شد؛ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ...» تفاخر به بيشترداشتن شما را غافل داشت تا كارتان [و پايتان] به گورستان رسيد ...»

این سوره درباره دو قبیله از قریش، فرزندان عبد مناف بن قصی و فرزندان سهم بن عمر، نازل شد. آنان به یکدیگر فخر فروختند که اشراف ما بیشترند. پس اشراف یکدیگر را شمردند. اشراف بنی عبد مناف بیشتر از گروه مقابل شدند. به همین دلیل فرزندان سهم گفتند مردگانمان را بشماریم، تا اینکه رفتند و قبرها را دیدند و آنها را شمردند. پس از این کار، فرزندان سهم بیشتر از فرزندان عبدمناف شدند؛ زیرا آنان در جاهلیت بیشتر از دیگران بودند. (طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج ۱۰، ص ۸۱۱)

 

 

وی افزود: امام مجتبی علیه السلام می فرماید: اگر افتخار و عزت می خواهید، بدون اینکه طایفه ای داشته باشید و اگر می خواهید در نزد مردم و خدا عظمت و هیبتی داشته باشید، یک راه بیشتر ندارید و آن راه، خارج شدن از ذلت معصیت و گناه و ورود به سایه عزت اطاعت الهی؛ چرا که در آیه ای دیگر می خوانیم: «ان العزة لله و  لرسوله و للمؤمنین ...»

 

استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: امام خمینی رضوان الله علیه از هیبت بالا برخوردار بود؛ کسی نزد او جرأت به خود نمی داد که غیبت کسی دیگر کند؛ این امر به خاطر رعایت تقوای الهی از جانب ایشان بوده است. ایشان می فرمود: «حتی یک لحظه برای مرجعیت، تلاش نکردم.» اما خدا عنایت می کند؛ وقتی برای خدا کار کنید، خدا عزت و مقامش را می دهد؛ و انسان در آن مقامی که خدا به او می دهد، باید برای خدا کار کند. چنانکه فرمودند: «رئیس القوم خادمهم»

 

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کرد: امام حسن مجتبی علیه السلام در سال سوم هجری و در مدینه به دنیا آمدند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم سیزده سال در مکه تبلیغ می کردند؛ که از این مدت، سه سال آن را در شعب ابی طالب در تحریم به سر می بردند. نمی گذاشتند تا به آنها آذوقه برسد. اگر به آنها چیزی فروخته می شد یا خریداری می شد، کاروان آنها آتش زده می شد.  از این رو می بینیم که تحریم ها برای اکنون نیست.

 

وی افزود: امام حسن مجتبی علیه السلام ویژگی هایی دارند که «کرم» از آن جمله است؛ آنگونه کریمانه برخورد می کرد که مرد شامی هتاک به ایشان و امیرالمؤمنین علیهما السلام را محبّ همیشگی آن حضرت می گرداند. شامیانی که تحت تأثیر تبلیغات وحشتناک بنی امیه بودند؛ آنچنان که وقتی خبر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در محراب به گوششان خورد، با تعجب می گفتند: «علی در محراب چه می کرد؟ مگر علی نماز هم می خواند؟!»

 

استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: روایات در کریم بودن امام مجتبی علیه السلام فراوان است؛ در یکی از روایات آمده است شخصی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: آقا جان! دشمنی به ما حمله کرده است که به صغیر و کبیر ما رحم نمی کند و به همه حمله می کند» حضرت فرمود: آن دشمن کیست؟ عرض کرد: فقر. حضرت علیه السلام به خادمشان فرمود: برو و هر چه در خانه داریم، بیا» آن خادم اینچنین کرد؛ حضرت همه را به آن فقیر داد و فرمود: «هر وقت این دشمن به تو حمله کرد، دوباره به نزد من بیا»

 

وی اضافه نمود: امام مجتبی علیه السلام دو بار همه اموالش را در راه خدا داد؛ سه بار هم هر چه داشت را تقسیم کرد. حضرت علیه السلام سفره دار مدینه بودند. کسانی که به مدینه می روند، بر سر سفره امام مجتبی علیه السلام می روند. شیعیان در مدینه محله ای دارند و حسینیه ای درست کردند که سفره دارند و اطعام می دهند و اگر کسی روزه داشته باشد، افطار می دهند. و این کار را به نیت امام مجتبی علیه السلام انجام می دهند.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: یک شخصی به نزد بزرگی رفت و تقاضای کمک کرد؛ و آن شخص هم به این فرد کمک نمود؛ فرد سومی به مرد بزرگ و خیّر گفت: چرا بدون پرسش به او کمک می کنی؟ شاید این فرد به تو دروغ گفته باشد. آن مرد گفت: مگر من و تو به خدا دروغ نمی گوییم. آیا خدا آبروی ما را می برد؟ بلکه حتی یک بار هم به روی ما نیاورده است و نعمت خود را داده است.

 

وی افزود: بزرگان گفته اند اگر کسی از شما کمک خواست، حتی به قدر اندکی هم شد کمک کن؛ اگر تحقیق کردی و به صداقت کلامش پی بردی، بیشتر کمک کن؛ چرا که آبرویش را در نزد تو می ریزد. به همین اندازه کمک مختصری به او بشود.

 

استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: روزی فقیری بر عثمان بن عفان که بر در مسجد نشسته بود وارد شد و از او کمک خواست، عثمان پنج درهم، (یعنی نیمی از یک دینار) به او داد، فقیر از او خواست که به دیگران راهنمایی اش کند. او فقیر را به امام حسن علیه ‌السلام و امام حسین علیه ‌السلام و عبدالله جعفر که در گوشه‌ ای از مسجد نسشته بودند، هدایت نمود.

فقیر از آنان درخواست نمودامام حسن علیه ‌السلام فرمود: ای تو! درخواست و ابراز حاجت جز در سه مورد روا نباشد؛ خونی هولناک، قرضی هراسناک یا فقری زمین‌گیر کننده. تو از برای چه درخواست می‌کنی؟. گفت برای یکی از این سه.

امام حسن علیه ‌السلام دستور داد پنجاه دینار به او بدهند. امام حسین علیه ‌السلام دستور داد چهل و نه دینار به او بدهند و عبدالله بن جعفر دستور داد به او چهل و هشت دینار بدهند.

«قال علیه‌ السلام: یا هذا انّ المسألة لا تحلّ الاّ فی احدی ثلاث: دم مفجع، أو دین مقرح، أو فقر مدقع، ففی أیها تسأل؟. فقال: فی وجه من هذه الثلاث؛ فأمر له الحسن علیه‌ السلام بخمسین دینارا، و أمر له الحسین علیه‌ السلام بتسعة و اربعین دینارا. و أمر له عبدالله بن جعفر بثمانیة و اربعین دینارا» (المصنف فی الاحادیث و الآثار، ج 3، ص 100؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 320، ح 4؛ حیلة الأبرار، ج 3، ص 61، ب 10، ح 1؛ و ....)

 

استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: بنا بر یک روایت، عثمان از آن شخص نیازمند پرسید که آیا به تو کمکی هم کردند؟ آن فرد ماجرا را تعریف کرد؛ به اینکه تو سؤال نپرسیدی و آنها پرسیدند و این مقدار هم کمک کردند. عثمان گفت: «آنها خاندان، کانون علم و حکمت و فضیلت هستند.» فضیلت آن است که دشمن به آن اقرار کند.

 

این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از گفتگو خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ویژگی های امام حسن مجتبی علیه السلام، خوش خلقی حضرت بوده است؛ در روایتی که همه راویان آن «حسن» هستند، آمده است: «انّ احسن الحسن الخُلق الحسن»؛ امام حسن مجتبی علیه السلام همان بزرگواری است که حتی بعد از مسمومیت توسط همسرش جعده، او را رها کرد و فرمود تا فرار کند.

 

وی افزود: یکی دیگر از ویژگی های حضرت، خوف ایشان از خداوند بود؛ وقت اذان و ورود به مسجد می شد، از خوف خدا بدنش می لرزید. یاد مرگ بودند. در لحظات آخر، جناده به حضرت عرض کرد تا حضرت علیه السلام نصیحتی بفرماید؛ حضرت فرمود: «اسْتَعَدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِکَ ... وَ اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ‏ کَأَنَّکَ‏ تَعِیشُ‏ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً، وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَةٍ وَ هَیْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَی عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» برای سفر آخرت آماده باش و توشۀ آخرت را قبل از آنکه اجل فرا برسد، جمع‌آوری کن... . برای دنیا چنان کار کن که گویا تا ابد زنده هستی و برای آخرت به‌گونه‌ای تلاش کن که گویی فردا خواهی مرد. هرگاه بخواهی بدون داشتن فامیل و قبیلۀ بزرگ، عزیز گردی، و بدون داشتن سلطنت (مانند سلاطین) مهابت و بزرگی داشته باشی، از ذلّت نافرمانی خداوند، به سوی عزّت فرمانبرداریش بیرون آی. (کفایة الاثر، ص ۲۲۷ و ۲۲۸.)

 

استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: دو چیز را فراموش نکن؛ یکی خدا و دیگری مرگ؛ اما دو چیز را فراموش کن؛ اگر کسی به تو بدی کرد را فراموش کن. اگر هم به کسی نیکی کردی، فراموش کن و بر او منت نگذار.
 

/270/260/20/

پ, 01/25/1401 - 19:55