استاد ساعی ورمطرح کرد؛

خانواده در قرآن، نقد فمنیست های اسلامی

استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «خانواده در قرآن، ریشه های فمنیست اسلامی» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در جلسه قبل بحث ما به فمنیسم رسید؛ جنبشی که در غرب به وجود آمد و با توجه به مبانی که داشت، از جمله امانیسم، فردیت، سکولاریسم و سایر مبانی، موج های مختلفی در کشرهای غربی پیدا کرد؛ طبیعتا این جنبش به ممالک و کشورهای اسلامی هم وارد شد. معمولا سوغات غرب برای ما سوغاتی است همراه با الفاظ زیبا، ولی محتوای نازیبا. چون خاستگاه اسلام یک نگاه و منظر و یک مکتب است و خاستگاه ممالک غربی با نگاه و مبانی غربی یک منظر دیگری است.

 

وی افزود: متأسفانه همان جنبش، با همان الفاظ به کشورهای اسلامی وارد شد و متوجه شدند که در عمل نمی شود پیاده کرد؛ چرا که بحث «دین» مطرح است و حقوق اسلامی آن در میان است؛ از این رو بعضی افراد، مسائل را برای اینکه فمنیستی مطرح کنند، خواستند تا تغییر بدهند.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: این مسائل در دو عرصه بود؛ عرصه اول، عرصه دین شناسی بود؛ گویی استنباط احکام، قدیمی است و ساختار باید تغییر کند؛ این ساختار، مرد سالارانه است و  باید زن سالارانه بشود؛ زن باید به احکام زن نگاه کند؛ آن هنگام، احکام متناسب با ساختار زن را بیان می کند.... با این تخیلات دین شناسانه وارد بحث شدند.

 

وی در ادامه بیان کرد: در محور دوم می خواستند به طور کلی بگویند محتوای اجتماعی دین، تاریخی است؛ آنچه در دین همیشگی و همگانی است، محتوای معرفتی دین است؛ یعنی ایمان به خدا و ایمان به معاد و ایمان به اینکه انسان بعد از این دنیا به دنیای دیگر وارد می شود، این محتوای معرفتی همیشگی و همگانی است؛ اما محتوای حقوقی و احکامی آن، زمانی و تاریخی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این مطالب را با نظریه های مختلف خواستند تحلیل کنند؛ یک بار می گفتند دین، سکولاری است؛ که دین یک مسأله است؛ دین داری یک مسأله است؛ و دین سالاری مسأله ای دیگر است؛ آنچه باید در پی آن باشیم، «دین داری» است و نه «دین سالاری»؛ پس باید احکام دین را به کناری بگذاریم؛ اگر بحث در این باشد که متدین باشیم و نماز و روزه بگیریم، اینها دین داری است؛ اما احکام حقوقی و اجتماعی دین را که دین سالاری است، باید کنار بگذاریم. و باید بین دین داری و دین سالاری تفکیک قائل بشویم.

 

وی اضافه نمود: بیان می کردند احکامی که اسلام می گوید، برای منطقه بیابان نشین هزار و چهارصد سال قبل است و امروزه آن احکام قابلیت اجرا ندارد. قسمت مربوط به شریعت و احکام اجتماع، زمانی و تاریخی است. این مطالب برای فمنیست ها بسیار راهگشا بود.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: بعضی از فمنیست ها از نظریات «هرمنوتیک» در این بحث فمنیسم اسلامی استفاده می کردند و می گفتند: «قرائتی جدید از دین باید داشته باشیم و همیشه هر زمان، یک قرائت جدیدی می شود داشت؛ به تعداد انسان ها این قرائت می تواند افزایش یابد. از این رو قرائت های جاری، ارتجاعی است» و به این نحو می خواستند به فمنیسم اسلامی جایگاه بدهند.

 

وی اضافه نمود: بیان شد که یک عرصه، عرصه دین شناسی بوده است و عرصه دوم، نظریاتی مطرح شد که در آن، دین را محدود به حداقلی ها می کرد و به این شیوه می خواستند برای فمنیسم اسلامی تئوری درست کنند. باید گفت در آن نظریه ها همراه با نکاتی که مغالطه در آن بوده است. یعنی مظلومیت زن را به احکام اسلام ربط می دادند. اگر چه ممکن است زن در تاریخ، به واسطه رفتار بد جامعه و محیط، مظلوم بشود؛ اما ربطی به احکام اسلامی نداشته باشد، اما این مظلومیت را به قوانین اسلام نسبت دادن و مظلوم نمایی زن به این نحو داشتن، سبب شده بود که یک فمنیسم اسلامی مطرح بشود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته در هر سه عرصه باید تحقیق بشود.

الف. عرصه دین شناسی

ب: عرصه نظریات قلمرو دین

ج: عرصه ظلم در تاریخ در جوامع اسلامی

 

عرصه دین شناسی

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: روش شناخت دین، نه مرد سالارانه است و نه زن سالارانه؛ روش شناخت دین، متودی است؛ اگر زن هم باشد، باید متودی کار کند و مرد هم باشد، باید با آن متود کار کند؛ اگر چه این احتمال هست که باید متود را تکمیل کنیم، ولی نقصانش از جنسیت مرد یا زن نیست؛ بلکه نقصانش از ابزارهای کامل استنباط است؛ نقصان دین شناسی جنسیتی نیست؛ بلکه متودی است و آن هم در همه عرصه ها ممکن است باشد؛ نه تنها در عرصه زن. بلکه فکر را باید جلو ببریم و تحول بدهیم؛ اما این بیان، از جنسیت نیست؛  و بیانی که از جنسیت می کنند، مغالطه ای است. گویی در نظریه بیان شده نابرابری جنسیتی خوابیده است؛ اگر مرد باشد به یک نوع می فهمد و اگر زن باشد، به نوعی دیگر می فهمد. فمنیست که می خواهد بگوید زن و مرد با هم برابرند؛ چگونه می خواهند بگویند زن به یک نحو می فهمد و مرد به نحوی دیگر می فهمد.

 

عرصه نظریات قلمرو دین

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در عرصه نظریات قلمرو دین، یک مغالطه در روشنفکران ما دیده می شود و به این مغالطه، آنچنان دقت نمی شود. و آن مغالطه، «جایگزین کردن تبیین و توضیح، جای استدلال» است. فکر می کنند که اگر نظریه توضیح شد، مستدل گردید و نیازی به استدلال و اقامه برهان بر نظریه نمی بینند. نظریه ای که برهان نداشته باشد، از لحاظ علمی بی ارزش است. شما از کجا می گویید که عرصه های اجتماعی و حقوقی دین، برای گذشته است. دین که می گوید من برای همیشه هستم. «تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ نَذيرا» (فرقان: 1)؛ اگر شما قرآن را که منبع اصلی دین است، بررسی کنید، 20 مرتبه می فرماید: «یا ایها الناس»، 13 بار می فرماید: «للعالمین»، 3 بار می فرماید: «للبشر» و ...

 

وی افزود: پس توضیح و تدوین مساوی با استدلال نیست؛ بلکه تازه محل بحث روشن می شود؛ متأسفانه روشنفکران به این وادی افتاده اند؛ «کپی کردن نظریات غربی ها» و صرفا «توضیح نظریات، بدون استدلال» انجام می شود. دلیل طلبی، بردن مطالب به قوه تعقل و به مسائل، عقلی نگاه کردن، خیلی از این بحث ها را راحت حل می کند. آنکه می گوید «مساوات» در کجا در زندگی بشر، «مساوات» ارزش انسانی قلمداد شده است؟ آنچه ارزش انسانی است، «عدالت» است و نه مساوات. انسان عدالت محور است و عدالت است که ارزش انسانی است، نه مساوات.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: پس این نظریات حداقلی دین، با بررسی خود محتوای دین، و بررسی قلمرو محتوای دین، ناسازگار است. کدام دلیل می گوید دین برای زمان هزار و چهارصد سال پیش است. علاوه بر اینکه مگر انسان، عوض می شود؟! فطرت انسان ثابت است؛ این فطرت ثابت، اقتضا می کند بعضی از قوانینش ثابت باشد. من انکار نمی کنم که بعضی قوانین متغیر هم داریم، اما این قوانین متغیر باید به قوانین ثابتی ارجاع بشود که منتطبق با فطرت انسانی است. چون فطرت انسانی ثابت است، نمی توانیم بگوییم همه احکام دین متغیر است. چون احکام دین، ثابتاتی دارد که منطبق با فطرت است.

 

وی در ادامه بیان کرد: اگر قرآن و سنت را بررسی کنیم، هم همیشگی بودن دین و هم همگانی بودن دین را می فهمیم. البته در علم اینکه دین ما همیشگی و همگانی است، باید کلیات و اصولی که در دین ما مطرح شده است، در زمان ها به فقه پویا منطبق بشود و از این رو ممکن است احکام متغیر هم استنباط بشود. اما استدلال محوری باید معیار قوانین باشد و نه چیز دیگر.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: انسان می بیند که در این فمنیست های اسلامی شعارهای زیبایی داده می شود، اما بدون محتوا است. می گویند: «باید ذهن را عوض کنیم؛ باید انسان با ذهن دیگری به مسائل نگاه کند؛» این بیان، مشکلی ندارد، اما دلیل و برهان می خواهد؛ صرف اینکه من ذهنم را با ادعا عوض کنم، که استدلال نشده است؛ با برهان و استدلال است که می تواند ذهن را عوض کند. باید دانست که تاریخ استنباط و فکر، عوض شدنِ نظریات و عوض شدن ذهن ها است، اما با دلیل و استدلال این کار انجام می شود و نه با حرف های احساسی صرف.

 

بیان چند نکته درباره فمنیست اسلامی

نکته اول

استاد ساعی ور افزود: در رابطه با فمنیست اسلامی باید به چند نکته توجه نمود. اولا در اسلام اصالت با خانواده است و اولویت در حفظ آن است؛ برخلاف فمنیست که خانواده هیچ ارزشی ندارد. خانواده صرف مشترک بودنِ دو جنس است که هر وقت بخواهند، می توانند این اشتراک را بهم بزنند. اصالت ندادن به خانواده سبب می شود که خیلی از خانواده ها به راحتی فرو بپاشند.

 

نکته دوم:

وی اضافه نمود: نکته دوم آن است که آزادی انسان در اسلام به دو چیز محدود شده است، (نه به یک چیز)؛

اول: مزاحمت نداشتن برای دیگران

دوم: با امر خدا مخالفت نداشتن

در اسلام، مسأله خدا محوری هم مطرح است. متأسفانه اکنون، فمنیست های اسلامی، خدا را در اجتماع و حقوق خانه نشین می کنند و اصلا به خدا نگاه نمی کنند. با اینکه انسان در مقابل خدا آزاد نیست. بلکه انسان در مقابل خدا مملوک است و خدا ربّ و مالک ست.

 

نکته سوم

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از نظر اسلام، زن مکمل مرد و مرد مکمل زن است؛ بحث از مکلمل بودن است و نه مساوی بودن. بحث از زوج بودن هم از همینجا است. زوج و زوجه، یعنی طرفی که تو را تکمیل می کند. مرد هم زوج زن است و زن هم زوج مرد است؛ اسلام نظریه مکمل بودن را قبول می کند؛ از این رو حقوق این دو متفاوت است؛ چنانچه مسئولیت این دو با هم متفاوت است.

 

نکته چهارم

وی افزود: نکته چهارم اهمیت به نقش مادر است. متأسفانه فمنیست ها از کلمه «مادر» و نقش مادر نفرت دارند؛ ولو این تنفر را با الفاظ دیگری ابراز کنند؛ مثلا نقش مادری را مطرح کنی، خیال می کند که زن می خواهد در آشپزخانه کار کند. مادر یعنی مربی و تربیت کننده انسان های صالح؛ نقش مادر این است؛ نه اینکه در آشپزخانه بودنِ صرف باشد. این امور از وظایف مادر و همسر شمرده نشده است و این کارها را به بیان شرعی مطرح نشده است.

 

حدیث می گوید: «الجنة تحت اقدام الامهات» معنای این حدیث آن است که بهشت، نسبت به پروردگار در قدم های مادر تأمین می شود؛ یعنی مادر آنقدر نقش مهمی در تربیت ایفا می کند که می تواند فرزند را بهشتی کند و از زیر قدم های مادر است که فرزند به بهشت می رود؛ این حدیث، علاوه بر نقش مادر، مسئولیت مهم مادر را می خواهد برساند.

 

فمنیست با تحریف مسئولیت مادر بودن، خیلی از فرصت های تربیتی فرزندان را از دست اولاد و بشر می گیرد. اسلام با اشتغال زن مخالف نیست؛ اسلام با تضعیف نقش مادری است که مخالف است؛ اسلام با رفتنِ زن به بیرون مخالف نیست؛ آن اجازه گرفتن از شوهر هم به خاطر تأمین اعتماد سازی متقابل است؛ و می تواند از اول هم شرط بکند و اجازه های کلی هم بگیرد؛ و اگر خانواده ای با مهر و محبت باشد، می تواند بدون این اجازه ها فعالیت کند.

 

نکته پنجم

این استاد حوزه علمیه قم افزود: نکته آخر که باید مطرح شود، این است که ما باید عرصه های اجتماع را تفکیک کنیم و مغالطه هایی که نسبت به حقوق زن مطرح می شود، با تفکیک حقوق زن روشن می شود. زن در عرصه کمالات روحی و رشد علمی و معنوی هیچ فرقی با مرد ندارد؛ چرا که روح مذکر و مؤنث ندارد؛ روح زن و مرد ندارد؛ روح انسان است؛ در عرصه تکامل و رشد معنوی و روحی هیچ فرقی با مرد ندارد؛ اصلا اینکه در اینجا زن و مرد مساوی هستند، بحث غلطی است؛ در اینجا بحث از انسان و روح است و عرصه رشد است.

 

وی اضافه نمود: در عرصه مسئولیت، باید گفت مسئولیت ها تفکیک می شود؛ حتی بین مردها هم مسئولیت ها فرق می کند؛ شخصی که توانایی یک کاری را ندارد، نباید یک مسئولیت را به عهده بگیرد. مسئولیت ها است که فرق می کند؛ در بعضی از فتاوا قاضی شدنِ زن یا شاهد بودن زن، یا مرجع تقلید بودنِ زن، محدود بودنش به خاطر برگشت اینها به مسئولیت است و نه حقوق.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: هنوز برخی از فمنیست ها فرق بین مسئولیت و حقوق را تشخیص نداده اند. در اینجا بحث از مسئولیت است و نه حق. اسلام برای آنکه زن را از آن مسئولیت آزاد کند، آن بار را بر دوش زن قرار نداده است؛ بلکه آن بار را از دوش او برداشته است؛ و این، با حق متفاوت است.

 

وی افزود: در عرصه حقوق هم حقوق متضامن مطرح است. اگر انسان را منشوری نگاه نکنیم، به تناقض می افتیم. منشوری نگاه کردن به خانواده، در مجموع موجب استحکام نهاد خانواده است. پس دریافتیم که بخش هایی به عرصه رشد، عرصه مسئولیت و عرصه حقوق برمی گردد.

 

پ, 02/01/1401 - 13:09