استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

درسی از دعای روز ماه رمضان الکریم

به مناسبت ایام برکت، رحمت و مغفرت الهی و ماه مبارک رمضان الکریم، استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «درس هایی از دعاهای ماه رمضان الکریم» پرداخت.

 

درسی از دعای روز بیست ویک ماه رمضان:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در دعای بیست و یکم ماه رمضان می خوانیم:

 "اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِيهِ إِلَى مَرْضَاتِكَ دَلِيلاً، وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ عَلَيَّ سَبِيلاً، وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ لِي مَنْزِلاً وَ مَقِيلاً، يَا قَاضِيَ حَوَائِجِ الطَّالِبِينَ." «خدایا در این ماه برای من به سوی خشنودی ات دلیلی قرار ده، و برای شیطان راهی به سوی من قرار مده، و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده، ای برآورنده حاجات خواهندگان».

 

دلیل وبرهانی برای درک رضایت خدا "اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِيهِ إِلَى مَرْضَاتِكَ دَلِيلاً".

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: مولا علی علیه السلام می فرماید: "مَن أحَبَّ أنْ يَعلَمَ كيفَ مَنزِلَتُهُ عِندَ اللّه ِ فلْيَنْظُرْ كيفَ مَنزِلَةُ اللّه ِ عِندَهُ ؛ فإنَّ كُلَّ مَن خُيِّرَ لَهُ أمْرانِ : أمرُ الدُّنيا و أمرُ الآخِرَةِ ، فاخْتارَ أمرَ الآخِرَةِ على الدُّنيا فذلكَ الّذي يُحِبُّ اللّه َ ، و مَنِ اخْتارَ أمرَ الدُّنيا فذلكَ الّذي لا مَنزِلَةَ للّه عِنده"(جامع الأخبار، جلد ۱، صفحه ۱۷۸) «امام على عليه السلام :هر كه دوست دارد بداند منزلتش نزد خداوند چگونه است، بنگرد كه منزلت خدا نزد او چگونه است. هر كس بر سر دو راهى دنيا و آخرت قرار گيرد و كار آخرت را بر دنيا برگزيند، چنين شخصى خداوند را دوست دارد، اما كسى كه دنيا را برگزيد براى خدا منزلتى قائل نيست».

 

وی افزود: آیة الله مجتهدی تهرانی در شرح دعای این روز فرمود: "خدایا کاری کن، راهی برایم پیدا شود تا تو از من راضی شوی. خدایا یک راهی برای من پیدا بشود که تو از من راضی بشوی، در حدیث آمده است که اگر می خواهید بدانید که آیا خدا از شما راضی هست یا نه؟ به خودت نگاه کن ببین که آیا از خدا راضی هستی یا نه؟ اگر تو از خدا راضی هستی خدا هم از تو راضی هست و اگر راضی نیستی و ته دلت اعتراض داری که چرا فلانی دارد و من ندارم بدان که خدا هم از تو راضی نیست. غالب ما در زندگی اینطور هستیم که می گوئیم چرا خدا به من مال و اموال و.. نداده و به فلانی داده است!؟ "

 

حکایت وهدایت؛مقام رضای مرحوم مجتهدی:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جناب آقای سید جلال رییس ‌السادات می‌ گفتند: "هنگامی كه آقای مجتهدی در هتل اطلس مشهد به سر می ‌بردند، خدمتشان رسیده و به ایشان عرض كردم: آقا جان، شما كه با توسل به حضرت رضا (علیه ‌السلام) اینقدر افراد مریض را شفا می ‌دهید و گرفتاری‌ های آنها را برطرف می ‌كنید، برای بیماری خودتان هم توسلی به حضرت پیدا كنید. ایشان پس از اندكی تأمل یك مرتبه گفتند: شما فردا مرا به حرم پشت پنجره فولاد ببرید.عرض كردم: به روی چشم.

روز بعد آقا را با ماشین به حرم حضرت رضا علیه‌ السلام بردم و هنگامی كه از ماشین پیاده شده و می ‌خواستیم وارد صحن شویم، ایشان دستشان را بر دوش من انداخته و با سختی حركت كردند تا این كه به كنار پنجره فولاد رسیدیم و من در آنجا ایشان را به حال خود تنها گذارده و چند قدم عقبتر ایستادم. پس از آن كه آقا اعمال خود را تمام كردند، گفتند: آقا سیدجلال دیگر باید برویم. و به همان ترتیب كه آمده بودیم، ایشان را تا بیرون صحن كمك كردم و از آنجا با ماشین به هتل بازگشتیم.

در آنجا به آقا عرض كردم: آیا ارتباط شما با حضرت برقرار شد؟ فرمودند: بله آقا جان، حضرت رئوف هستند؛ ایشان عنایت فرمودند و همان موقعی كه بدان جا مشرف شدیم، فرمودند: شیخ جعفر اگر بخواهید، ما شما را شفا می‌ دهیم، اما خواسته ما را می ‌خواهید یا خواسته خود را؟ اگر خواسته ما را می ‌خواهید، ما دوست داریم شما را در این لباس ببینیم.

آنگاه آقای مجتهدی از من پرسیدند: آقای حاج سیدجلال، اگر شما باشید، به حضرت چه می‌گویید؟ عرض كردم: خواسته حضرت را ترجیح می ‌دهم.آنگاه ایشان فرمودند: بله، من هم به حضرت همین را عرض كردم. اكنون كه حضرت دوست دارند مرا در این لباس ببینند، چگونه من نافرمانی كنم؟! آری؛ ایشان حتی بیماری و درد و رنج را به محبت و لطف الهی تعبیر می‌ كرده و می ‌فرمودند: هر چه از دوست رسد، نكوست و تا این حد مطیع بودند كه در مقام رضا و تسلیم می‌ فرمودند: چهل سال است سرمان را بر روی دست گرفته ‌ایم تا بفرمایند كجا تقدیم كنیم. (برگرفته از: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان)

 

درسی از دعای روز بیست ودوم ماه مبارک رمضان، فتح درهای فضل الهی:

استاد ناصر ابراهیمی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: در دعای بیست و دوم ماه مبارک رمضان می خونیم:

"اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ وَ أَنْزِلْ عَلَیَّ فِیهِ بَرَکَاتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِکَ‌ وَ أَسْکِنِّی فِیهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِکَ یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّین " «ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت را بگشا و بر من برکاتت را نازل فرما و بر موجبات رضا و خوشنودیت موفقم بدار و در وسط بهشت‌هایت مرا مسکن ده ای پذیرنده دعای مضطر پریشان»

 

دوگانه فضل وعدل:

وی افزود: واژه فضل به معنی برتری و مزیت و زیادی است. و فضل خدا، اعطای خداوند است بر اساس کرم او، نه آنچه شایستگی بندگان است. (فرهنگ معارف اسلامی، ج ۳، ص۱۴۲۰) بر این اساس خواجه طوسی می فرماید: ثواب از فضل خداست و عقاب از عدل او. زیرا بهشت استحقاق کسی نیست، بلکه خداوند آن را بر حسب فضل خود عطا می کند. (خواجه نصیرالدین طوسی، آغاز و انجام ، ص۷۲).

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما واژه «عدل» در لغت به معنای «میانه ‌روی» و اجتناب از افراط و تفریط است. و حضرت علی علیه السلام می فرماید: «الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا» [نهج البلاغة، صبحی صالح، حکمت 437] عدالت، هر چیزی را در جایگاه مناسب آن قرار می‌ دهد و معنای عدالت الهی آن است که خداوند با هر موجودی آنچنان که شایسته اوست، رفتار کند و آن ‌را در موضعی که در خور آن باشد، بنشاند و چیزی را که مستحق آن است به او عطا کند. (منبع؛ مؤسسه فرهنگى رواق حكمت).

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: آیة الله خاتم یزدی بیان می کنند: "... فضل‏، به آن احسانى مى‏ گویند که کسى ابتدائاً به دیگرى روا دارد، بدون اینکه حقى از او طلب داشته باشد و احسانى‏ به او کرده باشد؛ مثلاً اگر کسى هیچ ‏خوبى‏ اى هم به شما نکرده است، هیچ احسانى هم به شما نداشته، ولى شما به او خوبى مى‏ کنید؛ این خوبى را فضل ‏مى‏گویند، یعنى آن خوبی که در مقابل احسان نباشد. اما عدل اقتضا مى ‏کند که اگر کسى به شما خوبى کرد، با او خوبى بکنید. وقتى‏ شما در مقابل خوبى دیگرى، به او خوبى مى‏ کنید، این عدل ‏است، نه فضل. اما، هر انعامى که خدا به ما بکند و هر چیزى که به ما بدهد، از فضل او است. براى اینکه ما هیچ ‏گاه از خداوند طلبکار نمى‏شویم؛ یعنى ما نمى‏ توانیم به خداوند احسان بکنیم؛ زیرا خدا محتاج به احسان ما نیست... همه احسان ها و کرم ها و بخشش هاى خدا به ما، اعم ازثواب هاى دنیوى، و اخروى، نعمت هاى دنیوى و اخروى، همه ‏اینها از فضل الهى است. لذا مى ‏گوییم: "اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ" «خدایا درهاى ‏فضلت را به روى ما بگشا» (برگرفته ازسخنان آیة الله خاتمی یزدی درشرح دعای روز)

 

روایت و درایت

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امام سجاد علیه السلام می ‌فرماید: "اللَّهُمَّ إِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنَّا فَبِفَضْلِک، وَ إِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنَا فَبِعَدْلِک، فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَک بِمَنِّک، وَ أَجِرْنَا مِنْ عَذَابِک بِتَجَاوُزِک، فَإِنَّهُ لَا طَاقَةَ لَنَا بِعَدْلِک، وَ لَا نَجَاةَ لِأَحَدٍ مِنَّا دُونَ عَفْوِک" «خداوندا، به خاطر فضلت اگر بخواهی ما را می‌بخشی ، و به خاطر عدالتت اگر بخواهی ما را عذاب می‌کنی، پس بر ما منت‌گذار و ببخش، چرا که نمی‌توانیم عدالت تو را تحمل کنیم‌، و هیچ یک از ما بدون بخشش تو راه نجاتی نداریم" (صحیفه سجادیه، دعای دهم)

 

حکایت وهدایت؛ دلنوشته و مناجات شهيد صادق صيد کرمي:

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: شهید صادق صید کرمی در دلنوشته اش می نویسد: "...بعد از يک عمر اشتباه و گناه حال بايد آماده سفر شويم بعد از يک عمر معصيت حال بايد افسوس بخوريم، حال بايد حسرت بکشيم، بعد از يک عمر خنده و خوشي حال بايد بر يک عمر اشتباه رفتني و نفهميدن بگريم که ديگر دليلي بر خنديدن نداريم.

بعداز يک عمر حساب نکردن، حال بايد حساب پس دادن (حاسبو قبل ان تحاسبو) ديگر چاره اي نيست، جز دعا و تلاش؛ تلاش در راه معبود؛ تلاش در راه حق؛ خدايا با عدالت با من رفتار مکن که چيزي در مقابل کرم و لطف در مقابل نعمت هايت ندارم.

خدايا با فضلت با من رفتار کن.

 خدايا عفوم کن که هيچ چاره اي به جز گذشت ندارم.

خدايا پناهم ده که بهترين پناهگاهي.

خدايا خطا از من رفته؛ گناهکارم؛ رو سياه ام؛ از من در گذر که گر بحال خويش گذاريم، جز آتش جهنم نصيبم نمي گردد. خداوندا بهر طريقي مي خواهي، مرا بکش؛ فقط از تو يک چيز مي خواهم؛ آن هم اين که از معاصيم در گذري و مرگ مرا زندگي براي ديگران قرار داده، براي ملتم، براي دينم، براي کشورم..

پروردگارا به پرندگان بگو پرهاي خويش را به خون پاک شهيدان رنگين کنند و پيام خون را به خطه ستمکشان برسانند که ديگر جاي هيچ ستمگري در اين ديار نيست ...

بارالها ياريمان کن تا به جهانيان بفهمانيم که جنود مهدي (عج) را هيچ ترسي نيست و مرگ را به بازي گرفته اند.". ( منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی- بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام).

 

بخشی از فضایل حضرت امیر علیه السلام "امیرالمؤمنین":

استاد ناصر ابراهیمی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست اساتید، خاطرنشان کرد: با توجه به ایام شهادت حضرت امیر علیه السلام به فضیلتی از آن حضرت علیه السلام اشاره می کنم. از فضائل آن حضرت همين عنوان معروف «اميرالمؤمنين» است که مختص به ايشان است.

 

روایت اول

وی افزود: پيامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روايتي مي ‌فرمايند: "لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ كُنْتُ مِنْ رَبِّي كَقَابِ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ فَأَوْحَى إِلَيَّ رَبِّي مَا أَوْحَى ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامَ فَمَا سَمَّيْتُ بِهَذَا أَحَداً قَبْلَهُ وَ لَا أُسَمِّي بِهَذَا أَحَداً بَعْدَهُ" آن زمان که مرا شبانه به آسمان بردند، فاصله‌ ام با پروردگار به اندازه‌ طول دو انتهاي کمان يا کمتر بود. پس پروردگارم چيزهايي را به من وحي کرد. سپس فرمود: اي محمّد، به علي بن ابي طالب، اميرالمؤمنين، سلام مرا برسان که پيش از او هيچ کس را به اين نام نناميده‌ام و پس از او نيز اين عنوان را به کسي نخواهم داد. (الأمالي (للطوسي)، ص 295)

 

روایت دوم

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در روایت جابر آمده است: «به امام باقر عليه السلام عرض كردم: وجه تسميه امير المومنين چيست؟ فرمود: خدا باو اين لقب را داده و در كتابش چنين فرموده:" وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ."( سوره اعراف،آیه172) «چون پروردگارت از پسران آدم، از پشت هايشان، نژادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه كرد كه مگر نه اينست كه من پروردگار شما هستم» و محمد فرستاده من و علي امير المومنين است.»

 "عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّيَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ : اَللَّهُ سَمَّاهُ وَ هَكَذَا أَنْزَلَ فِي كِتَابِهِ «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولِي وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ. " (منبع : الکافي، ج 1، ص 412)

 

روایت سوم

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: در روايت ديگري، شخصي از امام صادق«سلام الله علیه» مي ‌پرسد: آيا به قائم شما مهدي «ارواحنا فداه» با عنوان «اميرالمؤمنين» سلام مي‌ کنند؟

امام مي‌ فرمايند: "لَا، ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ«سلام الله علیه» لَمْ يُسَمَّ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ " «نه، آن نام را خدا مخصوص اميرالمؤمنين نموده، پيش از او كسى بدان نام ناميده نشده و بعد از او هم جز كافر آن نام را بر خود نبندد.»

راوي مي ‌پرسد: پس چگونه به او سلام مي ‌کنند؟ امام پاسخ مي ‌دهند: "يَقُولُونَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّه" (الکافي، ج 1، ص 411)

 

روایت چهارم

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: ابو شجاع دیلمی، از علمای بزرگ اهل تسنن روایت کرده است: حذيفه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت کرده است که فرمودند: «اگر مردم می‌ دانستند چه زمانی علی را به اميری مومنان انتخاب کردند، برتری او را انکار نمی ‌کردند؛ او زمانی امير مومنان شد که آدم بين روح و جسد بود (هنوز روح در بدن او وارد نشده بود). خداوند می ‌فرمايد: "و هنگامی که پروردگارت از فرزندان آدم از صلب ایشان نسل ایشان را بیرون آورد و ايشان را شاهد بر خویش گرفت که آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا" ؛ پس فرمود: من پروردگار شمايم؛ محمد پيامبر شما و علی امير شما.»

 «حذَيْفَة بن الْيَمَان عن رسول الله (ص) " لَو علم النَّاس مَتى سمي عَليّ أَمِير الْمُؤمنِينَ ،مَا أَنْكَرُوا فَضله .سمي أَمِير الْمُؤمنِينَ وآدَم بَين الرّوح والجسد قَالَ الله عز وَجل: وَإِذ أَخذ رَبك من بني آدم من ظُهُورهمْ ذُرِّيتهمْ وأشهدهم على أنفسهم أَلَسْت بربكم ؟ قَالوا بلَى . قَالَ تبَارك وَتَعَالَى : أَنا ربكُم وَمُحَمّد نَبِيكُم وَعلي أميركم ." (الفردوس بمأثور الخطاب، تألیف ابو شجاع دیلمی، جلد ۳، صفحه ۳۵۴، چاپ دار الکتب العلمیة)

/270/260/20/
 

ي, 02/04/1401 - 16:04