استاد احمدی منش مطرح کرد؛

سیره علوی

به منسبت ایام شهادت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام، استاد اسماعیل احمدی منش در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «سیره علوی» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: «السلام علیک یا مولانا یا امیرالمؤمنین علیه السلام اللهم ارزقنا زیارته فی الدنیا و شفاعته فی الأخرة» ایام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام را سپری می کنیم؛ و ان شاء الله مروری اجمالی بر سیره امیرالمؤمنین علیه السلام خواهیم داشت.

 

وی افزود: حضرت علیه السلام در 13 رجب، سال 30 عام الفیل در داخل کعبه به دنیا آمدند؛ این امر، منحصر در امیرالمؤمنین علیه السلام است و در تاریخ نمونه دیگری برای آن سراغ نداریم؛ این امر را هم کتاب کافی و الارشاد ذکر کرده است؛ در کتاب شریف الغدیر می بینیم که علامه امینی ولادت حضرت امیر علیه السلام در خانه کعبه را از بیش از 50 کتاب شیعه و بیش از 20 کتاب اهل سنت ذکر کرده است. و این افتخار، منحصر برای امیرالمؤمنین علیه السلام  است.

 

استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: در این باره از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت داریم: حضرت مریم که در بیت المقدس بود، وقتی زمان ولادت فرزند فرا رسید، آن حضرت شنید که کسی به ایشان می گوید: از اینجا خارج شد؛ چرا که اینجا خانه عبادت است و نه خانه ولادت؛ اما من مادرم، فاطمه بنت اسد است؛ آن بانویی که وقتی نزدیک وضع حمل او شد، داخل مسجد الحرام بود؛ دیوار کعبه باز شد و شنید که کسی به او می گوید: وارد شو. و او وارد خانه کعبه شد. و من در خانه کعبه متولد شدم و هیچ کس غیر از من چنین فضیلتی را ندارد. چه قبل از من و چه بعد از من. «... ثم قال: أنت أفضل أم عیسی بن مریم؟ قال علی: عیسی کانت أمه فی بیت المقدس فلما جاء وقت ولادتها سمعت قائلاً یقول: أخرجی، هذا بیت العبادة لا بیت الولادة، و أنا أمی فاطمة بنت أسد لما قرب وضع حملها کانت فی الحرم فانشق حائط الکعبة و سمعت قائلاً یقول: أدخلی فدخلت فی وسط البیت، و أنا ولدت فیه، و لیس لأحد هذه الفضیلة، لا قبلی و لا بعدی» (الانوار النعمانیة، ج 1، ص27، اللمعة البیضاء ص220)

 

وی در ادامه بیان کرد: از دیگر فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام آن است که حضرت علیه السلام تربیت شده رسول مکرم خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند. در حدیث شریفی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خوانیم: من تربیت شده خدا هستم و علی تربیت شده من است. «رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اَنَا اَدیبُ اللّهِ وَ عَلِیٌّ اَدیبی» (مکارم الاخلاق، ج 1، ص 51، حدیث 19، و منتخب میزان الحکمه، ص  495.)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: وقتی که فرشته وحی برای نخستین بار در غار حراء بر حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، علی علیه السلام در کنار آن حضرت بود و آن روز از همان ماهی بود که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم برای عبادت به غار حراء می ‌رفت.

 

وی افزود: حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در «خطبه قاصعه» در این باره می‌ فرماید: «وَ لَقَدْ کْانَ یجْاوِرُ فی کُلِّ سِنَةٍ بِحِراء، فأراهُ. لایراهُ غیری... وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیطن حینَ نُزُولِ الْوَحْی عَلَیهِ، فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّه ما هذِهِ الرَّنَّة؟ فَقالَ: هذا الشَّیطانُ قَدْ أیسَ مِنْ عِبادَتِهِ، اِنَّکَ تَسْمَعُ ما اَسْمزعْ وَتَری ما أری، اِلاَّ أنَّکَ لَسْتَ بِنَبِی وَ لکَنَّکَ لَوَزیرٌ وَ اِنَّکَ لَعَلی خَیرٍ.»

«پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر سال در غار حراء به عبادت می‌ پرداخت و جز من کسی او را نمی‌ دید...، هنگامی که وحی بر آن حضرت نازل شد، صدای ناله شیطان را شنیدم. به رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم: این ناله چیست؟ فرمود: این ناله شیطان است و علّت ناله اش این است که او از اینکه در روی زمین اطاعت شود، ناامید گشته است. آنچه را من می‌شنوم تو نیز می‌شنوی و آنچه را که می ‌بینم تو نیز می ‌بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر (من) و بر خیر و نیکی هستی.» (خطبه 121: 192 نهج ‌البلاغه معجم ‌المفهرس محمد دشتی.)

 

وی افزود: این گفتار گرچه می‌ تواند مربوط به عبادت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در حراء در دوران پس از رسالت باشد، ولی قرائن گذشته و اینکه عبادت پیامبر در حراء غالباً قبل از رسالت بوده است، نشان می‌دهد که این گفتار مربوط به دوران قبل از رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است که سبب شد در همان دوران کودکی با قلب حسّاس، و دیده نافذ و گوش شنوا، چیزهایی را ببیند و اصواتی را بشنود که برای مردم عادّی ممکن نبود.

 

استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: ابن‌ابی‌الحدید معتزلی در شرح نهج‌ البلاغه می‌ نویسد: «در کتب صحاح روایت شده است که وقتی جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل گردید و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، علی علیه السلام در کنار پیامبر اسلام بود». (ابن ابی الحدید شرح نهج‌البلاغه ج 13 ص 208.)

 

وی اضافه نمود: از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: علی علیه السلام پیش از رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم همراه آن حضرت نور نبوّت را می‌ دید و صدای فرشته را می ‌شنید.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: اگر من خاتم پیامبران نبودم، تو شایستگی مقام نبوّت را داشتی ولی تو وصی و وارث من، سرور اوصیاء و پیشوای پرهیزگاران می‌ باشی.

 

استاد اسماعیل احمدی منش خاطرنشان کرد: جرج جرداق مسیحی در کتاب خود، «علیّ صوت العدالة الانسانیه» می نویسد: در زمانی که قریش به بت ها سجده می کردند، علی علیه السلام به خدای کعبه سجده می کرد.

 

فضیلت پدر بزرگوار امیرالمؤمنین علیه السلام

وی افزود: درباره عظمت پدر بزرگوار حضرت علیه السلام، جناب ابوطالب سخن بسیار است؛ از لحظه ای که کار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای نبوت شروع شد، ابوطالب در کنار حضرت بود و تا آخر عمرش این حمایت را ادامه داد و یاور حضرت رسول بود.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: متأسفانه بودند انسان های لجوجی که به حضرت ابوطالب اتهام کفر زدند؛ اما ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد یکی از علمای شیعه کتابی را در فضیلت ابوطالب نوشت و به من داد تا برای آن تقریری بنویسم؛ من به جای آن، اشعاری نوشتم که 7 بیت بود. برخی از آنها را اینجا نقل می کنم.

اگر ابوطالب و فرزند او علی علیه السلام نبود، هرگز دین، قد راست نمی کرد؛ ابوطالب در مکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را پناه داد و حمایت کرد، و فرزندش علی علیه السلام در یثرب، در گرداب های مرگ به خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرو رفت.

«و صنف بعض الطالبيين في هذا العصر كتابا في إسلام أبي طالب و بعثه إلي و سألني أن أكتب عليه «1» بخطي نظما أو نثرا أشهد فيه بصحة ذلك و بوثاقة الأدلة عليه فتحرجت أن أحكم بذلك حكما قاطعا لما عندي من التوقف فيه و لم أستجز أن أقعد عن تعظيم أبي طالب فإني أعلم أنه لولاه لما قامت للإسلام دعامة و أعلم أن حقه واجب على كل مسلم في الدنيا إلى أن تقوم الساعة فكتبت على ظاهر المجلد

و لو لا أبو طالب و ابنه

لما مثل الدين شخصا فقاما

فذاك بمكة آوى و حامى

و هذا بيثرب جس الحماما

تكفل عبد مناف بأمر

و أودى فكان علي تماما

فقل في ثبير مضى بعد ما

قضى ما قضاه و أبقى شماما

فلله ذا فاتحا للهدى

و لله ذا للمعالي ختاما

و ما ضر مجد أبي طالب

جهول لغا أو بصير تعامى‏

كما لا يضر إياة الصباح

من ظن ضوء النهار الظلاما.

فوفيته حقه من التعظيم و الإجلال و لم أجزم بأمر عندي فيه وقفة» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج ‏14، ص: 83)

 

فضیلت مادرِ امیر المؤمنین علیه السلام

استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: روزی علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کنان خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد: «انا لله و انا الیه راجعون» حضرت فرمود: آرام باش علی! چه شده؟

علی علیه السلام گفت: ای پیامبر خدا مادرم از دنیا رفته است.

پیامبر صلی الله علیه و آله گریه کرد و فرمود: خدا رحمت کند مادرت را، اگر او مادر تو بود مادر من هم بود این عمامه و این پیراهن مرا بگیر و با آنها کفنش کن و به زن ها بگو غسل او را به خوبی انجام دهند و جنازه اش را ( برای نماز و دفن) خارج نکنند تا من بیایم که کار او با من است.

پیامبر صلی الله علیه و آله پس از ساعتی بر جنازه او حاضر شد، بر او نمازی خواند که همانند آن را بر هیچ مرده ای نخوانده بود، پس از آن بر او 40 تکبیر گفت . سپس در قبر او وارد شد و در آن آرام و بی صدا دراز کشید.

بعد از آن پیامبر (خطاب به امیر المومنین علیه السلام و امام حسن علیه السلام) فرمود: ای علی! ای حسن! داخل قبر شوید.

آنگاه پیامبر نزد سر فاطمه (بنت اسد) قرار گرفت و فرمود: ای فاطمه! من محمد  آقای فرزندان آدم هستم، هنگامی که دو فرشته نکیر و منکر آمدند و از پروردگارت پرسیدند، پاسخ داده بگو: الله پروردگار من است، محمد پیامبر من، اسلام دین من، قرآن کتابم و پسرم امام و ولی من است.

سپس عرض کرد: خدایا! فاطمه را بر گفتار حق ثابت بدار.

آنگاه پیامبر از قبر بیرون آمد چند مشت خاک بر قبر او پاشید و دودست خود را برهم زده، تکان داد و فرمود: به خدا قسم که فاطمه صدای دو دست مرا شنید.

عمار یاسر عرض کرد: پدر و مادرم قربانت ای رسول خدا! نمازی بر او خواندید که پیش از او بر کسی نخوانده بودید؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای عمار او لایق آن بود، ابوطالب از او فرزندان بسیاری داشت و مال و ثروت آنها فراوان و مال و ثروت ما کم بود، او مرا سیر می کرد و آنها را گرسنه نگه می داشت، قبل از آنها مرا می پوشاند و بهتر از آنها مرا می آراست.

عرض کرد: ای پیامبر خدا! چرا برای او 40 تکبیر گفتید؟

فرمود: ای عمار! به سمت راست خود نگاه کردم دیدم 40 صف از فرشتگان ایستاده بودند ، از این رو برای هر صف تکبیری گفتم.

عرض کرد: علت دراز کشیدن شما در قبر او بدون اینکه حرکت و صدایی داشته باشید چه بود؟

فرمود: روز قیامت همه برهنه محشور می شوند ، من پیوسته از خدا خواستم او را پوشیده بر انگیزاند و سوگند به خدایی که جان محمد در دست اوست! از قبر بیرون نشدم تا اینکه دیدم چراغ هایی از نور بالای سر، و پیش روی او و پایین پای او روشن شد و دو فرشته موکل بر قبر او شدند که تا روز قیامت برایش آمرزش بجویند. (امالی  صدوق، مجلس 51، حدیث 14)

 

 

ج, 02/02/1401 - 16:54