به مناسبت شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیه استاد اکبر خادم الذاکرین، از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و از مبلغین بین المللی جهان اسلام، در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان فضایل حضرت امیر سلام الله علیه پرداخت.
مادر امیرالمؤمنین علیه السلام
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علی علیه السلام نفس خاتم الأنبیا صلی الله علیه و آله و سلم و صاحب بطون قرآن است. ایشان در سیزدهم رجب در خانه کعبه به دنیا آمدند؛ مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بود که وقتی از دنیا رفت، «کفّنها رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی قمیصه» پیامبر لباس خود را به بدن آن بانو پیچید و خودشان بر آن بانو نماز میت خواندند؛ پیامبر خدا برای این بانو در آن نماز 70 تکبیر خواندند و خودشان داخل قبر شدند.
خلیفه دوم گفت: یا رسول الله برای آن بانو کاری کردید که برای احدی نکردید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این بانو مادر من بود.
وی افزود: پیامبر وقتی به دنیا آمدند، پدرشان را از دست داده بودند؛ مادرشان را در کودکی و 5 سالگی از دست دادند؛ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر حیات کودکی تا جوانی شان را در خانه ابوطالب رشد و نموّ یافتند. از این رو در پاسخ به عمر فرمودند: «مادرِ علی مادر من هم بود.» به این ترتیب احترام کردند.
نسبت مولا علیه السلام و قرآن
استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: غلام ابوذر می گوید: در جنگ جمل دیدم که عایشه در مقابل علی علیه السلام ایستاده است. می گوید متحیر شدم. از ام سلمه همسر پیامبر سؤال کردم که حق با کیست. یک سو طلحه و زبیر و عایشه، یک سو نیز امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است. ام سلمه مادر مؤمنین حقیقی بوده است. گفت از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «علی همراه قرآن است و قرآن نیز همراه علی است. این دو از هم جدا نمی شوند؛ تا آنکه بر من در کنار حوض وارد بشوند.»
وی افزود: این روایت در الطرائف سید بن طاووس، صفحه 103 آمده است. ذهبی، آن مستشکل فضایل اهل بیت علیهم السلام نمی تواند به این حدیث ایراد وارد نماید. «وَ مِنْهَا فِي كِتَابِ الْمَنَاقِبِ أَيْضاً لِابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى ثَابِتٍ مَوْلَى أَبِي ذَرٍّ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَقُولُ عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُ لَا يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»
استاد خادم الذاکرین در ادامه بیان کرد: در کتاب های دیگر اهل سنت مانند المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری و معرفة الصحابه نیز به این روایت اشاره شده است. این روایت، نشانگر عصمت امیرالمؤمنین علیه السلام است؛
وی اضافه نمود: قرآن، معصوم است و خطا ندارد؛ و وقتی می گوییم علی امیرالمؤمنین علیه السلام با قرآن است، یعنی علی هم خطا ندارد. وقتی می گوییم: «لا یمسّه الاّ المطهّرون»، یعنی همان طور که برای لمس ظاهر قرآن باید وضو داشت و برای باطن قرآن نیز باید با طهارت به قرآن رجوع کرد، همچنین است برای درک وجود مبارک امیر مؤمنان علی علیه السلام هم باید باطن پاکی داشته باشیم. چرا که «علی مع القرآن» از این رو علی را هم «لا یمسّه الا المطهّرون». علی را نیز درک نمی کنند، الا به اینکه روح طاهری داشته باشند.
استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: وقتی عثمان بن عفان کشته شد، امیرالمؤمنین علیه السلام جای پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم نشستند؛ غوغا به پا شده که علی علیه السلام جای رسول الله نشسته است؛ چرا که می گفتند: ابوبکر جای پیامبر ننشست؛ بلکه یک پله پایین تر نشست؛ عمر دو پله پایین تر نشست؛ عثمان سه پله پایین تر نشست؛ چرا که می خواستند احترام کنند؛ اما زمانی که علی علیه السلام به خلافت رسید، جای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نشستند؛ اعتراض کردند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: از پیغمبر خدا شنیدم، هر کس جای من پیغمبر بنشیند و عمل نکند به آنچه من عمل کرده ام و سیره آن سیره من نباشد، خداوند او را از رو به آتش می اندازد. «سمعت رسول الله ص من قام مقامی و لم یعمل بعملی اکبّه الله فی النار»
اما قسم به خدا که من کسی هستم که سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را انجام می دهم و قول پیامبر را امتثال می کنم. «الحاکم بحکمه» من حکم می کنم به حکمی که پیامبر کرده است؛ «فلذلک قمت هنا» به همین دلیل است که جای پیامبر نشسته ام.
«وَ رَوَى الْقَاضِي أَبُو عَمْرٍو عُثْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ شُيُوخٍ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم لِعَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا قُمْ بِنَا إِلَى الصَّنَمِ فِي أَعْلَى الْكَعْبَةِ لِنَكْسِرَهُ فَقَامَا جَمِيعاً فَلَمَّا أَتَيَاهُ قَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم قُمْ عَلَى عَاتِقِي (ما بين المنكب و العنق) حَتَّى أَرْفَعَكَ عَلَيْهِ فَأَعْطَاهُ عَلِيٌّ ثَوْبَهُ فَوَضَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَلَى عَاتِقِهِ ثُمَّ رَفَعَهُ حَتَّى وَضَعَهُ عَلَى الْبَيْتِ فَأَخَذَ عَلِيٌّ علیه السلام الصَّنَمَ وَ هُوَ مِنْ نُحَاسٍ فَرَمَى بِهِ مِنْ فَوْقِ الْكَعْبَةِ فَنَادَى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم انْزِلْ فَوَثَبَ مِنْ أَعْلَى الْكَعْبَةِ كَأَنَّمَا كَانَ لَهُ جَنَاحَانِ وَ يُقَالُ إِنَّ عُمَرَ كَانَ تَمَنَّى ذَلِكَ
فَقَالَ علیه السلام إِنَّ الَّذِي عَبَدَهُ لَا يَقْلَعُهُ وَ لَمَّا صَعِدَ أَبُو بَكْرٍ الْمِنْبَرَ نَزَلَ مِرْقَاةً فَلَمَّا صَعِدَ عُمَرُ نَزَلَ مِرْقَاةً فَلَمَّا صَعِدَ عُثْمَانُ نَزَلَ مِرْقَاةً (أي درجة) فَلَمَّا صَعِدَ عَلِيٌّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ صَعِدَ إِلَى مَوْضِعٍ يَجْلِسُ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم فَسُمِعَ مِنَ النَّاسِ ضَوْضَاء (أصوات الناس في الحرب أوفى الازدحام)
فَقَالَ مَا هَذَا الَّذِي أَسْمَعُهَا قَالُوا لِصُعُودِكَ إِلَى مَوْضِعِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم الَّذِي لَمْ يَصْعَدْهُ الَّذِي تَقَدَّمَكَ فَقَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَقُولُ مَنْ قَامَ مَقَامِي وَ لَمْ يَعْمَلْ بِعَمَلِي أَكَبَّهُ اللَّهُ فِي النَّارِ وَ أَنَا وَ اللَّهِ الْعَامِلُ بِعَمَلِهِ الْمُمْتَثِلُ قَوْلَهُ الْحَاكِمُ بِحُكْمِهِ فَلِذَلِكَ قُمْتُ هُنَا ثُمَّ ذَكَرَ فِي خُطْبَتِهِ مَعَاشِرَ النَّاسِ قُمْتُ مَقَامَ أَخِي وَ ابْنِ عَمِّي لِأَنَّهُ أَعْلَمَنِي بِسِرِّي وَ مَا يَكُونُ مِنِّي فَكَأَنَّهُ قَالَ أَنَا الَّذِي وَضَعْتُ قَدَمِي عَلَى خَاتَمِ النُّبُوَّةِ فَمَا هَذِهِ الْأَعْوَادُ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم وَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله و سلم مِنِّي
وَ قَالَ علیه السلام فِي خُطْبَةِ الِافْتِخَارِ أَنَا كَسَرْتُ الْأَصْنَامَ أَنَا رَفَعْتُ الْأَعْلَامَ أَنَا بَنَيْتُ الْإِسْلَامَ
وَ قَالَ ابْنُ نُبَاتَةَ حَتَّى شُدَّ بِهِ أَطْنَابُ الْإِسْلَامِ وَ هُدَّ بِهِ أَحْزَابُ الْأَصْنَامِ فَأَصْبَحَ الْإِيمَانُ فَاشِياً بِإِقْبَالِهِ وَ الْبُهْتَانُ مُتَلَاشِياً بِصِيَالِهِ وَ لِمَقَامِ إِبْرَاهِيمَ شَرَفٌ عَلَى كُلِّ حَجَرٍ لِكَوْنِهِ مَقَاماً لِقَدَمِ إِبْرَاهِيمَ فَيَجِبُ أَنْ يَكُونَ قَدَمُ عَلِيٍّ أَكْرَمَ مِنْ رُءُوسِ أَعْدَائِهِ لِأَنَّ مَقَامَهُ كَتِفُ النُّبُوَّةِ.»
وی افزود: طبق فرمایش صاحب مناقب، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: من کسی هستم که پا روی دوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نهاده ام و بت های داخل خانه کعبه را شکسته ام؛ آیا به من ایراد می گیرید که چرا روی این چوب ها نشسته ام؟ «أنا الّذی وضعت قدمی على خاتم النبوّة فما هذه الأعواد»
استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: نزدیک به 100 سال در خطبه ها لعن بر امیرالمؤمنین علیه السلام می کردند. حقّش را غصب کردند؛ بیست و پنج سال حضرت را خانه نشین کردند؛ همسرش را به شهادت رساندند؛ محسن را به شهادت رساندند؛ در پی آن بودند که پیکر امیرالمؤمنین علیه السلام را بیابند و جسارت کنند. آیا از حضرت امیر علیه السلام مظلوم تر هم هست؟!
وی اضافه نمود: ابن قتیبه در کتاب امامت و سیاست می نویسد: سعد بن ابی وقاص در مورد علی علیه السلام می گفت: على سلام الله علیه در نیکى هاى ما با ما شریک است؛ ولى ما با او در نیکى هایش شریک نیستیم. او از همه ما به کار خلافت سزاوارتر بود؛ اما قضا و قدر مدتى او را از حقش دور ساخت. و ما به نیکى مى دانستیم که او سزاوارترین فرد نسبت به کار خلافت است. (امامت و سیاست/ ترجمه، ص: 132)
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کردک در کتاب صحیح مسلم از قول عامر بن سعد بن ابى وقّاص به نقل از پدرش می نویسد: در یکى از روزها، معاویة بن ابى سفیان به سعد بن ابی وقاص دستور داد تا به على بن ابی طالب علیه السلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد.
معاویه، از وى پرسید: به چه سبب على را دشنام نمی دهی؟
سعد گفت: به خاطر آن که خودم در شأن على علیه السلام از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم سه فضیلت شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام علی سلام الله علیه، اقدام نمى کنم.
فضیلت اول: در ماجرای جنگ تبوک رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود، در مدینه باقى گذاشت، آنگاه على علیه السّلام به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا رسول الله! آیا مرا به جانشینی بر زنان و کودکان می گماری؟ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخش، فرمود: آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من، همانند جایگاه هارون، به حضرت موسى علیه السّلام باشد؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى شود .
فضیلت دوم: در جنگ خیبر، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم، که مىفرمود: « پرچم اسلام را به دست کسى میدهم که خدا و رسول را دوست مى دارد و خدا و رسول هم، او را دوست مى دارند». از شنیدن این سخن همه ما در انتظار اینکه این فضیلت بزرگ نصب ما گردد، سر از پا نمی شناختیم، که در همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید. على علیه السّلام در حالى به حضور حضرت رسول شرف یاب شد که به درد چشم شدیدی مبتلا بود، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یاد بود نصرت الهى بود، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام، فتح و پیروزى عظیمی نصیب اسلام شد.
فضیلت سوم: هنگامى که آیه مباهله «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ» نازل شد، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود: بار پروردگارا! اینان اهل بیت من هستند.
که اگر یکی از این فضیلت ها براى من بود، بهتر و ارزنده تر از شتران سرخ موی بود که در اختیار من باشد. (صحیح مسلم: ج 7 ، ص 120، کتاب فضائل الصحابة، باب من فضائل علی بن أبی طالب (رضی الله عنه)
وی افزود: این موضوع را بسیاری از علمای اهل سنت در کتب شان نقل کرده اند که به جهت اختصار به بعضی از آنها اشاره می کنیم: (ابن کثیر در البدایة والنهایة، حوادث سال چهل هجری، ج 7، ص 369؛ ابن اثیر در اسد الغابه فی معرفة الصحابة، ترجمه امام علی علیه السلام، ج 4 ، ص 99؛ شرح مسلم، النووی، ج 15، ص 175؛ ینابیع المودة لذوی القربى، القندوزی، ج 2، ص 119)
این استاد و مبلغ بین المللی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در ماجرای تبوک برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام شایعه ساختند؛ شایعه، پدر امت را در می آورد؛ شایعه ها سبب شد وقتی علی به شهادت رسید بگویند: «مگر علی هم نماز می خواند!» روز قیامت باید نسبت به ارسال پیام های در موبایل ها مسئول تر باشیم؛ اگر در موبایل چیزی آمد و بی تحقیق ارسال کردیم، دلیل بر حجت بودن نیست و نمی توانیم بگوییم چون همه می گویند، پس حتما درست بوده است. این استدلال مورد پذیرش خداوند نیست. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مورد شهادت دادن، اشاره به خورشید کردند و فرمودند: «بمثل هذا فاشهد» اگر می خواهید شهادت به چیزی دهید، آنگونه در یقین باشید که گویی خورشید را در آسمان به وضوح می بینید. از این رو اگر در فضاهای مجازی بی تحقیق چیزی را بفرستید، شما هم به سهم خودتان مسئول هستید.
/270/260/20/