استاد فتحی مطرح کرد؛

پاسخ به دو شبهه درباره درباره قرآن و روایات

استاد فرهاد فتحی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به پاسخ دو سؤال در مورد «قرآن و احادیث» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بیان می شود «در زمان حاضر برای فهم درست قرآن به روایات نیاز نداریم، چون قرآن خودش تبیانا لکل شیء می باشد» کلام درستی نیست؛ زیرا حتما برای فهم درست قرآن و برای اینکه زمانی که آیات دالّ بر جسمانیت خدا را می خوانیم، اگر از طریق اهلبیت متوجه آیه لیس کمثله شیء نباشیم، قائل به جسمانیت خدا می شویم که خلاف بداهت عقلی است. و یا اگر اهلبیت نمی فرمودند ما تا آخر عمر نمی دانستیم، به خاطر حرف باء در برؤوسکم است که مسح قسمتی از سر برای وضو کافی است. و یا اگر اهل بیت نمی فرموند که تا یک سوم دیه زن و مرد یکی است و بعد از آن نصف می شود، ما تا قیامت نمی توانستیم بفهمیم که چگونه ۴ انگشت زن معادل ۲ انگشت مرد، ولی ۳ انگشت آن معادل ۳ انگشت آن است.  بنابراین برای فهم دقیق آیات به اهل بیت علیهم السلام نیاز است تا ما را متوجه فهم درست از آیات نمایند.

 

وی افزود: شاید اشکال شود که ما در این مثال ها هم مناقشه داریم و حرف قرآن را مقدم بر روایات مذکور می کنیم و طبق برداشت از قرآن منهای بیان این روایات عمل می کنیم؛ در جواب می گوییم همان حدیث ثقلین که یکی از معدود احادیث متواتر در دنیای اسلام است ما را دعوت به تمسک به دو چیز می کند و اینکه با ادعای روایات مجعول و ضعیف تمام روایات را کنار بگذاریم این حرف درستی نیست.

 

استاد فتحی خاطرنشان کرد: هر کسی برای فهم قرآن روش هایی دارد که آن را به اشتباه نفهمد؛ برای پی بردن به صحت روایات نیز راه هایی تعبیه شده است که ما بتوانیم روایات صحیح را از سقیم تشخیص دهیم و روایات صحیح همان کلام اهلبیت است که باید طبق حدیث ثقلین به آن متمسک شویم.

 

وی اضافه نمود: بنابراین ما برای فهم قرآن و یا حداقل برخی آیات آن نیاز به روایات داریم و اگر روایت صحیحی در ذیل آن آیه نبود نباید به روایت ضعیف تمسک کنیم و فهم خود ما طبق قواعد در نزد خدا حجت خواهد بود‌.

 

استاد فرهاد فتحی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: ادعای مبهم بودن قرآن نیر مانند ادعای بی نیازی قرآن از روایات اهل بیت علیهم السلام، ادعای درستی نیست؛ زیرا کلام مبهم آن است که غرض متکلم به بیان و یا عدم بیان تعلق نگرفته است و این از گوینده عاقل بعید است که بدون قصد یک طرف سخنی به زبان بیاورد؛ چه رسد خداوند متعال که منزه از این صفات ناپسند است. ولی هیچ عیبی ندارد آیاتی در قرآن مجمل باشد و اجمال منافاتی با بلاغت و فصاحت ندارد و در برخی موارد در علم بلاغت آن را لازم می دانند؛ گرچه ما نیز قبول داریم ابهام منافات با بلاغت و فصاحت قرآن دارد.

 

وی افزود: بنابراین خداوند در آیاتی غرضش به عدم بیان تعلق گرفته است و کلام مجمل شده است که باید با آیات دیگر و راهنمایی اهل بیت علیهم السلام در زمان حضورشان و سخنان صحیح و مستندشان در زمان غیبت روشن گردد.

 

 این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تمسک به آیاتی مانند تبیانا لکل شیء برای بی نیازی آن از روایت، مغالطه ای بیش نیست؛ چرا که هیچ عیبی ندارد که تبیان بودن آن برای کسی باشد که طبق قاعده حرکت کند و یکی از آن قواعد راهنمایی از اهل بیت علیهم السلام برای فهم قرآن است؛ وگرنه قرآن می فرماید «ذلک الکتاب لا ریب فیه» در حالی که بیشتر مردم جهان در آن شک و شبهه دارند و مراد از آن این است که که کسی طبق قواعد فهم قرآن مشی کند، قهرا شکی در حقانیت و وحی بودن آن نمی کند و یا آیاتی مانند «لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین» را اگر با نگاه بدوی بنگریم، این به دست می آید که فرمول فلان مسئله فیزیک هم در آن باید باشد و ادعا کنیم با قرآن از تمام علوم روز بی نیاز می شویم؛ در حالی که ظاهرا مراد این باشد که هر چیزی که برای هدایت شما نیاز بود، ما آن را بیان کرده ایم نه اینکه هر چیزی در قرآن باشد.

/270/260/22/

 

س, 03/17/1401 - 19:15