استاد شفیعی دارابی مازندرانی مطرح کرد؛

پاسخ به شبهه: «آیا پیامبر ص خود را سیاستمدار می دانست؟»

استاد سید محمد شفیعی مازندرانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به پاسخ این شبهه پرداخت: «آيا پيامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم خود را سياستمدار مي دانست؟»

/270/260/21/

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ابتدای  گفتگو خاطرنشان کرد: بعضي از  روشن فکران آن حضرت را بدور از مسائل سياسي مي پندارند؛ ولي در برابر پرسش فوق  بايد گفت آري؛ چرا که نه؟ آن حضرت خود را با لفظ خود به «سياستمدار» معرفي کند يا نکند،  تفاوتي ندارد؛ زيرا که در  دين او همانند ساير اديان الهي، دين و سياست، دو روي از يک سکه اند؛ که در کلام معروف  مدرس و نيز در وصيتنامه امام راحل رضوان الله تعالی علیه مي درخشد؛ او  پراکنده ترين جامعه را به وحدت هدايت کرده است و عجيب ترين و پيچيده ترين جنگ ها را مديريت نموده است.

 

وی افزود: مسيح مقدس نيز از سياستمداران الهي است؛ در انجيل لوقا فصل 22 شماره 36 و 38 آمده است: «مسيح ، شب آخر به ياران گفت: شمشير فراهم کنيد؛ گرچه جامه خود را بفروشيد.»

 

استاد شفیعی مازندرانی در ادامه بیان کرد: مسيح درعمر سي و سه (33) ساله خود، زمينه تشکيل حکومت را بدست نياورد؛ ولي در حکومت موعود اسلام چهل سال وزارت آن حضرت را عهده دار است؛ و مسيح همان کسي است که «دجال » را سرنگون مي کند؛ (جزايري، قصص الانبياء؛ ص 628؛ چاپ حبيب)

 

وی اضافه نمود: در هفده (17)  سوره قرآن رسما جهاد مطرح شد و چهارصد (400) آيه در باب جهاد داريم که در راستاي رفع موانع باب دعوت بشر به تعالي و دستيابي به برترين قانون زندگي مي درخشند؛ که بفرموده پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم «الاسلام يعلو و لا يعلی عليه»  (صدوق   من لا يحضره الفقيه  ج ع ص 243)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: جابربن‌عبداللَّه انصاری (رحمة الله علیه) مي گويد: درباره‌ تفسیر آیه: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» گفت: «پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اوّل چیزی که خداوند متعال آفرید، «نور» من بود؛ و سپس از آن نور، نور «علی » (علیه السلام)  را آفريد ... ما تجلي حکمت خدا و برگزیدگان و دوستان پروردگاریم. «وجه ‌اللَّه، جنب ‌اللَّه، عین ‌اللَّه، امناء اللَّه، نگهبانان خواسته خدا، غیب خدا، معدن تنزیل و معنی تأویل ما هستیم.

 جبرئیل (علیه السلام) در خانه ‌های ما فرود می‌ آید و ما جایگاه قدس خدا،  چراغ‌ های حکمت، کلیدهای رحمت، سرچشمه‌ های همّت، باعث شرافت امّت، پیشوایان برجسته، نوامیس عصر و فرمانروایان عالم، رهبر مردم، زمامدار و سياستمدار جهان «وَ نَحْنُ سَادَهْ الْعِبَادِ وَ نَحْنُ سَاسَهْ الْبِلَاد» و فرمانبردار، ولایتمدار، پشت و پناه خلق، ساقی و حافظ ، راه نجات برای آنهاییم. ما راه و سلسبیل، راه پایدار و طریق مستقیم مردم هستیم.

هرکه به ما ایمان آورد به خدا ایمان آورده و هرکه ما را انکار کند خدا را انکار کرده و کسی که درباره ‌ی ما شک کند به خدا شک کرده کسی که عارف به ما باشد عرفان به خدا دارد و هرکه به ما پشت کند به خدا پشت کرده و مطیع ما مطیع خداست  ما وسیله   اي به‌سوی خداییم و رساننده  خلق به رضوان اوییم

« فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَی کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ قَالَ قَالَ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی ابْتَدَعَهُ مِنْ نُورِهِ وَ اشْتَقَّهُ مِنْ جَلَالِ عَظَمَتِهِ فَأَقْبَلَ یَطُوفُ بِالْقُدْرَهًْ حَتَّی وَصَلَ إِلَی جَلَالِ الْعَظَمَهًْ فِی ثَمَانِینَ أَلْفَ سَنَهًْ ثُمَّ سَجَدَ لِلَّهِ تَعْظِیماً فَفَتَقَ مِنْهُ نُورَ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَکَانَ نُورِی مُحِیطاً بِالْعَظَمَهًْ وَ نُورُ عَلِیٍّ مُحِیطاً بِالْقُدْرَهًْ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ وَ اللَّوْحَ وَ الشَّمْسَ وَ ضَوْءَ النَّهَارِ وَ نُورَ الْأَبْصَارِ وَ الْعَقْلَ وَ الْمَعْرِفَهًْ وَ أَبْصَارَ الْعِبَادِ وَ أَسْمَاعَهُمْ وَ قُلُوبَهُمْ مِنْ نُورِی وَ نُورِی مُشْتَقٌّ مِنْ نُورِهِ فَنَحْنُ الْأَوَّلُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ وَ نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ وَ نَحْنُ الشَّافِعُونَ وَ نَحْنُ کَلِمَهًْ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَاصَّهًْ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَحِبَّاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ جَنْبُ اللَّهِ وَ نَحْنُ یَمِینُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَزَنَهًْ وَحْیِ اللَّهِ وَ سَدَنَهًْ غَیْبِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ التَّنْزِیلِ وَ مَعْنَی التَّأْوِیلِ وَ فِی أَبْیَاتِنَا هَبَطَ جَبْرَئِیلُ وَ نَحْنُ مَحَالُّ قُدْسِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَصَابِیحُ الحِکْمَهًْ وَ نَحْنُ مَفَاتِیحُ الرَّحْمَهًْ وَ نَحْنُ یَنَابِیعُ النِّعْمَهْ وَ نَحْنُ شَرَفُ الْأُمَّهْ وَ نَحْنُ سَادَهْ الْأَئِمَّهْ وَ نَحْنُ نَوَامِیسُ الْعَصْرِ وَ أَحْبَارُ الدَّهْرِ وَ نَحْنُ سَادَهْ الْعِبَادِ وَ نَحْنُ سَاسَهْ الْبِلَادِ وَ نَحْنُ الْکُفَاهًْ وَ الْوُلَاهًْ وَ الْحُمَاهًْ وَ السُّقَاهًْ وَ الرُّعَاهْ وَ طَرِیقُ النَّجَاهْ وَ نَحْنُ السَّبِیلُ وَ السَّلْسَبِیلُ وَ نَحْنُ النَّهْجُ الْقَوِیمُ وَ الطَّرِیقُ الْمُسْتَقِیمُ مَنْ آمَنَ بِنَا آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَنْ رَدَّ عَلَیْنَا رَدَّ عَلَی اللَّهِ وَ مَنْ شَکَّ فِینَا شَکَّ فِی اللَّهِ وَ مَنْ عَرَفَنَا عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّی عَنَّا تَوَلَّی عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ أَطَاعَنَا أَطَاعَ اللَّهَ وَ نَحْنُ الْوَسِیلَهْ إِلَی اللَّهِ وَ الْوُصْلَهْ إِلَی رِضْوَانِ اللَّه» (تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج ۲، ص۷۳۴  بحارالأنوار، ج ۲۵، ص ۲۲)

 

تحليل اول:

استاد سید محمد شفیعی مازندرانی خاطرنشان کرد: تحليل مساله فوق نشان مي دهد: جمله: «وَ نَحْنُ سَادَهْ الْعِبَادِ وَ نَحْنُ سَاسَهْ الْبِلَادِ» در حديث فوق (ما مولاي بندگان خدا و سياستمدار جامعه شان هستيم)، چشم هر بيننده اي را مي نوازد؛ چنان که در کلام امام مجتبي سلام الله علیه آمده است «ان الله تعالي ندبنا لسياسه الامه» خداوند متعال ما را سياستمدار امت خطاب کرد. (مستدرک الوسائل؛ ج 7؛ ص 527؛ حديث 8820)

 

وی افزود: در کلام امام صادق سلام الله علیه مي خوانيم: «وَ نَحْنُ سَادَهْ الْعِبَادِ وَ سَاسَهْ الْبِلَادِ » ما سرور بندگان خدا و سياستمدار  جامعه شان هستيم. (بحار الانوارج 26  ص  259 – چاپ – دار احياء التراث العربي)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در کلام معروف امام دهم که تحت نام زيارت جامعه کبيره شهرت دارد  به سروران معصوم خطاب شده است «... و ساسه العباد» سياستمداران  راستين بندگان خدا شمائيد.

 

تحلیل دوم

استاد شفیعی مازندرانی خاطرنشان کرد: در فرازهاي فوق، همه جا جملات جمع و ضماير جمع بکار رفت که بيانگر آن است که  محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين، همه سياستمدار هستند؛ و نيز بيان مي دارند پيروان آنان نيز اين چنين اند؛ البته تحقق اين خصيصه، نيازمند به تحقق زمينه ها و حضور شرائط لازم است که تجلي جامع آن در زمان ظهور موعود اسلام (عج) رخ مي دهد و توفيق سياستگزاري جهاني براي آن عزيز ما سوي الله اتفاق مي افتد.

 

تحلیل سوم

وی افزود: بديهي است که سياست به معناي منفي کلمه منظور نيست؛ بلکه به معناي مديريت عقلاني وَ حياني جامعه مقصود است؛ که «سياست متعاليه» خوانده مي شود.

 

تحلیل چهارم

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آيا با اين صراحتي که در رهنمود فوق، از رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم مشاهده مي کنيم؛ مي توان گفت که آن حضرت دين را از سياست جدا مي دانست؟

 

تحلیل پنجم

وی اضافه نمود: هنگامي که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود را با چنين صراحتي، سياستمدار مي خواند، آيا مي توان گفت امامان معصوم از اوصياي پيامبر اسلام سلام الله علیهم اجمعین  دين را از سياست جدا مي دانستند؟ 

 

تحلیل ششم

استاد شفیعی دارابی مازندرانی خاطرنشان کرد: با توجه به موارد فوق، آيا مي توان کسي را يافت که دم از سنت پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بزند، اعم از شيعه و سني، ولي دين و سياست را دو روي از يک سکه نداند؟

 

چ, 04/08/1401 - 14:23