استاد شفیعی دارابی مازندرانی مطرح کرد؛

گنج بی رنج

استاد سید محمد شفیعی مازندرانی در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «حسنه بی زحمت؛ گنج بی رنج»

/270/260/22/

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در پاره اي از موارد، موقعيتي پيش مي آيد که براي آدمي، بدون رنج بردن، گنج حاصل مي آيد که يکي از موارد را در حديث زير به تماشا بنشينيد:

 رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «عیسی از کنار قبری گذشت که صاحبش را عذاب می‌کردند و سال دیگر بر آن گذشت و عذاب نداشت؛ عرض کرد: «پروردگارا پارسال که از کنار این قبر می ‌گذشتم، صاحبش در عذاب بود، و امسال عذابی ندارد». ندا رسيد: «ای روح اللَّه! اين مرد فرزند صالحی داشت که بالغ شده و جاده اي را مرمّت کرد و یتیمی را پناه داد؛ ما او (صاحب قبر) را به خاطر عمل صالح پسرش آمرزیدیم».

در ادامه همين حديث آمده است: «عیسی ‌بن ‌مریم به یحیی فرمود: «اگرعليه تو از عیبی که داری بگویند، گناهت را به یادت آورده‌ اند؛ نسبت به آن گناه از خدا آمرزش بخواه! و اگر در حق تو تهمتی روا بدارند، از سوي خدا حسنه‌ای برایت نوشته می‌شود که برای به دست آوردن آن زحمتی نکشیده‌ای- در ادامه همين رهنمود:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: مَرَّ عِیسَی‌ بْنُ ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ فَقَالَ یَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَکَانَ صَاحِبُهُ یُعَذَّبُ ثُمَّ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَیْهِ یَا رُوحَ اللَّهِ إِنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقاً وَ آوَی یَتِیماً فَغَفَرْتُ لَهُ بِمَا عَمِلَ ابْنُهُ قَالَ وَ قَالَ عِیسَی ‌بْنُ‌ مَرْیَمَ علیه السلام لِیَحْیَی ‌بْنِ ‌زَکَرِیَّا علیه السلام إِذَا قِیلَ فِیکَ مَا فِیکَ فَاعْلَمْ أَنَّهُ ذَنْبٌ ذُکِّرْتَهُ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ مِنْهُ وَ إِنْ قِیلَ فِیکَ مَا لَیْسَ فِیکَ فَاعْلَمْ أَنَّهَا حَسَنَهْ کُتِبَتْ لَکَ لَمْ تَتْعَبْ فِیهَا» (تفسیر اهل بیت علیهم السلام؛ ج ۹، ص۱۳۶؛ صدوق ، امالی، ص ۵۱۲)

بسا گنج بي رنج، در اين کرانه

که کم حاصل آيد تو را در زمانه

به يحيي، مسيح دلارام، فرمود

که «و اصبرعلي ما يقولون» بهانه ( مزمل – 10)

چو «بد خواه» تو، باب غيبت گشايد

به خود بنگر، و توبه اي کن ترانه

اگرزان چه گويد مبرا   است جانت

به تهمت، گل آبرويت نشانه

خداوند عزوجل ، در دفاعت

تفضل کند بر تو خوش، بي بهانه

به شرط آن که در کشتي مومنانش

ترا جا بُوَد در صراطش روانه

شفيعي! نگر روز غيبت گران را

همي عيب جو را چه ناري، به خانه

 

جانا اگر عليه تو دستي به کارزار

غيبت نمود و عيب تو را گفت آبدار

از کوره، در مَرو، منشين بر رکاب خشم

دل را سراي کينه او جان من مدار

انصاف دار و فرصت خود کاوي ات نگر

گر صدق گفت: عيب خودت را هلاک دار

گر آنچه گفت: در تو سراغش نبود و نيست

مظلوم کوي خلق، توئي اندرين ديار

بهر تو از خدا « حَسنَه»، فرض مي شود

بي رنج، گنج، سوي تو از حق، شود نثار

هر چند عيب گو و کسي، غيبتت نمود

مبغوض عرش گشته به کيفر همي دچار

آري! شفيعی خصم، گهي، «خير» را سبب

شرط آن که ديده باز کني، صبر را شعار

 

نتيجه

استاد سید محمد شفیعی مازندرانی در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: از حرف نسنجيده ديگران راجع به خودمان  ناراحت نشويم؛ زيرا دنيا بي صاحب نيست؛ بدگو، بد مي بيند؛ به خاطر آن که در جهان عدالت الهي حاکم است.

 

وی افزود: حرف نسنجيده ديگران (عيب گو و غيبت گر) راجع به همه ما گاهي مايه تذکر به ما شده است، توبه و بيداري ما را باعث مي شود؛ اگر انصاف را ناديده نگيريم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حرف نسنجيده ديگران راجع به شما اگر بي اساس است و در شما عيبي حضور ندارد، به تو تهمت زدند؛ به امر الهي چون مظلوم واقع شده اي، حسنه ‌ای برایت نوشته می ‌شود که برای به دست آوردن آن زحمتی نکشیده ‌ای (گج بي رنج)

 

ي, 05/02/1401 - 15:49