استاد نوری زنجانی مطرح کرد؛

بهترین درخواست ‏ها از درگاه الهی، در آیینۀ دعایِ روز مُباهله

استاد محمد اسماعیل نوری زنجانی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «بهترین درخواست ‏ها از درگاه الهی، در آیینۀ دعایِ روز مُباهله»

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزۀ علمیۀ قم و استاد بازنشستۀ دانشگاه فرهنگیان (پردیس طالقانی) در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بیست و چهارم ذی الحجة، روز حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همراه حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام، برای مباهله  با نصارای نجران در مدینه است. (مسار الشیعه، شیخ مفید، ضمن مجموعه نفیسه، مکتبه بصیرتی، قم،1396ق، ص22؛ توضیح المقاصد، شیخ بهایی، ضمن مجموعه نفیسه، مکتبه بصیرتی، قم، 1396ق، ص32؛ مصباح الکفعمی، مصباح الکفعمی، ابراهیم کفعمی، دار الرضی (زاهدی)، قم، چاپ دوم، 1405ق، ص 515؛ بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏،1403ق، ج97، ص384)

 

 

استاد نوری اضافه نمود: مباهله واقعه ‏ای است که تأثیر شگفت‏ انگیزی در تقویت ایمان مسلمانان و استحکام قلبی آنان نسبت به رسالت پیامبر گرامی اسلام و تضعیف روحیۀ منافقان و مخالفان داشته است. به همین مناسبت، پس از اشارۀ مختصر به این جریان باشکوه و اثرگذار تاریخی، نیم ‏نگاهی به فضیلت روز مباهله و دعای مخصوص این روز داشته و «بهترین درخواست‏ هایِ انسان باایمان» از درگاه الهی را در آیینۀ این دعا به تماشا می ‏نشینیم.

 

وی افزود: در معنای لغوی مباهله نوشته اند: مباهله، مصدر باب مفاعله از مادّۀ «بهل» به معنی: دعا و تضرّع است. و مقصود از «مباهله» این است که: هرگاه دو نفر یا دو گروه دربارۀ چیزی اختلاف داشته باشند، علیه یکدیگر دعا (نفرین) کنند، تا نفرین طرف حقّ در طرف باطل تأثیر بگذارد. (ر.ک: مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، تحقیق صفوان عدنان داودی، الدارالشامیه، بیروت- دارالقلم، دمشق، 1412ق، ص 149«بهل»؛ معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1404ق، ج 1، ص 311«بهل»).

 

 

جریان مباهلۀ اهل بیت علیهم السلام با نصارای نجران

استاد نوری در ادامه بیان کرد: در تفسير قمى از امام صادق علیه السلام روايت شده است كه فرمود: گروهی (حدود شصت نفر) از نصاراى نجران (منطقه ‌ای در جنوب غربی عربستان امروز)، همراه سه نفر از بزرگانشان به نام های «أهتم»، «عاقب» و «سيّد» براى تشرف به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مدينه آمدند، به هنگام نمازشان، در مسجد، ناقوس نواخته و به نماز ايستادند.

 اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشتند: يا رسول الله! اينجا مسجد تو و مسجد اسلام است، چرا بايد در اينجا ناقوس بنوازند؟

 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: كارى به كارشان نداشته باشيد.

 بعد از آن كه از نمازشان فارغ شدند، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند؛ پرسيدند: مردم را به چه دينى دعوت مى‏ كنى؟

فرمود: به شهادت‏ دادن به اين كه: معبودى جز «اَلله» نيست، و من فرستادۀ خدايم، و عيسی علیه السلام هم بنده‏ و مخلوق خداست كه مى ‏خورد و مى ‏نوشيد و سخن مى ‏گفت.

پرسيدند: اگر مخلوق و بنده بود، پدرش كه بود؟

در اينجا به رسول خدا وحى شد كه به ايشان بگو: شما دربارۀ آدم چه مى‏ گوئيد؟ آيا بندۀ خدا‏ و مخلوق او بود، مى‏ خورد و مى‏ نوشيد و سخن مى ‏گفت و ...؟

رسول خدا همين سؤالات را از آنان كرد، جواب دادند: بله بنده‏ و مخلوق خدا بود و كارهايى كه برشمردى مى‏ كرد.

فرمود: اگر بنده و مخلوق بود، پدرش كه بود؟

مسيحيان مبهوت و ساکت ماندند.

خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود: «إِنَّ مَثَلَ عِيسی عِنْدَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ* فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُلفسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْکاذِبینَ» (ل عمران/ 59 -61)؛ «مثل عيسی در نزد خدا، همچون آدم است، كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: موجود باش! او هم فوراً موجود شد. [پس، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيت او نيست]. اينها حقيقتى است از جانب پروردگار تو، لذا، از ترديدكنندگان مباش! هر گاه بعد از علم و دانشی که [دربارۀ مسیح] به تو رسیده، [باز] کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم!».

 

استاد نوری زنجانی خاطرنشان کرد: واژه «نَبتَهل» از ریشه «اِبتهال» به معناى بازکردن دست‌ ها و آرنج ‌ها براى دعا به سوى آسمان است و به دلیل وجود این مفهوم در آیۀ 61 سورۀ آل ‏عمران، به آیۀ مباهله، معروف شده است؛ مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یکدیگر به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاکت براى طرف مقابل که از نظر او اهل باطل است.

 

وی افزود: طبق دستور این آیه، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنان فرمود: [اگر قبول ندارید] پس با من مباهله كنيد، اگر من صادق بودم، لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر كاذب باشم بر من نازل شود، مسيحيان گفتند: از درِ انصاف درآمدى. قرار مباهله گذاشتند، مسیحیان، وقتى به منزل خود برگشتند، بزرگانشان (سیّد، عاقب و أهتم) گفتند: اگر او با اصحابش به مباهله بيايد، مباهله مى‏ كنيم؛ چون مى‏فهميم كه او پيامبر نيست، ولی اگر با اهل بیت خود بيايد، مباهله نمى ‏كنيم؛ چون هيچ كس نزدیکان خود را در معرض خطر قرار نمی دهد، مگر آن كه صادق باشد [يقين داشته باشد كه خطرى نيست].

 صبح به سوی محل مباهله روانه شدند، ديدند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فقط با چهار نفر براى مباهله آمده ‏اند؛ نصارا از مردم پرسيدند: اينها چه كسانى هستند؟

گفتند: اين مرد پسر عمو و وصىّ و دامادش علی است و اين دخترش فاطمه و دو فرزندانشان حسن و حسين هستند، نصارا فهمیدند که او حق است؛ دچار وحشت شدند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشتند: ما حاضريم تو را راضى كنيم، ما را از مباهله معاف بدار، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با ايشان به جِزيه  مصالحه كرد و نصارا به ديار خود بازگشتند.  (تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، دارالکتاب، قم، 1367 ش، ج 1، ص 104؛ المیزان فی تفسیر القرآن، علامه محمد حسین طباطبایی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1417ق، ج 3، ص 228و 229)

 

وی افزود: جِزیه نوعی مالیات است که اهل کتاب، به رهبر مسلمانان می ‌پردازند و در مقابل، در سایۀ حکومت اسلامی با امنیت‌ خاطر و آسایش کامل، زندگی می ‌کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: گفتنی است که محل مباهله در روزگار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الإجابة»، بنا شده است.

 

وی افزود: همۀ مفسران و محدثان (شیعه و سنّی) تصریح کرده‌ اند، آیۀ مباهله در حق اهل‏ بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، فقط حضرت علی علیه السلام، فاطمه سلام الله علیها، حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را به میعادگاه برد؛ بنابراین منظور از «اَبْنَائَنَا» در این آیه منحصراً امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند، همانطور که منظور از «نِسَائَنَا» فاطمه سلام الله علیها و منظور از «اَنْفُسَنَا» تنها پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام بوده است. و در این زمینه، احادیث فراوان نقل شده که از میان آنها به نقل یک مورد بسنده می ‌کنیم. (جهت اطلاع از آن احادیث رجوع شود به: تفسیر قمی، ج 1، ص‏104؛ تفسیر فرات کوفی، فرات بن ابراهیم، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اوّل، 1410‏ق، ص ‏85 ـ 89؛ نورالثقلین، عبدعلی حویزی، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1415ق، ج 1، ص 347 ـ 351؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372 ش، ج 2، ص762 ـ 764؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، 1416 ق، ج 1، ص ‏629 ـ 639.)

 

استاد اسماعیل نوری زنجانی خاطرنشان کرد: «فرات کوفی» در تفسیر آیۀ مذکور، از طریق «حسین بن سعید اهوازی» از امام باقر علیه السلام روایت کرد که فرموده است: «منظور از "اَبْنَائَنَا" حسن و حسین علیهما السلام ، "نِسَائَنَا" فاطمه سلام الله علیها و "أنْفُسَنَا" علی علیه السلام است».  (تفسیر فرات کوفی، ص‏ 86.)

 

مباهله، زیربنایِ غدیر

این استاد سطوح عالی حوزه علیمه قم و استاد دانشگاه در ادامه بیان کرد: ماجرای «مباهله»، یکی از حوادثِ برجستۀ تاریخ اسلام است. واقعۀ شگفت ‏انگیزی که در اهمیت، اگر هم‏ سطح با حماسۀ پرشُکوه «غدیر» نباشد، از آن، کم‏اهمیت‌ تر  نیست، زیرا «مباهله» زیربنایِ «غدیر» است و پیش از جریان غدیر، خدای سبحان در قرآن، به روشنی، وجود مبارکِ امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام  را به منزله «نَفْسِ» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یاد کرده است، و این عطیّۀ الهی و فضیلت بزرگ را به آن حضرت، اختصاص داده است.

 

آیۀ مباهله، بزرگترین فضیلت امام علی علیه السلام

روزی مأمون به امام رضا علیه السلام گفت: بزرگ‏ترین فضیلت امیر مؤمنان علیه السلام که قرآن بر آن دلالت کند، چیست؟ امام رضا علیه السلام فرمود: «فَضِيلَتُهُ فِي الْمُبَاهَلَةِ»؛  فضیلت ایشان در مباهله است. خدای عزّوجلّ فرمود: «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ»؛ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و  سلم، امام حسن و امام حسین علیهما السلام را برای مباهله دعوت کرد که هر دوی آنها فرزندانش بودند و همچنین فاطمه سلام الله علیها را دعوت کرد که در آن هنگام وی جزو زنان مورد اشاره آیه بود، و نیز امیرمؤمنان علیه السلام را فراخواند که به حکم آیۀ شریفه، نفس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شمار می‏ رفت. پس ثابت شد که هیچ یک از بندگان خدا والاتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و افضل از او نبوده‏ اند و همچنین لازم آمده که هیچ کس افضل از نفس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که علی علیه السلام بود، به دلالت آیۀ شریفه وجود نداشته باشد.

مأمون گفت: این استدلال درباره امام حسن و امام حسین علیهما السلام و فاطمه سلام الله علیها صحیح است، امّا درباره علی علیه السلام درست نیست؛ چون ممکن است رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شخص خود را گفته باشد، نه فرد دیگری را. پس آیه فضیلتی برای امیرمؤمنان علیه السلام نخواهد بود.

امام رضا علیه السلام در پاسخ فرمود: این سخن صحیح نیست؛ چرا که شخص دعوت‏کننده، همواره غیر از خود را دعوت می‏کند، نه خود را. همان طور که فرد دستوردهنده، همیشه به دیگری امر می ‏کند، نه به خود. پس این که حضرت فرمود: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا»، به این معنا نیست! وقتی رسول خدا فردی غیر از امیرمؤمنان علیه السلام را در مباهله فرا نخواند، ثابت می ‏شود که علی علیه السلام همان نفس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است.

مأمون که از پاسخ امام رضا علیه السلام شگفت زده شده بود، گفت: وقتی جواب آمد، سؤال، جایگاه خود را از دست می‏دهد.

«وَ حَدَّثَنِي الشَّيْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ أَيْضاً قَالَ‏ قَالَ الْمَأْمُونُ يَوْماً لِلرِّضَا علیه السلام أَخْبِرْنِي بِأَكْبَرِ فَضِيلَةٍ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِين علیه السلام يَدُلُّ عَلَيْهَا الْقُرْآنُ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام فَضِيلَتُهُ فِي الْمُبَاهَلَةِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ‏ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‏. فَدَعَا رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَكَانَا ابْنَيْهِ وَ دَعَا فَاطِمَةَ فَكَانَتْ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين علیه السلام فَكَانَ نَفْسَهُ بِحُكْمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم وَ أَفْضَلَ فَوَجَبَ أَنْ لَا يَكُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم بِحُكْمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ أَ لَيْسَ قَدْ ذَكَرَ اللَّهُ الْأَبْنَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ابْنَيْهِ خَاصَّةً وَ ذَكَرَ النِّسَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ابْنَتَهُ وَحْدَهَا فَلِمَ لَا جَازَ أَنْ يَذْكُرَ الدُّعَاءَ لِمَنْ هُوَ نَفْسُهُ وَ يَكُونَ الْمُرَادُ نَفْسَهُ فِي الْحَقِيقَةِ دُونَ غَيْرِهِ فَلَا يَكُونُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِين علیه السلام مَا ذَكَرْتَ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضا علیه السلام لَيْسَ بِصَحِيحٍ مَا ذَكَرْتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الدَّاعِيَ إِنَّمَا يَكُونُ دَاعِياً لِغَيْرِهِ كَمَا يَكُونُ الْآمِرُ آمِراً لِغَيْرِهِ وَ لَا يَصِحُّ أَنْ يَكُونَ دَاعِياً لِنَفْسِهِ فِي الْحَقِيقَةِ كَمَا لَا يَكُونُ آمِراً لَهَا فِي الْحَقِيقَةِ وَ إِذَا لَمْ يَدْعُ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم رَجُلًا فِي الْمُبَاهَلَةِ إِلَّا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ نَفْسُهُ الَّتِي عَنَاهَا اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ وَ جَعَلَ حُكْمَهُ ذَلِكَ فِي تَنْزِيلِهِ قَالَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ إِذَا وَرَدَ الْجَوَابُ سَقَطَ السُّؤَال.» (الفصول المختارة، محمد بن محمد مفید، محقق/ مصحح: علی میرشریفی، کنگرۀ شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق، ص 38).

 

 

مباهله برای ابلاغِ حقیقت دین

«روز مباهله، روزی است که پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، عزیزترین عناصر انسانی خود را به صحنه می‏آورد ... برای محاجه‌ای که در آن باید مایز  بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، دست عزیزان خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائی‏بودن روز مباهله به این شکل است. یعنی نشان‏دهندۀ‌ این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ می ‏آورد به میدان با این داعیه که می ‏گوید: بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، با عذاب الهی، ریشه ‌کن بشود!». (بیانات رهبر معظم انقلاب دامت برکاته در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون، مورخ:  22/ 9/ 1388)

 

ش, 04/04/1401 - 13:48