استاد سجادی فر مطرح کرد؛

نیرنگ مأمون در مراسم ازدواج حضرت امام جواد علیه السلام

استاد سید داود سجادی فر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان گوشه ای از زندگانی حضرت امام جواد علیه السلام پرداخت.

/270/260/23/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در ازدواج حضرت با ام الفضل جلسه جشنی را ترتیب دادند؛ بر حضرت لباس فاخر پوشاندند و می خواستند القاء کنند که حضرت، فردی عادی هستند و جلوه معنوی حضرت را خواستند بکاهند. دویست کنیز آمدند؛ در دست هر کدام ظرفی که در داخل هر کدام، به عنوان هدیه، سکه های طلا بود. به حضرت تعارف می کردند؛ حضرت به هیچ کدام توجه نکردند؛ مأمون عصبانی شد. به شخصی به نام مخارق، شخصی که تار می زد و آوازه خوان بود، دستور می دهد تا جشن را ادامه بدهد و برای امام، تحقیری باشد و حضرت را از حالات معنوی خارج کند و نشان بدهد که حضرت هم انسانی دنیایی است.

وقتی مخارق کار را شروع می کند، صدای الاغ در می آورد، تار می نوازد و مجلس را به دست می گیرد. امام هم ساکت و بدون اینکه به چپ یا راست نگاهی بکند. تا اینکه دید، آن شخص، بی حیایی را از حد به در برده است. فریاد می زند: از خدا بترس، ای کسی که ریش های بلندی داری. همین فریاد بر سر او باعث شد که تار از دستش افتاد و دستش فلج شد و تا آخر عمرش هم خوب نشد.

«اِحْتَالَ اَلْمَأْمُونُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام بِكُلِّ حِيلَةٍ فَلَمْ يُمْكِنْهُ فِيهِ شَيْ ءٌ فَلَمَّا اِعْتَلَّ وَ أَرَادَ أَنْ يَبْنِيَ عَلَيْهِ اِبْنَتَهُ دَفَعَ إِلَى مِائَتَيْ وَصِيفَةٍ مِنْ أَجْمَلِ مَا يَكُونُ إِلَى كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ جَاماً فِيهِ جَوْهَرٌ يَسْتَقْبِلْنَ أَبَا جَعْفَرٍ ع إِذَا قَعَدَ فِي مَوْضِعِ اَلْأَخْيَارِ فَلَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِنَّ وَ كَانَ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ مُخَارِقٌ صَاحِبُ صَوْتٍ وَ عُودٍ وَ ضَرْبٍ طَوِيلُ اَللِّحْيَةِ فَدَعَاهُ اَلْمَأْمُونُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنْ كَانَ فِي شَيْ ءٍ مِنْ أَمْرِ اَلدُّنْيَا فَأَنَا أَكْفِيكَ أَمْرَهُ فَقَعَدَ بَيْنَ يَدَيْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَشَهَقَ مُخَارِقٌ شَهْقَةً اِجْتَمَعَ عَلَيْهِ أَهْلُ اَلدَّارِ وَ جَعَلَ يَضْرِبُ بِعُودِهِ وَ يُغَنِّي فَلَمَّا فَعَلَ سَاعَةً وَ إِذَا أَبُو جَعْفَرٍ لاَ يَلْتَفِتُ إِلَيْهِ لاَ يَمِيناً وَ لاَ شِمَالاً ثُمَّ رَفَعَ إِلَيْهِ رَأْسَهُ وَ قَالَ اِتَّقِ اَللَّهَ يَا ذَا اَلْعُثْنُونِ قَالَ فَسَقَطَ اَلْمِضْرَابُ مِنْ يَدِهِ وَ اَلْعُودُ فَلَمْ يَنْتَفِعْ بِيَدَيْهِ إِلَى أَنْ مَاتَ قَالَ فَسَأَلَهُ اَلْمَأْمُونُ عَنْ حَالِهِ قَالَ لَمَّا صَاحَ بِي أَبُو جَعْفَرٍ فَزِعْتُ فَزْعَةً لاَ أُفِيقُ مِنْهَا أَبَداً .»

 

این امر نشان می دهد که مأمون از این ازدواج، سوء نیت داشته است؛ نه اینکه به واسطه دوست داشتن باشد. می خواست حضرت را بین مردم بد جلوه بدهد و ام الفضل هم نقش جاسوسی را داشته است. همین زن هم باعث شهادت امام جواد علیه السلام شد. و آن امام همام را در زمان معتصم مسموم نمود.

 

پ, 04/09/1401 - 14:09