استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان مناسبت های ارزشمند ماه مبارک ذی الحجه پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم «فلیبلغ الحاضر الغائب و الوالد الولد»؛ ایام غدیر، ایامی است که هویت و شخصیت هر شیعه به آن بستگی دارد. تقویم ایام غدیر و ایام ذی الحجه پر است از فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام مخصوصا امیرالمؤمنین علیه السلام که پدر همه ائمه اطهار علیهم السلام است. اگر بخواهیم رشد بکنیم و اگر بخواهیم پله های ترقی را طی کنیم و به جاهای بلند برسیم، باید بلد راه در کنار ما باشد. و اگر راه رونده و عالم بزرگتر از خودمان در کنار ما نباشد، نمی توانیم به سرمنزل مقصود برسیم. و تمام اهل بیت نگاهشان به مولا علیه السلام بود. از این رو اتفاقاتی که در ذی الحجه افتاد که مربوط به علی علیه السلام و اهل بیت روی داده، نشان می دهد که این ماه، ماه پربرکت ست.
«و اتممناها بعشر»
استاد دانشگاه پزشکی کاشان در ادامه بیان کرد: ده روز ابتدایی این ماه در قرآن کریم یاد شده است. در سوره مبارکه فجر می خوانیم: «و الفجر و لیال عشر»؛ زمانی که حضرت موسی علیه السلام به کوه طور رفت، بعد از سی روز ماندن در آن دیار، «و واعدنا موسی ثلاثین لیلة»، و برای امتحان بنی اسرائیل، حضرت موسی 10 شب دیگر به دستور خداوند متعال در کوه طور باقی ماند.
وی افزود: لطیفه زیبایی است که مرحوم شیخ عباس قمی هم نقل می کند این دهه اول ذی الحجه که نماز مخصوص خوانده می شود، به بهانه شرکت در ثواب حج حاجیان آن را می خوانیم؛ اما علت اصلی آن است که هارون در غیاب موسی علیه السلام به وسیله موسی علیه السلام امام و رهبر مردم شد، هرچند در برهه ای کوتاه، که مردم در غیاب من هم کسی است، گوش به فرمان او باشید. چگونه ممکن است که پیامبر خدا 23 سال خون دل بخورد، و مردم را بی سرپرست رها کند. موسی علیه السلام که برای آن 10 شب نیز مردم را تنها نمی گذارد، چگونه ممکن است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از خود، برای همیشه مردم را بدون سرپرست رها کند.
استاد خندان خاطرنشان کرد: در آیات 142 به بعد سوره مبارکه اعراف می خوانیم: «وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۱۴۲﴾ و با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با ده شب ديگر تمام كرديم تا آنكه وقت معين پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت در ميان قوم من جانشينم باش و [كار آنان را] اصلاح كن و راه فسادگران را پيروى مكن (۱۴۲)
وَ لَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَ لَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾ و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم (۱۴۳)
قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَ بِكَلَامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۱۴۴﴾ فرمود اى موسى تو را با رسالت ها و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزيدم پس آنچه را به تو دادم بگير و از سپاسگزاران باش (۱۴۴)»
این استاد دانشگاه پزشکی کاشان در ادامه بیان کرد: صاحب تفسیر روح المعانی، سید محمود آلوسی ذیل «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ...» و آیاتی دیگر، می نویسد: «... و غالب الأخباريين على أنها نزلت في علي كرم اللّه تعالى وجهه» (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج 3، ص: 334)
بنی اسرائیل دیدند که به کمک موسی علیه السلام بود که از یوق فرعونیان نجات پیدا کردند؛ دیدند که برخورد موسی علیه السلام با بت پرستی چگونه است؛ خدای موسی علیه السلام را حس کردند؛ هفتاد نفر رفتند و خدا را حس کردند؛ همان کسانی که با حس کردن خدا از دنیا رفتند و دوباره زنده شدند. «وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعينَ رَجُلاً لِميقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرينَ» (اعراف: 155)؛ اما در غیاب موسی علیه السلام، سامری ها زینت نمایی می کنند؛ آنچنان که در سوره انعام می خوانیم: «... وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (43) سامری ها بر گوساله ای طلایی رنگ، می دمند؛ گوساله ای که «له خوار» و به این ترتیب، قومی آنچنان به بیراهه رفتند.
استاد مجتبی خندان در ادامه بیان کرد: تعصب و لجاجت و عناد و کوری دل و جهل از علت های قبول نکردن حقیقت است. مردم حقیقت را در تاریکی می بینند. سامری هایی در بین علمای امروز وجود دارد. و الا چگونه داعش ها شکل گرفتند که به راحتی سر بریدن یک حیوان، سرهای کودکان و زنان و مردان را می بُریدند. یعنی شست و شوی مغزی صورت گرفته است. سامری فکر مردم بنی اسرائیل را عوض کرده است. سامری شخص عادی نبود؛ او جای قدم های جبرئیل را می توانست تشخیص بدهد. در ذیل آیه «له خوار» روایاتی دالّ بر این مطلب است.
وی افزود: مردم بنی اسرائیل حقیقت را، که موسی علیه السلام و برادرش هارون علیه السلام باشد، می شناختند؛ اما گمراه شدند؛ مسلمان های صدر اسلام هم فراوان دیده بودند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چگونه از علی علیه السلام یاد می کند؛ و هم آنان در روز غدیر دیدند که حضرت علیه السلام را به عنوان جانشین انتخاب شده است؛ و فضایل علی علیه السلام برای آنها ناشناخته نبود. حتی در تاریخ ذکر شده است که ابوبکر چندین بار می خواست خلافت را به علی واگذار کند که رفیقش مانع شد؛ مرحوم مستنبط در القطره آورده است که ابوبکر بیان می کند: یا علی تو بر من شایستگی داری. ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه می گوید: الحمد لله الذی فضل المفضول علی الفاضل»
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: یکی از جلوه های پافشاری بر خطا در ابتدای سوره «معارج» آمده است؛ آنجا که می فرماید: «سئل سائل بعذاب واقع ...»
«1030- عن جعفر بن محمد [علیهما السلام] عن أبيه [علیه السلام]: عن عليّ [علیه السلام] قال: لمّا نصب رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم عليا يوم غدير خمّ فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه طار ذلك في البلاد فقدم على رسول اللّه النعمان بن الحرث الفهري فقال: أمرتنا عن اللّه أن نشهد أن لا إله إلا اللّه، و أنّك رسول اللّه، و أمرتنا بالجهاد و الحجّ و الصلاة و الزكاة و الصوم فقبلناها منك، ثمّ لم ترض حتى نصبت هذا الغلام فقلت: من كنت مولاه فهذا مولاه. فهذا شيء منك أو أمر من عند اللّه؟ قال: أمر من عند اللّه. قال: اللّه الذي لا إله إلّا هو إنّ هذا من اللّه؟ قال: اللّه الذي لا إله إلّا هو إن هذا من اللّه. قال: فولّى النعمان و هو يقول: اللهم إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم. فرماها اللّه بحجر على رأسه ففتله فأنزل اللّه تعالى (سأل سائل).
جعفر بن محمد (الصادق) از پدرانش از على نقل كرد كه رسول خدا در روز غدير خم على را (به امامت) نصب كرد و گفت: هر كس كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست، اين جريان در شهرها شايع شد، نعمان بن حرث فهرى نزد پيامبر آمد و گفت: به ما فرمان دادى كه گواهى بدهيم معبودى جز خدا نيست و تو پيامبر خدا هستى و ما را به جهاد و حج و نماز و زكات و روزه فرمان دادى و ما آنها را از تو پذيرفتيم، آنگاه راضى نشدى تا اينكه اين جوان را (به امامت) نصب كردى و گفتى:
هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. آيا اين كار از جانب خودت بود يا با امرى از خدا بود؟ پيامبر گفت: امرى از جانب خدا بود، گفت: سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست، آيا اين كار از سوى خدا بود؟ پيامبر گفت: سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست، اين كار از سوى خدا بود، نعمان برگشت در حالى كه مىگفت: خدايا اگر اين حق و از جانب توست، براى ما سنگى از آسمان بباران و يا عذابى دردناك به ما بفرست. پس خدا سنگى بر سر او فرود آورد و او را كشت و خدا اين آيه را نازل كرد: «سأل سائل بعذاب واقع» 1031- همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.