به مناسبت فرا رسیدن عید سعید غدیر خم، استاد سجاد شریفی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «نکاتی درباره آیه سوم سوره مبارکه مائده» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: عید غدیر خم را تبریک عرض می کنیم؛ عیدی که موجب یأس کافران و امید تمام مظلومان و مستضعفان عالم است. چنانکه آیه شریفه می فرماید: «... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا ...»
وی افزود: نکاتی را درباره این بخش از آیه سوم از سوره مائده بیان می کنیم؛ اولین نکته آن است که در این روز کفار مأیوس از دین شما شدند. بحث از یأس از دین است؛ نه از یأس از شخصی خاص؛ معلوم می شود انتخاب امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر، دین را نجات داد و موجب بقاء و حفظ دین شد. معلوم شد کسی که راهبر است، ممحض در دین است و معصوم است و تمام رفتارش دینی و الهی است؛ کسی است که خلق و خوی پیامبری را باید داشته باشد.
استاد شریفی در ادامه بیان کرد: دومین نکته آن است که کافر غیر از ملحد است. ملحد، منکر خدا است؛ مشرک، کسی است که صفت خاصّ خدا را به غیر خدا نسبت می دهد. کافر یعنی اهل کتاب؛ معلوم است که خطر جدی که اسلام را تهدید می کند، از سوی افرادی بوده است که آنها در واقع، مسلمان نبوده اند؛ بلکه اهل کتاب و یهودی بوده اند. یعنی گرچه علی الظاهر مسلمان بوده اند و به سپاه اسلام بوده اند و حج بجا آورده اند و به عنوان شخصیت های مسلمان و شاخص مطرح هستند، اما اینها به تعبیر اسلام، منافق هستند و در واقع، مسلمان نیستند.
وی اضافه نمود: نکته سوم آن ست که معلوم می شود با توجه به این آیه شریفه، که آن راهبر و خلیفه و شخصی که قرار است بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جانشینی حضرت را متقبل بشود و این مسئولیت خطیر را به دوش بکشد، آن شخص کسی است که باید منصوب من الله باشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اهل سنت معیار خاصی برای جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ارائه نمی دهند؛ ما از اهل سنت سؤال می کنیم که معیار شما چیست؟
آیا معیار شما دموکراسی و رفراندوم است؟ چنان که برای انتخاب ابوبکر بر این قائل هستید؟
آیا معیار شما انتخاب خلیفه توسط خلیفه قبلی است؟ چنان که برای انتخاب عمر بر این قائل هستید؟
آیا معیار شما انتخا خلیفه توسط شورا است؟ چنان که برای انتخاب عثمان بر این قائل هستید؟
آیا معیار شما قهر و غلبه است؟ چنان که برای انتخاب معاویه بر این قائل هستید؟
آیا معیار شما سلطنت است؟ چنان که برای انتخاب یزید لعنت الله علیه بر این قائل هستید؟
آیا معیار شما برای خلیفه همه این معیارها است؟ و همه را حق می دانید؟ که در این صورت باید قائل به کثرت گرایی بشوید. و قطعا باطل است؛ چون تنها یک معیار صحیح است و بقیه معیارها قطعا اشتباه هستند؛ چون این معیارها در مقابل هم هستند و با هم سازگاری ندارند.
استاد سجاد شریفی خاطرنشان کرد: یا باید همه اینها را بر حق بدانیم که نمی شود؛ یا باید یکی از اینها را بر حق بدانیم که بنا بر این، مسأله خلافتشان زیر سؤال می رود. جالب است که همین اهل سنت در مورد حضرت مهدی علیه السلام، آن امامی که قائل هستند که در آخرالزمان ظهور می کند و دنیا را پر از عدل و داد می نماید، و دین اسلام را احیا می نماید و حکومت جهانی برپا می نماید، قائل هستند که باید منصوب من الله باشد. از اهل سنت سؤال می کنیم که این هم یک معیار خاص دیگر شده است. چگونه شما درباره آخرین خلیفه و آخرین منجی عالم بشریت قائل هستید که باید منصوب من الله باشد؛ اما این حق را برای خلفای قبلی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نمی زنید؟!
وی افزود: نکته چهارم آن است که از این اصلاح یأس می فهمیم که آنها از قبل نقشه های زیادی داشته بودند؛ برای اینکه دین اسلام را از سر راه بردارند؛ و می دانید آخرین نقشه آنها در سال 9 هجری بوده است؛ بعد از جنگ تبوک، قصد ترور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشته اند؛ نام آن 12 نفر در تاریخ ثبت شده است؛ حذیفة بن یمان هم شاهد بر ماجرا بوده است و چهره پلید آنها را دیده است؛ کسانی که شبانه قصد ترور پیامبر را داشته اند؛ اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود تا حق نداری نام آنها را فاش کنی؛ چون سپاه مسلمان ها و لشکر اسلام در آن انشقاق عجیبی ایجاد می شد و مضمحل می گردید؛ چرا که آنها انسان های ذی نفوذی در جامعه مسلمان ها بودند؛ از این رو پیامبر اجازه ندادند. قبل از آن هم قصد ترور بر پیامبر را داشتند.
استاد شریفی خاطرنشان کرد: نکته پنجم آن است که بحث ولایت و امامت، عهد خدا است؛ و ربطی به غیر خدا ندارد؛ از این رو در جواب حضرت ابراهیم علیه السلام فرمودند: «لا ینال عهدی الظالمین» مسأله ولایت، عهد خدا است؛ ولایت را خدا باید منصوب کند.
وی اضافه نمود: نکته ششم آن است که نصب ولایت، مربوط به دوران بعد از رحلت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نیست؛ همچنان که سایر انبیای الهی و حداقل پیغمبران اولوالعزم جانشین داشتند و جانشینی آنها هم از بدو رسالت آنها بوده است؛ پیغمبر اسلام هم جانشینی ایشان مربوط به بدو نبوت و رسالتشان است. و از همان بعثت، جانشین را اعلام کرده اند؛ و این کار را در جاهای مختلف و زمان های مختلف به عنوان مثال در «یوم الدار» و حتی «لیلة المبیت» و زمان های دیگر بیان کرده اند. بنابراین روز غدیر یکی از روزهایی است که اعلام جانشینی پیغمبر و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علی علیه السلام مطرح است. ولایت منصوب من الله است؛ زیرا این ولایت وصی پیغمبر همان ولایت نبوی است؛ همان ولایت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ که ولایت نبوی هم همان ولایت خدا است؛ که «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» این ولایت اگر همان ولایت خدا شد، بنابراین این ولایت را خدا باید به جانشین پیغمبر بدهد؛ و دیگری بهره ای از ولایت ندارد تا بخواهد این ولایت را به دیگری و به جانشین پیغمبر بدهد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نکته هفتم آن است که در روایت آمده است مثل جریان غدیر مثل حضرت آدم و جریان قصه حضرت آدم علیه السلام است؛ آن کسانی که در یوم الغدیر ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را با جان و دل پذیرفتند، مثل آنها مثل فرشتگان الهی است؛ و آنها که تمرد کردند و ولایت حضرت علیه السلام را در روز غدیر نپذیرفتند، مثل آنها مثل ابلیس لعنت الله علیه است. ان شاء الله خداوند همه ما را از رهروان و شیعیان واقعی علی امیرالمؤمنین علیه السلام قرار بدهد.
/270/260/21/