استاد ابوالحسینی مطرح کرد؛

نگاهی به ابعاد برجسته مباهله

به مناسبت فرا رسیدن سالروز مباهله استاد ابوالحسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به برخی از ابعاد این واقعه مهم صدر اسلام پرداخت.

/270/260/20/

علت استنکاف مسیحیان نجران از پذیرش حقّ

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: سؤال می شود که مسیحیان در ماجرای مباهله به حقیقت دست یافته اند، پس چه چیزی باعث می شود که اقرار به حقیقت نکنند و به جزیه راضی بشوند؟ در پاسخ باید گفت فرهنگ محیط تأثیرگزار است؛ البته دو نفر از بزرگان این هیئت به نبوت پیامبر اقرار کردند و مسلمان شدند؛ نه همان جا، بلکه رفتند و خودشان را آماده کردند و در سفر بعدی به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و به نبوت حضرت اقرار کرده و ایمان آوردند. اما اینکه چرا قبول نمی کنند، باید گفت مسأله عقیده در میان است؛ عقیده آن پیوند ذاتی در درون انسان است؛ و انسان به راحتی نمی تواند از آن دست بردارد؛ حتی اگر به حقیقت هم پی ببرد، باز نیرویی در درون است که مانع آن می شود که اقرار بکند؛ مسیحیان نجران هم حقیقت را فهمیده، اما قدرت اقرار در اینجا وجود ندارد.

 

وی افزود: شاید کسی بگوید، آنجا که حقیقت روشن شد، انسان باید طالب حقیقت هم باشد؛ انسان ممکن است نسبت به خیلی از چیزها آگاهی داشته باشد؛ البته آگاهی هم مراتبی دارد؛ گاه این آگاهی به باور هم می رسد؛ اگر به باور رسید، باید به مرحله اعتراف هم برسد؛ از این رو اینها را باید تفکیک کنیم. مسیحیان نجران، علم را پیدا کردند؛ چون برای آنها اثبات شد؛ اما باید ببینیم که باور هم کردند یا خیر؟ همان چند نفری که از هیئت نجران بودند، حقیقت را فهمیدند؛ اما باور نکردند؛  باور یک مرحله بالاتر است؛ و تنها دو نفرشان به این باور رسید؛ از مرحله باور، بالاتر، جرأت اعتراف و اقرار را هم آیا داشتند یا خیر؟ این سه مرحله، یعنی «علم و آگاهی»، «باور»، و «اعتراف» را باید از هم تفکیک کنیم؛ دو نفر از آنها هم فهمیدند، هم باور کردند و هم در سفر بعدی اقرار کردند؛ اما بقیه تنها  در همان فهم و باور رسیدند؛ اما جرأت اقرار نداشتند. به بیان دیگر، مسیحیان نجران، عقل عملی با عقل نظری را پیوند نزدند؛ یعنی عقل نظری پیدا کردند و فهمیدند، اما درعمل چیزی را نشان ندادند و زندگی شان را بر اساس فهم تدبیر نکردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در آیه 14 از سوره مبارکه نمل می خوانیم: «وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا ۚ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ» و با آنکه پیش نفس خود به یقین دانستند که آنها معجزه خداست باز از کبر و نخوت و ستمگری انکار آن کردند، پس بنگر تا عاقبت آن مردم فاسد به کجا انجامید (و چگونه هلاک شدند).

 

وی افزود: منکران از مسیحیان نجران، فهمیدند؛ شاید هم به باور هم رسیدند؛ اما از باب لجاجت یا از باب اینکه در درونشان این باور را داشتند، اما جرأت اظهار نداشتند، اقرار نکردند و راضی به جزیه شدند و به موطن خود برگرشتند.

 

استاد ابوالحسینی در بخش دیگری از گفتگو به این سؤال پرداخت که چه چیزی مانع می شود که انسان به مقام عمل، بر اساس یقین برسد. شاید بخشی از جواب به این برگردد؛ این علم، باور و اقرار مقام تشکیکی دارد و در همه یکسان نیست؛  گاهی به مرحله نزدیک به یقین می رسد، که به آن، باور می گوییم. گاهی به مرحله یقین می رسد؛ چه اینکه خیلی از کفار قریش بودند که واقعا یقین داشتند، اما رفتارشان بر اساس یقین نبود.

 

وی تأکید کرد: یکی از عوامل اصلی «لجاجت» است؛ خوی لجاجت که در درون انسان نهفته است، از عواملی است که انسان را از حقیقت دور می کند؛ لجاجت، یک خصلت شیطانی است که در درون انسان ها نهفته است؛ در بسیاری از موارد، حق را می بینیم، اما اعتراف نمی کنیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مسأله مرگ هم از همین قبیل است؛ می دانیم و می بینیم که مرگ وجود  دارد؛ اما به گونه ای عمل می کنیم که گویی قرار است تا ابدیت در دنیا زندگی کنیم.

 

وی افزود: مسأله وجود خدا هم از همین قبیل است؛ می دانیم که خدا وجود دارد؛ و آثارش را مشاهده می کنیم؛ قرآن کریم در سوره مبارکه ابراهیم، آیه 10 می فرماید: « قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُريدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبينٍ» پيامبرانشان گفتند: آيا در خدا كه آفريننده آسمان ‏ها و زمين است، شكى هست؟ او شما را دعوت [به ايمان‏] مى‏كند تا همه گناهانتان را بيامرزد، و شما را تا زمانى معينِ [عمرتان‏] مهلت دهد. پاسخ دادند: شما بشرهايى مانند ما هستيد كه مى ‏خواهيد ما را از معبودهايى كه پدرانمان مى‏ پرستيدند، باز داريد؛ پس [شما] دليل روشنى [بر اثبات رسالت خود كه مورد پسند ما باشد] بياوريد (ابراهیم: 10)

 

وی اضافه نمود: این آیه یعنی شما باور دارید؛ استیقان درونی دارید؛ اما رفتارتان چیز دیگر را می گوید؛ مهمترین عاملش «لجاجت» است که طرف نمی تواند عمل خودش را تطبیق بدهد.

 

استاد ابوالحسینی خاطرنشان کرد: عامل دوم آن است که «شاید به آن باور نهایی هنوز نرسیده است» یعنی واقعا طالب حقیقت است و به آن هم نزدیک شده است؛ اما هنوز به باور نهایی نرسیده است؛ یعنی چون یقین، آمیخته با اندکی جهل است؛ چرا که منظور ما از یقین، یقین فلسفی نیست. بلکه منظور، یقینی است که متکلم می خواهد به آن برسد؛ تشکیکی است و به آن شدت نرسیده است. وقتی به آن شدت نرسد، یک آمیختگی از جهالت در آن وجود دارد. مانند نور است که هنوز صد در صد بر قلبش نتابیده است. و چون یک آمیختگی از ظلمت در او مانده، می تواند از عواملی باشد که به باور نرسد و عملش را با باورش تطبیق نماید.

 

وی افزود: عامل اصلی آن لجاجت است و عامل دوم می تواند آمیختگی جهل با چنین علم و باوری باشد. سؤال نشود که «اگر به باور و یقین رسید، جهل معنایی ندارد»؛ چرا که بر اساس تشکیکی بودن بیان شده  است؛ اگر چه نور است؛ اما نور ضعیف است.

 

پیشینه مباهله

این استاد سطوح  عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مباهله در تاریخ سابقه داشته است. در جریان فرزندان حضرت آدم علیه السلام، هابیل و قابیل شاهد «مباهله عملی» بودیم. یکی گوسفند و دیگری خوشه های گندم به میان گذاشت و قربانی هابیل پذیرفته شد.

 

وی اضافه نمود: البته در جریان لعان هم نوعی مباهله وجود دارد؛ که زن و مرد، به خاطر اتهامی که مرد به زن می زند، موظف می شوند برنامه  لعان را انجام بدهند؛ البته در فقه به آن «لعان» می گویند؛ اما از نظر تاریخی می توان آن را «مباهله» دانست.

 

استاد ابوالحسینی خاطرنشان کرد: در سوره نور می خوانیم: «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَ لَمْ يَكُن لهَُّمْ شهَُدَاءُ إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شهََدَاتِ  بِاللَّهِ  إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6) وَ الخْامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كاَنَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (7) وَ يَدْرَؤُاْ عَنهَْا الْعَذَابَ أَن تَشهْدَ أَرْبَعَ شهَادَاتِ  بِاللَّهِ  إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ» (8)؛ البته بعد از اجرای طرفین در این برنامه لعان، آثاری فقهی دارد؛ از هم جدا می شوند و از ارث محروم می شوند.

 

مباهله، فضیت اهل بیت علیهم السلام

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت فاطمه زهرا، امام حسین، امام حسن، امام امیرالمؤمنین سلام الله علیهم همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این واقعه مهم را رقم زدند؛ مباهله فضیلت برجسته اهل بیت سلام الله علیهم به شمار می آید؛ زمخشری در الکشاف بیان می کند: «... و فيه دليل لا شي‏ء أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم السلام. و فيه برهان واضح على صحة نبوة النبي صلى اللَّه عليه و سلم لأنه لم يرو أحد من موافق و لا مخالف أنهم أجابوا إلى ذلك.» (الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج ‏1، ص: 370)

 

مباهله، و اثبات عصمت و امامت اهل بیت علیهم السلام

وی افزود: در این آیه شریفه همه مفسرین به فضیلت اهل بیت علیهم السلام اشاره کردند؛ در این میان، مفسران شیعه به دو نکته دیگر هم پرداختند. مفسرین شیعه از این آیه شریفه استفاده «امامت» و «عصمت» هم داشته اند. از این رو آثار کلامی و اعتقادی هم می توان از این آیه شریفه داشت. پیامبر اکرم در این واقعه می خواستند، حقانیت خودشان را ثابت کنند؛ از این رو لازم بود افرادی را با خودش همراه کنند که حق باشد و شائبه ای از باطل در آنها وجود نداشته باشد و بدون غلّ و غش باشد؛ از این رو به وسیله این آیه عصمت اهل بیت ثابت می شود

 

استاد ابوالحسینی خاطرنشان کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از آنکه در آن مکان قرار بگیرند، آیه تطهیر را تلاوت کردند. در کشاف زمخشری این روایت از صحیح مسلم آمده است: «و عن عائشة رضى اللَّه عنها أنّ رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم خرج و عليه مرط مرجل من شعر أسود، فجاء الحسن فأدخله، ثم جاء الحسين فأدخله، ثم فاطمة، ثم على، ثم قال: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ» (کشاف، همان؛ أخرجه مسلم من طريق صفية بنت شيبة عنها. و غفل الحاكم فاستدركه.)

 

وی افزود: در بیان از شیوه اثبات عصمت از آیه مباهله باید گفت لازم است در مباهله افرادی باشند که به حق باشند و شائبه ای از باطل در آنها وجود نداشته باشد؛ که می شود «عصمت»؛ کسی که معصوم است، لیاقت را دارد، یا کسی که حق را با باطل در زندگی خودش مخلوط کرده است؛ قطعا کسی که در این واقعه مباهله شرکت کرده و از حقانیت برخوردار است و از عصمت برخوردار است، به خلافت، اولی و سزاوارتر است. به امام بودن و به رهبر بودن جامعه اولویت بیشتر دارد؛ این مطلبی است که مفسرین شیعه از آن استفاده کرده اند؛ البته برخی از مفسرین عامه هم به این مطلب اشعار داشته اند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: همراه کردن اهل بیت علیهم السلام برای مباهله در حالی بود که افراد صاحب ردا و علم و صاحب لحیه در آن زمان حضور داشتند؛ حتی عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم بوده است؛ اما اهل بیت علیهم السلام با پیامبر همراه شدند؛ همین نکته نشان از حقانیت اهل بیت علیهم السلام است و افراد دیگر این لیاقت را نداشتند؛ و از این رو دیگران را با خودش همراه نکرده بود.

 

مباهله و غدیر

استاد ابوالحسینی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ابعاد مباهله، ارتباط آن با جریان غدیر خم است؛ در غدیر خم، علی علیه السلام به عنوان امام جامعه و کسی که نسبت به پیامبر نزدیک ترین فرد است و اولویت دار ترین فرد است، تعیین شده است؛ در مباهله هم شاهد همین امر هستیم. علی علیه السلام اگر صلاحیت امامت را نداشت، چگونه می توانست بر حق باشد و در کنار پیامبر باشد؟ اگر علی حق نبود، هیچ گاه در جمع مباهله کنندگان قرار نمی گرفت. از این رو اگر حق است، مستحق امامت هم هست. جریان غدیر استمرار مباهله است؛ که یکی در سال نهم و دیگری در سال دهم هجری اتفاق افتاد و از هم زیاد دور نبودند.

 

مباهله از دیدگاه عرفانی

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و همراهانشان پنج نفر بودند. عدد «پنج» موضوعیت دارد؛ عرفا می گویند: «پنج» با حرف «هاء» در حروف «ابجد» است. این حرف، به شکل «دایره» نوشته می شود. خاصیت دایره آن است که از بالا به پایین می آید و سیر نزولی دارد و بار دیگر انحنا پیدا می کند و به بالا می رود؛ این خاصیت دایره است.

 

وی افزود: خداوند می فرماید: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» (سجده: 5) در این آیه شریفه حرکت از آسمان به زمین، و سپس از زمین به سمت آسمان را می بینیم. از این رو می گویند: امر ولایت و امر حقانیت و امر حقیقت، یک امر دوری است؛ و در روحانیات و جسمانیات، این حقانیت به این شکل اتفاق می افتد. به عنوان نمونه، گاهی انسان می بیند که ممکن است گناهی را تجربه می کند. سیر نزولی را تجربه می کند؛ دوباره با توبه به سمت بالا اوج می گیرد. در روحانیت، در مرحله کلان به این صورت است.

 

استاد ابوالحسینی خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه یس، آیه 39 می خوانیم: « وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَديمِ» (یس: 39) ما منازلی برای ماه قرار دادیم؛ تا اینکه به نقطه اصلی بر می گردد.

 

وی اضافه نمود: دوّاری بودن و دوری بودن نکته مهمی در اصطلاح عرفانی است. به هر نفر از آن بزرگواران، خامس آل عبا می گویند. اینگونه نیست که بیان بشود این بزرگوار، رابع آل عبا است؛ و یا دیگر بزرگوار، ثالث آل عبا است؛ بلکه به هر یک از این انوار طیبه اشاره می کنند، خامس آل عبا هستند. امام حسین علیه السلام خامس آل عبا است؛ امام حسن خامس آل عبا است؛ حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، خامس آل عبا است. خاصیت دوّاری بودن و خامس بودن و خمسه بودن را در خودشان دارند. عظمت جریان مباهله به مراتب بالاتر می رود و بهتر قابل درک خواهد بود؛ چرا که هیچ وقت نمی توانید جریان مباهله را با جریان اصحاب کساء از هم تفکیک کنید.

 

استاد ابوالحسینی در کلام پایانی خاطرنشان کرد: مباهله امر عظیمی است که هر کسی نمی تواند و نباید وارد این میدان بشود؛ کسی باید به مباهله اقدام نماید که حقّ محض بوده باشد. مانند آن نباشد که کسی بگوید نماز باران بخوانید؛ نماز خوانده بشود، اما باران نیاید؛ و به این ترتیب، آسیب به نگاه اسلامی وارد بشود. اصل عمل درست است، اما شخصی که بتواند مباهله کند، باید شخصیت برجسته ای داشته باشد. اعتقاد من بر این است که هر کسی قدرت مباهله داشته باشد. نباید این واقعه لوث بشود؛ پیامبر هزاران مباهله کرد و مباهله یک بار به این شکل انجام شده است.

 

 

 

استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان برخی از مناسبت های فراوان ماه ذی الحجه پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: برخی اینچنین هستند که اگر خودِ خداوند متعال هم به صورت مستقیم حرفی را بیان کند، باز هم قبول نمی کنند. بودند کسانی از صحابه که بارها در مقابل کلام پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایستادند و حرف ایشان را قبول نکردند. طبیعتا در مقابل کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام هم می ایستادند؛ چه اینکه چنین کردند.

 

وی افزود: از اول خلقت، همیشه زینت، در باطل بیشتر است. در روایت آمده است که شخصی خدمت امام باقر علیه السلام رسید و زیبا نماز خواندن آنها و قرائت های زیبای آنها تعجب کرد؛ از لحاظ لحن و تجوید و حسّ به زیبایی ادا می کنند. حضرت علیه السلام فرمود: شیطان برای آنها زینت داده است؛ اما کار آنها روح ندارد. یعنی خداوند بعضی چیزها را از آنها گرفته است و بعضی چیزها را به آنها داده است. ولایت اهل بیت علیهم السلام گنجینه ای است که ما نمی دانیم.

 

استاد خندان در ادامه بیان کرد: یکی از مناسبت های ذی الحجه سدّ ابواب است؛ وحی الهی نازل گردید که همه درهای مسجد، الا درِ خانه علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها بسته شود. عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: پسر برادر، آیا ما لیاقت نداشتیم که درِ خانه ما به مسجد باز باشد؟ حضرت فرمود: دستور خدا بوده است.

 

وی اضافه نمود: در دهم ذی الحجه عید قربان است؛ تک تک داستان انبیاء علیه السلام از آدم علیه السلام تا خاتم صلی الله علیه و آله و سلم به سوی علی علیه السلام اشاره دارد. در ماجرای «و فدیناه بذبح عظیم» روایت است روزی که علی بن ابی طالب ولیّ الله می شود، ذبح عظیم است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در دهم ذی الحجه ابلاغ آیات ابتدایی سوره توبه است؛ در کتاب البرهان می خوانیم:

«العياشي: عن حريز، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: «إن‏ رسول‏ الله‏ (صلى‏ الله‏ عليه‏ و آله‏) بعث‏ أبا بكر مع‏ براءة إلى الموسم، ليقرأها على الناس، فنزل جبرئيل فقال: لا يبلغ عنك إلا علي. فدعا رسول الله (صلى الله عليه و آله) عليا (عليه السلام) و أمره أن يركب ناقته العضباء، و أمره أن يلحق أبا بكر فيأخذ منه براءة و يقرأها على الناس بمكة، فقال أبو بكر: أسخط؟ فقال: لا، إلا أنه انزل عليه أنه لا يبلغ عنك إلا رجل منك.

فلما قدم على مكة، و كان يوم النحر بعد الظهر، و هو يوم الحج الأكبر، قام ثم قال: إني رسول الله إليكم.

فقرأها عليهم‏ بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ* فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ عشرين من ذي الحجة، و محرم، و صفر، و شهر ربيع الأول، و عشرا من شهر ربيع الآخر. و قال: لا يطوف بالبيت عريان و لا عريانة و لا مشرك بعد هذا العام، و من كان له عهد عند رسول الله (صلى الله عليه و آله) فمدته إلى هذه الأربعة أشهر» (بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن - قم، چاپ: اول، 1374 ش؛ ج ‏2؛ ص 730)

 

وی افزود: یکی دیگر از مناسبت های ذی الحجه، در دهم این ماه است؛ آنجا که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم حدیث ثقلین را در جمع مسلمان ها بیان فرمودند که «انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: دوازده ذی الحجه سالروز سپردن ودایع انبیای الهی به علی علیه السلام است. سیزده ذی الحجه، سالرزو اعطاء لقب «امیر المؤمنین» به علی بن ابی طالب علیه السلام است. لقبی که مختص حضرت است و هیچ یک از امامان دیگر در آن شریک نیستند. شخصی دست به سینه به خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین»؛ حضرت علیه السلام ناراحت شدند و فرمودند: این لقب، تنها خاصّ شخص شخیص علی بن ابی طالب علیه السلام است.

 

وی افزود: چهارده ذی الحجه سالروز نازل شدن «و آت ذی القربی حقّه» و بخشش فدک است؛ محوریت کار امامت، حضرت زهرا سلام الله علیها است. پانزده ذی الحجه سالروز دو نیمه شدن ماه است؛ اتفاقی که مولا علیه السلام شاهد آن بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پانزده ذی الحجه سالروز میلاد مولانا امام هادی علیه السلام است. از این امام همام، دو اثر گرانسنگ باقی مانده است؛ یکی زیارت جامعه کبیره و دیگری زیارت امام علی علیه السلام در روز غدیر از زبان امام هادی سلام الله علیه است.

 

وی اضافه نمود: هفدهم ذی الحجه سالروز نزول این آیه شریفه از سوره مریم است: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا»؛ مصداق اصلی این آیه، امیرالمؤمنین علیه السلام.

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: همین روز سالروز نزول آیه تبلیغ است؛ «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من الناس» قرطبی، زمخشری، امام فخر رازی و علمای بزرگ اهل سنت باید پاسخ بدهند که این آیه نشانه چیست؟ آیا ولی در «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» به چه معنا است؟ آیا واقعا به معنای دوستی است؟!

 

وی افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علاوه بر واژه «ولیّ»؛ هر کلمه ای را که دلالت بر جانشینی حضرت علیه السلام بعد از خود باشد را بیان کرده اند و با عمل خود نیز نشان داده اند. و بهانه ها را از مردم گرفته اند.

 

این  استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هجدهم ذی الحجه روز غدیر است؛ روزی است که آیه اکمال نازل گردیده است: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا». روز بیعت با امام زمان علیه السلام است؛ بارها از امام زمان علیه السلام در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر یاد شده است. این روز، یعنی هجدهم ذی الحجه سالروز ایجاد برادری بین مسلمان ها و عقد اخوت بین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام است. این ماه ماه نزول حدیث منزلت است؛ و در این ماه، حدیث سفینه بیان شده است؛

 

وی افزود: دو روز بعد از غدیر خم، آیات «سئل سائل بعذاب واقع ...» نازل شده است؛ در همین ماه، این آیه شریفه نازل گردیده است «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» فخر رازی در اولی الامر، غوغا می کند؛ دشمنی است که در مدح اهل بیت قلم می زند.

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: در بیست و چهارم این ماه، مباهله را داریم؛ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر هیچ آیه ای در مدح و اثبات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام نبود، مگر آیه مباهله، برای حجیت علی علیه السلام کفایت می کرد.

ي, 05/02/1401 - 20:26