استاد اکبرنژاد مطرح کرد؛

درس هایی از حکمت 31 نهج البلاغه، ستون های کفر

استاد توکل اکبرنژاد از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان شرح مختصری از حکمت های نهج البلاغه پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه دعلمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در حکمت  31 نهج البلاغه می خوانیم:

«وَ الْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ ... » و كفر بر چهار ستون استوار است

«... عَلَى التَّعَمُّقِ‏ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّيْغِ‏ وَ الشِّقَاقِ‏ ...» كنجكاوى (بيجا كه از وسوسه نادرست و از اندازه عقل و خرد بيرون باشد) مكابره و زد و خورد نمودن (كه آن در حدّ افراط يعنى تجاوز از حقّ است) دست كشيدن از حقّ (كه آن در حدّ تفريط يعنى كوتاهى از حقّ است) دشمنى و زير بار حقّ نرفتن،

« ... فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ‏ إِلَى الْحَقِّ ....» پس كسي كه كنجكاوى (بيجا) كند، در راه راست قدم ننهاده است.

« ... وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقّ ...» و كسي كه بر اثر نادانى بسيار مكابره و زد و خورد نمايد كورى و نابينايى او از حقّ هميشگى است،

« ... وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلَالَةِ ... » و كسي كه از حقّ دست بكشد، شايستگى نزد او زشت و زشتى و ناپسندى نيكو گردد، و به مستى گمراهى‏ مست شود،

« ... وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ‏ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ‏ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ» و كسي كه دشمنى نموده، زير بار حقّ نرود، راه هايش دشوار و كارش سخت و طريق بيرون آمدنش (از ضلالت و گمراهى) تنگ باشد.

 

التَّعَمُّقِ

استاد توکل اکبرنژاد در ادامه بیان کرد: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: کفر چهار ستون دارد؛ و خداوند همه ما را از این خطرات حفظ کند؛ «وَ الْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى التَّعَمُّقِ‏ ...» یکی از علت های کفر، تعمق و کنجکاوی بی جهت و دور از خرد و دور از عقل است. به عنوان مثال، در مکه و مدینه می گفتند: چه شد که در بین اینهمه انسان های سرشناس و ثروتمند، شما به پیامبری رسیدید. کنجکاوی های بی خردانه و بی جهت و دور از عقل و حکمت است.

 

وی افزود: اگر انسان منصف باشد، حرفی نمی زند، مگر آنکه مدرک داشته باشد. اگر انسان ایمان داشته باشد، بی دلیل تکلم نمی کند.

اگر به مطلبی برسد، اما از روی عناد نپذیرد، علامت کفر است؛ چرا که بی دلیل حرف می زند و با تقوا نیست؛ بلکه لج بازی می کند و از همین طریق سؤال های بی مورد و بی خودی می پرسد تا مسیر حق را عوض کند. چنین شخصی دور از حکمت و عقل و منطق، چیزی را می گوید و فقط می خواهد حرفی بزند.

 

التَّنَازُعِ

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: یکی دیگر از ستون های کفر را تنازع بیان کردند؛ یعنی به صورت مکابره و بدون جهت و دلیل، ادعایی داشته باشد و زدو و خورد کند.

 

الزَّيْغِ‏

وی اضافه نمود: دست کشیدن از حق، باعث کفر انسان می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید: «حبّنا ایمان و بغضنا کفر»؛ باید از پدران و مادرانمان تشکر کنیم؛ چه در حیات باشند و چه از دنیا رفتند، چرا که ما را به حبّ اهل بیت علیهم السلام هدایت کردند.

 

الشّقاق

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: شقاق، زیر بار حق نرفتن است؛ اگر چه می فهمد حق است؛ اما قبول نمی کند؛ آنها که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درگیر بودند، غالبا می فهمیدند که حق کدام است؛ اما زیر بار حق نمی رفتند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امیر علیه السلام در بیان شرح هر کدام از ستون های کفر بیان می کند: «فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ‏ إِلَى الْحَقِّ» هر کس کنجکاوی بی جهت و بدون دلیل کند، نتیجه آن است که نمی تواند به طرف حق برگردد. یعنی یک زندیق محکم و عناد محکم است که در دست شیطان قرار گرفته  است؛ و هیچگاه نمی تواند برگردد. تعمق بر معنای عقل و دلیل نعمت بزرگی است.

 

وی افزود: حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید: «وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ»؛ هر کس نزاعش به واسطه جهل و نادانی زیاد باشد، نابینایی او همیشگی است. و هیچ گاه به حق نمی رسد و لذت حق را نمی چشد.

 

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: حضرت امیر علیه السلام در ادامه می فرماید: «وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلَالَةِ»؛ «ربّنا لا تزغ قلوبنا» از این قبیل است. هر کس از حق دست بکشد، عمل های صالح و انفاق و امر به معروف، نهی از منکر، حجاب، دست مستمند را گرفتن، و همه چیز از این قبیل در نظر او ناپسند جلوه می دهد. قوم لوط به حالتی دچار شدند که نسبت به جنس مخالف احساسی نداشتند. چنین انسان هایی تمام عمل های صالح پیش او ناپسند است.  و تمام گناهان در نزد او پسندیده است؛ تکبر، حرام خوری، بد خلقی و گران فروشی... در نظر آنها جلوه می دهد. نوع مستی ضلالت است. رهایی پیدا کردن از آن واقعا کار آسانی نیست. از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اللهم لا تکلنا علی انفسنا طرفة عین ابدا»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ‏ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ‏ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ»؛ هر کس دشمنی با خوبان و دشمنی با حق کند، راه هدایت و سعادت و خوشبختی برای اینچنین شخصی سخت می شود. پیدا کردن و تشخیص دادن راه های هدایت و سعادت برای او دشوار می شود. امر برای او مشکل می شود  و سخت می گردد و زندگی و تعامل، برای انسان مشکل می شود. چنین شخصی لذت حقیقت و زندگی و راه بهشت را نمی فهمد. بیرون رفتن از چنان زندگانی برای او مشکل می گردد. از این رو می فرمایند: «موتوا قبل ان تموتوا» حضرت امیر می فرماید: «من اکثر ذکر الموت رضی من الدنیا بالیسیر»؛ چرا که دیگر خود را نمی بیند.

 

وی افزود: در روایات به مواردی اشاره شده است که اعتقاد به آن سبب کفر می گردد؛ که چند نمونه اشاره می شود:

«مَنْ قَالَ بِالتَّشْبِيهِ وَ الْجَبْرِ فَهُوَ كَافِرٌ مُشْرِكٌ وَ نَحْنُ مِنْهُ بِرَاءٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»

«فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُكْمِلْ دِينَهُ فَقَدْ رَدَّ كِتَابَ اللَّهِ وَ مَنْ رَدَّ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ كَافِرٌ بِه‏»

«فَقَالَ الرِّضَا ع مَنْ قَالَ بِالتَّنَاسُخِ‏ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ مُكَذِّبٌ بِالْجَنَّةِ وَ النَّار»

«مَنِ اجْتَرَى عَلَى اللَّهِ فِي الْمَعْصِيَةِ وَ ارْتِكَابِ الْكَبَائِرِ فَهُوَ كَافِرٌ وَ مَنْ نَصَبَ دِيناً غَيْرَ دِينِ اللَّهِ فَهُوَ مُشْرِكٌ.»

«الفرق بين المؤمن و الكافر الصلاة فمن تركها و ادعى الإيمان كذبه فعله و كان عليه شاهد من نفسه.»

«يَا عَلِيُّ تَارِكُ‏ الْحَجِ‏ وَ هُوَ يَسْتَطِيعُ‏ كَافِرٌ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ‏»

 

 

ش, 05/01/1401 - 14:48