استاد صبرآمیز مطرح کرد؛

کلماتی از امام حسین علیه السلام

به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین سلام الله علیه و یاران باوفایش، استاد اکبر صبرآمیز از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان احادیثی از این امام همام پرداخت.

/270/260/21/

ادب در کلام امام حسین علیه السلام

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از امام حسين عليه السلام معناى ادب را پرسيدند؟ امام عليه السلام فرمود: ادب عبارتست از اينكه وقتى كه از خانه خارج مى شوى، به هركسى برخورد مى كنى، او را برتر از خود بينى. (يعنى هميشه ديگران را از خود بهتر بينى و احترام آنها را نگهدارى)

«سُئِلَ الاِمامُ الْحُسَيْنُ عليه السلام عَنِ الاَدَبِ، فَقالَ: هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِكَ، فَلا تُلْقِىَ اَحَداً اِلاّ رَأَيْتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَيْكَ» (ديوان الامام الحسين عليه السلام، ص 99، و موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام، 910)

 

ادب در بیان علامه

وی افزود: «هر جوانی که بی ادب باشد؛ چون به پیری رسد، عجب باشد»؛ در کلام علامه بزرگوار، علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه نیز آمده است:

سرمايه راه رو حضور و ادب است

آنگاه يكى همت و ديگر طلب است

ناچار بود رهرو ازين چار اصول

ورنه به مراد دل رسيدن عجب است

حضرت علامه در شعری بلند بالا اینچنین می فرماید:

همتى اى جان من سير سماوات را

گوى خدا و مجوى كشف و كرامات را

حاجت رندان راه نيست بجز وصل يار

تا تو چه حاجت برى قبله حاجات را

دار حضور و ادب همت و آنگه طلب

وقف مر اين چار كن يكسره اوقات را

دوش نداى سروش آمده در گوش هوش

كوش به آبادى كوى خرابات را

طاعت عادى تو بعد ز حق آورد

قرب بود در خلاف آمد عادات را

كيست مصلى كسى كوست مناجى دوست

آه كه نشناختى سر عبادات را

دولت فقرت كند مستطيع اى بختيار

كعبه وصلش طلب ميكن و ميقات را

مرد طريقت بود ظاهر و باطن يكى

نور حقيقت بود تارك طامات را

علم حجابست ار زينت خود بينيش

خواه جواهر بگو خواه اشارات را

رو سوى قرآن كه تا در دل هر آيتش

فهم كنى معنى درك مقامات را

اى تو كتاب مبين وى تو امام مبين

آيت كبراستى خالق آيات را

از سر اخلاص جو سوره اخلاص را

تا كه ز نفيش برى بهره اثبات را

همچو حسن در سحر بر سر و بر سينه زن

بو كه خدايت دهد ذوق مناجات را

 

معنای سوره اخلاص در کلام امام حسین علیه السلام

استاد صبرآمیز در ادامه بیان کرد: در این غزل زیبا از علامه خواندیم:

از سر اخلاص جو سوره اخلاص را

 تا كه ز نفيش برى بهره اثبات را

می بینیم که سوره اخلاص، سه نفی و سه اثبات دارد؛ «الله»، «أحد» و «صمد» از یک سو؛ و «لم یلد»، «لم یولد» و «لم یکن له کفواً أحد».

 

وی افزود: خداوند متعال، «الله» است؛ یعنی جامع جمیع صفات کمال است؛ خدا «صمد» و بی نیاز است و محل نیاز نیازمندان است. خداوند «احد» است و صفاتش عین ذاتش است. «أحد»، نفی ترکب می کند و «واحد»، نفی تعدد می کند. در سوره مبارکه مائده آمده است:

«لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليم‏»

معنای صمد در کلام امام حسین علیه السلام

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: مردم بصره طىّ نامه اى از امام حسین علیه السلام در رابطه با تفسیر كلمه صمد سؤال كردند. حضرت در پاسخ فرمود: «در قرآن خوض و مجادله نكنید و بدون علم و آگاهى از آن سخن نگویید كه از جدّم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه فرمود: كسى كه بدون علم از قرآن سخن بگوید، جایگاهش در آتش خواهد بود. خداوند متعال صمد را تفسیر نموده به اینكه «خداوند یكتا است» و «خداوند بى نیاز است». آنگاه این را تفسیر كرده به اینكه نزاییده و زاده نشده و هیچ موجودى همتاى او نیست.»

«لم یلد» یعنى اجسام مادّى و حجم دار از او متولّد نشده، مانند فرزند كه از مخلوق ها متولّد مى شود. همین طور اشیاى لطیف مثل «نفس» هم از او متولّد نشده است. و هیچ یك از عوارض مادّى مانند خواب، غم، غصّه، شادى، خنده، گریه، ترس، امید، گرسنگى و تشنگى در او نیست. خداوند منزّه است از اینكه مانند مادّیات از چیزى متولّد شود، یا چیزى از او متولد شود.

 «و لم یولد» یعنى اینكه نه از چیزى زاییده شده و نه از عنصرى پدید آمده، مانند: اجسام مادّى كه از عناصر مادّى پدید مى آیند؛ بدان گونه كه حیوانات از یكدیگر، یا گیاه از زمین و آب از چشمه و میوه از درخت به وجود مى آیند.

 همین طور خداوند مانند اجسام لطیف و غیرمادّى نیست كه از محلّى سرچشمه مى گیرند، مثل بینایى از چشم و شنیدنى از گوش و بوییدنى از قوّه شامّه و طعم از دهان و كلام از زبان و معرفت و شناخت از دل و آتش از سنگ، ذات بارى تعالى مانند هیچ یك از اینها نیست. «بل هُوَ اللّهُ الصَّمَدُ الَّذِى لاَ مِنْ شَىْ ءٍ وَلاَ فِى شَىْ ءٍ وَلاَ عَلَى شَى ءٍ مُبْدِعُ الْاَشْیاءِ وَخَالِقُهَا وَمُنْشِى ءُ الْاَشْیاءِ بِقُدْرَتِهِ یتَلاَشَى مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِیتِهِ وَیبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ فَذَلِكُمُ اللّهُ الصَّمَدُ الَّذِى لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَد» او خداى صمد است كه نه از چیزى پدید آمده و نه در چیزى جا گرفته و نه بر چیزى قرار گرفته است. [بلكه ] پدیدآورنده و خالق اشیا است و همه چیز را با دست قدرت خود به وجود آورده است. آنچه را براى فنا و نابودى خلق كرده است، با خواست او فنا مى پذیرد و آنچه را براى بقا خلق كرده، با علم او باقى مى ماند. این خداى صمد است كه نه زاییده شده و نه چیزى از او زاییده مى شود. »

«قَالَ وَهْبُ بْنُ وَهْبٍ الْقُرَشِيُّ وَ حَدَّثَنِي الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ ع‏ أَنَّ أَهْلَ الْبَصْرَةِ كَتَبُوا إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهما السلام يَسْأَلُونَهُ عَنِ الصَّمَدِ فَكَتَبَ إِلَيْهِمْ:

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* أَمَّا بَعْدُ فَلَا تَخُوضُوا فِي الْقُرْآنِ وَ لَا تُجَادِلُوا فِيهِ وَ لَا تَتَكَلَّمُوا فِيهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَقُولُ مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ

وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ‏ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ثُمَّ فَسَّرَهُ فَقَالَ‏ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ لَمْ يَلِدْ

لَمْ يَخْرُجْ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ كَثِيفٌ كَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْيَاءِ الْكَثِيفَةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا شَيْ‏ءٌ لَطِيفٌ كَالنَّفْسِ وَ لَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ كَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ وَ الْخَطْرَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْبَهْجَةِ وَ الضَّحِكِ وَ الْبُكَاءِ وَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ السَّأْمَةِ وَ الْجُوعِ وَ الشِّبَعِ تَعَالَى أَنْ يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْ يَتَوَلَّدَ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ كَثِيفٌ أَوْ لَطِيفٌ

وَ لَمْ يُولَدْ لَمْ يَتَوَلَّدْ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ شَيْ‏ءٍ كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ الْكَثِيفَةُ مِنْ عَنَاصِرِهَا كَالشَّيْ‏ءِ مِنَ الشَّيْ‏ءِ وَ الدَّابَّةِ مِنَ الدَّابَّةِ وَ النَّبَاتِ مِنَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ مِنَ الْيَنَابِيعِ وَ الثِّمَارِ مِنَ الْأَشْجَارِ وَ لَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ اللَّطِيفَةُ مِنْ مَرَاكِزِهَا كَالْبَصَرِ مِنَ الْعَيْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ وَ الشَّمِّ مِنَ الْأَنْفِ وَ الذَّوْقِ مِنَ الْفَمِ‏ وَ الْكَلَامِ مِنَ اللِّسَانِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَيُّزِ مِنَ الْقَلْبِ‏ وَ كَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ لَا بَلْ هُوَ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ لَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ لَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مُبْدِعُ الْأَشْيَاءِ وَ خَالِقُهَا وَ مُنْشِئُ الْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ يَتَلَاشَى مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِيَّتِهِ وَ يَبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ فَذَلِكُمُ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي‏ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ- عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ‏- وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» (التوحيد (للصدوق)؛ ص 90)

 

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: امام حسین علیه السلام در جواب عده دیگرى كه از تفسیر واژه «صمد» پرسیدند، فرمود: «اَلصَّمَدُ الَّذِى لاَ جَوْفَ لَهُ وَالصَّمَدُ الَّذِى قَدْ اِنْتَهَى سُؤدَدُهُ وَالصَّمَدُ الَّذِى لاَ یأْكُل وَلاَ یشْرَبُ وَالصَّمَدُ الَّذِى لاَ ینَامُ وَالصَّمَدُ اَلدَّائِمُ الَّذِى لَمْ یزَلْ وَلاَ یزَالُ» صمد آن موجودى است كه داراى خلأ نیست. صمد آن كسى است كه سیادت و بزرگیش به نهایت رسیده است. صمد آن وجودى است كه نمى خورد و نمى نوشد [و تغذیه ندارد.] صمد آن وجودى است كه خواب بر او راه ندارد و صمد آن ذات ابدى است كه همواره بوده و نابود نمى شود.»

 

 

پ, 05/20/1401 - 18:17