استاد آیت الله مبشر کاشانی از اساتید برجسته حوزه های علمیه در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «ضرورت بحث عرفان و معنویت» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در صد سال اخیر، در شهرهای زیادی، به خصوص، تهران، عرفان های کاذبی ایجاد شد و بر مسلک هایی تأکید دارند که اغلب با اسلام و عرفان ناب محمدی فاصله معناداری داشته است و اصلا، گاهی بی ارتباط بود؛ و علاقه مندان به معنویات، شیفته تفکرات عرفان کاذب شدند. و لازم بود که در حوزه علمیه این بحث بشود؛ تا لا اقل نسل جوان فریب رهزنان راه حقیقت را به نام حقیقت نخورند.
این مفسر قرآن کریم در ادامه بیان کرد: عده ای عرفان نظری عملی را در چارچوب علوم غریبه به مردم می گویند؛ به گونه ای برای مردم بازگو کردند که عرفان، یعنی علوم غریبه؛ در حالی که بعضا دقیقا ضد عرفان است؛ و در خیلی از موارد، با عرفان واقعی ضدیت دارد. بعضی به طرف صوفیه و دراویش رفتند. آنجا هم با اسلام ناب محمدی ضدیت دارد. اگر چه در بعضی مواقع، بعضی مطالبشان با اسلام سازگاری دارد، اما اغلب اینچنین نیست. همچنین بحث هایی که در عرفان عملی به مردم می گویند؛ مانند عمل به «یوگا»؛ و رسیدن به مقامات با تمرکز کردن، اینها هم مردود است. هم در مقام عمل و هم در مقام نظر، مجاز است و مجاز، سراب است و انسان را به حقیقت نمی رساند و تشنگی انسان را برطرف نمی کند.
استاد آیت الله مبشر کاشانی خاطرنشان کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بارها فرموده است: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ...» مراد از «عترت»، گفتار معصومین و رفتار معصومین است؛ و قرآن را هم خود اهل بیت علیهم السلام باید تفسیر کنند. هیچگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نفرمود: «انی تارک فیکم الثقلات»؛ نفرمود: «و الفلسفه و التصوف ...»؛ پس معلوم می شود که وظیفه ما این است اگر می خواهیم به حقیقت برسیم، باید به سراغ قرآن و عترت برسیم. همه حقایق و همه کمالات در قرآن و عترت نهفته است. حتی اگر بزرگترین شخصیت، وراء قرآن و فرمایشات معصومین علیهم السلام، در عرفان نظری یا در عرفان عملی حرفی زد، بدانیم و یقین کنیم که باطل است و صحیح نیست و راه، ناصواب است؛ فریب نخوریم.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در ادامه این حدیث داریم «ما ان تمسکتم بهما لن تضلّوا ابدا»؛ اما به علوم دیگر از قبیل نجوم و .. اشاره نفرمودند. نه اینکه امامان معصوم ما دیگر علوم را نمی دانستند. در قرآن آیات بسیاری در مورد علم نجوم و فلسفه است؛ اما فلسفه قرآنی و فلسفه عترتی است. از این جا می فهمیم که مجموعه قرآن و روایات و سیره چهارده معصوم، گنجینه ای است که عرفان ناب، تفسیر قرآن ناب، اقتصاد اسلامی، سیاست اسلامی، خانه داری، تربیت فرزند، طبّ و تمام علوم در آن است. چیزی نیست که در قرآن نباشد. پس چرا ما شیفته غرب و شرق بشویم و ببینیم که آنها چه می گویند. چه نیازی داریم که بدانیم به عنوان مثال در مورد خانه داری فلان دانشمند غربی چه می گوید؛ با اینکه در قرآن کریم می خوانیم: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبين» (الأنعام : 59) حوزه های علمیه باید به سراغ این گنج ها بروند و اگر چه پر زحمت است، اما این گنج ها را استخراج کنند.
استاد آیت الله مبشر کاشانی افزود: راه رسیدن به خداوند، چهارده معصوم و قرآن است. «و بکم یسلک الی الرضوان» سلوک باید به چهارده معصوم برسد که رضای خدا در این است. سلوک واقعی در این است؛ و از راه دیگر نمی شود. سلوک شرق و غرب و سلوک بودایی و دیگر سلوک ها سلوک واقعی نیست. انسان به سراب می رسد. اگر هم به کشف و شهودی برسند، آن هم مجازی است؛ چرا که زیربنای آن مجازی است. هر درختی را که بکارید، ثمره همان درخت را برداشت خواهید کرد. باید دید امام صادق علیه السلام دستور بر چه ریاضت هایی را داده اند و به چه سلوکی فرمان داده اند.
این مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: معرفت، اعطایی است و از خدا باید خواست؛ در دعا می خوانیم: «اللهم عرّفنی نفسک فإنّک لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک» معرفت را از خودِ خدا می خواهیم؛ عطا کننده خداست؛ انسان در امور مالی و امور معنوی و امور علمی باید بداند که غیر از خدا مؤثر و لطف کننده ای نیست. ایمان را خدا می دهد؛ معرفت را خدا می دهد؛ و باید به اینجا برسیم که از خدا بخواهیم. در ادعیه هم آمده است که ما معرفت و عرفان را از خوِدِ خدا می خواهیم.
آیت الله مبشر کاشانی در ادامه بیان کرد: به طور کلی همه امور و کمالات فطری است؛ در تفسیر «قل هو الله احد» بابی تحت عنوان «فطرت» باز کردیم؛ و روایات در مورد توحید فطری را بیان کردیم. توحید فطری است؛ معرفت به اهل بیت علیهم السلام نیز فطری است و در ذات و خمیره و فطرت انسان معرفت خدا، محبت به و عشق به چهارده معصوم و عشق به انسان کامل و عشق به کمالات و نفرت از آنچه ضد کمال است، وجود دارد. به عنوان نمونه، انسان عاشق صداقت است و از دروغ نفرت دارد؛ انسان دوست ندارد تا کسی او را شکنجه کند؛ و یا انسان دوست ندارد که مال او را بدزدند. همه این مسائل، فطری است.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حُبّ به معرفت، عرفان به اهل بیت و عرفان به خدا و جهان شناسی در انسان است و انسان، طالب آن است. انسان دوست دارد که «ان من شیء الا یسبّح بحمده»
وی افزود: شخصی چهل روز در کوه خضر ریاضت کشیده بود و گوش شنوا پیدا کرده بود؛ به خیابان آمد و دید از اشیاء و از موجودات و از صدای ماشین و موتور ذکر خدا می شنود. به خدمت آقای جعفر مجتهدی رضوان الله تعالی علیه آمد و ماجرا را خدمت ایشان عرض کرد؛ آقای مجتهدی این آیه شریفه را خواند: «إن من شیء الا یسبّح بحمده»
استاد آیت الله مبشر کاشانی خاطرنشان کرد: اگر چه ما این صداها را نمی شنویم، اما دوست داشتن رسیدن به این کمالات در ذات انسان است و فطری است. باید طلب باشد. وقتی طلب باشد، «دست از طلب ندارم، تا کام من بر آید» باید طلب کرد و طلب کرد و طلب کرد تا انسان به هدفش برسد.