استاد صادق پور مطرح کرد؛

ارائه سیستم ولایت فقیه به دنیا، بایدها و نبایدها

استاد مصطفی صادق پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «بایدها و نبایدهای ارائه سیستم ولایت فقیه به دنیا» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برای اتمام رسالت خودش باید شخصی را به عنوان جانشین معرفی کند. و جدای از مناسبات ظاهری، اکمال دین، فقط در حیطه حکومت نبوده است؛ کأنه در رشد فرایندی که مسیر توحیدی جوامع بشری باید طی کنند، نیازمند این بوده است که انسان ها به لحاظ قلبی پیوندی را با ولایت داشته باشند تا هدف از خلقت حاصل بشود؛ همان هدفی که بر اساس آیه «ما خلقت الجنّ و الإنس الا لیعبدون» و به کلام امام حسین علیه السلام «أی لیعرفون»، همان معرفت الله توحیدی است، در این مسیر غایی نظام خلقت، باید با ولایت پیوند بخورند و به سرمنزل مقصود برسند.

 

وی افزود: سیستم ولایت فقیه بر پایه نگرش به فرامین و دستورات الهی در سبک زندگی است؛ ما نیاز داریم نظامی اجتماعی را بسازیم؛ اما نه با توجه به افکار بشری، و نه با چیزی که از روی تجربه و خطا و اشتباهات به دست می آید؛ بلکه باید از طریق وحی، قوانین بهتر زیستن را به دست بیاوریم؛ حکومت بر پایه ولایت فقیه، قرار است تا با فقه بر جامعه حکومت کند. بنابراین وقتی حکومت فقه می گوییم، یعنی حکومت قوانین شریعت برای به سامان رساندن نظامات اجتماعی؛ طبیعتا با قوانین محدود به یک قشر خاص و با بینش خاص نیست، بلکه یک سری دستورات جهان شمول برای همه ابناء بشر است، تا در مسیر درستی به سرمنزل غایی که خداوند متعال در نظر گرفته است، برسند.

 

استاد صادق پور در ادامه بیان کرد: وقتی می گوییم «ولایت فقیه» یعنی حکومت فقه، و آن هم جهان شمول است، می توان گفت قابل تطبیق بر همه نظامات اجتماعی است. اما مشکلی که وجود دارد، بحث کیفیت اجرا است؛ اگر چه خود نظام فقهی ما این قابلیت را دارد که بخواهد تمام انسان ها را در بر بگیرد، اما از طرف مقابل، انسان ها هم باید پذیرش آن را داشته باشند. در نظام اجتماعی گوناگون بینش های مختلفی وجود دارد؛ از این رو مشکل، از جانب انسان ها است، و نه از جانب شریعت.

 

وی اضافه نمود: انسان ها باید به این آگاهی برای پذیرش قوانین الهی برسند؛ چرا که این قوانین، از جانب صانع نظام هستی است؛ همو که آگاه به قوانین لازم برای سعادت دنیوی و اخروی است؛ و اگر انسان ها به این قوانین الهی گردن بنهند، این فقه و قوانین الهی می تواند جامعه بشری را به سرمنزل غایی برساند؛ اما مشکل در آنجا است که انسان ها هستند که این قونین را نمی پذیرند. با توجه به اغراض دنیوی و نفسانی خودشان نمی پذیرند که زیر گرده نظام شریعت بروند؛ چرا که بر پایه عدالت است؛ و طبیعتا کسانی که به دنبال مکنت و ثروت و قدرت و به دنبال نفس خودشان هستند، زیر بار آن نمی روند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: باید بدانیم که منظور از «فقه» در نظام «ولایت فقیه» برای ارائه به جامعه جهانی چیست؛ مسیحیت به عنوان شریعت، دارای قوانین شامل فردی و اجتماعی که بتواند جامعه را به جلو ببرد، نیست. این شریعت یهود است که مانند شریعت اسلام، قوانین مختلفی را در عرصه های مختلف دارد؛ از این رو اگر فقه را به معنای قوانین شریعت معنا بکنیم، خود مسیحیت این قوانین را ندارد؛ آنچه که در دوره رنسانس بوده است، دخالت رؤسای کلیسا و خود پاپ ها بوده است؛ و آنها قوانین خودشان را به عنوان قوانین مسیحیت نوشته اند؛ حتی اگر می پذیرفتیم که شریعت مسیحیت هم مانند شریعت یهودیت قوانینی داشته است، و اگر می پذیرفتیم که تحریف هم نمی شدند، و به پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم رسیده باشد، اگر می پذیرفتیم که قوانین آنها وجود داشته باشد و تحریف هم نشده بود، آیا الآن کارایی داشته بود یا خیر، باید به هدف از ارسال رسل می پرداختیم؛ و اینکه خدای متعال چرا دین و شریعت و پرورش انسان ها را ختم کرده است به قوانینی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آورده است.

 

استاد مصطفی صادق پور خاطرنشان کرد: متوجه می شویم که خدای متعال، با اسم «ربّ» و «ربوبیت» در سیر پرورش انسان ها در دوره های مختلف انبیای الهی دستوراتی را آورده است، تا به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم می رسیم، و می دانیم «حلال محمد صلی الله علیه و آله و سلم حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامة»؛ این بیان حاکی  از آن است که قوانین برای نظام زندگانی انسان ها را توسط پیامبر آورده ایم؛ وقتی این گونه باشد و از طرف دیگر کسی دیگر نیامده باشد که قوانین تازه آورده باشد؛ و از طرف دیگر هر چه برای سعادت دنیوی و اخروی نیاز بوده است توسط پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است؛ حتی اگر می پذیرفتیم که شرایع سابق قوانینشان بدون تحریف موجود باشد، اما باید بدانیم که انسان ها به جایی رسیده اند که اگر می خواهند به سعادت خود برسند، باید به قوانین اسلامی توجه کنند و این قوانین را در زندگی پیاده کنند. از این رو منظور از فقه، فقه شریعت اسلامی است؛ و علی المبنا بر فقه اسلامی جعفری معتقد هستیم؛ یعنی قوانینی که از جانب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اخذ شده است و توسط اهل بیت علیهم السلام ارائه گردیده است. ما معتقدیم که حاکم اصلی خداوند است و ولایت تنها از جانب خدا است؛ و اگر حاکم را فقیه می دانیم، از این جهت است که دارای اوصافی است که می پذیریم این شخص با چنین اوصاف، داعیه دار حرکت جامعه انسانی به سوی توحید است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو خاطرنشان کرد: در مورد بایدها و نبایدهای نحوه ارائه فقه اسلامی جعفری به جامعه جهانی به این نکته از کلام آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله اشاره می کنم؛ ایشان در بیان از «خدا محوری» یا «اومانیسم و انسان محوری»، بیان می کنند ما باید توجه بیشتری به این مسأله داشته باشیم. ما به طور «توأمان»، قائل به «انسان محوری و خدا محوری»، هستیم. خدای متعال انسان را خلیفه خود در زمین قرار داد. یعنی ای انسان تو برای من موضوعیت و محوریت داری؛ اما نه به آن معنای غربی، که انسان، بریده از وحی کار را جلو ببرد.

 

وی افزود: اگر متکلمین ما با خدا محوری کار را شروع می کنند، نه به آن معنا باشد که خدا هست و ما انسان ها هیچ کاره باشیم؛ چرا که انسان خلیفه الله است؛ ما قائل به انسان هستیم؛ اما انسانی که بریده از وحی نیست؛ نه انسانی که مطیع هوای نفس است. پس باید تفسیر دقیق تر و عمیق تری نسبت به قضیه داشته باشیم. یک «امرٌ بین الأمرین» داریم؛ نه خدامحوری بریده از انسان، و نه انسان محوری بریده از خدا، بلکه طریقه وسطایی در این میانه است.

 

استاد مصطفی صادق پور در ادامه بیان کرد: در گذشته ارتباطات به این گستردگی در میان نبود تا متکلمان و علمای ما فقه و اندیشه های خود را به دنیا عرضه کنند؛ با این حال علمای ما آنجا که موقعیت بود، حرف های خودشان را زده اند و استاد شهید مرتضی مطهری و شهید بهشتی و شهید صدر و دیگر علما از فرصت های در اختیار خودشان استفاده کردند. اما امروز با توجه به گستردگی ارتباطات، همت علمای ما نیز باید بیشتر بشود، که اینگونه هم هست.

 

وی افزود: در نحوه تعامل امروز با دنیا باید به این نکته توجه کنیم که اصل «فطرت» می تواند نقطه مشترک و مخرج مشترک بین ما و دیگر انسان ها باشد؛ اما گاهی فطرت ها دچار انحراف می شوند و غبار بر آنها می نشیند؛ و ما امروز با فطرت هایی غبار گرفته روبرو هستیم که باید این موانع را در ابتدا کنار بزنیم. باید توجه کنیم اینگونه نیست که اگر فقه جعفری و حتی دیگر حقایق را بیان کنیم، طرف مقابل پذیرش داشته باشد؛ چه اینکه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم همین بوده است؛ آنچه وظیفه ما است، آن است که محاسن کلام اهل بیت سلام الله علیهم و اساس و کلیات فقه جعفری را ارائه کنیم. انقلاب ما نیز احکام دینی را به طور کامل نتوانسته است به مرحله اجرا برساند؛ از این رو در مرحله اول باید به لحاظ نظری باید این را مطرح کنیم؛ استدلال های محکم فقها را در قسمت های مختلف نظام های اجتماعی بیان کنیم تا وقتی مردم دنیا با محاسن کلام فقه جعفری روبرو بشوند، آنها که به لحاظ ظاهری لجاجتی نداشته باشد، حداقل تلنگری خواهد خورد و پی خواهد گرفت و کار، به نحو بهتری پیش خواهد رفت.

 

ج, 05/21/1401 - 22:31