استاد خندان مطرح کرد؛

علامه امینی رضوان الله علیه از دید یکی از شاگردان

استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «علامه امینی رضوان الله علیه از دید یکی از شاگردان» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد دانشگاه تهران و کاشان در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: علامه امینی رضوان الله علیه از علمای برجسته معاصر و صاحب کتاب الغدیر است؛ ایشان به کارهای عبادی می رسید؛ به مستحبات و قرائت قرآن و زیارت ائمه علیهم السلام می رسید، اما مکرر می فرمود: «این الغدیر ما را از دید و بازدید و آن چیز هایی که در بین دوستان متعارف است، محروم کرد.»؛ مرحوم امینی رضوان الله علیه نویسنده گرانسنگ الغدیر است و شاگردان بی شماری هم دارد؛ اما عنوان شاگرد ممتاز الغدیر را می توانیم برازنده تنها سه تن بدانیم.

سید عبدالعزیز یزدی معروف به محقق طباطبایی

سید حیدر که از دانشمندان عراقی است

ابراهیم انصاری خویینی زنجانی

 

دبیر پژوهش روزنامه سراسری سراج در ادامه بیان کرد: مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (محقق طباطبایی) در سال 1308 به دنیا آمد و در 25 سال قبل از دنیا رفت. ایشان می فرماید: «مرحوم علامه امینی در تبریز به این فعالیت‌ ها اشتغال داشت و «شهداءالفضیلة» را در تبریز تألیف کرد و فرستاد نجف و مرحوم آقای اردوبادی در غیاب ایشان آن را چاپ کردند. به مولا أمیرالمؤمنین علیه ‌السلام و حقانیت مذهب شیعه عشق می ‌ورزید. نمی ‌توانست تحمل کند صدمه ‌ای، اشکالی و یا مبارزه‌ ای شود.

 

وی افزود: در همان تاریخی که ایشان در تبریز بود، از همان زمان وهابی ‌ها، در تبریز ایادی‌ ای داشته فعالیت می ‌کردند و برای تبلیغات ضد مذهب و ضد شیعه، جلسه ‌هایی داشتند و ایشان از همان وقت با آنها مبارزه می ‌کرد. ادامه فعالیت ‌های ایشان بالاخره منجر به مسافرت به نجف اشرف برای همیشه شد و از وقتی هم که از تبریز درآمد، دیگر هیچ وقت، حتی برای مسافرت به تبریز بازنگشت.

ضدیت وهابی‌ ها فقط با شیعه است؛ و الا نه با مسیحیان و نه با یهود کاری ندارند. تمام قوایشان را در همه جهان گسترده برای ضدیت با ما و برای مبارزه با ما بسیج کرده‌ اند. مبارزات علامه از همان تاریخ که در تبریز بوده آغاز شده است؛ که منجر به مسافرت ایشان شد.»

 

استاد مجتبی خندان خاطرنشان کرد: کتاب «الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب» یازده جلد است؛ و یازده جلد دیگر آن هم هست که هنوز چاپ نشده است؛ جلدهای چاپ نشده، مکاتبات ایشان و سفرهای ایشان به هند و دیگر نقاط است. علامه امینی معتقد بودند که از اول تاریخ تا آخر هم اکنون هم مظلوم است. و کسی مظلوم تر از امیرالمؤمنین علیه السلام سراغ نداریم. از ابتدای ایجاد انحرافات، حضرت مقابله کردند و نگذاشتند حضرت به هدفش برسد.

 

وی افزود: در مراجعت از حجة الوداع در نقطه جحفه، نقطه اختلاف بین مسلمان ها بود؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا امیرالمؤمنین علیه السلام را به خلافت خود نصب کردند. علامه امینی می گوید: این حدیث غدیر که در ظرف خطبه غدیر است، یکی از متواترترین و یکی از بهترین احادیثی است که سلسله تواتر دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ایشان حدیث غدیر را از ۱۲۰ تن از صحابه پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که آنجا شاهد بودند و دیده بودند و برای دیگران نقل کردند. فکر نمی‌ کنم که در اسلام حدیثی باشد که از صحابه، ۱۲۰ نفر راوی داشته باشد. همچنین طبقات تابعین، طبقات محدثین بعد را، قرن به قرن، سال به سال، ذکر کرده ‌اند تا زمان خودشان رساندند.  می‌ توان گفت هیچ حدیثی متواترتر از حدیث غدیر نداریم؛ نه در فقه و نه در عقائد که این قدر طبقه به طبقه و نسل به نسل از زمان ما تا زمان خود پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلم حدیث را روایت کرده باشند و به ۱۲۰ یا ۱۱۰ صحابی برسد.

 

وی افزود: علامه امینی در الغدیر در ادامه به کسانی که این حدیث را به نظم در آوردند (حدیث غدیر در ادبیات عرب) پرداخته است؛ در این راستا از خود امیرالمؤمنین علیه ‌السلام و صحابه شروع کردند، بعد شعرا، بعد تابعین، که به طور ارسال مسلم و یقینی این حدیث را از پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلم نقل کرده‌ اند و همین معنای خلافت را هم از آن فهمیدند و این اثبات می ‌کند که معنای دیگری هم نداشته و همین معنا را هم مردم، عرب‌ ها و شعرای زمان از آن فهمیدند. قرن به قرن شعرا را نوشتند با شرح حالشان و شعر‌های دیگرشان، شعر‌های مذهبی آنها، شعر‌های مختلف قرن به قرن تا جلد یازدهم که به قرن یازدهم رسیده است.

 

مدیرگروه تخصصی نورالثقلین اضافه نمود: علامه امینی در جلد سوم الغدیر، حملات ناجوانمردانه‌ ای که دانشمندان با فکر‌های منحرف به شیعه کرده ‌اند و تهمت‌ هایی را که به شیعه زده‌ اند را مطرح کرده و یکی یکی جواب داده است. از «منهاج‌ السنّة» ابن تیمیه آنچه که بر شیعه خرده گرفته و تهمت زده همه را جواب داده و ثابت کرده که این خلاف است و آنچه شیعه می‌ گوید، درست است.

 

وی اضافه نمود: در جلد چهارم بیشتر، شعرا هستند. شرح خود شعرا است که حدیث غدیر را به نظم درآورده ‌اند. در جلد پنجم متعرض می ‌شوند به ردّ بر وهابیت و عقاید آنها و مشروعیت زیارت ائمه علیهم ‌السلام و پیغمبر صلی ‌الله علیه و آله و سلم و خیلی خوب از عهده بر می ‌آیند و آن را ثابت می ‌کنند و در این جلد خیلی مفصّل راجع به این جهات بحث می‌ شود. ایشان، عنوان‌ ها را مطرح کرده است و از کتاب‌ های خودشان اثبات می ‌کند و اختلافاتی که داریم، حتی مثل نقل جنائز و امثال آن، مشروعیت آنها را نیز ثابت می‌ کنند و در تایخ اسلام نشان می ‌دهند آنچه که در مورد نقل جنازه‌ ها آمده، سابقه ممتد داشته و همیشه بوده است.

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: بعد از آن به جعل حدیث می رسند؛ که حکومت منحرف اموی ‌ها و عباسی‌ ها وادار می‌ کردند به نفع خودشان حدیث جعل کنند و چقدر حدیث جعل شده است! طبق آماری که ایشان تهیه کرده‌ اند ـ که مثلاً فلان مقدس هزار حدیث جعل کرده، فلان عالم یا محدّث سنی درباری دو هزار حدیث و... جمعاً در حدود نیم میلیون حدیث جعلی الآن در کتاب‌ های این آقایان موجود است. بعد از آن، حدیث‌ های مجعول در خلافت یا مناقب دیگران را نوشته‌ اند و از طرف خودشان ثابت کرده ‌اند که خودشان تقریر کردند که این احادیث مجعول است و احادیث را وضع کرده‌ اند!

 

وی افزود: جلد ششم مقداری از روش خلیفه دوم را نوشتند و معرفی کردند و در جلد‌های دیگر، اختلافات یا انحرافاتی که داشتیم، همه را مطرح کرده ‌اند و به خوبی ثابت کرده ‌اند که آنچه شیعه می ‌گوید درست است و ادله‌ شان را از کتب خود آنها (کتب اهل سنت) آورده‌ اند و حقانیت مذهب شیعه را ثابت کرده‌ اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه می‌ فرمودند: در سفری که به هند و سوریه تشریف بردند و کتابخانه‌ های آنجا را دیدند، ۱۸ ساعت (در شبانه روز) کار می ‌کردند و یادداشت برمی ‌داشتند که الان این یادداشت ‌ها در دو جلد به نام «ثمرات ‌الأسفار» موجود است که امید دارم انشاء ‌الله به زودی چاپ شود.

ایشان می ‌فرمودند: دیگر مذهب ما «طاپو شد ـ به اصطلاح عراق ـ یعنی سند مالکیت داریم که ثابت می‌ کند که به استناد احادیث پیغمبر و سنت رسول‌ الله صلی ‌الله علیه و آله و سلم و مآخذ و منابع اهل سنت، آنچه که ما می‌ گوییم درست است. قرار بر این است که در بقیه اجزاء الغدیر که چاپ نشده، از آنچه ایشان در این دو جلد یادداشت کردند و در این دو سفر آوردند، استفاده شود و در آنها منعکس شود که اگر آنها هم به ‌طور کامل انجام شود و چاپ شود، فکر می ‌کنم که ۱۱ جلد دیگر خواهد بود.

 

استاد مجتبی خندان خاطرنشان کرد: مرحوم علامه امینی رضوان الله علیه از معدود کسانی بود که بیش از 10 تن اعاظم حوزه، که مدقق محقق اصولی به ایشان اجازه اجتهاد داده اند؛ بزرگانی مانند آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی اعلی الله مقامه و پسر میرزای شیرازی بزرگ، مرحوم اردوباری که هر کدام از مراجع بزرگ بودند، به مرحوم امینی اجازه اجتهاد داده اند.

 

وی اضافه نمود: مرحوم علامه اردوبادی (میرزا محمّد علی اردوبادی) از علمای نجف بود و بسیار ادیب و فاضل بود و شعر هم خوب می ‌گفت و در ادبیات خیلی مسلط بود و در لغت و ادبیات بسیار ممتاز بود و سناً هم خیلی بزرگ‌ تر از آقای امینی بود. مرحوم آقای امینی هر چه می ‌نوشت تا هنگامی که بر ایشان نخواند و از کنترل ایشان رد نشود، به چاپخانه نمی‌ فرستاد. تا همین اواخر هم که آقای اردوبادی دیگر پیر شده بود و ضعیف، منزل آقای امینی می ‌آمد، می‌ خوابید و مرحوم آقای امینی برای ایشان می ‌خواند و ایشان دیگر نمی ‌توانست بنشیند؛ در حالی که خوابیده بود، گوش می‌ داد و تصحیح می‌ کرد، یا امضاء می‌کرد و یا ردّ می ‌شدالبته آقای اردوبادی در جنبه ادبیات این کتاب خیلی حق دارد. همچنین اگر یادداشت‌ هایی داشتند می‌ دادند و بلکه مرحوم آقای اردوبادی در انتاج فکری ادبیات، یعنی تألیفات نیم قرن اخیر نجف اشرف، بر همه مؤلفین حق دارند. همه اینها را کمک کرده به طوری که هر چه یادداشت داشتند، می‌ دادند، برایشان تصحیح می‌ کردند. حتی کتاب «الکنی والألقاب» مرحوم شیخ عباس قمی، یک دوره از نظر ایشان رد شده و تصحیح کرده‌ اند و خلاصه خیلی کمک خوبی برای مرحوم آقای امینی بودند.

 

فعال و مدرس مرکزتخصصی مهدویت خاطرنشان کرد: علامه به دو کتاب در اثبات امامت خیلی اظهار علاقه می ‌کرد و اهمیت می‌ داد. یکی «عبقات‌الانوار» بود. از این کتاب خیلی تجلیل می‌ کرد و یکی «ضیاء‌ العالمین» مرحوم ابوالحسن فتونی، جدّ صاحب جواهر بود و می ‌گفت: مثل اینها تاکنون نوشته نشده است. ولی این کتاب ‌ها همه مربوط به قبل از چاپ کتاب بود. بنابر این، جلد و صفحه را تعیین نمی‌ کردند، یعنی آدرس صحیح در دست نبود و مراجعه یک مطلب در مأخذ زمان بسیار می ‌برد. در این میان، این امتیاز را کتاب الغدیر دارد که هم منابعش خیلی بیشتر از دیگر کتاب‌ هاست و هم جلد و صفحه و جایش را مشخص می ‌کند.

 

وی افزود: شاگرد علامه امینی، جناب مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (محقق طباطبایی) نقل می کند: هم از مرحوم آقای امینی شنیدم و هم از مدیر کتابخانه شوشتری‌ ها، آقای امینی می ‌فرمودند: من می ‌رفتم کتابخانه حسینیه شوشتری ‌ها مطالعه می‌ کردم. بعد دیدم این مقدار وقتی که جهت مراجعه برای خواننده ‌ها تعیین شده، مثلاً از صبح تا ظهر، کافی نیست. با متصدی آن کتابخانه قرار گذاشتیم که من بروم آنجا ۲۴ ساعت باشم و در را بر من ببندد.

یک مقدار نان با خودم می ‌بردم و وقتی که کتابخانه تعطیل می ‌شد، در را می ‌بست و من می‌ ماندم. چون تصمیم گرفته بودم تمام کتاب ‌ها را مطالعه کنم و یادداشت بردارم. ماندم و همین کار را ادامه دادم تا همه را مطالعه کردم و یادداشت برداشتم.

صادفاً متصدی همان کتابخانه هم یک وقتی، به مناسبتی همین مطلب را گفت که آقای امینی آمد و قرار گذاشته بود که من در را به روی او ببندم، ایشان ۲۴ ساعت اینجا باشد و تمام کتابخانه را مطالعه کرد و یادداشت برداشت.

مرحوم کاشف‌الغطاء یک وقتی از ایشان به من گله می ‌کرد و می‌ فرمود: آقای امینی آمد و از کتابخانه ما استفاده کرد، کتابخانه ما را ریز ریز کرد ـ تعبیر ایشان این بود ـ کتاب‌ های ما را ریز ریز کرد، اما وقتی الغدیر را چاپ کرد، یک نسخه برای کتابخانه ما نفرستاد!

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (محقق طباطبایی) بیان می کردند: از خود آقای امینی باز شنیدم که درباره کتابخانه شخصی مرحوم شیخ محمّدرضا فرج ‌الله، که کتاب هم در الغدیر دارد با عنوان «الغدیر فی ‌الاسلام» که در نجف چاپ شده است، نوع منابع و مآخذ را ایشان دارد ـ به تعبیر آقای امینی ـ و ایشان می‌رفت آن جا، کتابخانه شخصی شیخ محمّدرضا فرج ‌الله را استفاده می‌کرد و یادداشت برمی‌ داشت.

 

وی افزود: شاگرد علامه می گفت: یک وقت از ایشان شنیدم در آن وقت ‌ها می ‌فرمودند: من تا حالا ۲۰ هزار کتاب مطالعه کرده‌ ام. ایشان علاوه بر این، به کار‌های عبادی خودشان می‌رسیدند و به مستحبات، قرائت قرآن، زیارت ائمه... می ‌پرداختند. ایشان مکرّر می‌ فرمودند که: این الغدیر، ما را از انسانیت انداخت! یعنی از دید و بازدید، آن چیز‌هایی که در میان دوستانشان متعارف است، محروم بودند و جایی نمی‌رفتند و به این شکل اعتزال می‌کردند و از این جهت، از این قسمت‌ها کم می‌کردند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عنایت ‌ها از ناحیه مولا علی علیه ‌السلام و همچنین سایر ائمه علیهم السلام به ایشان شده که ایشان اینقدر توفیق پیدا کرده‌ اند. کم نیست این همه منابع را مرحوم علامه در پاورقی‌ های نوشته‌ ها ذکر می‌ کند و این همه کتاب را  از ابتدا تا انتها مطالعه کردند. این همه توفیق مسلماً باید عنایتی شده باشد. بعد از این که در سنین اخیر تعداد زیادی کتاب چاپ می ‌شد و می ‌آمد، ایشان مکرر می‌ فرمودند که باید مطالعه کتاب را از سر گرفت. کتاب‌ های جدید که آمده است! و من خوب در نظر دارم مرحوم آیت‌الله العظمی میرزاعبدالهادی شیرازی رحمة الله علیه در تقریظی که بر الغدیر نوشته‌اند، نکته جالبی را تذکر داده ‌اند. فرمودند: ایشان در میان ما در نجف نبود و در دیدگاه و منظر خودمان نبود. الغدیر که از چاپ بیرون می‌ آمد، فکر می ‌کردیم کار گروهی است، کار یک سازمانی است، کار یک نفر نمی ‌تواند باشد! و ایشان به تنهایی کار یک گروه و سازمان را کرده است!

 

این استاد دانشگاه کاشان و تهران در ادامه بیان کرد: شاگرد علامه می گفت: آن زمان که بعد از جنگ بود و کاغذ کوپنی بود، تهیه کاغذ خیلی سخت بود. ایشان فرمودند: من برای تهیه کاغذ به بغداد رفتم و در حرم با مرحوم شیخ محمّدرضا مظفر ملاقات کردم. به من گفت: برای چه آمدی؟ گفتم: برای کاغذ. گفت: چقدر کاغذ می‌ خواهی؟ گفتم: ۳۰۰ بند کاغذ می‌ خواهم.

ایشان فرمود: من با همه روابطم ۱۵ بند کاغذ می‌ خواهم برای السقیفه ـ السقیفه را ایشان می ‌خواست چاپ کند ـ و الان یک ماه است که دارم دوندگی می ‌کنم و هنوز دستم به جایی نرسیده است! ایشان (مرحوم علاّمه) فرمودند: من فردا می ‌روم. ما ارباب داریم. ایشان فرمودند: من رفتم مرکز این کار.

 مسئول آنجا از من پرسید: چقدر کاغذ می ‌خواهی؟ گفتم: ۳۰۰ بند. گفت این جا تحویل می‌گیری یا به نجف بفرستیم؟ گفتم: اگر به نجف بفرستید که خیلی بهتر است. من آدرس چاپخانه را دادم و پولش را پرداختم و بیرون آمدم. بعد به آن آقا اعتراض شده بود که ۳۰۰ بند یکجا چطور کاغذ دادی؟!

 او گفته بود که: این آقا وقتی جلوی من قرار گرفت و می‌آمد، به من حالتی دست داد که اگر هر چه کاغذ می‌خواست، من بایستی می‌دادم و ایشان ۳۰۰ بند خواست و من هم ۳۰۰ بند دادم.

 

 

س, 05/18/1401 - 12:42