استاد آیت الله سید رحیم توکل از اعاظم اساتید حوزه های علمیه در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «حجاب تعلقات و حجاب گناه» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد برجسته درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بر ما انسان های عادی دو گونه حجاب آمده است. یک حجاب، حجاب تعلق بوده است که از جانب خدای عالم است. و یک حجاب هم در قبل گناه است که ما خود در خودمان ایجاد کرده ایم. چون حجابی که بر ما راه می یابد، دو گونه تعلق و گناه است، غفلتی را که بر ما می آید، این غفلت هم دو منشأ دارد؛ یک بار غافل می شویم از حجاب تعلقی که در ما است؛ یک بار هم غافل می شویم از حجابی که از قِبل گناه در ما ایجاد می شود. و چون ما دو گونه غفلت بر ما فرض می شود، انبیای عظام آمده اند تا در مورد هر دو غفلت بر ما کار کنند.
وی افزود: بنای اولیه بر این بود که ما را از حجاب تعلقات بیرون بیاورند. همان حجابی که بار اول در ما بود، ما را از این حجاب بیاورند. اما چون اکثر ما تابع هوای نفس شدیم و راه را اشتباه رفتیم، به جای اینکه حجاب تعلق را کنار بزنیم، به دنبال حجاب گناه هم رفتیم، انبیاء آمدند تا در کنار راهنمایی اول، به ما راهنمایی ثانوی کنند. به این معنا که ما را از گناه بیرون بیاورند و حجاب گناه را از ما کنار بزنند؛ و وقتی از حجاب گناه در آمدیم، حال بر ما کار کنند و از حجاب تعلقات ما را در بیاورند.
استاد توکل خاطرنشان کرد: برای زدن حجاب گناه، برای ما بابِ توبه را قرار دادند. که خود بحث عظیمی است که لا اقل 30 جلسه بحث می خواهد. اگر از این باب بیرون آمدیم، تازه به اول خط می رسیم. فرض کنید در آن خط صفر قرار دادند که راه بیفتیم. در این راه افتادن ها حجاب تعلق را کنار بزنیم. به جای آنکه یک قدم به جلو برداریم، به عقب رفتیم و به وادی گناه قدم گذاشتیم و در ورطه سقوط قدم گذاشتیم. از این رو انبیاء ما را از عقب رفتن ها مانع می شوند تا بدتر نشویم. بعد از آن سعی می کنند آن مقدار که عقب رفتیم را پیش برویم که تازه به سرِ خط برسیم. که این کار با توبه است. «التائب من الذنب کمن لا ذنب له» ما را تا این مسیر را از باب رحمت توبه دستگیری می کنند. برای اینکه از این خط به جلو پیش برویم، بندگی خدا کردن است. عبدالله شدن است تا در نعمت بندگی حجاب تعلق را هم کنار بزنیم. زمانی که حجاب تعلق را کنار زدیم، چیزهایی برای ما داده می شود که تا به حال با آن برخورد نداشتیم.
وی افزود: غفلت، چه غفلت از حجاب تعلق و یا غفلت از حجاب گناه، برای ما ظلمت می آورد. همین قدر که ندانیم در چه حجابی هستیم، به تبع به دنبال آن نمی رویم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سرطان بیماری وحشتناکی است؛ چرا که در ابتدای کار، بدون درد است و به همین نحو در بدن انسان گسترش می یابد. و چون دردی ندارد، انسان این گسترش را حس نمی کند. تا به جایی که غده رشد می کند و ریشه می اندازد. اگر ریشه سرطان به یک عضو حساس بدن رسید و آن را به درد آورد، تازه انسان می فهمد که جایی از بدنش درد می کند و به نزد پزشک می رود؛ اگر عمیق باشد، نمی تواند معالجه کند و می میرد.
وی اضافه نمود: اگر بیماری آمد که دردی نداشت، طبیعتا ریشه می دواند و می تواند منجر به مرگ بشود؛ اگر غفلت آمد و ندانیم که چه بیماری و چه حجابی بر ما است تا او را درمان کنیم، همین غفلت ما را بس است تا ما را در یک ظلمتی عجیب قرار دهد.
استاد سید رحیم توکل خاطرنشان کرد: غفلت در نطاق روایات در مقابل یقظه است. کسی که غافل است، خوابی بیش نیست. از این رو در روایت دارد: «بجنگید با غفلت هایتان به وسیله بیداری» در اینجا مقابل یقظه را قرار داده اند. در یقظه این تعابیر است. در یک نقل آمده است: «الیقظة نور» وقتی یقظه مقابل غفلت بود، بر این اساس، غفلت، ظلمت است. از این رو در هر غفلتی ظلمتی است و در هر ظلمتی نرسیدن و پیدا نکردن است. از این رو می فرماید: «الغفلة فقدٌ» و یا «الغفلة ضلال». در روایتی دیگر بیان شد «الیقظة استبصار» و «الیقظة نور». این تعابیر برای آن است که اگر ندانیم در حجاب تعلق هستیم، خیلی از فرصت ها را از دست داده ایم که متوجه آن نیستیم.
این استاد برجسته حوزه های علمیه در ادامه بیان کرد: اگر ندانیم که در حجاب گناه اسیریم، خیلی از برکات را از دست داده ایم و نمی دانیم که چه مصیبتی بر سر ما آمده است. از این رو آمده اند تا روی ما کار کنند. چرا غفلت ظلمت است؟ چرا غفلت فقد و نداری است؟ چرا غفلت ضلالت است؟ چرا غفلت حجاب است؟ غفلتی که ثمره آن حجاب است، باید غفلت از نور باشد تا حجاب به دنبال بیاورد. و الا اگر غفلت از ظلمت بود، نور به دنبال داشت. پس غفلت از نور است که حجاب، ثمره آن بوده است.
این مفسر قرآن کریم افزود: از اسامی ذکر حضرت الله، نور است. پس غفلت از نور، غفلت از ذات حضرت الله است. اگر انسان از خدای عالم غافل شد، بالتبع از پیامبر هم غافل می شود؛ چرا که الله را ندید، رسول آن را هم نخواهد دید. غفلت از الله، غفلت از امام را هم به دنبال خواهد داشت؛ چرا که امام وصیّ پیامبر الله است. وقتی الله را نشناختیم، پیامبر و بالتبع وصیّ پیامبر را هم نمی شناسیم. غفلت از الله غفلت از قیامت هم هست؛ چون قیامت محکمه عدل او است؛ تا او را نشناختیم، محکمه اش را هم گم می کنیم. از این رو اگر انسان ذات اقدس اله را ندید، پیامبرش و امام زمانش را هم نمی بیند؛ چه اینکه قیامت را هم نمی بیند. چرا که تمام، فرع بر اقدس اله است. وقتی همه را ندیدی، جای آن، در دیده ها دنیا زیبا جلوه می کند. و اگر این شد، زیبایی دنیا دل را جذب می کند و در دل، محبت دنیا پیدا می شود؛ و اگر در دل محبت دنیا ایجاد شد، «حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئه» و این حبّ انسان را به هر نکبتی می کشاند؛ و این نکبت، موجب ایجاد حجاب ظلمت گناه بار انسان می شود. یک غفلت از نور، او را به حجاب گناه کشاند. اگر در وادی گناه هستیم، پله پله به عقب برویم؛ می بینیم که از ذات اقدس الله غافل شدیم و آن حجاب تعلق را که در دل ما بود، ندیدیم.
استاد سید رحیم توکل خاطرنشان کرد: در روایات می بینیم «کفی بالمرء جهلاً أن لا یری قدره»؛ برای جهالت مرد همین مقدار بس که خودش را نشناسد؛ خداوند متعال در ما استعدادهای عجیبی گذاشته است؛ اما برای ما مشخص نیست و در پرده است. باید پرده ها را کنار زد و استعدادهای خود دست یافت. انسان خیال می کند که در همین چهاردیواری است که زندگی می کند؛ اما باید این دیوارها را خراب کرد. مقابلمان تا چشم کار می کند، زیبایی و شگفتی است. علی علیه السلام می فرماید: «رحم الله علم من این و فی این و الی این»؛ ما اصلا کار نداریم که از کجا آمده ایم؛ و اصلا در کجا هستیم و اصلا کار نداریم که به کجا خواهیم رفت. گویی هر که مرده است، ما نخواهیم مُرد؛ و بی تفاوت هستیم. تمام، جهل و تمام، نادانی است. چون جهل و نادانی ما را فرا گرفت، چون نمی دانیم حقیقت جایی که هستیم چه است، نمی دانیم که نباید دل به این مزبله دان بست. پیغمبر می فرماید: اینجا مزبله دان است. علی علیه السلام می فرماید: دنیا استخوان خوکی در دست یک جزامی است. ما به این استخوان خوک در دست یک جزامی دل بسته ایم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: چون در حجاب غفلت هستیم، نمی دانیم که باید به کجا برویم و چه توشه ای باید با خود ببریم. در این فکر نیستیم که باید به جایی برویم . تمام این دنیا، ارسال انبیا و ارسال کتب برای آن است که این چارچوب را بشکنیم. اگر انسان عبدالله بشود، خواهیم دید که چها به او خواهد رسید. اگر عبدالله بودیم، حال ما این نبود. آبادی شهر از کوچه هایش پیداست. عبدالله ها را باید دید تا بدانیم با آنها فاصله داریم. امام امت رحمت الله علیه عبدالله بود که تمام عمر را صرف خدا کرد. با اینکه شکسته نفسی فرمود «ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم» اگر امام این را گفت، ما باید بگوییم هنوز کوچه را پیدا نکردیم.