استاد اسدپور مطرح کرد؛

دو مبنا در تعریف امر به معروف و نهی از منکر

استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فقه  فرهنگ با محوریت امر به معروف و نهی از منکر» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحثمان در فقه فرهنگ، با محوریت امر به معروف و نهی از منکر بود؛ عرض شد این محوریت امر به معروف و نهی از منکر از این باب ضرورت دارد که نشان بدهد در همین ابواب فقه مصطلح ما با همین منابع موجود و با همین منهجی که در فقه مصطلح وجود دارد، می شود و می توان و می باید فقه را به سمت فقه نظامات اجتماعی حرکت و سوق داد. اگر این بحث بتواند همین ذهنیت و رویکرد را به فضلای جوان خوش فکر حوزه منتقل بکند و نمونه و مدلی از آن را بتواند نشان بدهد، وظیفه و تکلیف انجام شده است. با این ذهنیت، وارد فقه امر به معروف و نهی از منکر می شویم.

 

تعریف امر به معروف

وی افزود: اولین بحثی که در کتب فقهی ما درباره امر به معروف و نهی از منکر مطرح می شود، تعریف امر به معروف و نهی از منکر است. تمرکز بیشتر ما روی امر به معروف است؛ در مورد نهی از منکر به خاطر شباهت های با امر به معروف و تفاوت هایی که در نظامات اجتماعی دارد، فعلا روی سخن ما نیست.

 

در مقام تعریف امر به معروف،

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نوع کلام فقها، در جواهر، در شرایع، در شروح و حواشی و متن ها که نوعا روی جواهر و شرایع شکل گرفته است، اگر نگاه کنیم، بزرگان ما برای تعریف امر به معروف، واژگان «امر» و «معروف» را جداگانه بررسی کردند و در ادله امر به معروف که با همین عنوان و با همین کلید واژه امر به معروف وارد شده است، تطبیق داده اند و معنای امر را در این استعمال مشخص کردند؛ سپس روی معروف رفتند؛ که از عُرف و عرَفَ است و در اصطلاحات قرآنی چه معانی داشته است و تعریف امر به معروف را از ترکیب مدلول های این کلمات به دست آوردند و بعد گفتند تعریفی که از امر به معروف به دست می آید، این است؛ نظیر همین کار را در مورد نهی از منکر هم انجام داده اند.

 

وی اضافه نمود: بزرگان معاصر ما هم دقیقا همین کار را کردند؛ حضرت آیت الله فاضل در تفصیل الشریعه که شرح تحریر الوسیله امام است، با همین روال پیش رفته است. البته جالب است قبل از اینکه این تعریف را بحث کنند و شروع نمایند، ضرورت بحث امر به معروف را که می پردازند، خیلی از نقش های کلیدی که در منابع برای امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است را آورده اند؛ اما وقتی در مقام تعریف رسیده اند، با همین تعریف محدود و مضیقی را نتیجه گرفتند.

یا حضرت آیت الله خرازی در درس خارج امر به معروف و نهی از منکر، که در ذیل بحث جهاد با محوریت متن جواهر الکلام بیان شد،  در آنجا هم با همین روال پیش رفتند؛ اگر خود صاحب جواهر را نگاه کنید، با همین روال پیش رفته است. نوع فقها از قدیم تا معاصر، همین روال و فضا را طی کرده اند.

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: سؤالی که باید سعی کنیم به آن بپردازیم، این است که آیا این روش تعریف، روش شناسی درستی روی آن اتفاق افتاده است یا خیر؛ ذیل این بحث باید کم و بیش، باید به این سؤال مهم برسیم که آیا روش شناسی تعاریف مفاهیم قرارداری و اعتباری، مثل امر به معروف باید به همین شکل اتفاق بیفتد؛ یعنی فقط باید کلیدواژگانی را که شارع بیان کرده است، به صورت تفصیلی و جدا جدا بررسی کنیم و همان مدلول ها را با هم ترکیب کنیم یا تعریف مشخص بشود؟ یا اینکه می شود و باید روش دیگری را برای تعریف مفاهیم اعتباری مدّ نظر قرار داد.

 

وی در ادامه بیان کرد: آیا ما در عناوین عبادی دیگرمان همین کار را انجام دادیم؟ مثلا در تعریف حجّ ، در تعریف صلاة، تعریف جهاد همین کار را انجام دادیم؟  یعنی دلالت الفاظ را به دست می آوریم و بر اساس آن صلاه و حج و زکات و جهاد را تعریف می کنیم؟ در آنجا این روال را پیش نمی گیریم؛ در امر به معروف و نهی از منکر چرا اینگونه پیش می رویم. تفاوت عنوان اعتباری امر به معروف با عنوان اعتباری دیگر همانند صلاه و دیگر عناوین اعتباری چیست. یا اینکه توجه داریم که امر به معروف هم مانند سایر ماهیات اعتباری و قراردادی است؛ چه اعتبارش را شرعی بدانیم و از عبادات بالمعنی الاعم بدانیم؛ یا اینکه در ذیل فضای عقلایی و سیره عقلایی ببریم. هر دو جنبه اعتباری و اختراعی هستند؛ چه اختراع شارع، و یا اختراع عقلا با تأیید شارع. روش شناسی آن را از کجا باید بیاوریم و چرا فقهای ما این روش را پیش بردند که دو کلمه را  جدا از هم بررسی کردند و مدلول آنها را جدا بررسی کردند؛ اگر این روش درست است، چرا در مورد سایر عناوین این روش را پیش نگرفتند.

 

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: با نگاه تفصیلی به تک تک واژه ها از آن نگاه مجعول و اختراع شارع، غفلت کردیم و آن عنوان ترکیبی امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان اصطلاح شرعی یا اصطلاح عقلایی یا اصطلاح سیره متشرعه جداگانه بررسی نکردیم. چه اینکه می تواند با این بررسی جداگانه به نتایج مضیق تری دست یافت.

 

وی افزود: اگر گفتیم که امر به معروف یک اصطلاح است، و حکایت می کند از یک ماهیت مجعوله و مخترعه شرعی یا عقلایی، ممکن است این تسمیه ها و اصطلاح گذاری ها به ادنی مناسبتی اتفاق افتاده باشد و وجه عقلایی پیدا کند؛ ولی آیا در تمام مراتب و اقسام و مصادیق امر به معروف همان مدلول کلمه «امر» و مدلول کلمه «معروف» باید وجود داشته باشد؟ تا تسمیه به امر به معروف معنا پیدا بکند؟ و یا اینکه در اسم گذاری از حیث عقلایی به حد اقل هم می توان اکتفا کرد. حال باید ببینیم که شارع نیز با ادنی مناسبت این کار را انجام داده است.

 

این استاد درس خارج در ادامه بیان کرد: در تراث فقهی خودمان کمتر مورد بررسی قرار دادیم. در دوره های معاصر هم که بعضی خواستند بیشتر توجه کنند، دو اصطلاحی کردند؛ آنچه در فقه رایج بوده است را گفتند: امر به معروف بالمعنی الأخص است. و آنچه در فلسفه سیدالشهدا بوده است، بالمعنی الأعم می نامند که نمی توان دلالت های فقهی از آن برداشت کنند. این بیان کسانی است که تا حدی به این تعریف توجه کردند.

 

وی اضافه نمود: با توجه به مبنایی که خود بزرگواران از فقها و اصولیون ما در مباحث اصول اختیار کرده اند، می خواهیم از آن مبانی اصولی آقایان کمک بگیریم و یک تعریف و یک تلقّی از حیث «ترکیبی» امر به معروف، علی حده و جدای از تک تک واژگان ارائه بدهیم.

 

استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: مبنایی که آقایان در اصول اختیار کردند، بحث تصویر جامع در مباحث صحیح و اعم است. چه قائلین به صحیح و چه قائلین به أعم لابد از این هستند که یک جامع معنایی را تصویر کنند؛ به این شکل که حتی اگر فقیه بزرگوار ما صحیحی باشد و فقط به عبادات صحیحه عنوان عبادت را اطلاق کند، ناچار است که برای نماز یک جامع تصویر کند؛ چون فرض صحت در حالات و شرایط مختلف، متفاوت است. مثلا نمازی که از یک مریض صحیح است، نماز نشسته است؛ اگر همان نماز را یک فرد سالم بخواهد اقامه کند، باید ایستاده اقامه کند؛ و بالتبع، نماز ایستاده از یک فرد مریض قبول نیست و مجزی نیست و صحت فقهی ندارد. پس حتی اگر قائل به صحیح شدیم، در شرایط و حالات مختلف، نمازها با حالات مختلف را از همین عنوان صحت می پذیریم. یا در نمازهای مختلف، مثلا نماز صبح صحیح، 10 اجزاء و  شرایط دارد؛ در حالی که نماز ظهر صحیح در یک شرایط واحد با نماز صبح، 20 اجزاء و شرایط دارد. یا نماز آیات و نماز یومیه آن به گونه ای دیگر است؛ ولو اینکه شرایط واحد باشد؛  پس صحیحی لابد از بیان یک جامع است؛ در اعمی هم همین بیان است؛ تا جایی که آن تسمیه به نماز راه می دهد، همه اقسام مختلف با مصادیق مختلف، حتی اگر باطل و فاسد هم باشند، باید در عنوان تصویر جامع بگنجند. آن تصویر جامع با قطع نظر از حالات و اجزاء مختلف باید ارائه شود؛ به گونه ای که مثلا نماز ایستاده، نماز نشسته، آیات، دو رکعتی، نماز غرقاء و ... همه نماز باشد؛ و تسمیه نماز درست باشد و حتی صحت هم بر آن مترتب می شود.

 

وی افزود: مبنای آخوند و مرحوم نائینی و مرحوم خویی و مرحوم امام را باید ببینیم؛ که چگونه سعی کردند تصویر جامع داشته باشند. تصویر جامع یکی از نقاط کلیدی در اصول است و در جای جای بحث های اصولی همانند بحث ضد و غیر آن، کاربرد دارد و نظام ساز است. تصویر جامع یک ظرفیت روشی جدی ایجاد می کند برای روش شناسی تعریف و شناسایی مفاهیم اعتباری و قراردادی.

 

این استاد درس حوزه در ادامه بیان کرد: تصویر جامع در امر به معروف را باید پی بگیریم. مثلا فرض کنید در مراتب امر به معروف و نهی از منکر، مرتبه کف آن ناراحتی قلبی انسان مؤمن است. در روایات به طور متعدد به آن امر به معروف گفته اند؛ اگر کسی ترک معروفی را دید، در قلبش از آن ناراحت بشود.

مرتبه بالاتر آن است که چهره اش را ناراحت نشان بدهد. عبوس باشد و با یک عصبانیتی در چهره اش ناراحتی خود را ابراز کند.

مرتبه بالاتر آن است که ناراحتی خود را به طرف مقابل منتقل کنی و ترک مجلس کنی. به گونه ای که ترک مجلس امر به معروف شناخته شود.

از آن بالاتر آن است که به طرف بگویی. البته گفتن هم مراتب دارد که با نرمی یا با خشونت بگویید.

یک مرتبه آن است که با امر و استعلاء بیان بشود.

یک مرتبه آن است که برخورد یدی صورت بگیرد و ممانعت از منکر بأیّ طریق صورت بگیرد. مثلا اگر شرب خمر صورت می گیرد، و شیشه بشکند، او دسترسی نداشته باشد، شیشه را بشکنی.

یک مرتبه آن است که دست و پای او را بگیرید.

یک مرتبه تأدیب صورت بگیرد.

یک مرتبه بحث حد است و بحث های حقوقی و جزایی پیش می آید.

در روایات بیان می شود که وحی و ارسال رسل و جهاد، شعبه ای از امر به معروف است. و البته در برخی از روایات هم امر به معروف شعبه ای از جهاد آورده شده است.

 

وی اضافه نمود: اگر بنا باشد بر طریق فقهای گذشته کار را پیش ببریم و مدلول ها را جداگانه بحث کنیم، بسیاری از این مراتب به صورت مجاز شامل تعریف امر به معروف و نهی از منکر می شود؛ به این ترتیب که بگوییم امر به معروف همان تعریف مضیّق در زبان فقهای قدیم را دارد و همه مراتب بالاتر از آن، استعمال مجازی می شود. ولو اینکه استعمال غالب هم باشد؛ ولو اینکه استعمال کثیر هم باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: چون حمل بر مجاز کردند، از آن دلالت فقهی در نیاوردند؛ در حالی که اگر همان کاری که در صلوه با نماز غرقاء و نماز لیله معراجیه پیامبر اکرم (که بطن و باطن نماز است) همان کاری که در آنجا انجام دادند، در اینجا هم انجام می دادند، نیاز نبود که حمل بر مجاز کنند. و همه ظرفیت های امر به معروف و نهی از منکر جلوه می کرد.

 

استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد:  باید ببینیم آن فقیه اصولی که آن مبنای تصویر جامع را در صحیح و اعم اتخاذ کرده است و به آن ملتزم هم بوده است، چرا در امر به معروف این تصویر جامع را اتخاذ نکرده است؛ و چه محظوراتی داشته است و این نگاه ترکیبی را نداشته است. چه شده که در فقه آن را پیاده نکرده است. باید عبارات آقایان را همدلانه تر ببینیم و بدانیم که مانع کجا است و آیا می توان آن مانع و محظور را برطرف کرد؟

 

 

د, 05/17/1401 - 15:08