استاد ملک زاده مطرح کرد؛

حکمت نخست نهج البلاغه از دیدگاه اجتماعی

استاد ملک زاده از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید در موضوع «دلالت پژوهی اجتماعی نهج البلاغه - حکمت 1» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: بر روی مدالیل اجتماعی این حکمت ها داشته باشیم؛ منظور از «اجتماعی» بالمعنی الأعم است؛ که شامل مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بالمعنی الأخص می شود. البته به آن معنا نیست که انسان چشم خود را به روی دلالت های فردی حکمت ها ببندد؛ اما تمرکز روی دلالت های اجتماعی است؛ گرچه بسیاری از حکمت ها این خصیصه را دارند؛ اگر بگوییم کتاب نهج البلاغه کتابی سیاسی اجتماعی است، بیراهه نرفته ایم؛ چه اینکه اگر به نامه ها رجوع کنیم، عموم نامه ها جنبه های سیاسی و اجتماعی دارند؛ نامه هایی است که حضرت یا با معاویه رد و بدل کرده اند؛ یا به استانداران و فرمانداران خود نوشته اند؛ در خطبه ها هم اینگونه است و در اکثر آنها مسائل سیاسی و اجتماعی مطرح شده است؛ همین قضیه در کلمات قصار هم بروز کرده است.

 

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در حکمت نخست می خوانیم: «قال (عليه السلام): كنْ في الْفتْنه كابْن اللّبون لا ظهْرٌ فيرْكب و لا ضرْعٌ فيحْلب» هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش نه پشتي دارد تا سوارش شوند و نه پستاني تا شيرش دوشند. ابن لبون، بچه شتری است که دو سالش تمام شده باشد؛ این شتر هنوز نیروی آن را ندارد که بتوان سوارش شد و بار بر او حمل کرد؛ و نه می توان از او شیری دوشید.

 

وی افزود: این عبارت، عبارتی است که در فضای سیاسی و اجتماعی مطرح می شود. باید بدانیم که فتنه چیست و در مرحله بعد باید بدانیم اینکه مانند بچه شتر عمل کنیم، یعنی چه. شاید در فارسی کلمه مناسبی نیابیم؛ و شاید بهترین تعبیر همان تعبیر فتنه باشد؛ چه اینکه فتنه در فارسی هم کاربرد دارد. اما اگر به شکل خاص در همین کلمه قصار فتنه را معنا کنیم، می توانیم به «بحران و آشوب» معنا نماییم.

 

استاد ملک زاده خاطرنشان کرد: وقتی آشوبی به پا می شود و زمانی که بحرانی به پا می شود، شورش می شود، قائله ای به پا می شود، در این شرایط باید مانند بچه شتری دو ساله عمل کنیم. حضرت فرمود: یعنی امکان بهره برداری و سوء استفاده از خودتان را به فتنه گرها ندهید؛ نگذارید که از شما سوء استفاده کنند. نه از سکون شما و نه از حرکت شما؛ نه از سکوت شما و نه از سخن گفتن شما؛ هر کدام که مورد نفع فتنه گرها است، مخالفش را انجام بدهید. به هیچ وجه به آنها سواری ندهید.

 

وی اضافه نمود: در باب تعبیر فتنه باید گفت بحران و آشوب و فتنه و شورش کی مطرح می شود. در حالت عادی وقتی نظمی عمومی برپا است، نظامی وجود دارد؛ و نظمی در جریان است، وحدت و اجتماع کلمه ای وجود دارد، شخصی که علیه این نظم و نظام اقدامی صورت می دهد، به صورت طبیعی از دید برپادارندگان آن نظم و نظام بحران و آشوب ایجاد می کند. یعنی اگر امیرالمؤمنین در رأس باشد، کسانی مانند خوارج فتنه انگیزی می کنند. اگر یزید در رأس باشد، از دید یزید، سیدالشهداء علیه السلام فتنه انگیزی کرده است. اگر گفتگوها و نامه نگاری ها و سخنانی که بیان شده به وسیله یزیدیان علیه امام حسین علیه السلام را نگاه کنید، به همین مطلب می رسید.

 

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: کسانی که موافق این نظم و نظام هستند، طبیعی است ؛ کسی که بخواهد این نظم و نظام را بهم بزند، فتنه گر است؛ این قضیه کار را سخت می کند. حرکت خوارج فتنه انگیزی بود؛ حرکت امام حسین علیه السلام در زمان خودش به وسیله عده ای با تعبیر فتنه از آن یاد شد، پس چگونه باید تشخیص بدهیم که حق کدام است.

 

وی افزود: ملاک اساسی این است که در اجتماع کلمه اگر این اجتماع و وحدت حول محور حق و حقیقت و بر مبنای خیر و هدایت و مصلحت امت باشد، اگر اقدامی و حرکتی در سطح کلان سیاسی و اجتماعی علیه وحدت کلمه و وحدت حول آن محور صورت بگیرد، نام آن را «فتنه» می گذاریم. پس در سطح کلان سیاسی و اجتماعی خروج و اقدامی علیه نظم و نظام و اجتماع و وحدتی که بر مبنای خیر و مصلحت امت و حول محور حق و حقیقت صورت بگیرد، فتنه و فتنه انگیزی است. البته «اعرف الحقّ تعرف اهله» اگر نظامی بر اساس حق سامان یافته باشد، کسی که علیه آن اقدامی کند، فتنه کرده است؛ اما در مقابل، اقدام علیه ظلم و جور و انحراف، نه تنها فتنه انگیزی نیست، بلکه در صورت شرایط، عمل به یک واجب شرعی هم محسوب می شود.

 

استاد ملک زاده خاطرنشان کرد: یک قاعده در میان عرب ها و یا عرب جاهلی بوده است و در فلسفه سیاسی آنها قاعده ای وجود داشته است: «سلامٌ علی کفرٍ یوحّد بیننا و أهلا و سهلا بعده بجنّم»؛ مهم نیست که ما به جهنم برویم و بعدش چه اتفاقی می افتد؛ مهم آن است که دور هم جمع بشویم؛ ولو ملاک وحدت و نظم و نظام ما کفر باشد. همین که ما دور هم جمع شدیم و و نظم و نظامی پیدا شد، خوب است؛ ولو حول کفر باشد و همه به جهنم برویم. طبیعتا این قاعده از نگاه اسلامی مردود است و مورد پذیرش نیست و محور وحدت باید خیر و تعامل بر خیر و تقوا باشد. اگر محور نظامی که شکل گرفته، خیر و تقوا بود، حرکت و اقدام علیه آن، فتنه می شود؛ اما اگر محور تعامل بر اثم و عدوان و شرّ بود؛ اقدام علیه او یک اقدام واجبی است؛ و اقلّ آن امر به معروف و نهی از منکر است که مراتب بالاتری دارد.

 

ي, 05/16/1401 - 16:33