استاد سید احمد رضوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان موضوع «ناگفته های مسیحیت» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه و استاد دانشگاه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ما شاهد آن هستیم که مبشران مسیحی در تبلیغ دین خود، از مهربانی و محبت دم می زنند و کشیشان با محبت کردن به دیگران، به تبلیغ دین خود می پردازند. و در مقابل، اسلام را به خشونت، متهم می کنند. سؤال اینجا است که اگر دینی ادعا کند که دین سراسر محبت است، صحیح است؟ آیا اسلام دین خشونت است؟
وی افزود: در کل باید بدانیم که مقداری از برخورد و تندی در مسائل تربیتی لازم است؛ در تقابل با دشمنان غیر قابل اصلاح و خشونت طلب لازم است؛ با کسی که فحشاء علنی انجام می دهد، در بعضی از شرایط، تندی لازم است. این مطالب، از لحاظ تربیتی، اندیشمندان معاصر هم تأیید کرده اند. نظر دارند که بچه تا چه سنی باید آزاد باشد؛ از چه سنی باید امر و نهی بشوند؛ از چه سنی احیانا باید برخورد و تنبیه ببیند؛ البته اصولا برخورد بدنی از لحاظ اسلامی با فرزند جایز نیست؛ مگر با اشرار و کسانی که منشأ فساد هستند، یا با برخورد با دشمنان، آن هم تا حدی که اسلام معین کرده است.
استاد رضوی تأکید کرد: مطالبی که می خواهیم بگوییم، مقایسه اجمالی بین اسلام و مسیحیت است؛ و ناگفته هایی از مسیحیت را مطرح می کنیم. ما برای افراد، احترام قائل هستیم؛ اسلام هم برای افراد احترام قائل بودند؛ چه اینکه پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام با افراد از ادیان دیگر احترام قائل بودند؛ اما با برخی از افکار، نظر دفاع نداریم و انتقاد می کنیم.
وی افزود: عمده ابزار تبلیغی مبشران مسیحی، محبت است. آنها از برخی از ابعاد محبت، مانند کمک به ایتام استفاده می کنند. مشکل دیگر آن است که اسلام را مخالف محبت معرفی می نمایند. می دانیم که در یکی از کشورهای مسیحی طلاق را جایز ندانستند و خلاف قانون اعلام کردند؛ و به همین سبب از بین خانواده هایی که نتوانستند زن و شوهر با هم بسازند، 10 هزار نفر از خانم های آن کشور خودکشی کردند. آنها در تبلیغ مسیحیت از این آمارها صحبت نمی کنند.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: محبت در نحله ها و ادیان مختلف وجود دارد؛ در اسلام هم وجود دارد؛ اما ما می خواهیم بیان کنیم که آنچه آنها علیه اسلام می گویند، صحت ندارد؛ از طرف دیگر اشکالاتی هم علیه خودشان وجود دارد که باید پاسخ بدهند.
وی اضافه نمود: در قرآن کریم، آیه 107 از سوره انبیاء می خوانیم: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» پیامبر مبعوث شدند که رحمت برای عالمیان باشند. ما هیچ جا نمی بینیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در ابتدای تبلیغ از خشونت استفاده کرده باشند. حتی دست به نفرین هم نشدند. از طرفی در روایات اهل بیت علیهم السلام این کلیشه را داریم «ما الدین الا حبّا لله»؛ البته این دوستی چارچوب دارد؛ در سوره آل عمران، آیه 31 می خوانیم: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛ محبت همراه با تبعیت، چارچوب کاملی است که ما در مسیحیت آن را نمی بینیم.
استاد رضوی خاطرنشان کرد: می دانیم که مفهوم وحی در «عهد عتیق»، با تفاوت هایی، تقریبا همان معنایی از وحی است که در اسلام داریم؛ چنانچه بیان می شود خداوند به شعیا وحی کرد؛ یا خداوند به موسی وحی کرد؛ اما در عهد جدید می گویند خود عیسای مسیح تجسد وحی است؛ یعنی مؤلفین اناجیل اربعه گزارش وحی را نوشته اند.
وی افزود: آنها معتقد هستند عمده کتب عهد عتیق غیر از اسفار خمسه، تحت اشراف الهی و تحت عنایات روح القدس نوشته شده است؛ اگر چه منزل از آسمان نیست، اما کتاب مقدس و الهام مقدس است و به ادعای رسمی کلیسا خطایی در آن نیست و بیان خدای تبارک و تعالی است. در حجم کتاب مقدس بین یهودیان و مسیحیان، و همچنین بین خود مسیحیان اختلاف است؛ از این رو کتاب مقدس را از 76 کتاب تا 69 کتاب دانسته اند؛ چرا که بعضی از آنها برخی از کتاب ها را حجت نمی دانند. و برخی مقدس می دانند. نحوه ارجاع دهی به کتاب مقدس با ارجاع دهی به قرآن فرق دارد؛ در قرآن، یک کتاب قرآن داریم که 114 سوره و هر سوره تعدادی آیه دارد؛ اما در کتاب مقدس مسیحیان، با تعدادی کتاب روبرو هستیم که هر کتاب، چند فصل، و هر فصل، چند آیه دارد.
استاد سید احمد رضوی خاطرنشان کرد: پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان، در روز سه شنبه ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۶، در دانشگاه رگنسبورگ آلمان، همان دانشگاهی که مدرک دکترای الهیات خود را نیز از این دانشگاه دریافت کرده بود؛ در نطق خود که دربارهٔ «عقیده، منطق و بازتاب ها در دانشگاه»، سخنانی از یک امپراتور مسیحی قرن چهاردهم مانوئل دوم قسطنطنیه که به یک مسافر ایرانی گفته بود را نقل کرد: «[معاذ الله] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] برای جهان فقط شرارت و اعمال غیرانسانی به ارمغان آورده و از جمله دستور داده که دین را با زبان شمشیر گسترش دهید!»
وی افزود: پاپ، اسلام را به خشونت متهم کرد که انتظار نداشتیم. ما در مقام جواب و سؤال برآمدیم. نحوه تعامل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با سایر ادیان چگونه بوده است؟ ای کاش ایشان دو مورد هم بیان می کردند که در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و آیه ای بیان می کردند تا به وضوح مشخص می شد بر چه اساسی اسلام، دین خشونت است.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: اگر به آیه های قرآن رجوع کنیم، در آیه 190 از سوره بقره می خوانیم: «وَ قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»؛ اول باید نیت خدایی باشد. ثانیا مبارزه کنید با کسانی که با شما مبارزه می کنند. و ثالثا افراط و زیاده روی نکنید.
وی اضافه نمود: اگر به سیره نبوی هم رجوع کنیم، می بینیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سال ها با مسیحیان و یهودیان هم زیستی داشتند؛ و چون آنها از مواهب حکومت اسلامی برخوردار بودند، به عنوان مالیات، از آنها جزیه می گرفتند؛ بدون اینکه آنها را مجبور به اسلام کنند و یا شمشیر بر آنها بکشند؛ و تا وقتی به عهدنامه شان پایبند بودند، پیامبر با آنها زندگی می کردند. تا زمانی که آنها قصد ترور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را داشتند؛ که پیامبر متقابلا به مقابله برخاست. البته با این شرط «لا تعتدوا » زیاده روی نکردند؛ به بچه ها و زن ها کاری نداشتند؛ به پیرمردها کاری نداشتند؛ به محیط زیست و درخت ها کاری نداشتند؛ به اسرا هم کاری نداشتند؛ آنها را از کنار اجساد عبور نمی دادند؛ بر اساس نظام بسیار دقیق رقیت و غلام، کار را پیش بردند؛ برای سامان دادن به افرادی که در جنگ با مسلمان ها شرکت می کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آغاز کننده جنگ نبودند؛ چه اینکه سایر معصومین علیهم السلام همانند سیدالشهدا علیه السلام هم اینچنین بودند و ایشان جنگ را شروع نکردند و گفتند: «من شروع کننده جنگ نیستم» اگر برخی از خلفا در جنگ ها اینچنین بودند، شامل بحث ما نمی شود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن می گوید: «لا تعتدوا ....»؛ کتاب مسیحیت تبشیری وقتی می خواهد تبلیغ مسیحیت کند، به محبت تکیه می کند؛ محبت را، در بودا و یهود و مسیحیت می بینید در اسلام هم می بینید؛ صرف قبول داشتن محبت در یک دین که دلیل بر حقانیت آن دین نیست. ما می خواهیم نبی را در آن دین بشناسیم؛ از آن نبی، اخلاق را و تعامل با دیگران را بگیریم . ما منکر آن نیستیم که کشیش ها کارهای نیکی هم انجام می دهند، اما ما می خواهیم درباره قبول یک دین صحبت کنیم. کردار افراد یک دین، باطل کننده یا مؤید یک دین نیست؛ چه اینکه در مسلمان های خودمان هم داریم کسانی را که بد عمل می کنند؛ بیشتر از آن هم داریم کسانی را که خوب عمل می کنند؛ در مسیحیت هم کسانی بد و کسانی خوب عمل می کنند. ما باید کتاب را بررسی کنیم؛ کتاب مقدسی که به ادعای رسمی کلیسای کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس آن را قبول دارد، می گویند این کتاب مقدس، کتابی الهی است و مورد تأیید خدا و مصون از خطا است. من با استدلال به این کتاب مقدس، بیان می کنم که آنها در تعامل با افراد دیگر چگونه هستند.
حضرت موسی علیه السلام در کتاب مقدس
استاد سید احمد رضوی خاطرنشان کرد: ما حضرت موسی علیه السلام را پیامبر خدا می دانیم. البته برخی از انبیا را اسم می برند که ما آنها را به عنوان نبی قبول نداریم؛ آنها هم برخی از پیامبران را که به ادعای ما پیامبر هستند، همانند حضرت لوط و حضرت اسماعیل و حضرت سلیمان نبی نمی دانند.
وی اضافه نمود: آنها حضرت موسی را یک نبی معمولی نمی دانند؛ بلکه می گویند هیچ پیامبری هم تراز موسی علیه السلام در بنی اسرائیل بر نخاسته است؛ موسی مرد بسیار حلیم بود؛ بیشتر از جمیع مردمانی که در زمین هستند. قرآن کریم هم بیان می کند: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولاً نَبِيًّا» (مریم: 51)
این استاد دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه بیان کرد: موسی علیه السلام پیامبر عظیم الشأن الهی است. اما در کتاب مقدس نسبت های ناروا را به ایشان دادند. وقتی لشکر کشی می کرد و به شهرهای مخالفین حمله می کرد، به دستور خدا به ادنا انگیزه ای حمله می کرد. این چه خدایی است که چنین دستوراتی می داد که افرادش را بکش؛ حتی زن، حتی اطفال، حتی حیوانات را بکش و هیچ ذی نفس را زنده نگذار... در بسیاری از جنگ ها وقتی حمله می کنند، حتی گاو و گوسفند را هم می کشند. کدام مبشر مسیحی است که به این موارد هم اشاره کند.
استاد سید احمد رضوی خاطرنشان کرد: در کتاب مقدس مسیحیان، در سفر تثنیه، در بخشی از باب 7 می خوانیم:
«چون یَهُوَه خدایت تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا می روی در آورد و امت های بسیار را که حِتیان و جِرًجاشیان و اموریان و کنعانیان و فِرِزّیان و حِوّیان و یبوسِیان هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند از پیش تو اخراج نماید.
و چون یَهُوَه خدایت ایشان را به دست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی، آنگاه ایشان را بالکّل هلاک کن و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما.
و با ایشان مصاهرت منما؛ دختر خود را به پسر ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر.
زیرا که اولاد تو را از متابعت من بر خواهند گردانید تا خدایان غیر را عبادت نمایند و غضب یَهُوَه بر شما افروخته شده شما را بزودی هلاک خواهد ساخت.
بلکه با ایشان چنین عمل نمایید مذبح های ایشان را منهدم سازید و تمثال های ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید و بت های تراشیدة ایشان را به آتش بسوزانید.
زیرا که تو برای یَهُوَه خدایت قوم مقدس هستی. یَهُوَه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قوم هایی که بر روی زمین اند قوم مخصوص برای خود او باشی.
.... و تمامی قوم ها را که یَهُوَه به دست تو تسلیم می کند، هلاک ساخته چشم تو بر آنها ترحم ننماید و خدایان ایشان را عبادت منما مبادا برای تو دام باشد ......
و یَهُوَه خدایت این قوم ها را از حضور تو به تدریج اخراج خواهد نمود؛ ایشان را به زودی نمی توانی تلف نمایی؛ مبادا وحوش صحرا بر تو زیاد شوند.
لیکن یَهُوَه خدایت ایشان را به دست تو تسلیم خواهد کرد و ایشان را به اضطراب عظیمی پریشان خواهد نمود تا هلاک شوند.
و ملوک ایشان را به دست تو تسلیم خواهد نمود تا نام ایشان را از زیر آسمان محو سازی و کسی یارای مقاومت با تو نخواهد داشت تا ایشان را هلاک سازی.
و تمثال های خدایان ایشان را به آتش بسوزانید به نقره و طلایی که بر آنهاست، طمع مورز و برای خود مگیر مبادا از آنها به دام گرفتار شوی، چون که نزد یَهُوَه خدای تو مکروه است.
و چیز مکروه را به خانة خود میاور، مبادا مثل آن حرام شوی. از آن نهایت نفرت و کراهت دار چون که حرام است.
استاد رضوی خاطرنشان کرد: در همان سفر تثنیه، در بخشی از باب 20 می خوانیم:
«...... و چون آقایان از تکلم نمودن به قوم فارغ شود، بر سر قوم سرداران لشکر مقرر سازند.
چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نماییآن را برای صلح ندا بکن.
و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازه ها را برای تو بگشاید، آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند، به تو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند.
و اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند، پس آن را محاصره کن.
و چون یَهُوَه خدایت آن را به دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیر بکش.
لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد، یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یَهُوَه خدایت به تو دهد، بخور.
به همه شهرهایی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امت ها نباشند، چنین رفتار نما.
اما از شهرهای این امت هایی که یَهُوَه خدایت تو را به ملکیت می دهد هیچ ذی نفس را زنده مگذار.
بلکه ایشان را یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان را، چنانکه یَهُوَه خدایت تو را امر فرموده است، بالکل هلاک ساز.
تا شما را تعلیم ندهند که موافق همه رجاساتی که ایشان با خدایان خود عمل می نمودند، عمل نمایید. و به یَهُوَه خدای خود گناه کنید.
چون برای گرفتن شهری با آن جنگ کنی و آن را روزهای بسیار محاصره نمایی، تبر بر درخت هایش مزن و آنها را تلف نساز. چون که از آنها می خوری؛ پس آنها را قطع نکن؛ زیرا آیا درخت صحرا انسان است تا آن را محاصره نمایی؟
و اما درختی که می دانی درختی نیست که از آن خورده شود، آن را تلف ساخته قطع نما و سنگری بر شهری که با تو جنگ می کند بنا کن تا منهدم شود.
(براساس نسخه «کتاب مقدس یعنی عهد عتیق و عهد جدید»، لندن، 1904 میلادی)