آیت الله العظمی مظاهری:

برای رهایی از «بی ثباتی» ذکر یونسیه را مداوم بخوانید

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله مظاهری در جلسات درس اخلاق خود به بحث مهم «فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی» پرداخته است و نکات ارزشمندی را به مردم یادآور شدند.

رذیلت اوّل: بی‌ثباتی

یکی از صفات رذیله، بی‌ثباتی یا ریبه است. نفس انسان در اثر این صفت رذیله، اطمینان و ثبات خود را از کف می‌دهد و به‌واسطۀ عواملی مانند وسوسه، شک، گمان نامعتبر، حسرت یا تخیل، متزلزل می‌شود.

قرآن شریف می‌فرماید:

«وَ أَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ»[1]

امام باقر(ع) فرموده‌اند: اینکه آیۀ شریفه می‌فرماید: «کسانی که دلشان مریض است، پلیدی بر پلیدی آن‌ها افزوده می‏ شود»، یعنی شکّی بر شکّ آن‌ها افزوده می‏ شود.[2]

نفسی که متزلزل، بی‌ثبات و شکّاک است، به ناآرامی، اندوه، غم و ترس دچار می‏ گردد؛ پیوسته دست‌خوش توهّم‌ها و خیال‏پردازی‌هاست و هیچ آرام و قراری نخواهد داشت.

این صفت ناپسند، موجب می‌شود که انسان، پیوسته در حال تردید باشد و مرتب رأی و اندیشۀ خود را تغییر دهد. تخیل‌ها و توهّم‌های بی ‏پایه، او را به خود مشغول ساخته، حتی در اعتقادات نیز وی را به ورطۀ شکّ و تردید فرو می‌برد که از نظر قرآن‌کریم، مایۀ زیان‌کاری در دنیا و آخرت است:

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَهٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ»[3]

در نهایت تأسف باید گفت که بسیاری از مردم، در اثر این رذیلت، سرگشته و حیرانند. به تعبیر قرآن‌کریم: «مُذَبْذَبینَ بَیْنَ ذلِکَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ»[4] علت تذبذب و دودلی آن‌ها این است که نه از دانش کافی برخوردارند و نه در پی تحصیل دانشند، نه آگاهند و نه به دنبال آگاهی می‌روند، بلکه دنباله ‏رو جامعه‏ اند و هرچه دیگران در برابر آن‌ها ترسیم کنند، خواهند پذیرفت، خواه حق باشد یا باطل.

اقسام بی‌ثباتی عبارتند از: «شک و تردید دائمی»؛ که توان تصمیم ‏گیری در امور و قدرت انتخاب را از انسان می‌گیرد؛ «توهّم‌ها و تخیّل‌های بی‌اعتبار»؛‏ که گاهی به نخوت و تفرعن و حتی ادعای خدایی یا دست کم تکبّر بر خدا و بندگانش و گاهی نیز به ادعای کشف و شهود، بدعت‏ گذاری و دین‏ سازی منجر می‌شود؛ «حسرت و اندوه‏»؛ که پدید آورندۀ کسالت، سستی، ضعف اعصاب و این قبیل ناراحتی‏ های روحی است؛ «وسوسه»؛‏ که به وسیلۀ نفس یا شیاطین جنّی و انسی به قلب انسان وارد می ‏شود و موجب گمراهی اوست؛ و بالأخره «جهل و اقسام آن».

داروی این بیماری قلب، همچون سایر صفات ناپسند، مخالفت با وسوسه، شک، حسرت، تخیل، توهّم و تمایلات آن‌هاست، که در حقیقت مخالفت و مبارزۀ منفی با نفس امّاره و شیاطین جنّی و انسی است.

ارتباط مداوم و عاطفی با خداوند و ارزش‌های معنوی و نیز مداومت بر ذکر، نظیر ذکر یونسیه: «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ[5]» در این زمینه تأثیر به‌سزا دارد. چنان‌که قرآن‌کریم، یاد خدا را راهی برای رسیدن به اطمینان قلب و رهایی از تزلزل و بی‌ثباتی بر می‌شمرد:

«أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[6]

[1]. توبه، 125: «امّا کسانی که در دل‌هایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزود.»

[2]. بحارالانوار، ج 72، ص 126.

[3]. حج، 11: «و از میان مردم کسی است که خدا را فقط بر یک حال [و بدون عمل‏] می‏پرستد. پس اگر خیری به او برسد بدان اطمینان یابد، و چون بلایی بدو رسد روی برتابد. در دنیا و آخرت زیان دیده است. این است همان زیانِ آشکار.»

[4]. نساء، 143: «میانِ آن [دو گروه‏] دو دلند؛ نه با اینانند و نه با آنان‏.»

 .[5]انبیاء، 87: «معبودی جز تو نیست، منزّهی تو، به‌درستی که من از ستمکاران بودم.»

[6]. رعد، 28: «آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‏یابد.»

ي, 05/23/1401 - 16:55