استاد شفیعی شاهرودی مطرح کرد؛

معرفی کتاب «امام شناسی، لزوم، مراحل و روش»

استاد محمد حسن شفیعی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به معرفی کتاب «امام شناسی، لزوم، مراحل و روش» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: سلسله مباحث ولایت و امامت بر اساس کتاب «امام شناسی، لزوم، مراحل و روش» را در پیش رو داریم؛ در موضوع «ولایت و امامت»، برای عموم و حوزویان و دانشگاهیان و دیگر اقشار فرهنگی، در سه سطح مقدماتی، متوسطه و نهایی، دوره هایی را تهیه دیده ایم؛ و این کتاب به برای دوره مقدماتی از سلسله مباحث ولایت و امامت، در قطع رقعی و در 344 صفحه منتشر شده است.

 

وی افزود: کتاب حاضر به «ادله لزوم معرفت و شناخت امام»، «مراحل معرفت» و «روش معرفت» می پردازد؛ لازم به ذکر است که ترتیب سرفصل ها و ورود و خروج به مباحث، غالبا نو و ابتکاری است.

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: ویژگی برجسته این کتاب، رویکرد قرآنی، عقلی و روایات و نقل های تاریخی بر اساس کتاب های اهل سنت و بر اساس نرم افزار مکتبه شامله بوده است؛ با توجه به اهمیت کتاب شریف الغدیر علامه امینی در غالب مباحث، خواننده را به کتاب برگزیده الغدیر هم ارجاع داده ایم.

 

فعالیت های پژوهشی مؤسسه میراث نبوت

وی اضافه نمود: در پیشگفتار این کتاب به «مؤسسه میراث نبوت» و فعالیت های پژوهشی و آموزشی اشاره شده است؛ این مؤسسه را در حدود 15 سال پیش با هدف احیای منابع شیعه تأسیس کردم؛ به واسطه فعالیت های پژوهشی صورت گرفته در این مؤسسه در رشته های گوناگون علوم اسلامی به ویژه امامت و ولایت، بیش از 100 جلد چاپ شده است؛ که از جمله آن کتاب ها، «برگزیده الغدیر»، به زبان عربی بوده است که به فارسی و اردو هم ترجمه شده است. اینجانب با توجه به انس با کتاب شریف الغدیر، آن کتاب ارزشمند را در یک جلد و در 1304 صفحه خلاصه نموده ام.

 

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از دیگر فعالیت ها آن است که کتاب شریف الغدیر را تحت عنوان «سلسلة الغدیر الموضوعیة»، در 27 موضوع و در یک دوره 29 جلدی به زبان عربی تألیف کرده ام که به فارسی و اردو نیز ترجمه شده است.

 

وی افزود: از دیگر ثمرات مؤسسه میراث نبوت، «دانشنامه حضرت ابوطالب» است که در 5 جلد، به زبان عربی و فارسی در دست چاپ است؛ و کتاب «امام شناسی، لزوم، مراحل و روش» برای دوره مقدماتی مباحث ولایت و امامت است و دیگر مجلدات در این حوزه در سطوح متوسط و نهایی در دست چاپ است.

 

فعالیت های آموزشی مؤسسه میراث نبوت

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: در سطح کشور و میان اقشار مختلف دوره های ولایت و امامت برگزار شده است؛ و این جلسات زبده و برگزیده آن کلاس ها است. با توجه به توفیق ده سال انس با کتاب الغدیر علامه امینی و تلخیص آن کتاب تحت عنوان برگزیده الغدیر، و تدوین موضوعات پراکنده الغدیر تحت عنوان سلسله موضوعات الغدیر که توسط میراث نبوت منتشر شده است، چند سالی است که در سطح کشور میان اقشار مختلفف بر آموزش مباحث حوزه ولایت و امامت با رویکرد الغدیر توفیق دیگری یافتم؛ و هیچ نعمتی را از آن بالاتر نمی دانم و از خدا می خواهم بیان و بنانم را در راستای نشر معارف اهل بیت قرار بدهد. کتاب مورد بحث و این سلسله مباحث و مجلدات بعدی این کتاب محصول تجربه تألیف و تدریس در طول بیست سال است و پس از تغییرات فراوان اکنون به این صورت در آمده است.

 

وی افزود: این کتاب ها تحت عنوان سلسله مباحث ولایت و امامت، در سه دوره مقدماتی، متوسطه و نهایی تنظیم شده اند و آنچه در موضوع ولایت و امامت برای مسلمان لازم است، به شکل نو و ابتکاری در آمده است؛ هم در ترتیب سرفصل ها، هم در ورود و خروج مباحث، و هم در طرح استدلال ها و جامعیت مطالب ابتکار صورت گرفته است؛ به گونه ای که اولا یک شیعه با یادگیری آنها بر اساس عقل و نقل، ولایت و امامت اهل بیت علیهم السلام و حقانیت آن مکتب نورانی را اثبات کند و در مقام مبارزه با خصم به مهمترین شبهات دشمنان پاسخ بدهد و همچنین در مقام تعلیم و آموزش به راحتی می تواند مدّعای شیعه را با روشی نو اثبات کند؛ مخالف هم با دیدن آن مباحث می بیند که مطالب غالبا بر اساس عقل و قرآن هستند، می تواند راه درست را پیدا کند و حجت بر او تمام بشود.

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: برای هر کدام از دوره های مقدماتی، متوسطه و نهایی کتاب خاص تدوین شده است:

دوره مقدماتی: کتاب »امام شناسی لزوم، مراحل و روش»

دوره متوسطه: کتاب «ولایت روح اسلام و انسان»، کتاب «ولایت از منظر عقل»، کتاب «ولایت و امامت از منظر آیات و روایات»

دوره نهایی: «دشمنی با نور اسلام و انسان:] که پاسخ به شبهات در این حوزه است.

 

وی افزود: کتاب امام شناسی، لزوم، مراحل و روش دارای چهار فصل است:

فصل 1: لزوم معرفت و شناخت امام

فصل 2: مراحل معرفت

فصل 3: روش معرفت

فصل 4: آشنایی اجمالی با سرفصل های آموزشی این دوره

 

رویکرد عقلی مباحث

مدیر مؤسسه میراث نبوت در ادامه گفتگو خاطرنشان کرد: ولایت خدا و ولایت منصوب از طرف خدا حکم عقل است و این حکم، در میان همه انسان ها و ادیان الهی مشترک است و اختصاص به شیعه و مکتب اهل بیت ندارد. بر خلاف مکتب وهابیت و بنی امیه که تمام مبانی آن، به ویژه مبنای «عدم نیاز بشر از جانب خدا» بر خلاف عقل است.

 

وی افزود: بر اساس آیه 50 مائده که می فرماید: «أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُون‏» بی عقلی انسان های جاهلی در یک کلمه، حذف حکومت خدا از تمام بخش های زندگی است. چون خدا با «من استفهام» بیان می کند: «... وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً...» چه کسی بهتر از خداست که حکومت کند، چه در قانونگزاری، چه در قضاوت، و چه در اجرا و حکومت؛ در پایان آیه بیان می دارد: «... لِقَوْمٍ يُوقِنُون‏» باید به اینکه خدا همه کاره و مسبب الاسباب است و حکومت از آن خدا است و بشر باید قانون و قضاوت و اجرا را از خدا بگیرد، باید یقین پیدا کند؛ یقین، اوج ایمان است و باور قلبی است. پس روشن شد که ولایت حکم عقل است و جایگاه و بسترش هم قلب است. «لقوم یوقنون»

 

ای استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر از ما بپرسند که آیا این آیه روایتی هم دارد یا نه این روایت را بیان می کنیم: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه» البته این حدیث نقل های دیگر هم دارد «من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میتة جاهلیه»، «من مات و لیست علیه طاعة مات میتة جاهلیه» و «من مات بغیر امام مات میتة جاهلیه»؛ گویا این حدیث تفسیر این آیه شریفه است.

 

استاد شاهرودی خاطرنشان کرد: در مراحل معرفت و شناخت امام به جای آنکه از مرحله نخست و شناخت امام در جامعه شروع کنیم، مستقیم به سراغ اسم امام شروع می کنیم؛ با اینکه باید ابتدا جایگاه امام در جامعه را بیان می کردیم؛ بعد که جایگاه امام را در جامعه شناختیم، مرحله دوم اوصاف و ویژگی های امام بر اساس عقل و آیات  آنگاه شخص امام را شناسایی کنیم که مرحله سوم می شود.

 

وی اضافه نمود: برخلاف آنچه که وهابی ها و اسلافشان تأکید می کردند که آیه ای در قرآن در موضوع ولایت و امامت نیست؛ ما ثابت می کنیم که در قرآن و روایات، به جای اکتفا به مرحله سوم، هر سه مرحله بیان شده است؛

در مرحله اول، در قرآن جایگاه امام در جامعه تبیین شده است؛ و روشن شده است که آیا امام جایگاه پیامبر را دارد؛ یا  در حد رئیس جمهور و معاون اداری مالی است که فقط امور لشکری و کشوری به او واگزار شده است.

در مرحل دوم در قرآن تبیین شده است که اوصاف امام باید همان اوصاف پیامبر (بجز نبوت) باشد؛ یا اینکه فقط عدالت کفایت می کند؛ یا بنا بر نظر برخی از علمای عامه حتی اگر عادل هم نبود، اشکال ندارد.

مرحله سوم مصادیق امام است و در قرآن، اهل بیت علیهم السلام در آیه تطهیر، اطاعت، مودت، در آیات غدیر با کنار هم قرار دادن این آیات کنار هم مصداق مشخص خواهد بود.

 

روش معرفت؛ اقامه دلیل بر امامت علی علیه السلام و اهل بیت

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: برای اثبات امامت اهل بیت، از عقل، و سپس آیات و در آخر، روایات باید دلیل بیاوریم. متأسفانه بعضا باز از آخر شروع می کنیم؛ هم در مقام یادگیری هم تدریس هم در مناظره با خصم، ابتدا و مستقیم به روایات و مباحث جنجالی سندی و دلالی می پردازیم که غالبا برای اهل علم قابل درک است؛ به خلاف مباحث عقلی که برای همگان قابل درک است و به خلاف قرآن که در دسترس همگان است؛ در حالی که اصول دین، به ویژه ولایت و امامت، عقلی هستند. ابتدا باید به مباحث عقلی پرداخته بشود. ازاین رو آیات، ارشاد به حکم عقل هستند و روایات، تفصیل عقل هستند؛ از این رو رویکرد منطقی اینچنین است:

ابتدا عقل

سپس آیات

و در آخر، روایات تفسیری

 

وی افزود: اگر کسی به ندای حجت درونی یعنی عقل گوش نسپارد و کلاه خود را قاضی قرار ندهد و به خودش دروغ بگوید و بر سر خودش کلاه بگذارد، هیچ آیه و روایتی برای او سودمند نخواهد بود؛ چون آیات، ارشاد و رهنمود به حکم عقل هستند و روایات، تفسیر آیات. کسی که خود، دروغگو و فریبکاری بزرگ است و بر سر خود کلاه می گذارد، دیگر شایسته نیست که در مورد راستگفتاری یا دروغ بودن فلان روایت بحث کند؛ برای چنین شخصی هر آیه ای خوانده بشود، خدشه در دلالتش می کند.  هر روایتی خوانده شود، در سند و دلالتش اشکال می کند. مثلا می گوید چرا در صحیح بخاری نیامده . اگر هم در صحیح بخاری باشد، و سند و دلالتش درست باشد، می گوید قلب من آن را نمی پذیرد. چنانچه ابن کثیر دمشقی درباره طیر مشوی اینچنین می گوید. می گوید این روایت، سند و دلالتش تمام است و فضیلت امیرالمؤمنین را اثبات می کند؛ اما آن را نمی پذیرد «ففی القلب من صحة هذا الحدیث نظر و إن کثرت طرقُه» (البدایه و النهایه ابن کثیر، جلد 7، ص 353؛ برگزیده الغدیر 323)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به این ترتیب بر ما است که در مقام مناظره، به جای آنکه در ابتدا از حدیث بحث را آغاز کنیم، از مباحث عقلی شروع کنیم. و آنگاه آیات ارشادی را یادآوری کنیم؛ در پایان روایات را بخوانیم. چون مباحث عقلی برای هر عاقلی قابل درک هستند؛ مباحث عقلی مقدم بر مباحث علمی هستند و خدا پیش از حجت ظاهری، حجت باطنی، یعنی عقل را برای بشر قرار داده است.

 

وی افزود: در اسلام عقل و بصیرت و بینش، مقدم بر دانش است. اینگونه است که مولا علیه السلام از خفتن عقل به خدا پناه می برد.

«وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ‏إ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ وَ إِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدِي لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِي فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا مَا لِعَلِيٍّ وَ لِنَعِيمٍ يَفْنَى وَ لَذَّةٍ لَا تَبْقَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سُبَاتِ‏ الْعَقْلِوَ قُبْحِ الزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعِين»

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: بر عقل بیمار و خفته هیچ آیه و روایتی کارساز نیست. کسی که عقلش خفته و تعطیل باشد، به مرز حیوانیت سقوط کرده است و در قلب او هیچ سخنی تأثیر نخواهد داشت. قلب او بیمار است. دین او اعم از اصول و فروع، پیکره ای بی جان بی مغز و بی محتوا و منافقانه و فریب کارانه خواهد بود.

 

وی اضافه نمود: در سوره مبارکه بقره آیات 8 تا 10 می خوانیم: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ (8) يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (9) في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ (10)» در این آیات شریفه ایمان بعضی از مدعیان ایمان را فریبکارانه و آنها را بی شعور و دارای قلب بیمار معرفی می کند.

در سوره مبارکه انفال، آیه 22 می خوانیم: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُون‏»

در سوره مبارکه فرقان، آیه 44 می خوانیم: بی عقلی را درد بیشتر مردم می داند. «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً»

 

وی افزود: اولین کار انبیاء برانگیختن عقل بشر بوده است؛ حضرت امیر صلوات الله علیه در خطبه 1 می فرماید: «... فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ‏ الْعُقُولِ‏ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ‏ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ [تَتَتَابَعُ‏] تَتَابَعُ عَلَيْهِم‏»

 

وی افزود: انقلاب عقلی و استدلال های عقلی به مراتب، کارسازتر از انقلاب علمی است. سرانه تفکر و تعقل مقدم بر سرانه مطالعه و دانش آموزی است.  بینش، برتر از دانش است.  بایسته است که روش ما برای هدایت مردم هم همان روش انبیاء باشد. در بحث با هر کسی ابتدا باید با طرح مباحث عقلی، عقل دفن شده و خفته را بیدار کنیم تا از مرحله حیوانیت به انسانیت اوج بگیرد؛ آنگاه قلب او با فکر و اندیشه آماده مباحث نقلی از طریق آیات و روایات بشود. کتاب شریف کافی کلینی با عقل و جهل آغاز کرده است؛ نه توحید و نماز و روزه و حج؛ اول عقل، بعد اصول و فروع دین.  بر اساس آیات و روایات، اگر انسان عقل خودش را به کار نگیرد، به حیوانیت سقوط می کند؛ بلکه بدتر از حیوان خواهد بود؛ چنین کسی که در مرز حیوانیت قرار دارد، نه اصول و نه فروع دین به دردش نمی خورد؛ چون دین برای انسان است و نه حیوان؛ انبیاء هم در گام نخست، عقل بشر را ترغیب می کنند تا از مرحله حیوانیت به انسانیت صعود کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مولا سلام الله علیه می فرماید: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ‏ نَبِّهْ‏ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ‏ وَ جَافِ (جاف عنه كذا أي باعده عنه.) عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّك» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 2؛ ص 54)

 

وی افزود: در سوره اعراف، آیه 58 رابطه علوم و معارف و آداب از یک سو با عقل و قلب از سوی دیگر استفاده می شود. علوم و اعمال مانند بذری هستند که در بستر عقل کامل و سالم رشد می کنند.

«وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُون‏»

آن اعمال و عبادات، فروع دین و این علوم و معارف مانند بذری هستند که اگر در این سرزمین بریزید، رشد می کنند؛ اما در شوره زار و سرزمین بد طینت و عقل بیمار، جز گیاه ناچیز و بی ارزش نمی روید. انسان ها بهره ای از علوم و معارف و عبادات نخواهند برد.  تلاش انسان بی عقل و بی شعور و دارای قلب بیمار رنج او در تحصیل معارف و اصول دین در انجام عبادات مختلف، فروع دین و اخلاق، بی حاصل و بیهوده خواهد بود.

 

استاد شفیعی اضافه نمود: در آیات 1 تا 10 غاشیه می خوانیم:  «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْغاشِيَةِ (1) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ (2) عامِلَةٌ ناصِبَةٌ (3) تَصْلى‏ ناراً حامِيَةً (4) تُسْقى‏ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ (5) لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَريعٍ (6) لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْني‏ مِنْ جُوعٍ (7) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ (8) لِسَعْيِها راضِيَةٌ (9) في‏ جَنَّةٍ عالِيَةٍ (10)»

 

وی افزود: چهره هایی رنج بی حاصل و زحمت بی فایده و عمل خسته کننده که شیرینی آن را نخواهد چشید؛ چهره هایی هم در آن روز شاداب و با طراوت هستند و از سعی و تلاش خودشان خشنود هستند؛ گروه اول نتیجه «آن تصلی نارا حامیه» و نتیجه گروه دوم «فی جنة عالیه»

 

د, 05/24/1401 - 14:45