استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

امام سجاد علیه السلام و دو قیام بعد از عاشورا

استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «امام سجاد علیه السلام و دو قیام بعد از عاشورا» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها دو رکن اساسی نهضت سالار شهیدان، ابی عبدالله (ع) هستند که بی تردید دوام و بقای نهضت حسینی مدیون فداکاری های آنهاست.

 

وی افزود: متأسفانه چهره قهرمانانه امام سجاد (ع) توسط بعضی از دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه تحریف شده و از امام به عنوان چهره ای پیوسته بیمار و کنار از مسائل سیاسی ساخته اند. بی تردید این تلقی نسبت به ساحت مقدس این امام شجاع و خستگی ناپذیر ظلمی سترگ است! زنده ترین دلیل مطلب، خطبه های افشاگرانه امام سجاد (ع) در کوفه و شام و موضع سازش ناپذیر امام با ستمگران و برخورد خشمگینانه با عالمان درباری است.

 

استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: در این گفتگو بر آنیم شاهدی دیگر بر حضور فعال سیاسی امام (ع) در صحنه سیاسی بیاوریم تا اندکی از حق آن امام مظلوم ادا شده باشد. بنابراین، موضع گیری حضرت را درباره دو قیام گسترده ای را که در زمان وی صورت گرفت؛ یعنی قیام توابین و قیام مختار را بیان می نماییم؛ از جمله مباحثی که در سیره سیاسی حضرت امام زین العابدین (ع) باید مورد توجه قرار گیرد، موضع امام (ع) در برابر قیام توابین و قیام مختار است. برای بررسی دقیق این موضوع باید چند نکته به عنوان تغذیه این بحث مورد توجه قرارگیرد.

 

مشروعیت قیام

نکته اول:

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: امامان شیعه (ع) پیوسته به شیعیان سفارش می کردند، زیر هرعلمی که تحت عنوان قیام بلند شد، قرارنگیرید؛ بلکه ابتدا مشروعیت آن قیام را احراز کنید، آنگاه با آن همراه شوید که در غیر این صورت خونتان هدرخواهد شد و چنین تعلیل می فرمودند که شما دو جان ندارید که با یکی تجربه کنید و با دیگری زندگی، یک جان بیشتر نیست؛

«عن عیص بن القاسم قال سمعت اباعبدالله (ع) یقول علیکم بتقوی الله وحده لاشریک له و انظروا لانفسکم فوالله ان الرجل لیکون له الغنم فیها الراعی فاذا وجد رجلا هو اعلم بغنمه من الذی هو فیها یخرجه و یجی بذلک الرجل الذی هو اعلم بغنمه من الذی کان فیها و الله لو کانت لاحدکم نفسان یقاتل بواحده یجرب بهاثم کانت الاخری باقیه یعمل علی ما قد استبان لها و لکن له نفس واحده اذا ذهبت فقدوالله ذهبت التوبه فانتم احق ان تختاروا لانفسکم ان اتاکم آت منا فانظرواعلی ای شی ء تخرجون و لاتقولوا خرج زید فان زیدا کان عالما صدوقا و لم یدعکم الی نفسه و انما دعاکم الی الرضا من آل محمد (ص) و لو ظهر لوفی بما دعاکم الیه انما خرج الی سلطان مجتمع لینقضه» عیص بن قاسم گوید، امام صادق (ع) فرمود: بر شما باد به تقوا از خداوندی که شریکی برای او نیست و این که مراعات جان خودرا بکنید. به خدا قسم اگر کسی گوسفندانی را به دست چوپانی بسپارد آن گاه چوپان بهتری بیابد چوپان قبلی را کنار زده، او را گزینش می کند. به خدا قسم اگر شما دو جان می داشتید که با یکی تجربه می کردید و با دیگری زندگی مانعی از بی احتیاطی نبود. و لکن شما یک جان بیش تر ندارید که اگر بیهوده آن را ازدست دهید، دیگر زمینه ای برای توبه هم نخواهید داشت. پس سزاوار آن است که جانتان را هدر نداده (و زیر هر علمی قرار نگیرید) اگر کسی از ما دم زد و قیام کرد (زود تحت تاثیر قرار نگیرید) و ببینید، انگیزه چیست (و هر قیام گری را به زید قیاس نکنید و) نگویید زید قیام کرد که (حساب او از دیگرانی که با انگیزه های غیرالهی قیام کردند جداست) زید عالم بود، راست گو بود و شما رادعوت به خود نمی کرد (او هرگز در پی حاکمیت و به مسند نشاندن خویش نبود؛ بلکه) هدف زید تحصیل رضایت آل محمد بود؛ و اگر پیروز می شد به عهدش وفا کرده (وامامت را به امام حق می سپرد) او قیام کرد تا هیمنه و قدرت سلطه گران غاصب را بشکند...»

 

وی افزود: از این روایت استفاده می شود در زمان امام صادق علیه السلام فرصت طلبان فراوانی با سوء استفاده از محبوبیت فوق العاده اهل بیت و نام آنها در صدد به قدرت رسیدن خود بودند که نمونه بارز آن قیام بنی العباس بود. قیامی که انگیزه های جاه طلبانه از آغاز تا پایان آن موج می زد! و متأسفانه گاه بعضی از دوستان و برخی از بستگان امام (ع) هم اغفال می شدند و تحت تاثیرقرار می گرفتند. سخن امام صادق (ع) این است که تحت تأثیر این فرصت طلب های شیاد قرار نگیرید و بیهوده جانتان را هدر نکنید و تا مشروعیت کامل قیامی برایتان محرز نشده در آن شرکت نجویید.

 

نکته دوم:

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: از آنجا که بسیاری از قیام های دوره امام (ع)، قیام های مسلحانه و ضد طواغیت بود و مشی امامان، به ویژه امام سجاد (ع) وارد نشدن در این قیام ها بوده است؛ ما برای آنکه نظر امامان (ع) را در مورد این قیام ها دریابیم، باید سراغ شواهد و قرائن برویم تا حقیقت را در یابیم، چه بسا در مسیر تحقیق گاه به مذمت امامی از قیام یا سردار قیام برخوریم، لکن این نمی تواند دلیل بر محکوم بودن آن قیام باشد، زیرا چه بسا امام با این مذمت تنها می خواسته ارتباط خود را با قیام تکذیب کند که این امری کاملا طبیعی است. بنابر این قضاوت پیرامون قیام های دوران ائمه (ع) کار آسانی نیست، باید با حوصله، مجموع شواهد و قرائن را کنار هم گذارد تا به یک جمع بندی صحیح و منطبق با واقع رسید.

 

نکته سوم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مجموعه قیام هایی که در دوره های بعد ازامام حسین (ع) صورت گرفته است، بر دو نوع است:

الف) قیام هایی که با اهداف و انگیزه های شیطانی و قدرت طلبی صورت گرفته است، هر چند در ظاهر دوستی اهل بیت (ع)، به ویژه خونخواهی سالار شهیدان حسین (ع) را یدک می کشیدند. نمونه بارزو عینی این نوع قیام ها، قیام «بنی العباس» است. اینان هدفی جز رسیدن به حکومت نداشتند؛ لذا وقتی به قدرت رسیدند اگر نگوییم بیش از بنی امیه، لااقل بمانند آنها جنایت کردند و فرزندان فاطمه (س) را به شهادت رساندند.

ب) قیام هایی که با اهداف و انگیزه های الهی بود و تنها انگیزه مقدس ظلم ستیزی را دنبال می کرد و در صورت پیروزی در قیام بدون تردید قدرت را به صاحب اصلی آن، یعنی امامان شیعه (ع) تحویل می دادند.

 

وی افزود: نمونه بارز این قیام، قیام شهید، زیدبن علی بن الحسین (ع) است که در نهایت قداست بود و شهید «زید» از معتقدین امامت امام صادق (ع) بود و اگر پیروزمی شد، به تصریح امام صادق (ع) «لو ظفر لوفی» قدرت را به حضرت واگذار می کرد. امامان شیعه (ع) قیام های نوع اول را محکوم و قیام های نوع دوم را مورد تأیید قرار می دادند. (البته نه به صورت علنی، بلکه نوعا مخفیانه آنها را مورد تایید قرار می دادند).

 

قیام توابین

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: با توجه به این سه مقدمه اینک به بیان موضع امام سجاد (ع) پیرامون قیام توابین و قیام مختار می پردازیم. سخنرانی های افشاگرانه حضرت امام سجاد (ع) و زینب کبری، سبب شد که وجدان های خفته بیدار شده و انگیزه انتقام خواهی و خون خواهی در جان ها زنده شود. قیام توابین با همین انگیزه شروع شد. اولین جرقه های آن بلافاصله بعد از شهادت امام حسین (ع) درگرفت و به صورت علنی در سال 65 ه.ق شروع شد.

 

ماهیت قیام توابین

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: این قیام انگیزه مقدس انتقام خواهی از خون سالار شهیدان را دنبال می کرد. در قداست این انگیزه این جمله امام سجاد (ع) شاهد خوبی است که: به عمویش محمدبن حنفیه فرمود: «یا عم لو ان عبدا زنجیا تعصب لنا اهل البیت لوجب علی الناس موازرته ...» عموجان اگر یک برده سیاهی هم به حمایت از ما برخاست، باید مردم او را یاری کنند.»

 

وی افزود: ماهیت قیام ها را معمولا از سه راه می توان شناخت:

1 بررسی چهره رهبری نهضت

2 سیمای همراهان

3 شعارها

 

وی افزود: رهبری این نهضت را سلیمان بن صرد خزاعی به عهده داشت. از چهره هایی که قبل ازفتح مکه مسلمان شده و با پیامبر اکرم همراه بودو بعد هم در رکاب مولی علی (ع) در تمام جنگ های حضرت حضور داشته است. «شهد المشاهد کلها مع علی (ع)» در تمام مشاهد با امام علی (ع) بوده است.» واو در ماجرای کربلا محبوس و در زندان ابن زیاد بوده است.

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: دیگر چهره های این قیام که می توان آنها رااز سران نهضت، نامید، عبارت اند از:

1- مسیب بن نجیبه فزاری 2- عبدالله بن سعد نفیل ازدی 3- عبدالله بن واحد تمیمی 4- رفاعه بن شداد.

 

وی اضافه نمود: آنچه در مجموع اظهارنظرهای اینان دیده می شود، انگیزه مقدس خون خواهی سالارشهیدان (ع) است و گفتار دیگر هواداران این قیام هم در همین راستا است. شعارهای این نهضت هم تماما شعارهای خونخواهی سالار شهیدان بوده است. به عنوان نمونه برخی از شعارهای آنها را می آوریم:

«لا کوفه نبغی و لا عراقا لابل نرید الموت والعتاقا»؛ نه کوفه را می خواهیم و نه عراق را، بلکه می خواهیم در راه خدا جان ببازیم و از عذاب رهایی یابیم.»

«یا رب انی تائب الیک قد اتکلت سیدی علیک» «پروردگارا به درگاهت توبه می کنم و فقط اعتمادم بر تو است ای آقای من!.»

اینها برخی از شعارهای این نهضت است! با توجه به این ویژگی ها این قیام مقدس را «انتحار» نامیدن ، بی مهری به ایثارگران و فداکاران است. انتحار یعنی چه؟ یعنی آن که قیام کنندگان هدف نداشتند؛ که دروغ است. و اگر مقصود این است که هدفشان پیروزی نبود، مگر قیام مقدس آن است که همیشه پیروزی در پی داشته باشد؟ قیام مقدس آن است که در پی انجام وظیفه باشد و بدون تردید قیام این آزادمردان از سر سوز و احساس و مسئولیت و هدف اولیه آنها انتقام از خون یاران بوده است؛ هرچند اگر پیروز می شدند، به چیزی کمتر از حکومت اهل بیت (ع) راضی نمی شدند.

 

امام سجاد (ع) و قیام توابین

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط حساس و بحرانی و خفقانی دوره امام سجاد (ع) و موضع تقیه حضرت، توقع بیانی صریح از حضرت در حمایت از این قیام، نابجاست و حتی برعکس؛ باید انتظار نکوهش را هم از امام داشت؛ و لکن وقتی مجموع قرائن و شواهد را کنار هم می گذاریم، تقریبا اطمینان به رضایت امام (ع) به این قیام پیدا می کنیم.

1 سلیمان بن صرد، یک فقیه مسلم بوده و او خوب می دانسته که قیام بدون رضای امام انتحار است، طبیعی است که بدون رضایت امام دست به این اقدام نزند.

2 این قیام از سوی شیعیان اهل بیت مورد استقبال قرارگرفت «فکان یجیبهم القوم بعدالقوم والنفر بعد النفر» گروه، گروه پاسخ مثبت می دادند. بدون تردید این تحرکات از نظر امام، غایب نمانده و اگر نقد و نکوهشی بود ابراز می داشت.

3 همان گونه که در روایت امام سجاد (ع) دیدیم، امام تأیید هر حرکتی که در حمایت از اهل بیت باشد واجب می دانست و این قیام انگیزه ای جز حمایت ازاهل بیت نداشت.

 

وی افزود: در آغاز این قیام سلیمان بن صرد، چنین ایراد خطابه کرد: ما برای حسین (ع) نامه نوشتیم و دعوت کردیم.او آمد و از ما کمک خواست؛ ما کمک نکردیم. نتیجه آن شد که فاسقان او را هدف تیرهای خود ساختند و او را کشتند و بی شرمی راا ز حد فزون کردند؛ حتی او را عریان ساختند؛ آگاه باشید، باید قیام کنید که خدا را به خشم آورده اید. نزد همسران و بچه هایتان برنگردید، مگر آنکه خدا را راضی کنید.

«والله ما اظنه راضیا دون ان تناجزوا من قتله او تبیروا لاتهابوا الموت فوالله ما هابه امری قط الاذل» به خدا قسم گمان نمی کنم. او راضی شود، مگر آنکه انتقام از قاتلان او بگیرد و یا کشته شوید، از مرگ نهراسید؛ به خدا قسم هرکس از مرگ هراس به خود راه دهد، ذلیل خواهد شد.»

بنگرید به این سخنان چگونه شور و حماسه و غیرت از آن می بارد! با این شواهد و قرائن، می توان تایید امام سجاد (ع) را دریافت. و در کتاب تشیع در مسیر تاریخ ادعا کرده است که امام سجاد (ع) مستقیما با این قیام در ارتباط بوده، ولی شاهد عرضه نکرده است.

 

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در پایان بحث از قیام توابین تذکر به این نکته لازم است که این انتقاد برتوابین وارد است که چرا به موقع از حق حمایت نکردند (ولی این اشکال برسلیمان بن صرد وارد نیست، چرا که او به هنگام حادثه عاشورا زندان بوده است.) اگر این چهارهزار نفری که در قیام توابین شرکت کردند، روز عاشورا به یاری امام حسین (ع) می شتافتند، قطعا تاریخ تغییر مسیر می داد.

در این مورد سخن مقام معظم رهبری خواندنی است: «... عوام متفرق شدند، ولی چرا آن خواص مومنی که اطراف مسلم بودند، متفرق شدند در بین آنها کسان خوبی بودند، بعدا بعضی از آنان در کربلا آمدند شهیدشدند. اما این جا اشتباه کردند. البته آنهایی که در کربلا شهید شدند، کفاره اشتباهشان را دادند، اما از این ها کسانی بودند که به کربلا هم نیامدندنتوانستند بیایند توفیق پیدا نکردند! بعدا مجبور شدند جزو توابین بشوند،وقتی امام حسین کشته شد، وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت.

وقتی فاجعه اتفاق افتاد وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگر چه فایده؟ به همین دلیل تعداد توابین در تاریخ چند برابر عده شهدای کربلاست.

شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند; توابین هم در یک روز کشته شدند، اماشما ببینید اثری که توابین در تاریخ گذاشتند یک هزارم اثری که شهدای کربلاگذاشتند نیست. برای خاطر آن که اینها در وقت خود نیامدند کار را در لحظه خودانجام ندادند، دیر تصمیم گرفتند، دیر تشخیص دادند.»

 

 

چ, 06/02/1401 - 18:49